شهر زنده

( ده روز در اوز) -  قسمت چهارم

 قبل از شروع در گفتار موردی است که از اوز تلفنی تذکر داده شده است و می بایست که یاد آور شوم . در یادداشت سوم آنجا که از مراسم تجلیل از پیشکوتان ورزش اوز مطالبی مطرح شد گفته شد کودکان برنامه های آروبیک اجرا کردند که بسیار جالب توجه بود . سرکار خانم فوزیه خضری از دوبی و نیز سرکار خانم قتحیه فتحی از اوز اطلاع دادند که آن کودکان از کودکستان (مهر ماه – کرانی ) بوده اند که خود خانم فتحی مدیر آنجا ست و آن مربی کودکان که بسیار بانشاط همراه کوکان بود و به آنها انرژی می داد سرکار خانم نیازی بوده است که به این وسیله اصلاح می شود .  البته علت این مساله کمبودی است که دربیشتر مراسمی که در اوز اجرا می شود می باشد ؛ که نوشته یا بروشوری توزیع نمی شود كه در انها برنامه هایی که اجرا می شود و نیز اسامی عوامل برنامه قید شده باشد تا با تکیه به آن نوشته هااز یک طرف کسانی مانند من  دچار این گونه اشتباهات نشوند و از طرف دیگر اسناد  این  برنامه ها  و اسامی ماندگار بماند.

و اما مطلبی که در این قسمت ارائه می شود :

همانطور که در قسمت اول این گفتار نوشته آمد مقصود اصلی از سفر به اوز شرکت و ارائه مقاله در همایش زبانشناسی و مردم شناسی لارستان بود که به مدت سه روز در هفته آخر اسفند ماه گذشته در شهر لار برگزار گردید. این همایش که با شرکت بیش از شصت تن از نخبگان حوزه زبانشناسی و مردم شناسی ایران و جهان در لارستان برگزار شد خود حاکی از بالاتر رفتن درجه علمی لارستان و اوز به عنوان بخشی از آن است . اهمیتی وثقلی  که منطقه با داشتن چندین مرکز دانشگاهی درکل ایران تاکنون کسب کرده و خواهد کرد از جمله در وجود سه مرکز دانشگاهی پیام نور ؛ آزاد و علوم دینی اهل سنت اوزنمود دارد که به اوز اهمیتی بسزا داده است . پس از برپایی و به ثمر نشستن دانشگاه پیام نور اوز اینک ما شاهد دومین مرکز دانشگاهی علمی در اوز هستیم که علاوه بر اینکه به عنوان یک مرکز علمی به اوز اهمیت می بخشد به مثابه مرکز ی برای فعالیت و نشاط هم می تواند قلمداد شود . این را از این جهت می گویم که در یک روز صبح بهاری و با سر زدن اشعه کم جان و بی رمق آفتاب که تازگی و سرزندگی را به همراه داشت با دانشجویان دانشگاه آزاد و تحت نام برنامه صبح شادی همراه و همسفره صبحانه آنان بودیم و ساعتی را با آنها گذراندیم. جلسه ای  ساده ولی صمیمی که عده ای از دانشگاه آزاد لارورئیس آن آقای زاهدی هم حضور داشتند که در سخنانی از جمله گفت : در اوز پیام نور قوی است و در لار دانشگاه آزاد و این هیچ عیبی ندارد که هیچ بلکه موجب پیشرفت هم می شود چرا که ما مراقب هستیم که پیام نور چه دارد تا بهتر از آن را داشته باشیم و آنها هم همین طور و این رقابت سالم علمی و عمرانی موجب آبادانی منطقه می گردد .

بعدا در همان روز به اتفاق آقای مهندس همایون نامی که خود مجری و ناظر به ساخت دانشگاه آزاد اوز می باشد از محل احداث دانشگاه آزاد در ( تمب سیمیدو ) بازدید کردیم . ساخت مسجد دانشگاه رو به اتمام بود  که آقای عبد الرزاق صالحی هزینه ساخت آن را تقبل کرده است و ساختمان آموزشی که در واقع بخش اصلی دانشگاه است هم در حال بتن ریزی فونداسیون آن بودند . ساختمانی بزرگی  که سه هزار و اندی زیر بنا دارد و قرار است در سه طبقه ساخته شود . ساخت این قسمت  از محل کمکهای همگانی هزینه می شود که تاکنون بخشی از آن تامین شده است و بقیه می بایست که از کمکهای مردمی تامین شود .ما سپس از همان جا  به کشتارگاه طیور ققنوس اوز رفتیم و از نزدیک با فعالیت های آن آشنا شدیم . پروژه عظیمی که در واقع واحد صنعتی فوق العاده ای برای اوز و منطقه به حساب می آید و سرمایه گذاری قابل توجهی در آن شده است وما شاهد فعالیت کارگران و مدیران آن بودیم و از جریان کار این واحد بزرگ آگاه گشتیم .  جالب توجه این که در لار و گراش هم من دو سه جا تابلوی سردر مغازه هایی دیدم که نماینده فروش محصولات این شرکت بودند و اسم ( ققنوس اوز ) بر بالای آنها خود نمایی می کرد .

