به نام خداوند جان وخرد

نامه سرگشاده بنیانگذار انجمن ادبی حافظ  - دبی

به :

 مسئوولین محترم وزارت کشور ، مقامات و مسئوولین محترم استانداری فارس – مقامات و مسئوولین محترم فرمانداری لارستان – فقها و آیات عظام ارجمند اهل  تسنن و تشیع منطقه لارستان ، نماینده  محترم لارستان و خنج در مجلس  شورای اسلامی و مردم سخت کوش ، سخاوتمند ، نیک اندیش ، فرهنگ دوست و فرهنگ پرور و صبور کل منطقه لارستا ن کهن

با سلام و ادای احترام ،

اینجانب سیلوانا سلمانپور ، اهل اوز لارستان فارس و مقیم کشور امارات عربی متحده ،  پیرو اعتراض گسترده مردم شریف لار و نیز پیرو دو مطلب در همین رابطه مندرج در روزنامه وزین خبر جنوب یکشنبه 18 بهمن ماه 1388 شماره 8325 صفحه 7 – توجه شما را به مطالب زیر جلب می نماید :

1- قبل از هر چیز ارتقاء بخش گراش را به  " شهرستان گراش "  به مردم شریف و زحمتکش گراش تبریک عرض می نماید . چرا که از طرفی شهرمن و شهر گراش از دیر باز دوهمسایه   همدل و همراه بوده و مراودات اقتصادی ، اجتماعی و عاطفی عالی بین مردم دو شهر برقرار بوده و هست .  که البته ایکاش این ارتقاء از مسیر اصولی و با حفظ حق وحقوق و نوبت دیگران صورت گرفته بود تا نگرانی خدشه دارشدن اتحاد ویکپارچگی مردم منطقه پیش نمی آمد ! و همه با تمام وجود شاد باش می گفتند .!

از طرف دیگر برای هر ایرانی در هر جای جهان که باشد رشد و توسعه و ارتقای  جای  جای میهن عزیز و کنهسا لش آرزویی قلبی است ، حتی اگر خود نادیده انگاشته شده باشد . هم چنان که نماینده محترم لارستان و خنج در مجلس شورای اسلامی آرزوی مردم بخش های بیرم و جویم و نیز آرزوی ما و استحقاق واقعی شهر همیاران " اوز " را نادیده گرفته اما حداقل به امید مردم شهر زادگاهشان  توجه نموده و از هر راهی که می دانستند تلاش کردند تا موجبات ارتقاء آن را فراهم آوردند .

2- آقای حسنی نماینده محترم لارستان و خنج در بخشی از مصاحبه مذکور ابراز داشته اند :

" هم اکنون کل منطقه لارستان آرام است و فقط شهر لار نسبت به موضوع اعتراض دارند و نیز مدعی شده اند ، معترضان از طرفداران آقای میرحسین موسوی هستند ."

آقای حسنی اگر بقیه مردم لارستان کهن بویژه مردم " اوز " آرام هستند دلیل براین نیست که به عملکرد جنابعالی اعتراضی  ندارند .

بلکه اولاً-  تحقیری که به ما تحمیل شد که پس از شصت سال درجا زدن و تقاضا های مکررازطرق مختلف و گفتگو با مقامات مختلف و جنابعالی و با  وجود  سازمان ها و ادارات  متعدد  با تاریخ های تأسیس بیش از هشتاد سال و پنجاه سال و غیره  در اوز...همچنان هیچ انگاشته شدیم ، هنوز گیج و دلشکسته ایم و نمی دانیم دادخواهی از که بخواهیم ؟!

دوماً – علت دیگر عدم اعتراض ما جلوگیری از آب در آسیاب دشمن ریختن است  ، که مبادا همراهی ما با مردم لار باعث برچسب دیگری به اعتراضات مردمی آنان باشد .

