از این هفته اهمیت کتاب تاریخ دلگشای اوز در سایت ستاره های اوز به دیده عموم همشهریان  وبخصوص علاقمندان به تاریخ وپزوهش گذاشته میشود اقای عنایت الله نامور که خود از پزوهشگران تاریخ وادبیات منطقه لارستان هستند به بررسی این اثر گرانبهای تاریخ اوز به تهشیه ان پرداخته وبزبان امروزی برای سایت فرستاده اند که ضمن تشکر وارزوی توفیق بیشتر برای ایشان در اختیار علاقمندان قرار میدهیم .

            اهمیت تاریخ دلگشای اوز

در اهمیت تاریخ دلگشای اوز همین بس که استاد باستانی پاریزی در مقدمه چاپ جدید کتاب این چنین گفته است :

                                                       { ... اما اگر بخواهیم کیفیت سلاحها را در ایران   عهد جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلی  قاجار تحقیق کنیم ؛  فقط در این تاریخ صد و سی صفحه کوچک است که می توانیم فصلی  تحت عنوان  : ذکر کارخانجات حدادی و تفنگ سازی ؛آن روزگار بخوانیم .............>>

    آری این کتاب کوچک که در باره  تاریخ  یک  منطقه  دورافتاده  از ایران  بزرگ در دو سه قرن قبل است .تا آن اندازه اهمیت دارد که در این موضوع در کل ایران منحصر به فرد است .

البته  با ید متذکر شد که اهمیت آن  فقط در  موضوعی  که  استاد باستانی پاریزی تذکر داده است  خلاصه نمی ش  تاریخ دلگشای اوز در بسیاری از موارد در تاریخ منطقه لارستان نیز منحصر به فرد است . مرحوم کرامتی زمانی این  کتاب را تالیف  کرد  که  توجه  به تاریخ  نویسی منطقه  در لارستان مورد اهتمام کسی نبود .واین فقط در کتاب تاریخ  دلگشای  اوز است  که در موارد متعددی از حوادث لارستان صحبت به میان آمده است . که بارز ترین آنها حوادث بعد از انقلاب مشروطه در لارستان است .و نیز مورد دیگری که او از نحوه اداره لارستان و نحوه وصول مالیات ها و  مسایل  مربوط به  کل منطقه لارستان اسنادی ارائه  می دهد که  در جای د دیگری نیا مده است . از این گونه موارد در این کتاب فراوان است .مثل  مهاجرت  مردمان بر اثر ظلم و تعدی کلانتران ؛ در گیریهای بین کلانتران و در زمانهایی مقابله مسلحانه بین طوایف مختلف در منطقه ؛ دخالت های قوام و دیگر والیان فارس در زندگانی رعا یا ؛ و حتی وضعیت زنگی و معیشت روزمره مردم  منطقه لارستان و غیره  که  به  این  کتاب اهمیت بزرگی  می دهد .  اهمیتی  که  مد  نظر  بیشتر   محققان  و پژوهشگران و  دانشگاهیا نی  بوده  است که خواسته اند  در باره لارستان تحقیق کنند .که منجمله از ژان لوپن  فرانسوی  و   ویلهم فلور هلندی و  محمد باقر وثوقی  می توان  نام برد  که در کتابها یی که تالیف کرده اند به این کتاب  استناد کرده اند .و  می توان  به جرات گفت که  این کتابی است که محققان بی نیاز از آن  نخواهند بود .

 و اما برای ما  اوزیها  که  هویت  خویش  را در  آیینه این کتاب و  دیگر کتابهای درباره  اوز  جستجو  می کنیم  البته که  اهمیت  این  کتاب بسیار بیشتر و والا تر می باشد .در واقع  با  این کتاب است که  ما در میبا بیم که پدران   ما در  چه شرایط و  اوضاعی  میزیستند  و چگونه زندگی خود را اداره می کردند .و روابط اوزیها با دیگر اقوام منطقه به چه صورت  انجام می گرفته   است و   سرانجام  هر یک   از حوادث آن سالها  چه بود .و اوزیها از آیینه این کتاب  است  که  در می یابند این شهری  که اساس آن  بر  پایه  نیاز  به  همدیگر  برای امنیت بیشتر و عبور از  حوادث  سخت  روزگار  نهاده  شده  است ؛ چگونه مردما نش توانستند با همدیگر باشند و در سختی ها و شادی ها سربلند زندگی کنند . 