این همه و آنجه در نوشته های پیشین آمد که  در باره ساخت  بخشهای جدیدی در دانشگاه پیام نور و دیگر مکانها در جای جای شهر بود نشان از حرکت به سوی تغییر چهره شهر دارد . آری  ظاهر شهر اوز بتد ریج نو می شود و ما هر بار که به اوز مسافرت می کنیم شاهد برپایی چندین سازه جدید و مدرن در اوز هستیم . پاساژ ها ؛ ویلا ها ؛ دانشگاه ها ؛ خیابانها؛ مغازه ها و بوتیکها ؛ مطب ها   ؛ بانکها و موسسات مالی ؛ واحد های صنعتی وخیلی چیزهای دیگر که شکل اوز را نو تر کرده اند  . هرچند هنوز بسیاری از مظاهر قدیمی در شهر مشهود است که چهره نامطمئنی دارد ولی در مجموع اوز حالا شهر کوچکی شده است که کمتر چیزی است که در آن یافت نشود .

      دنباله دارد    عنایت الله نامور - فروردین 88

 

شهر زنده

شهر زنده(ده روز در اوز )-قسمت سوم

...................................................................

 صبح روزی که آقای آصفی سفیر ایران در امارت به اوز آمده بود و ما سوار بر ماشین از خیابان ملت به سمت دانشگاه در حرکت بودیم ناگهان با جمعیت انبوهی از زن و مرد و پیر و جوان در حال پیاده روی که سرتاسر خیابان ملت را پوشانده بودند مواجه شدیم. این یک برنامه پیاده روی دسته جمعی بود که تربیت بدنی اوز به راه انداخته بود . چندی است که تربیت بدنی اوز از این گونه برنامه های گروهی ترتیب می دهد که البته با حمایت های مالی افراد خیر از دبی نیز همراه است تا برای یاد بود و تشویق به برترین های این حرکت جوایزی هم تعلق بگیرد .چیز دیگری که من در طی مدت اقامت در اوز شاهد آن بودم جشنواره بزرگداشت از پیشکسوتان ورزش اوز بود که در آن از کسانی که در دهه های گذشته در ورزش اوز شاخص بودند یا اینکه مسئولیتی داشته اند و یا کاری برای ورزش اوز کرده اند تجلیل به عمل آمد . برنامه ای که برای من فرصتی شد تا کسانی که زمانی با آنها در یک تیم ورزشی بودیم و یا شاهد  قهرمانی آنها بوده ام را دوباره ملاقات کنم . افرادی مانند نواز مختاری از کوره یا جمشیدگان و  عزیز خضری ؛ عبدالله ابراهیمی  ؛ ورزشکاران قلاتی و دیگران که هر کدام از آنها را شاید مدتها بود که ندیده بودم. از جمله موارد قابل توجه در این جشنواره اجرای دو برنامه گروهی  حرکات آروبیک کودکان مهد کودک سعادت و حرکات رزمی نمایشی نوجوانان کا راته کار اوز بود که با نظم خاصی برنامه های خود را اجرا کردند . از یک سو جنب و جوش پر حرارت مربی مهد که همراه با کودکان بود و آنان را راهنمایی می کرد  و ار سوی دیگر از این که می دیدم همشهریان نو جوان کارا ته کار این چنین جدی و مصصم مهارت های خویش را به نمایشمی گذارند بسیار مایه خوشحالی بود.چرا که  شنیدم آنها حتی تا سطح بالای کشوری هم حرفی برای گفتن دارند .