کما اینکه حتی جنابعالی از زدن برچسب به درخواست های مردم لارخود داری ننموده اید !

 وای به آن روزی که ما نیز از آنان رسماً حمایت می کردیم !

سوماً – آنگاه که مردم شریف و اهل تشیع لار درخواست خود را علناً اعلام می نمایند پس از برچسب زدن ها ، در مصاحبه تان به آنان التیما توم می دهید که نیروی انتظامی مجبور به

دخالت می شود !

با این حساب تکلیف مردم شهر ما  که اهل تسنن هستند روشن است ، می توان ما را به راحتی

 به چندین گروه پیوند داد که دیگر نیازی به التیماتوم هم نباشد .! ...

3- آقای حسنی از  مردم خواسته اند ضمن حفظ آرامش ، خواسته های خود را از مسیرهای قانونی پیگیری نمایند . " در همان مصاحبه مزبور "

ودربخشی دیگر به استفاده رادیوهای بیگانه اشاره نموده اند .

برادر من ، اولاً - مردم و بزرگان شهر من " اوز " که خود شما به خوبی می دانید جلودار و پیشگام فرهنگی منطقه هستند ، سالیان سال با مراجعات مکرر و مدارک و مستندات بسیار و از مسیرهای قانونی در خواستشان را اعلام نمودند ، به کجا رسیدند ؟

دوماً - حال که مردم بهت زده لار صدای اعتراضشان را بلند کرده اند و خواستهای برحقشان را از خیابانها به گوش مقامات می رسانند ، آیا آنها مسیرهای قانونی را طی نکرده بودند ؟ آیا  با وجود شخصیت های برجسته علمی ، فرهنگی ، مذهبی و سیاسی لاری در بالاترین رده های مملکتی ، می توان شک کرد که آنها تقاضایشان را از مسیرهای قانونی به اطلاع مقامات نرسانده بودند ؟

برادر من ، به درخواست های معقول و منطقی مردم که از مسیر قانونی اعلام می شوند ، پاسخ دهید تا مجبور نشوند آنها را در خیابانها فریاد بزنند و بقول شما رادیوهای بیگانه نیز از آن استفاده کننند .

4 – در مطلب دیگری درهمان تاریخ و صفحه ذکر شده در روزنامه معتبر خبرجنوب به نقل از

 " ایسنا " نوشته شده است :

آقای  " حمید رضا محمدی "  مدیرکل تقسیمات کشوری ، ابراز داشته اند :

" همه  نقاط جغرافیایی کشور  تقاضای ارتقاء به سطح بالاتر را دارند ،  که  بخش  گراش  و فرمانداری لار مشمول همین تقاضا بوده اند که این کار هم اکنون با مصوبه اخیر دولت انجام گرفته است . "

در پاسخ به این مقام محترم باید به عرض ایشان برساند که :

بخش اوز که یکی از بخش های قدیمی و کهن ایران عزیز در استان فارس شهرستان لارستان

 می باشد ، در سال 1328 هجری شمسی همزمان با یاسوج به بخش تبدیل شده است .  یاسوج

طی این مدت به شهرستان و در نهایت به مرگز استان کهکیلویه و بویراحمد ارتقاء یافته است .

اما  بخش اوز با  داشتن سابقه و شرایط لازم در مقایسه با  بخش های  ارتقاء  یافته منطقه  و نیزبرخورداری از ادارات متعدد از جمله :

اداره پست از سال 1299 هجری شمسی – اولین دبستان رسمی ( بیست ونهمین دبستان کشور پهناورمان ایران از سال 1307 ) اداره ثبت احوال از سال 1311 – بخشداری از سال 1328 – اوّلین در مانگاه 1328 – اولین دبیرستان 1329 – شهرداری 1334 – بانک ملی 1335 –

شرکت برق 1335 – اداره تربیت بدنی 1344 – کتابخانه عمومی 1346 – هلال احمر 1347 – مخابرات 1354 – بیمارستان هشتاد تختخوابی 1370 – دانشگاه پیام نور 1375 – دانشگاه آزاد

اسلامی 1386 و بسیاری مدارس و آموزشگاه ها وغیره طی این شصت سال ، متأسفانه هنوز

بصورت بخش باقی مانده است !

