فرهنگ بیگانه - فارسی

 وجود واژه های بیگانه در فرهنگ وزبان خودی از دیرباز وجود داشته است اما متولیان فرهنگ وزبان هر قوم وملتی باید تا انجا که امکان دارد نگذارند این واژه ها زیاد شوند برای اینکار معمولا دوراه در پیش است یکی انتخاب واژه ای  که بتواند مفهوم ان واژه وکلمه جدید که از فرهنگ بیرونی اورده شده است داشته باشد که برای این کار معمولا متولیان فرهنگ وزبان با کارشناسی در حوزه زبان وزیبایی شناسی به این مهم می پردازند وراه دوم کپی برداری از همان واژه اما با نوشتار فارسی است مانند انترنت مانند فتوکپی و.... این مورد راجع به هر زبانی صادق است ودر هر زبانی ما کم وبیش با وازه های بیگانه  سروکار داریم در فارسی در عربی در ترکی در روسی ودر .... وحتی در گویش اوزی وزبان لارستانی هم این وازه های بیگانه کم نیستند .متاسفانه در خرده فرهنگ ها وزبان وگویش های محلی این امر بشدت ادامه دارد وبدلیل کمی نوشتار وتسلط زبان غالب در رسانه های عمومی در کتاب ومجلات در روزنامه ها دررادیو وتلویزیون ودر مدارس ودر فضای مجازی وانترنت ودر بسیاری از ارگانها ونهادی رسمی در مکاتبات جای ومجالی برای خرده زبانها که معمولا زبان اقوام هستند نمی گذارند تا به رشد خود ادامه دهد واین فاجعه بزرگی است که از سالهای پیش شروع شده وهمچنان با شدت بیشتری ادامه دارد اگر به همین زبان خودمان که در اوز ودر منطقه لارستان وحتی هرمزگان جریان دارد نگاه کنیم می بینیم چگونه بسیاری از کلماتی که استفاده میکنیم دیگر اوزی نیست ودر یک جمله چندین کلمه فارسی در ان وارد شده است که در گذشته نبوده است . مجموعه  واژه های بیگانه که در فرهنگ فارسی وارده شده وامروزه من وشما با استفاده از این کلمات در جملات خود به گفت وشنید می پردازیم نشان میدهد که بیشترین تاثیر ما از زبان عربی  بدلیل ورود اعراب به سرزمین ما و حضور واژگان مذهبی درنوشته ها وکتب مذهبی بوده است ووجود واژه های فرانسه بدلیل ارتباط صد سال گذشته ایرانیان با فرهنگ وزبان فرانسه بوده است چرا که قبل از مشروطیت بسیاری از ادیبان وتحصیلکردگان ایران برای ادامه تحصیل به فرانسه میرفتند وهمانها بودند که هم با ترجمه اثار فرانسوی وهم با زندگی در فرانسه  از ان لغات وکلمات در اثار خود اورده اند ودر محافل انزمان مرتبا تکرار میکرده اند .در مجموع  کلمات عربی وفرانسه بیشترین کلماتی هستند که بزبان ما وارد شده است وبعد از ان انگلیس وترکی وروسی ولاتین والمانی بوده است که تعداد این کلمات زیاد  نیستند .انچه در زیر از مجموعه لغات بیگانه که وارد زبان فارسی وفرهنگ ما شده است برگرفته شده از فرهنگ نامه بیگانه فارسی ادیب است که بترتیب حروف الفبا اورده شده است .

به امید اینکه به داشته های خودمان در حوزه زبان وفرهنگ ارج بگذاریم وبه زبان مادری که تبلور ریشه وهویت ماست توجه کنیم

 