و از  اینجاست  که مطالعه این کتاب  منحصر به فرد  برای هریک از ما

می تواند  بسیار   مفید   باشد . و   نه  تنها   دانستن   اهمیت  این   کتاب

برای  ما  اوزیها   مایه   مباهات  است  بلکه  خواندن  آن را  می با ید  در برنامه خویش قرار داد . 

 ولی از آنجا که نوشتاراین  کتاب نثر  قدیمی و به  اصطلاح   نثر  فنی است که آکنده از کلمات و  تعا بیر عجیب عربی است ممکن است که مطالعه آن برای کسانی  که با این  اصطلاحات  نا مانوس  آشنا نباشند؛ به آسانی  صورت  نگیرد . خصوصا  نسل  جوان  که با  این کتاب  و نوشته  سنگین  آن  نمی تواند  به  آسانی  ارتباط  بگیرد . بنابر این تصمیم بر این گرفته شد که به تدریج و  از همین  جا  موارد  مهم کتاب را به صورت نوشتار امروزی باز نویسی کنم تا به آسانی بتوان به مطالعه آن پرداخت  . اصل  باز نویسی کتابهای  قدیمی کار  رایجی است که در ایران هم در چند مورد نمونه دارد  مانند  باز  نویسی کتاب (تاریخ گیتی گشای )که تاریخ زندیه است و نثری بسیار مشکل دارد  که انجام گرفته وچاپ شده است.

 بنا براین پس از این و طی چندین مقاله به تدریج این باز نویسی ارائه خواهد شد .و امیدوارم که بتواند مورد استفاده قرار گیرد. عنایت الله نامور مرداد 86

                                                                         

بازنویسی و یادداشت

یکم

 

 مرحوم کرامتی در مقدمه کتاب پس از حمد ثنا ی پروردگار و نعت  پیغمبر  گرامی

 اسلام و به میان  آوردن  ضرورت  مطالعه  کتابهای  اخبار  گذشتگان   می گوید

 که بنا به درخواست و خواهش  بعضی ا ز  دوستانش  که  جوینده  اوضاع  وطن

عزیز (اوز ) بوده اند  شروع به  نوشتن  تاریخ  دلگشای اوز  کرده است . تا  هم

از اجداد یادگاری بماند و هم برای آیندگان یاد آور گذشتگان باشد .سپس وی گذری به اوضاع زمانه خویش می زند و طی قصیده بلندی به وضعیت  اسف بار مسلمانان مشرق و هجوم دولتهای استعماری به سرزمین های اسلامی اشاره میکند . لازم است یاد آور گردد کتاب در حدود سال 1305(1926) شمسی نو شته شده است .

 .................

 پس از آن نویسنده ابتدا در قدیمی بودن منطقه اوز مطالبی را ذکر می کند . از جمله می نویسد که :

                          این نقطه  اوز از قدیم الایام  قریه مختصری  بوده  ا ز  بنای

                         زمانه فرس (منظور قبل از اسلام   ) و  از قراین و  آثار عتیقه

                        که مشهود است می توان استنباط کرد که در زمان سلف( قدیم)

                       عامر ( آباد ) بوده است

 و در همین رابطه به شرح آثار باقی مانده از زمانهای دور می پردازد . و ازجمله به این موارد اشاره می کند :