از طرفی خود در مدت اقامت دراوز درگیر برپایی دوره سوم مسابقات نوروزی ( لهپر گاله ) بودم که اینک به عنوان یک برنامه نوروزی و سیزده به در ثابت و جا افتاده است . حمایت های مالی اهالی خیر که از دبی برای لهپر گاله  می شود و شور و شوقی که برای اجرای این برنامه ها بین دست اندر کاران و نیز بین بازیکنان برپا می شود خود شاهد زنده ای بر فعالیت های سالم ورزشی در اوز است .این برنامه تفریحی ورزشی که با فرهنگ و سنت های مردم اوز عجین شده و منشا در هویت جمعی ما دارد به خوبی مورد استقبال عامه مردم واقع می شود که جمع چند هزار نفری تماشاگران هنگام اجرای مسابقات گواه بر این امر است .

  در این جا لازم است تا به مطلبی دیگر  اشاره ای داشته باشم. مدتی پیش کسی حکایت کرده بود که: در اوز معتادان به مواد مخدر بسیار زیاد است و خیلی ها در اوز معتاد هستند .  این مساله البته جای بحث داشت و من که از نزدیک شاهد نبودم نمی توانستم به آن کس جوابی بدهم . هر چند همان جا گفتم که امکان ندارد که خیلی ها در اوز معتاد  باشند . چرا بسیاری از این خیلی ها را من از نزدیک می شناسم و بعضی از آنها کس و کار من هستند و هیچ کدام معتاد نیستند . به هر صورت در اوز این بحث را دو باره از چندین نفر پرسیدم و از مسئولین شهر هم سراغ گرفتم و طی این جستجوها  پرسش اصلی من این بود که تعداد معتادان در اوز بالاخره چند نفر است ؟ مثلا 300 نفر می شوند ؟

جالب توجه این که جواب همه این بود که عدد 300 بسیار زیاد است و می گفتند که حتی اگر با آنها که برای تفنن احیانا و گاه گاه مواد افیونی مصرف می کنند هم حساب کنیم سر به 100 نفر هم نمی زند . و در واقع بیشتر آنها معتقد بو دند که معتادان اصلی که آلوده شده اند چیزی در حدود 20 تا 30 نفر بیشتر نمی باشد .هر چند ممکن است که نمود این بسیار دیده شود . مثلا آقای شهردار می گفت این که کسانی در بیابان برای مردم اتاقی بسازد و هر کس که بخواهد آزادانه از آن استفاده کند ؛ این کار در هیچ جا دنیا نظیر ندارد و فقط این در منطقه و خصوصا در اوز امری رایج است . هر جای دنیا که بروید از اینها خبری نیست . ( منظور ساخت خون بود ). ولی اینک همین بنا ها معضلی شده است چرا که پناهگاهی برای معتادان شده است و شما به هر (خونی ) که سر بزنید سرنگ پیدا می کنید .آری ممکن است که چنین باشد ولی همه اینها کار عده قلیلی بیشتر نیست . و این عده قلیل هم کمتر از پنج صدم در هر صد نفر بیشتر نمی شوند . یعنی در هر دو هزار اوزی یک نفر ممکن است که معتاد باشد .  و این در مقایسه البته نسبتهایی است که ممکن است در جا های دیگر بیشتر از اینها باشد . و بنا بر این منصفانه نیست که عده ای چوب حراج را بردارند و در یک قلم بگویند خیلی ها در اوز معتاد هستند  . باید گفت اگر کسی  به اوز مسافرت می کند و بیشیر اوقات در بیابان با همان چند نفر می گذرند آنوقت نباید  شهر را به شماتت بگیرد .

آنچه که آمد گوشه ای از فعالیت های ناسالم مخرب و فعالیت های  سالم ورزشی بود  که به جوانان شهر مربوط می شود . البته امر ورزش در اوز بیشتر از اینها محتاج حمایت و درایت است . از یک طرف می بایست با حمایت هایی که از دبی می شود کرد امکانات ورزشی بهتری برای جوانان فراهم گردد و از طرف دیگر مدیران ورزش هم می بایست با امری که به سرنوشت جوانان شهر مربوط می شود با حوصله و آینده نگری بیشتری برخورد کنند . عنایت الله نامور. فروردین88

 

شهر زنده

(ده روز در اوز ) قسمت دوم

یک روز پس از ورود به اوز در دفتر هئیت امنای دانشگاه پیام نور  که بودم  شور و شوقی برقرار بود . کارتهای دعوت برای حضور در مراسم افتتاح دسته دسته بسته بندی می شد  تا توزیع شود .