آ =  آلمانی           ا =  انگلیسی         ت  = ترکی          ر = روسی  

ع = عربی         ف = فرانسوی         فا = فارسی         ل = لاتین

ی = یونانی

  آ -  ا

 آئرومتر aerometre (ف، اسم)= هوا سنج

آباژورAbat - Jour (ف، اسم) = پرتو افکن،  سایبان، آفتابگردان

ابتکار (ع، (اسم)مصدر) = نوآوری

آبسه abces (ف، اسم) = دمل چرکی

آپارات Apparat (ر، اسم) = دستگاه

آپوتئوز Apotheose (ف، اسم)= پرستش انسان

اپیدمی Epidemie (ف، اسم)= مرگامرگ

آتاشه Attache (ف، اسم)= کارمند سفارتخانه

اتصال (ع، (اسم)مصدر)  = پیوستگی، به هم پیوستن

آتلیه Atelier (ف، اسم)= کارگاه هنری

اتم Atome (ف، اسم)= پاریز

اتنوگرافی Ethnographie (ف، اسم)= نژادشناسی

آتو Atout (ف، اسم)= برگ برنده، بهانه

اتوبوسAutobus  (ف، اسم)= همه بر

آتی (ع، اسم فاعل)= آینده

اتیکت Etiquette  (ف، اسم)= برچسب

اثر (ع، اسم)=  آفرینه، نشان 

احتیاط (ع، (اسم)مصدر)= استوارکاری، دوراندیشی

احساس (ع، (اسم)مصدر)= سُهش، اندریافت، اندریافتن

احشاء (ع، اسم جمع)= اندرونه

احمق (ع، صفت)= کم خرد، کودن

احیا (ع، (اسم)مصدر)=  باز زیست، زنده ساختن

اختصار (ع، (اسم)مصدر)= کوته نوشت، کوته سخن، کوتاه کردن

اختلاط (ع، (اسم)مصدر) = آمیزش، آمیختگی، آمیختن، درهم شدن

اختلاف (ع، (اسم)مصدر)= ناسازگاری، ناهمگونی

اختلال (ع، (اسم)مصدر)= نابسامانی، بهم خوردگی

آخرت (ع، اسم)= آن سرای، آن جهان

آخرین (ع فا، صفت نسبی) = بازپسین، واپسین

اخطاریه (ع، اسم ) = یاد برگ

آدامسAdams  (ا، اسم) = سقز

آدرسAddress  (ا، اسم) = نشانی

ادغام (ع، (اسم)مصدر)= از خودسازی، درهم سازی،همپیوندی

آدمیرالAdmiral  (ا، اسم)= دریا سالار

ادویه (ع، اسم جمع ) = بوی افزار

اراده (ع، اسم) = خواست، آهنگ، خویشکاری

ارادی (ع، صفت)= بخواست

ارتباط (ع، (اسم)مصدر)= پیوستگی، بستگی

ارتداد (ع، (اسم)مصدر) = گم راهی، ازدین برگشتن 

ارتوپدی Orthopedie (ف، اسم ) = شکسته بندی

ارتو گرافیOrthographie  (ف، اسم)= درست نویسی

ارشد (فرزند) (ع، صفت تفضیلی) = (نخست زاده)، بزرگ تر، برتر

آرشیوArchives  (ف، اسم)= بایگانی

ارگانیزهorganise  (ف، صفت)= سازمانیافته

ارگانیسمOrganisme  (ف، اسم)= سازواره، اندامه

ارگانیکorganique  (ف، صفت)= اندامی، انداموار، پیکری

آرمArme  (ف، اسم)= نشانه ی ویژه

آرکتیکArctic  (ا، اسم)= شمالگان

آژانAgent  (ف، اسم)= کارگزار، پاسبان

آژانسAgence  (ف، اسم)= کارگزاری، نمایندگی

آسAs  (ف، اسم) = تکخال

اساس (ع، اسم) = پایه، بنیاد، پی، شالوده

آسانسور Ascenseur (ف، اسم) = بالا بر، بالا رو

اسپایرالspiral  (ا، اسم، صفت)= پیچه، مارپیچ  مانند، مارپیچی

استاتیکstatique (ف، صفت)= ایستادی، ایستاده

استادیومStadium  (ا، اسم)= ورزشگاه؛ دوره

استانداردStandard  (ف، اسم)= هنجار، نمونه ی پذیرفته شده

استبداد (ع، (اسم)مصدر)= خودکامگی، خودسری

استحقاق (ع، (اسم)مصدر) = شایستگی، سزاواری

استحکام (ع، (اسم)مصدر) = استواری

استخدام (ع، (اسم)مصدر)  = بکار گماشتن، بکارگیری

استخراج (ع، (اسم)مصدر)  = بیرون آوردن

استراتژیکstrategique  (ف، صفت)= راهبردی

استراحت (ع، (اسم)مصدر) = آسایش، آسودگی

استراق سمع (ع، (اسم)مصدر)= دزدیده گوش کردن

استرداد (ع، (اسم)مصدر)= بازپس خواستن، پس گرفتن

آستروئیدAsteroide  (ی، اسم)= خرده سیاره

آسترونومیAstronomie  (ا، اسم)= ستاره شناسی

استقامت  (ع، (اسم)مصدر)= ایستادگی، پایداری

استقبال  (ع، (اسم)مصدر)= پذیره شدن،  به پیشواز رفتن

استقرار (ع، (اسم)مصدر)= جا گرفتن، استوار شدن، آرام گرفتن

استقلال (ع، (اسم)مصدر)= خودبودگی، ناوابستگی

استکبار (ع، (اسم)مصدر)= خود بزرگ پنداری، خودنمایی، گردنکشی

استیلStyle  (ف، اسم)= سبک

استیناف (ع، (اسم)مصدر)= از سر گرفتن، دوباره آغاز کردن، وارسی

اسرار آمیز (ع، فا، صفت) = رازناک

اسراف (ع، (اسم)مصدر)= زیاده روی، فراخ روی، گشاد بازی

اسلوب (ع، اسم) = شیوه، روش

اسهال (ع، (اسم)مصدر)= شکم روش، بیرون روه

اسیر (ع، صفت)= در بند، گرفتار

اشاره (ع، (اسم)مصدر) = نُمار، نماردن

اشانتیونEchantillon  (ف، اسم)= نمونه (ی کالا)