1- وجود سه رشته قنات که در کوه های اطراف اوز در دل سنگ تراشیده شده است

 2-آثار باقی مانده از قلعه (کلاته) واقع بر کوه مشرف به اوز

 3- قلعه مشهور به پرویزه (پروده)که مربوط به دوره قبل از اسلام می داند

4- آرامگاه پیر اولیا واقع در اوز که به( مالک اشتر) مربوط می داند و اشاره می کند که کتیبه سر در آن تاریخ 1104 هجری قمری را دارد

 5- وجود آرامگاه (پیر کهار )یا معلم کثیر که دارای آب انبار و کاروانسرا و دگر بنا هست و اشاره می کند به مراسم و آیین خاصی  که با حضور مردان  در آنجا برگزار می شود که نشانه از قدمت اوز است و متذکر می شود که وجود مقبره هایی مانند( پیر کهار یا عبد کثیر و عبید کثیر) نشانه ای از گورها ی سر دارن اولیه اسلام است که به منطقه آمده اند که در (تگزو ؛چغده ؛ و برزگو ) واقع شده اند .

........................................................................

 یادداشت

1- در رابطه با پیر اولیا و نام آن مالک اشتر

همان گونه که در کتاب ذکر شده است استاد باستانی پاریزی در مورد نام (اشتر ) در سرتاسر ایران مقاله تحقیقی مفصلی در کتاب (خاتون هفت قلعه ) نوشته است .و طی آن این مطلب را دنبال می کند که ایرانیان که قبل از اسلام از جمله  به پرستش  الهه ناهید می پرداختند و برای گرامیداشت این ایزدبانو  معبد هایی می ساختند که در آنها با ادای مراسم خاصی به پرستش آناهیتا می پرداختند . و این ایزد بانو از جمله  بنام

(ایشتار ) و یا  (ایشتر ) و ( اشتر ) نیز  شناخته  شده  است . بنا براین  نام (اشتر )

می تواند   یادآور محلی – مانند معبد -  برای این  ایزد بانو  باشد  و  استاد  در این مورد از چندین مکان که به نام (اشتر )خوانده می شوند یاد می کند .  مانند : آستارا – استرآباد –اشتر کرد –ده شتران – اشتران-الشتر –و ...... که بعد از آمدن اسلام به ایران به تدریج از  این  مکانها به عنوان مکانهای دینی اسلامی مورد  استفاده  قرار گرفت . و عقیده دارند که در مورد این  گونه  محل ها  بایستی به تاریخ  ایران  قبل  از اسلام توجه کرد . بنابراین این مکانها در واقع  نه مکانهای دینی اسلامی  بلکه محل پرستش ایزد بانوی ایرانی بوده است .

و از جمله استاد  اشاره می کند به همین آرامگاه پیر اولیا و یا (اشتر )در اوز که آن را از جمله مکانهایی می داند که برای پرستش الهه ناهید بر پا شده است .

 2- در رابطه با قلعه (کلا ته )و قلعه (پروده)

در این موارد توجه تان را جلب می کنم  به  کتاب پر ارزش خانم  حمیرا کمال  یعنی کتاب (بررسی آثار تاریخی و هنری اوز ) که در آن طی  دو مقاله جدا گانه در صفحه های 191 تا 206  کاملا در این باره بحث شده است .

 -3- در رابطه با آیین خاصی که در پیر کهار انجام می گرفت

در این رابطه مرحوم کرامتی به صورت مفصل در کتاب مطالبی نوشته است که به این شرح است :

