معرفي کتاب تاريخ دلگشاي اوز
تاليف:حاج محمد هادي کرامتي
ناشر:انتشارات نويد شيراز
چاپ اول 1333 چاپ دوم 1370
کتاب با مقدمه اي در شرح حال نويسنده به قلم محمد رسول کرامتي نوشته شده است:
شادروان حاج محمد هادي کرامتي سال 1274
قمري در قصبه اوز متولد شد.پدرش حاج محمد امين مردي تاجر پيشه از معتمدين اوز و
مادرش دختر قطب العارفين حاج شيخ احمد فارسي بود. مادرش را در دوره کودکي از دست
داد و ناچار در دامان دايه بزرگ شد در هفت سالگي به جناب مولوي محمد تقی
که شخصی فاضل و عالمي بود سپردند
تا به او خواندن و نوشتن بياموزد.
بعد پدرش او را از
مکتب گرفت و با خود به هندوستان برد و در حجره پدر مشغول کار شد مرحوم حاج
محمد هادي روزها در کار به پدر کمک مي کرد و شب ها درس مي
خواند و با امکاناتي که بود توانست در بمبي تحصيل مقدماتي
را ادامه دهد و صرف و نحو عربي را که در اوز فرا گرفته بود
دنبال کند ايشان علاوه بر زبان فارسي و عربي زبان اردو هم ياد گرفت و در محضر مولوي
هدايت الله بمشاوره پرداخت و ايام فراغت را صرف مطاله کتب
تاريخي مشرق زمين نمود. نويسنده کتاب در فن خوشنويسي نيز
مهارت داشت و کتاب تاريخ دلگشا نيز ابتدا به خط نستعليق و نسخ نوشته بود آثار
خوشنوسي ايشان بر سردر مساجد و قبه آب انبارهاي اوز به چشم مي خورد.
آنگونه فرزند وي محمد رسول در مقدمه کتاب ميگويد کتاب تاريخ دلگشا اوز در سن هفتادسالگي محمد هادي نوشته شده و يادآور مي شود که در اين زمان بود که از محضر مولانا حاج شيخ احمد فقيهي مفتي اوز مستفيض مي گردد.
شادروان محمد هادي کرامتي داراي چهار فرزند
ذکور به اسامي محمد رسول -محمد امين- احمد و محمد ويک فرزند
اناث مرسومه به خيرالنسا بوده است.
مولف کتاب در تاريخ 12جمادي الصفر 1355 قمري در سن 81 سالگي در گذشت
کتاب تاريخ دلگشاي اوز همانگونه که فرزند او محمد رسول در
مقدمه آن ياد آور ميشود در اصل گوشه اي از تاريخ و جفرافياي
اوز مي باشد .کتاب هر چند از نظر تکنيک نگارش و اصول تاريخ نويسي ضعيف مي نمايد اما
گوشه مهمي از تاريخ اوز رابراي آيندگان بازگو کرده است.
در کتاب گذشته از اوضاع جغرافيايي اوز-وضيعت آب و هواي آن -
تعداد جمعيت آن زمان و ذکر اخلاقيات به مشکلات آن زمان شهر اوز درگیریهاي
آن و حکومت و کلانتران اوزي نيز مي پردازد. از اينکه چگونه مردم اوز در اثر فشار ها
و جنگهاي محلي و قومي و مذهبي مجبور به کوچ به شهراي ديگر شدند و اينکه با همه اين
فشارها اوز با پايداري مردمانش پابرجا ماند.
درباره اين کتاب جا دارد از سخنان باستاني پاريزي استاد
تاريخ دانشگاه تهران که در اهميت تواريخ محلي با راديوي بي بي سي مصاحبه اي داشته
اند و در همين کتاب نيز آورده شده است قسمتي از آن را به
عنوان ختم کلام عرضه کنم:
(( براي ما ممکن است که في المثل جزييات جنگ هاي ايران
و روس را در زمان فتحعلي شاه يا جنگ هاي ايران
برسرهرات را در زمان محمد شاه و نا صرالدين شاه در کتب روضه
الصفاي ناصري يا ناسخ التواريخ يا يادداشهاي خارجيان که درآن زمان در ايران بوده
اند ببينيم و در کتب درسي وانگلسي و فرانسوي و آرشيوهاي آنان تحقيق کنيم اما اگر
بخواهيم کيفيت ساخت سلاحها را در ايران آن روز تحقيق کنيم آن وقت تنها يک منيع خيلي
کوچک و خيلي بي اهميت محلي ممکن است به داد ما برسد آن هم مربوط به يک ناحيه خيلي
دور افتاده و کم اهميت مقصود من تاريخ دلگشاي اوز است که حتي تلفظ اسم اين محل
نيزکه در لار است براي بعضي مشکل است . مقصودم اين است که فقط در اين تاريخ صد و سی
صفحه کوچک است که مي توانيم فصلي تحت عنوان ذکر کارخانجات حدادي
و تفنگ سازي آن روزگار بخوانيم که در اين دهکده کوچک چند صد نفر شانزده
کارخانه تفنگ سازي بوده است )) (باستاني پاريزي)