اشتباه (ع، (اسم)مصدر)= نادرست، بیراه

اشتهار (ع، (اسم)مصدر)= ناموری، بلندآوازی

اشتیاق (ع، (اسم)مصدر)= آرزومندی

اشکال (ع، (اسم)مصدر)= دشواری، سختی، پیچیدگی

اصطکاک (ع، (اسم)مصدر)= سایش

اصل (ع، اسم) = ریشه، بیخ، بن، بنیاد

اصلا (ع، قید)= از هیچ باره، هرگز،  از بن، از بیخ

اصیل (ع، صفت) = ریشه دار

اضافه کردن (ع فا، مصدر) = افزودن

اضطراب (ع، (اسم)مصدر)= شوریدگی، بی تابی، آشفتگی، پریشان حالی

اطاعت کردن (ع فا، مصدر)= سرخم کردن، فرمان بردن

اعتراض (ع، (اسم)مصدر)= واخواهی، واخواست، خرده گیری

اعتراف (ع، (اسم)مصدر)= بروز دادن، خستو شدن

اعتقاد (ع، (اسم)مصدر)= باور، باور کردن

اعمال کردن (ع فا، مصدر) =-بکار بستن

اعزام کردن (ع فا، مصدر)= گسیل داشتن

اغراق (ع، (اسم)مصدر)= گزافگویی

افراط (ع، (اسم)مصدر)= زیاده روی، پی فراخی، تندروی، پر بود

افراطی (ع، صفت)= پی فراخ، گزاف گرا، گزاف اندیش، تند رو، پربودمنش، زیاده رو

افشاگری (ع-فا، اسم )= برون افکنی

افول (ع، (اسم)مصدر) =  فرونشست

اقبال  (ع، اسم) = بخت

اقلیت (ع، مصدر جعلی)= کمینه

اقیانوس (ی، اسم)= پهناب

اکتوئلactuel  (ف، صفت) = به روز

اکثریت (ع، مصدر جعلی)= بیشینه

اکسورسیسمExorcisme  (ف، اسم)= جن زدایی، جن گیری

اکسیداسیونOxydation  (ف، اسم مصدر)= اکسایش

اکولو.ژیEcology  (ف، اسم)= بوم شناسی

اکولوژیکecologique  (ف، صفت)= بوم شناختی

اکونومیسیمEconomisme  (ف، اسم)= اقتصاد باوری

الاستیکelastic  (ا، صفت)= کشایند، کشدار،کشسان

الکترومغناطیس (ع، اسم)= رخشاهنجشی

الکترونElectron  (ف، اسم)= رخشیزه

آلوتروپیAllotropy  ( ا، اسم)= دگروارگی

آلیاژ Alliage (ف، اسم)= همبسته، همجوش

آماتورAmateur  (ف، اسم)= هوسکار

امان (ع، (اسم)مصدر)= بی ترسی، زنهاری

امکان (ع، (اسم)مصدر) = شایش

املاء (ع، (اسم)مصدر)= درست نویسی

امنیت (ع، مصدر جعلی)= آبیمی، آسودگی، زنهار، ایمنی

امین (ع، صفت) = استوان

آناتومیAnatomie  (ف، اسم)= کالبد شکافی

آنارشیAnarchie  (ف، اسم)= هرج و مرج

آنارشیستAnarchiste  (ف، صفت) = هرج و مرج خواه

آنتارکتیکAntarctic  (ا، اسم)= جنوبگان

آنتروپولوژیAnthropologie  (ف، اسم)= انسان شناسی، مردم شناسی

انتریگIntrigue  (ف، اسم)= اسباب چینی

انتقام (ع، (اسم)مصدر)= پی ورزی، کینه توزی

انتقام گرفتن (ع فا، مصدر) = کین آختن

آنتی بیوتیکAnthibiotique  (ف، اسم و صفت )= پادزی

آنتی تزAntithese  (ف، اسم)= برابر نهاد

آنتیکantique  (ف، صفت)= باستانی ، دیرینه، کهن سال

انحراف (ع، (اسم)مصدر)= کژدیسگی، کژروی، کجراهی، کج روی

انحطاط (ع، (اسم)مصدر) = فرو بودگی، پست شدن، به پستی گراییدن

اندیکاتورIndicateur  (ف، اسم)= نشاندهنده

انعام (ع، اسم)= مژدگانی

انعکاس (ع، (اسم)مصدر)= بازتاب

انفجار(ع، (اسم)مصدر)=   پُکش، ترکیدن

انقلاب (ع، (اسم)مصدر)= فراخیز

آوانسAvance  (ف، اسم)= پیشی

اوپتی میسمOptimisme  (ف، اسم)= خوشبینی

اومانیستHumaniste  (ف، صفت)= انسانگرا

اهمال (ع، (اسم)مصدر) = سهل انگاری(کردن)، سبکسری (کردن)

ایده آلIdeal  (ف، اسم)= آرمانی، دلخواه، بهین آرزو

ایده آلیستی (ف- فا، صفت)= پندارآمیز، آرمان گرا

ایده آلیسمidealisme  (ف، اسم)= خواست اندیشی، آرمان گرایی، ایده باوری، مینوگرایی

ایدئولوژیک ideologique (ف، صفت) = اندیشه ای

آیرودینامیکAerodynamique  (ف، اسم) = هوانیوگانی

ایزوتوپisotope  (ف، صفت)=-هم جا

ایماژ Image (ف، اسم)  =  انگاره

ایمان (ع، اسم) = استوارداشت

ایمپولزImpulse  (ا، (اسم)مصدر)= تکانه، برانگیزش

اینتر نت internet (ا، اسم)= رایا تار، تارکده

 ایندکسIndex  (ا، اسم)= نمودار، نمایه

ایندیویدوالیسمIndividualisme  (ف، اسم)= فرد باوری

 

 ب

 

بابت (ع، اسم)= باره، درباره، درخورد، سزاوار، شایسته

باتری Batterie (ف، اسم) ) = آتشبار

بارومتر Barometre (ف، اسم) = هواسنج

باسنBassin  (ف، اسم) = لگن (خاصره)