 این است که از قدیم مرسوم بوده که هر ساله مو سم ربیع جشن  عرس پیر  بزرگوار  معمول می دارند و یکی از اعیاد بزرگ می شناسند .و موقوفاتی معین از برای اجرای عرس مقرر است . و در آن  روز فیروز اهالی از   کبیر و  صغیر   ذکور  بتمامی ملبس  بالبسه فاخره  جدیده  شده  به   اطعمه  لذیذ و   لوزینه های متنوعه همراه و در کمال بشاشت و خوشوقتی بلاتفاق از سواره و  پیاده  مع التعشق در آن مکان  فردوس نشان تقریبا هزار و  پانصد الی دو  هزار حاضر می شوند و بیک نظام معینی که مرسوم است جایگاه هر طایفه و طبقات اصناف از اشراف و مشایخ و فضلا و اعیان و تجار و غیره در جای خویش خیام ذی احتشام بامره صلوات بلند و  برقرار می دارند و با  فرشهای رنگین و پیرایه های ملون  آگین طینت داده  اسباب طرب و مسرت فراهم می آورند. در آن روز مبارک مشایخ و   فضلا در مجالس خویش بذکر مولد حضرت  رسول الله  صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم با الحان مسرت انگیز اذن  مستمعین را زینت افزای نغمات دورود و صلوات می دارند . سپس باجمعهم  شرف  زیارت  حاصل نموده  و در آن  روز جوانان مشغول به تیر اندازی و  نشانه زنی و  شلیک تفنگ شده و به العاب پهلوانی می پردازند و ناهار را صرف کرده و شام را از مو قوفات و نذورات پیر تبرکا تناول کرده بلاتفاق عودت می نمایند .. اما زمره  نسوان و  خرد سالان انا ث  که در  آن یوم آزادانه بر ولایت تسلط می یابند خالی از غرایب نیست . در آن روز یک اتفاق فرحناک و اتحاد تابناکی بین اهالی رخ می گشاید و چهره دلفریب شاهد تمنا بشاش و با لسان مستبشر و با حسن  اخلاق و روی  وفاق همگنان را دید باز دید می نمایند کانه از فیوضات و برکات  روحانیه  معنویه  این ذات  ولی  حق  چنین مقتضی است  که در  این مورد علت نفاق و نفار  از قلوب عموم محو شده با یک عالم اتفاق متحد الما ل شده باشند .  فی الحقیقه این  سلوک مستحسنه  از اثر اخلاص  در زیارت اولیا الله باید دانست .حضرت مولانا و مرشد نا ( الحاج شیخ محمد شریف ) روح الله روحه در  سال چند مرتبه به زیارت آمده  می فرمودند  که   تاثیرات کلیه از فیوضات ایشان بجان می رسد و بارها از برای استسقا و مولد شریف با مریدان مخصوصا تشریف می بردند

  که آن را می توان به این صورت باز نویسی کرد :

 این است که از قدیم رسم بوده که هر ساله در فصل بهار جشن بزرگداشت این پیر بزرگوار را بر پا می دارند .و آن را یکی از جشن های بزرگ به حساب می آورند . و برای اجرای این جشن موقوفات مشخصی  وجود دارد که از محل آنها هزینه می شود .

 و در این روز خجسته اهالی فقط مردان و پسران همگی در حالی که لباسهای نو پوشیده اند بیرون رفته همراه با خوراکیهای لذیذ و شیرینیهای مختلف و در کمال خوشی و خوشحال سواره یا پیاده با شوق و با کما ل میل در آن مکان که نشانه ای از بهشت دارد به تعداد هزار و پانصد تا دو هزار نفر گرد می آیند .و به ترتیب مشخصی که مرسوم است هر طایفه و اصناف از اشراف و مشایخ و دانشمندان و بزرگان و بازرگانان و غیره هر یک در جایگاه مخصوص خود خیمه های بزرگ با صلوات بر پا می کنند . و با قالی های رنگین و پارچه های رنگارنگ آنها را تزیین می کنند و اسباب شادی را فراهم می آورند .

در آن روز مبارک مشایخ علم و دانشمندان در نشستها به ذکر مولود خوانی حضرت محمد (ص) با صدای مسرت انگیز گوش شنوندگان را زینت افزای نغمه های صلوات و درود می کنند . سپس همه با هم به زیارت پیر می روند در ان روز جوانان به تیر اندازی و نشانه زنی ؛ شلیک تفنگ و بازیهای پهلوانی مشغول می شوند . آنگاه همگی نهار را صرف کرده و شام را از در آمد موقوفی پیر و برای تبرک  خورده و با همدیگر بر می گردند .