برای این مراسم  که قرار بود رئیس دانشگاه پیام نور ایران که معاون وزیر آموزس عالی است با هئیت همراه به اوز بیایند ؛ تعداد زیادی دعوت شده بودند. عده ای هم از  دبی و تهران و شیراز و دیگر شهرها آمده بودند. قرار بود در این مراسم کلنگ فاز دوم ساختمان آزمایشگاه مرکزی دانشگاه پیام نور اوز هم به زمین زده شود . ساختمانی که در این مرحله افتتاح می شد فاز یک آزمایشگاه مرکزی بود که با همت خیر خواهانه براداران علوی و دیگران  با مساحتی در حدود 2200 متر مربع در مجتمع دانشگاهی پیام نور اوز بنا شده است . مهندس مجری طرح مهندس همایون نامی بود که چندی است طرح هایی از این دست مثل ساختمان مسجد دانشگاه آزاد و خوابگاه مدرسه دینی و غیره را اجرا کرده است. مراسم که با دقت برنامه ریزی شده بود باحضور عده ای کثیری برگزار شد برای من هم این فرصتی بود که توانستم عده ای از آشنایان و همشهریان را ملاقات کنم .

دو روز بعد هم سفیر ایران در امارات آقای آصفی و کنسول ایران در دبی آقای خطیب زاده و عده ای همراه از دانشگاه پیام نوز اوز بازدید کردند و ساعتی در اوز بودند .

شرح این مراسم ها و مختصری راجع به ساختمان آزمایشگاه مرکزی دانشگاه پیام نور اوز قبلا در سایت ستاره های اوز آمده است .  اما بگذارید خاطره ای از ایام کودکی ذکر کنم . یاد دارم کلاس سوم یا چهارم بودم که قرار بود استاندار فارس( که نام او در ذهنم نمانده است) به اوز بیاید . از هفته ای قبل شهر بسیج شده بود . طاق نصرت کوچکی بر افراشته شد . چند روز قبل ما دانش آموزان را هر روز به جاده خاکی که از طرف لار به اوز می رسید می بردند و به ما آموزش می دادند تا موقع ورود استاندارپرچم ها را تکان دهیم و هلهله کنیم . روز موعود دو طرف جاده خاکی دانش آموزان دختر و پسر صف کشیده بودیم که ماشین های لند رور از جاده عبور کرد . و استاندار در منزل مرحوم محمد علی فریدی فرود آمد . شاید  یکی دو ساعتی بود و نهاری مصرف شد و از اوز رفت . یاد دارم که حتی غذا ها را از لار تهیه کرده بودند . این واقعه در آن ایام از حادثه های نادر به حساب می آمد  و تا مدتها در ذهن شهر باقی مانده بود . حتی سرکشی  کارکنان دولتی ( که از وظایف آنها بود ) هم از اوز اصلا اتفاق نمی افتاد یا خیلی به ندرت بود .

اما من اینک شاهد بودم که امروز وزیر به اوز می آید و فردا سفیر بازدید می کند. پس فردا هم گردشگران و استادان دانشگاهی داخلی و خارجی اوز را به عنوان هدف گردشگری انتخاب می کنند . این را من در جلسه ای که بعد از بازدید سفیر در دانشگاه بودبه آقای فقیهی نژاد و دیگر اعضای هئیت امنای دانشگاه پیام نور اوز گفتم . البته زمان زمان سابق نیست و انقلاب اسلامی ایران همه معیارها  گذشته را دگرگون کرده است . ولی  به راستی چه اتفاقی رخ داده است که در شهر این رفت و آمد ها رو به ازیاد است ؟  

 بیایید باور کنیم که  در اوز کار هایی شده است مهم و همه در این تغییر سهیم بوده اند. چه آنها که در شهر مرحله به مرحله با صبر و حوصله و پیگیری مستمر در حیات خلوت شهرستان و استان برای اوز جایی باز کرده اند و چه اهل خیر که با گشاده دستی و با ایجاد بنا ها و ساختمانها و غیره شهر را مستعد تغییرات کرده اند . چه جوانان که فعالانه در امر شهر خویش مشارکت دارند و چه مسن تر ها که آشنا تر به امورند و چه پیران با تجربه که با کهولت در همه جا پا به پای جوانترها جا را خالی نمی کنند . زن و مرد با هم و برای شهر خویش کار می کنند .هر کس البته با هدف خویش و با نیت خویش .ولی در نهایت و در مجموع این شهر است که پویا است ؛ نفس می کشد و زنده است .