باطل (ع، صفت) = پوچ، بی هوده، یاوه

باطن (ع، اسم)= اندرون، نهاد، سرشت

باطنی (ع. فا، صفت) = اندرونین، نهادین

باعث (ع، اسم فاعل) = برانگیزنده

بالاخره (ع، قید) = سرانجام

باند Bande (ف، اسم) = نوار، رشته، دسته، گروه، زمین ِ دراز

بانداژ Bandage (ف، اسم) = نوارپیچ، نوارپیچی

باندرول Banderole (ف، اسم) = نوار دراز و باریک، نوار چسب

بحث (ع، (اسم)مصدر) = گفتمان، کاوش

بخیل (ع، صفت) = زُفت

بدیل (ع، اسم)= جانشین

برانکار (ف، اسم) ) = تخت روان

بربریسمBarbarisme  (ف، اسم)= بربر خویی

برعکس (فا. ع، صفت)= واژگون، وارونه

برق (ع، اسم)= رخشه، آذرخش، درخشندگی

برکت (ع، (اسم)مصدر) =  فراوانی، افزونی، افزون شدن

برنش Bronche (ف، اسم)= نایژه

بُعد (ع، اسم) = دوری

بعضی (ع. فا، اسم) = برخی، پاره ای

بقیه (ع، اسم) = آن دیگرها

بکلی (فا.ع، قید )= از بیخ و بن

بلاتکلیف (ع، صفت) = دل اندروای

بلاغت (ع، (اسم)مصدر) =  رسایی سخن، زبان آوری

بلیت Billet (ف، اسم) = پَتَه

بنا (ع، اسم) = سازه، ساختمان

به وجود آمدن (فا.ع، مصدر) = پدید شدن، پدید آمدن

بوروکراسیBureaucratie  (ف، اسم)= اداره بازی

بیان کردن (ع فا، مصدر) = باز گفتن، باز نمودن

بیعانه (ع.فا، اسم مرکب)= پیش بها

بیلان Bilan (ف، اسم) = ترازنامه، سیاهه

بین المللی (ع، صفت)=  جهان کشوری

 بیوگرافیBiographie  (ف، اسم) = زیست نامه، زندگی نامه

بیولوژی Biologie (ف، اسم) = زیست شناسی

 

پ

 

پاتریوتیسمPatriotisme  (ف، اسم)= میهن پرستی

پاراگراف Paragraphe (ف، اسم) = بند

پارالل Parallele (ف، اسم)= هم رو، هم سو

پاساژ Passage (ف، اسم)= گذرگاه، بازارچه

پاگون (ر، اسم) = سردوشی

پانتومیم Pantomime (ف، اسم)= لال بازی

پاندول Pendule (ف، اسم)= آونگ

پانسمان Pansement  (ف، اسم)= زخم بندی

پتانسیلPotentiel  (ف، اسم و صفت) = توانش، نهانی

پراگماتیسمPragmatisme  (ف، اسم) = کارکردگرایی

پرانتزParenthese  (ف، اسم) = دوکمانک

پروپاگاندا Propaganda (ا، اسم) = آوازه گری، هوچی گری

پروتوتایپPrototype  (ا، اسم) = پیش نمونه، پیش نمون، پیش گونه، پیش الگو

پروژکتور Projecteur (ف، اسم) = نورافکن، پرتو انداز

پروژکتیلProjectile  (ف، اسم) = پرتابه

پروژکسیونProjection  (ف، اسم) = فراافکنی، افکندگی، انداختگی

پروژه Project (ف، اسم) = فرانداز، پی ریزی، پیشنهاد

پروسهProces  (ف، اسم)= روند، فراشد، فراگرد، فرآیند، شوند

پریز Prise (ف، اسم)= گیرک

پریود Period (ا، اسم)=دوره، گردش

پلی گامیPolygamie  (ف، اسم) = چندگانی

پورنوگرافیPornographie  (ف، اسم) = هرزه نگاری

پُز Pose (ف، اسم)= ریخت، رفتار، خودنمایی

پولی مِرPolymer  (ا، اسم) = بَسپار

پودر Poudre (ف، اسم)= گَرد

پیک نیک (ف، اسم)= دانگی، دانگانه

پیگمنتPigment  (ا، اسم)= رنگیزه، رنگدانه

 

 ت

 