 بله ، باور بفرمایید " بخش اوز" شصت سال پیش با دو دهستان خنج وبیدشهر تشکیل یافت . در سال 1373 دهستان خنج اوز به بخش و در سال 1383 بخش خنج به شهرستان ارتقاء یافت .

اما شهر ما ، " بخش اوز"  با وجود تقاضاهای مکررمردم و وعده های  همیشگی مقامات وزارت کشور ، بخشدار و فرماندار و استاندار و نمایندگان لارستان در ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی متأسفانه  هرگز ارتقاء نیافت و به قول عطار نیشابوری :

       هفت شهرعشق راعطار گشت                            ما هنوز اندر خم  یک کوچه ایم  !

آقای محمدی و مقامات ارجمند وزارت کشور ، آیا این تاریخ های ثبت شده ومدارک ومستندات

و پیوست های مختلف نشان  نمی دهند که  شایستگی شهر ما چیست ؟  یا تقاضا های بر حق و قانونی ما به اطلاع  مقامات عالی طی سی و یکسال گذشته نرسیده است ؟

آیا نمایندگان لارستان در دوره های مختلف مجلس شورای اسلامی از ابتدا تا امروز هیچیک

 اشاره ای به درخواست مردم اوز کرده اند ؟

اگر بله ، پس تقاضاهای ما به گوش مقامات رسیده اما بی پاسخ مانده ! چرا ؟!

و اگر خیر پس لطفاً  از هر راهی که می دانید کمک کنید وقانونی بگذرانید تا شهرما نیز برای خودش نماینده ای جداگانه انتخاب نماید.!! تا از طرفی  برای ما دل بسوزاند و خواسته های ما را به  گوش شما برساند و  ازطرف  دیگر  مقامات  ازدرخواست های ما با خبر شوند و به تعهدات خود  در قبال خواسته های بخش کوچکی از ملّت بزرگ ایران عمل نمایند !!

درخاتمه و با کمال تأسف و تأثر باید به عرض برساند ، با وجود اینکه در شهر " اوز "  بیش از 90% ساختمانهای فرهنگی ، آموزشی ورزشی وحتی خیابانها و غیره را مردم نیکوکار و بلند همت ما همچون اکثر مناطق لارستان نیکو پرور ، بنا نهاده اند ، و ما به درازای تاریخ در استان تاریخی فارس  و مهد  فرهنگ و ادب ایران زمین رشد کرده و زیسته ایم ، اما دریغ که در هیچ دوره ای و هیچ دولتی حتی نیم نگاهی به ما نشده و نمی شود و انگار ما تا ابد باید  " بخش "

 بمانیم .

سالها پیش شعری خطاب به زادگاهم  " اوز " تحت عنوان  " اوز شهر هزاره ها " سروده ام که در بخشی از آن آمده است :

و تو شهر هزاره ها

در فراخنای تاریخ

سربلند زیستی

بی آب

با عشق .

آری ، گر چه طبیعت حتی آب را از ما دریغ داشته است اما خوشبختانه چنان عشقی عمیق به میهن و زادگاه را در ژرفای دل فرزندان سر بلند ش نهاده که در هر جای این جهان پهناور که باشند همچنان صبورانه و کوشا و پر مهر از تلاش باز نمی ایستند  تا   " اوز "  این  فرزند

 دورافتاده ی میهن جرعه ای از مهر خواهران و برادران مسئوولش را بنوشد ، و اجازه ندهد زمانه این عشق را نیز ازما بگیرد .!

       به امید آن روز    سیلوانا سلمانپور        یکشنبه 18/11/88