 اما گروه زنان ودختران خردسال در آن روز آزادانه بر ولایت تسلط می یابند که خالی از تعجب نیست .در آن روز نوعی همدلی شادی بخش و یگانگی بین اهالی رخ می دهد . و چهره دلفریف زنان خوبرو شادمان و زبانشان بشارت دهنده است و  همگی با حسن اخلاق و از روی ووفا ق به دیدار یکدیگر می روند . گویا از فیض و برکات روحانی معنوی این پیر ولی حق این چنین مقتضی است که نفاق وکینه از دلهای مردم محو شود و همه به اتفاق دارای آرزوهای یگانه ای گردند .

 و در حقیقت این رفتار نیک از اثر اخلاص در زیارت این اولیا الله باید دانست . حضرت مولانا (شیخ محمد شریف )که روحش با روح خدا یکی شده در سال چند مرتبه به زیارت آمده و می فرمودند که اثر فیض این پیر به جانهای مردمان بزرگ و عظیم است . و بارها  ازبرای مراسم (طلب باران ) و مولود خوانی شریف با مریدان عمدا به این مکان تشریف می بردند .

  در این باره ذکر یکی دو مورد ضرورت دارد

 اول این که این مراسم که به تفصیل شرح آن را خواندید تا قبل از سال 1310 شمسی هنوز معمول بود و هر ساله برگزار می شد . علت این که آیین فوق منسوخ شده و دیگر برگزار نمی شود خود حکایتی دارد که آن را از بزرگسالان شنیده ام . می گویند سال 1310 یا 1311  بوده است  (زمان کلانتری خواجه محمد رفیع نامور ) و مردان و پسران طبق عادت همه ساله به زیارت پیر رفته بودند و چادر ها را برافراخته مشغول به ادا ی مراسم بودند . در اوز هم زنان و دختران مانده و شهر در دست آنان بود و مانند هرسال هیچ مرد و پسری در شهر نبود . و زنان امورشهر را در دست داشتند . نزدیکهای عصر خبر رسید که قشون دولتی که عده کمی هم نبودند و از خنج آمده و عازم به لار هستند که وارد به اوز شده اند و زنان از مردان می خواهند که هرچه زودتر به اوز باز گردند  مردان هم به سرعت به اوز باز می گردند تا زنان با بیگانگان تنها نباشند و قضیه خاتمه می یابد . پس از آن عده ای در این که زنان دز شهر تنها باشند اعتراض می کنند و با اجرا ی این مراسم و  آیین مخالفت می کنند و از آن پس به تدریج این مراسم از اهمیت می افتد و بعد از چندی دیگر برگزار نمی شود .

 دوم این که استاد باستانی پاریزی در باره این آیین هم عقیده دارد که بازمانده آیین پرستش ایزد بانوی ( ناهید  یا آناهیتا )است خصوصا که زنان در این روز حاکم بر شهر می شدند و هیچ مردو پسری حق ورود به اوز را نداشت .و این با یسنای ناهید همخوانی دارد . از طرف دیگر این مراسم نوعی طلب باران بوده است و می دانیم که این ایزد بانو خود نگهبان آبها است و اهوره مزدا به او چهار اسب دادکه به گردونه خویش ببندد .و آن اسبها را از بارن و برف و تگرگ و دریا  ساخته بود

بهر صورت همه اینها نشانه ای است از باستانی بودن منطقه اوز و مردمی که در آن زندگی می کنند  ریشه در تاریخی قدیمی دارند . و اگر عمارت و ساختمانی نیست که نشانه ای از آن زمانها باشد ولی این گونه نشانه ها و خود زبان لارستانی و گویش اوزی گویای بسیاری از نهفته ها است                                           

                                                                                                                            عنایت الله نامور              مرداد 86