تابع (ع، اسم فاعل) = پی رو، دنبال کننده، دنباله رو، سپس رو

تاریخ (ع، (اسم) مصدر) - سالمَه

تاکتیک (ف، اسم)= رزم آزمایی، چاره ی جنگی

تئوریTheory  (ا، اسم)= دیدمان، نگرش

تئولوژیTheologie  (ف، اسم)= یزدان شناسی

تابلوTableau  (ف، اسم)= نمایه

تامل (ع، (اسم) مصدر) - اندیشه کردن، دوراندیشی

تانی (ع، (اسم) مصدر) = درنگ کردن، آهستگی

تجربه (ع، (اسم) مصدر) = آزمودن،  اروند

تحرک (ع، (اسم) مصدر)= پویندگی، پویایی، پویش

تحصیل (ع، (اسم) مصدر) = درس خواندن، دانش آموزی، دانش یابی

تحصیلکرده (ع فا، صفت) = دانش آموخته، دانش یافته

تحقیق (ع، (اسم) مصدر) = بررسیدن، بررسی، وارسی، پژوهش

تحلیل (ع، (اسم) مصدر)= گشودن، واکافت

تحول (ع، (اسم) مصدر)= دیگرگون شدن، فراگشت، دگردیسی، دگرگشت

تخصص (ع، (اسم) مصدر) = ویژه کاری، کارشناسی

تخمین (ع، (اسم)مصدر) = برآورد (کردن)، به گمان گفتن، سنجیدن

تخیل (ع، (اسم)مصدر) = پنداشتن، گمان کردن، پندار، پنداشت

تراکتور Tracteur (ف، اسم)=  خیش کار

تربیت کردن (ع.فا، مصدر)= پرهیختن

ترتیب (ع، (اسم)مصدر) = چینش، راست و درست کردن

ترجیح دادن (ع.فا، مصدر)= برتر نهادن

ترفیع (ع، (اسم)مصدر) = بالابری، بالا بردن

ترکیب کردن (ع.فا، مصدر)= آمیختن، سرشتن

ترکیبی (ع.فا،صفت)= آمیخته، سرشته

ترمین علمیTerm  (ا، ع. فا، اسم) = دانشواژه

ترویج (ع، (اسم)مصدر) =روادهی، روا کردن

تزThese  (ف، اسم)= برنهاد، نهشت، گذاره، پایان نامه

تصور (ع، (اسم)مصدر) = انگاشتن، انگاره

تصور کردن(ع.فا، مصدر)= انگاشتن

تصور شده (ع. فا، اسم مفعول)= انگاشته، انگارده

تضاد (ع، (اسم)مصدر)= همستاری، ناسازگاری

تضامن (ع، (اسم)مصدر) =  همبایستی

تعصب (ع، (اسم)مصدر)=  رگ مرداری

تعمق (ع، (اسم)مصدر)= ژرف اندیشی

تغییر (ع، (اسم)مصدر)= دگرکونی

تفاوت (ع، (اسم)مصدر)= ناهمسانی، ناهمگونی، جدایی، دوری، ناهمی، ناهمانی

تفریح (ع، (اسم)مصدر) = خوشی، شادمانی، شادمانی کردن

تقریبا (ع، قید)= کمابیش، نزدیک به، پیرامون ِ

تقویم (ع، اسم) = گاهنامه، روزشمار، سالنما

تقویت (ع، (اسم)مصدر)= نیرومند کردن

 تکلیف (ع، (اسم)مصدر)= بایسته

تکنولوژیTechnologie  (ف، اسم) = فن آوری

تکنیک Technique (ف، صفت) = فنی، کار فنی

تلافی (ع، (اسم)مصدر) = باز نهش

تلفظ (ع، (اسم)مصدر)= واگفتن، واگفت، واگویی، فراگویی

تلفنTelephone  (ا، اسم)= دورگو

تلکسTelex  (ا، اسم)= دورنویس

تلگرافTelegraph  (ا، اسم)= دور نگار

تلگرامTelegram  (ا، اسم)= دورنگاشته

تلویزیونTelevision  (ف، اسم)= دوردیس، دور نشان

تله پاتیTelepathy  (ا، اسم) دور هم اندیشی

تِمTheme  (ف، اسم)= درون مایه، زمینه، فرهشت

تماما (ع، قید)= یکسره

تمرین (ع، (اسم)مصدر) = بوزش، نرم کردن، ورزش دادن

تمنی (ع، (اسم)مصدر)= آرزومندی، درخواست

تنبیه (ع، (اسم)مصدر)= آگاه کردن، گوشمالی، توزش

تنظیم (ع، (اسم)مصدر)= چیدمان

توجه (ع، اسم) = رویکرد

تور Tour (ف، اسم) =  گردش، دوره گردی، گشت

توریسمTourisme  (ف، اسم) =  گردشگری، گشتگری، جهانگردی

توزیع (ع، (اسم)مصدر) =  وابخشیدن

توضیح (ع، (اسم)مصدر)= بازگفت، فرانمود

توطئه (ع، (اسم)مصدر)= زمینه سازی (کردن)، بند و بست

توقع (ع، (اسم)مصدر)= چشمداشت، امید و خواهش

توقیف (ع، (اسم)مصدر)= بازداشت (کردن)

تولید(ع، (اسم)مصدر)= زایاندن، ایجاد گری

تونل Tunnel (ف، اسم) =  دالان

تهاتر (ع، (اسم)مصدر)= پایاپای

تهدید (ع، (اسم)مصدر)= ترسانیدن

تیپ Type (ف، اسم) =  نمونه، گونه

تیترTitre (ف، اسم)= نهند

تیراژ Tirage(ف، اسم)= کشش، شماره ی چاپ

 

 

 ث

 

ثابت (ع، اسم فاعل)= پایدار، پا بر جا، استوار

ثبات (ع، (اسم)مصدر)= قرار، پایداری، استواری

ثروت (ع، اسم) = دارایی، داشته

ثقل (ع، (اسم)مصدر)= سنگین شدن، سنگینی

ثلث (ع، اسم) = سه یک

ثمر (ع، اسم) = بار، میوه

ثناء (ع، اسم) = ستایش، درود

ثواب (ع، اسم) = پاداش، مزد

 

 ج

 

جاذب (ع، اسم فاعل)= رباینده، کشاننده

جاذبه (ع، اسم)=  هنجش، ربایش

جامد (ع، صفت)=  بربسته

جامع (ع، اسم فاعل)= فراگیر، گردآور

جایز (ع، صفت)=  روا

جبران (ع، اسم، جعلی) = بازنهش

جزء (ع، اسم)=  بهر

جزییات (ع، اسم، جمع)=  ریزگان

جذاب (ع، صفت)=  گیرا

جذب (ع، (اسم)مصدر)= ربایش، گیرایی

جذبه (ع، اسم)=  کشش

جذر (ع، اسم)=  بیخ، ریشه

جرات (ع، (اسم)مصدر)= دلیر شدن، دلیری، بی باکی، گستاخی

جُرم (ع، اسم)= بزه، گناه

جزیره (ع، اسم)= آداک، آبخو

جسد (ع، اسم) = کالبد، تن مرده

جسمانی (ع، صفت نسبی)= تنکرد

جعلی (ع، فا، صفت)=   ساختگی

جغرافیا (ع، اسم)= گیتاشناسی

جعرافیایی (ف، ع، فا، صفت)=  گیتایی

جلد (ع، اسم)= پوشانه

جلسه (ع، اسم)= نشست

جمعه (ع، اسم)=  آدینه

جمعیت (ع، (اسم)مصدر)= گرد آمدن، مردمگان

جنون (ع، (اسم)مصدر)= دیوانه سری، دیوانگی

 