       ادامه دارد ......   عنایت الله نامور  نوروز 88

 (ده روز در اوز )-قسمت اول

از تاریخ پانزدهم اسفند بنا به دعوت هیئت امنای دانشگاه پیام نور اوز و نیز شرکت  و ارائه مقاله در همایش زبانشناسی و مردم شناسی لارستان به اوز مسافرت کردم . هرچند بیشتر مردم معمولا در ایام بهار به اوز می روند ولی امسال از بهار و سر سبزی معهود خبری نبود . کوه و صحرا لخت و عریان زیر نور ملایم آفتاب کم رمق صبحگاهی می درخشید . هوا البته به خاطر بارش کم چندی پیش لطیف و دلچسپ بود و شاید هم کمی خنک که برای ما  این هم نعمتی بود .

 اولین چیزی که در شهر جلوه گر بود رفت و آمد دختران چادر پوش  دانشجو بود که با چادر های سیاه خود دسته دسته در خیابانها اوز حرکت می کردند . این با چهره نوروزی همیشگی اوز که بیشتر زنان با مانتو دیده می شوند تفاوت بارزی داشت . عصر که می شد این دانشجویان دختر یا پسر  مقابل سوپر مار کتها ی شهر جمع بودند تا برای شام چیزی بخرند و این به راستی جالب بود و حکایت ار اثرات اقتصادی وجود دانشگاه ها در اوز داشت .حتی گاهی آنها مجبور بودند برای پرداخت در مقابل صندوقدار صف بکشند .

چیز دیگری که در شهر جلوه گر بود این که در هر خیابانی یکی دو سازه ی در حال ساخت خود نمایی می کرد که بعضی از آنها چندین طبقه بود.اینها مکانهایی تجاری مسکونی بود که با ساخت ویلا های شخصی در محله ها متفاوت بود . ساخت  اینها در اوز حکایت از وجود نیاز به این گونه ساختمان ها می کرد که می تواند به رونق شهر و چهره جدید تری از آن کمک کند . البته نیاز به مسکن اجاره ای هم اکنون در اوز مشهود بود. من خود شاهد بودم که برای یک اتاق در خیابان زمین پیما در طول یک روز پنج بار به صاحب منزل از طرف دانشجویان و دیگران مراجعه شد که خواهان کرایه اتاق بودند . به نظر می رسد اکنون نیاز است تا سرمایه گذاری لازم در ایجاد مسافر خانه و هتل هایی جهت  این گونه کسان که تا دو سه سال آینده تعداد آنها رو به افزایش خواهد گذاشت به عمل آید . اصلا وجود هتل و مسافر خانه یکی از ضروریات شهرستان است و شهری که هتل نداشته باشد چگونه می تواند شهرستان می شود .

 شهری این چنین که دانشجویان و غریبه ها در آن رو به ازدیاد است البته نیاز به سالن های غذا خوری ؛  رستوران و پیتزا و همبری و غیره دارد . دو رستوران ستاره و پاتریس با مکانهایی نسبتا مناسب و تمیز جای خوبی بود که همراه با دوستان شبی را در آنجا گذراندم . جالب توجه همراهی کارکنان این رستورانها با خواسته های مشتریان بود که با متانت از آنها پذیرایی می کردند . همان شب من شاهد بودم که رئیس دانشگاه پیام نور اوز تمام روسای دانشگاه های پیام نور منطقه جنوب را که برای افتتاح ساختمان آزمایشگاه مرکزی به اوز آمده بودند به شام دعوت در رستوران پاتریس  کرده بود. حتی کسانی که رهگذر بودند هم در اینجا توقف می کردند . در شهر هم شبها در  ساندویچی ها و پیتزایی ها با مراجعه دانشجویان رفت آمد ها بیشتر بود و رونقی داشت . البته تا چند سال دیگر  تعداد دانشجویان دانشگاه آزاد و پیام نور اوز بیشتر می شود و  نیاز ها هم بیشتر خواهد شد . علاوه بر این  سرمایه گذاری و راه اندازی  کافی شوپ و کافی نت و کتابفروشی و دیگر مغازه هایی که به این نیاز ها پاسخ دهد هم ضروری به نظر می رسد .

                                                                                    ادامه دارد .......

                                                                                                                              عنایت الله نامور  نوروز 88