 چ

 

چاپار (ت، اسم) = پیک، نامه بر

چخماق (ت، اسم)= آتش زنه، افروزه

چماق (ت، اسم)= چوبدستی

 

 ح

 

حاجت (ع، اسم)= آیفت، در خواست، نیاز

حاصل (ع، صفت فاعلی)= دستیافت

حافظه (ع، اسم)=  بَرم، یاد، یادانبار

حتمی (ع.فا، صفت)= چاره ناپذیر، بایسته

حداقل (ع، قید) = دست کم

حدس (ع، (اسم)مصدر)= گمان بردن، گمانه

حذف (ع، مصدر) =  زدودن، انداختن، دور کردن

حرام(ع، اسم و صفت)=  ناروا، ناپسند، ناشایست

حرف (ع، اسم)= سخن

حراف (ع، صفت)= پرسخن

حرکت (ع، اسم)=  جنبش

حریف (ع، صفت)= هماورد، هم نیرد، همچشم

حساب کردن (ع.فا، مصدر) = بر شمردن

حق العمل (ع، اسم)=   کارمزد

حقوق (ع، اسم جمع) =دادیک

حقه (ع، اسم)=  ترفند، نیرنگ

حقه باز (ع فا، صفت فاعلی)= پشت هم انداز، نیرنگ باز

حکومت (ع، (اسم)مصدر)= فرمانروایی، کشورمداری

حل (مشکل) چاره گری

حلقه (ع، اسم) = چنبر

حلقه زدن (ع فا، مصدر) = پره بستن، پره زدن

حماقت (ع، (اسم)مصدر)= کم خردی، کودنی

حمایت (ع، (اسم)مصدر) = جانبداری، پشتیبانی

حمل و نقل (ع، اسم)= ترابری

حمله (ع، اسم)= تازش، یورش

حوصله (  ع، اسم)= شکیبایی، بردباری

 

 خ

 

خاتمه ی کلمه (ع، اسم مرکب)= پی چسب

خاتمه یافتن (ع فا، مصدر) = انجامیدن، پایان یافتن

خاطره (ع، اسم)= یاد بود، یادگار

خالص (ع، صفت)= ناب، پاک، بی آلایش، سره

خالی (ع، صفت)= تهی

خانم (ت، اسم و صفت) = بانو

خروج (ع، (اسم)مصدر) = برونش، بیرون آمدن، بیرون رفتن

خسیس (ع، صفت)= زُفت

خراب کردن (ع فا، مصدر) = فرو شکاندن، از کار انداختن

خصوصیت (ع، (اسم)مصدر)= ویژگی

خط(ع، اسم)=  دبیره

خطا (ع، اسم)= نادرست، بزه

خطا کار (ع فا، صفت مرکب) = بزه گر، بزهکار

خفاش (ع، اسم)= بِیواز، شب پره

خلاء (ع، اسم)= تهیگی

خلاق (ع، صفت)= آفرینشگر

خلسه (ع، اسم)= ربودگی

خلق (ع، مصدر) =  آورش، آفرینش

خلق (ع، اسم جمع) = مردم، مردمان

خلق الساعه (ع، صفت) =هنگامی

خلیج (ع، اسم)شاخاب، شاخابه

خود رای (ع، صفت)  = خویشکار

خیال (ع، اسم)= پندار، گمان، انگارش

خیال کردن (ع فا، مصدر) = انگاشتن، پنداشتن

خیالی (ع فا، صفت) = پندارآمیز

خیمه (ع، اسم)= تا ژ، چادر

 

 د

 

دائمی (ع، قید)= بی امان، پیوسته، همیشگی

دتکتورDetector (ا، اسم)= پیداگر، آشکارگر، ردیاب

درجه (ع، اسم) = زینه، پایه

در مقابل (ع, فا، قید)= فراروی، فرادید

درک (ع، (اسم)مصدر)= دریافت

دسپوتیسمDespotisme  (ف، اسم)= خدایگانی، خدایگان سالاری

دعوت کردن (ع فا، مصدر) = فراخواندن

دفاع (ع، (اسم)مصدر)= پدافند

دقت (ع، (اسم)مصدر)= باریک بینی، باریک اندیشی

دقت کردن (ع فا، مصدر) = باریک شدن

دقیق ( ع، صفت) = باریک بین

دکترینDoctrine  (ف، اسم)= آموزه

دنیا (ع، اسم)= جهان، گیتی

دنیوی (ع، صفت نسبی)= گیتیانه، جهانی

دوآلیسمDualisme  (ف، اسم)= دوگانه گرایی، دو بینش انگاری

دوام (ع، (اسم)مصدر)=  ماندگاری، پایندگی

دور (ع، (اسم)مصدر)=  گردش، روزگار

دوغلو (ت، اسم و صفت) =  همزاد ها

دینامیکDynamique  (ف، صفت) = پویا، جنباننده

دینامیسمDynamisme  (ف، اسم) = پویایی

 

 ذ

 

ذات (ع، اسم)= نهاد، سرشت، گوهر

ذاتی (ع فا، صفت) = خودگوهر، خود سرشت

ذخیره (ع، اسم)= اندوخته، پس انداز، پس افت، توشه

ذهنی (ع فا، صفت)= درون خودی

ذوب شدن (ع فا، مصدر) = گداختن

ذوذنقه (ع، اسم)= دوزنخه

 

 ر

 

رئیس (ع، اسم)= سرکرده، بُد، فر نشین، سرپرست

رابط (ع، اسم فاعل)= میاندار

راسیونالیسمRationalisme  (ف، اسم) = خردورزی

راسیونلRationnel  (ف، صفت)= خردورزانه

راندمان Rendement (ف، اسم) = بازده

راه حل (ع فا، اسم مرکب)= راهکار، چاره

رجحان (ع، (اسم)مصدر)= برتری، افزونی، چَربش

رژیمRegime  (ف، اسم)= رازمان

رسم (ع، اسم) = نهادمان، آیین، روش

رسوب (ع، (اسم)مصدر)= نهشت، آبرفت، ته نشست

رشوه (ع، اسم)= پاره

رعیت ( ع، اسم) = پادرَم

رفراندوم Referendum (ف، اسم) = همه پرسی

رفرم Reforme (ف، اسم) = به سازی، به سامان آوری

رفوزه (ف، اسم مفعول) = پذیرفته نشده، بازگشته

رقاص  (ع، صفت)= پای باز

رفیق (ع، صفت)= همپا، همراه، یار

رقابت (ع، (اسم)مصدر)= هماوردی، همچشمی

رقیب (ع، صفت)= هماورد، همچشم

رنجر Ranger (ا، اسم) = تکاور

رنسانسRenaissance  (ف، اسم)= نوزایی

روحانی (ع، صفت نسبی) = دین یار

روز تعطیل (ع فا، اسم مرکب)= آسوده روز

روژ (ف، اسم)= سرخاب

رویزیونیسم Revisionisme (ف، اسم) = بازبین گرایی

ریتمRythme  (ف، اسم)= ضرباهنگ، هنجار

ریسایکلینگRecycling  (ا، اسم)= دورگردی

 

  ز

 

زاپاس Zapas (ر، اسم) = یدکی

زاویه (ع، اسم)= گوشه، کنج

زلزله (ع، اسم)= زمین لرزه

زمانه (اسم)= روزگار، دهر

زیاد (ع، صفت)= بسیار، فراوان

زیگراگ Zigzag (ف، اسم)= دندانه دار، کنگره دار

زینت دادن (ع فا، مصدر)= آراستن

 

ژ

 

ژانر Genre (ف، اسم) = گونه (ادبی یا هنری)

ژتون Jeton (ف، اسم)= پولک

ژله Gelee  (ف، اسم) = لرزانک

ژنGene  (ف، اسم)= ژاد

ژورنال Journal  ف، اسم) = روزنامه

ژورنالیستJournaliste  (ف، اسم) = روزنامه نویس، روزنامه نگار

 

س

 

سابقه (ع، اسم فاعل) = پیشینه

ساحل (ع، اسم) = کناره، کرانه

ساده لوح (ع فا، صفت مرکب)= خام اندیش، زودباور، ساده دل

سادیسمSadisme  (ف، اسم)= آزارگری، دیگرآزاری، مردم آزاری

ساسات ( ر، اسم) = دریچه ی هوا

ساکن (ع، صفت)=  آرمنده، آرمیده

سالن  Salon (ف، اسم) = تالار

ساندویچ Sandwich (ا، اسم) = بَزماورد

سرایت (ع، (اسم)مصدر)= واگیری

سرّی (ع فا، صفت)= رازورانه

سرواژServage  (ف، اسم)= زمین بستگی، بندگی

سریالSerial  (ف، صفت)= زنجیره ای، پیاپی

سریع الهضم(ع، صفت مرکب)= آسانگوار

سطح (ع، اسم)=  رویه

سطر (ع، اسم) = رج، رده

سعادت (ع، (اسم)مصدر)= نیکبختی، خوشبختی

سقف (ع، اسم)= آسمانه، بام

سقوط (ع، (اسم)مصدر)= فروشد

سلف سرویسSelf.service  (ا، اسم مرکب)= خود زاوری

سلول Cellule (ف، اسم)= یاخته

سلیقه (ع، اسم)= پسند، نهاد، سرشت

سمبلSymbole  (ف، اسم)= نماد

سمپوزیوم Symposium (ف، اسم) =گفت و نیوشی

سنتزSynthese  (ف، اسم)= باهم نهاد

سنت (ع، اسم)= فراداد

سنتی (ع فا، صفت)= فرادادی

سوء هاضمه (ع، اسم مرکب)= دشگواری، بدگواری

سوبسیدSubside  (ف، اسم)= یارانه

سوس Sauce (ف، اسم)= چاشنی، مزه

سوسیالیسمSocialisme  (ف، اسم)= جامعه خواهی

سوغات ( ت، اسم) = ره آورد، ارمغان

سهل الوصول (ع، صفت مرکب)= آسان یاب

سهل انگار (ع فا، صفت فاعلی)= آسانگیر

سیاحت (ع، (اسم)مصدر)= گردشگری، جهانگردی

سیبل  Cible (ف، اسم)= آماج، نشانه

سِیر (ع، (اسم)مصدر)= پویه، گردش، رفتار

سیرت (ع، اسم)= خو، روش

سیستمSystem  (ا، اسم)= سامان، همَستاد

سیستماتیک Systematic (ا، صفت)= سامانمند، با هَمَست

سیلندر Cylindre (ف، اسم)= استوانه

سینماCinema  (ف، اسم)= توژه نما

سینکرونSynchron  (ا، صفت)= هم گاه

 

ش

 

شامل (ع، اسم فاعل)= دربردارنده، فراگیرنده

شاهد (ع، اسم فاعل)= گواه، خوبرو

شباهت (ع ساختگی، اسم )= همسانی، همانندی، همویی، اینهمانی

شبیه (ع، صفت)= همانند، همسان

شبیه بودن (ع فا، مصدر)= ماندن

شجاع (ع، صفت)= دلیر، دلاور، پردل

شراکت (ع، (اسم)مصدر)= انبازه

شرکت (ع، (اسم)مصدر) = انیاز شدن، همدست شدن،  انبازی، همدستی

شرح دادن (ع فا، مصدر)= باز گفتن، باز نمودن، آشکار نمودن

شرط ( )= همبایسته، قرار

شرکت داشتن (ع فا، مصدر)= دست داشتن

شریک (ع، صفت)= همباز، انباز، همدست، همکُن

شعاع (ع، اسم)= پرتو

شعبده (ع، اسم)= چشم بندی، نیرنگ

شعبه (ع، اسم)= شاخه

شعله (ع، اسم)= افرازه، زبانه

شفاعت (ع، (اسم)مصدر)= خواهشگری

شفاهی(ع فا، قید)= گفتاری، زبانی

شک (ع، (اسم)مصدر)= دودلی، گمان

شکایت (ع، (اسم)مصدر)= شکوه، گله، دادخواهی

شکل (ع، اسم)= گونه، مانند، سان، دیس، نگاره، سیما، ریخت

شوق (ع، مصدر) =خواستاری، آرزومندی

شوم (ع، اسم و صفت)= بد شگون، وارون

شهاب (ع، اسم)= آسمان سنگ، آسمانکان

شهرت (ع، (اسم)مصدر)= آوازه، ناموری

 

ص

 

صاعقه (ع، اسم)= آذرخش، آتشه، ابرنجک

صاف (ع، صفت)= هموار، کوبیده، بی آلایش

صامت (ع، صفت)= بی گفتار، خاموش

صحبت (ع، (اسم)مصدر)= گفتگو، گفتار، سخن

صدا (ع، اسم)= آوا، آواز، بانگ

صدمه (ع، اسم)= آسیب، گزند

صراحت (ع، (اسم)مصدر)= روشن گویی، رک گویی

صَرف (ع، (اسم)مصدر)= هزینه

صرفنظر کردن (ع فا، مصدر)= چشم پوشیدن

صریح (ع، صفت)= روشن، آشکار، رک، بی پرده

صعود کردن (ع فا، مصدر)= برشدن، فرا شدن

صلح (ع، اسم )= آشتی، سازش

صلح طلب (ع ساختگی، صفت مرکب)= آرامش خواه، آرامشجو

صلیب ( ع، اسم) = چلیپا

صمیمیت ( ع، اسم) = یکدلی، یکرنگی

صنف ( ع، اسم) = گروه، رسته، گونه

صورتحساب ( ع، اسم مرکب) = سیاهه

صیاد ( ع، اسم) = دامیار، شکارگر

 

ض

 

ضامن (ع، صفت)= پایندان، پذیرفتار

ضرر (ع، اسم)= زیان، گزند

ضروری (ع، صفت)= بایا، ناگزیر، به ناچار

ضعف (ع، (اسم)مصدر)= کم توانی، سستی

ضعیف (ع، صفت)= کم توان، سست

ضلع (ع، اسم)= بر، پهلو

ضمانت (ع، (اسم)مصدر)= پایندانی، پذرفتاری

ضمیمه (ع، صفت)= پیوست

 

ط

 

طاقت (ع، اسم)= پایاب، تاب، بردباری

طالب (ع، اسم فاعل)= خواهان

طالع (ع، اسم)= بخت

طایفه (ع، اسم)= تیره، دودمان، خاندان

طرح (ع، (اسم)مصدر)= فرانداز، پی ریزی، پیشنهاد

طرز (ع، اسم)= شیوه، روش، هنجار

طرف (ع، اسم)= سو، کرانه

طغیان کردن (ع فا، مصدر)= برجوشیدن

طفیلی (ع، صفت نسبی) = ناخوانده، انگل

طلب (ع، (اسم)مصدر)= خواست، خواهش، جستجو

طور (ع، اسم)= گونه، شیوه، هنجار، روش

طول (ع، (اسم)مصدر)= درازا

طولانی (ع فا، صفت)= دراز، دیرانجام، دیرنده، زمانگیر

طول عمر(ع ساختگی، اسم)= جاندرازی

طول کشیدن (ع فا، مصدر)= دیر پاییدن

طویله (ع، اسم)= باربند، جایگاه ستور

طی کردن (ع فا، مصدر)= پیمودن

طینت (ع، اسم)= نهاد، سرشت، درون

 

ظ

 

ظاهر شدن (ع فا، مصدر)= پدیدار شدن، هویدا شدن

ظاهری (ع فا، صفت)= برونین

ظرف (ع، اسم)= آوند

ظرافت (ع فا، مصدر)= زیرکی، نکته سنجی، خوشگلی

ظرفیت (ع، اسم)= خورند، گنجایش

ظهر (ع، اسم)= پیشین، نیمروز

ظهور (ع، (اسم)مصدر)= پیدایش

 

ع

 

عاج (ع، اسم)= پیلسته

عاشق (ع، اسم فاعل)= دلداده، دلباخته، شیفته

عاقبت (ع، اسم)= فرجام، سرانجام

عاقل (ع، صفت) = استوار خرد، خردمند

عالی (ع، صفت)= والا، بلند، ارجمند، بزرگوار