|
مصاحبه با اقای میرزینل امیری نژاد شاعر وترانه سرای
محلی اوز در فرصتی که قبل از برگزاری بزرگداشت تائب وشب شعر اوزی در دبی پیش امد با میرزینل در باره شعر وشاعری به گفتگو نشستیم که حاصل ان در زیر به اطلاع علاقمندان میرسد س :جناب میر از فرصتی که پیش امد میخواستم قدری از خودتان بگوئید ومن قصد یک مصاحبه رسمی را ندارم -ج: من میرزینل هستم فرزند اقای محمد امیری نژاد متولد سال 1345در اوز به مدرسه رفتم تا کلاس دوم تجربی در اوز در س خواندم وسالهای سوم وچهارم همین رشته را در دبی ادامه دادم که هم در انجا درس میخواندم وهم کار میکردم مدتی اگر اشتباه نکنم پیش اقای عبدالغفور فقیهی بودم س :از اولین شعرهایت برایمان بگو از 17یا 18سالگی بود که شروع به شعر گفتن کردم مثلا در مدرسه زمانی که زنگ تفریح بود شعرها را روی تابلو می نوشتم ووقتی معلم ودانش اموزان بر میگشتند ان را نگاه میکرد اگر طنز بود معلم زیاد خوشش نمی امد اما اگر تعریف وتمجید بود خوششان می امد -س: معمولا بعضی از شاعران تحت تاثیر کسانی در دور ونزدیک خود قرار میگیرند ویا افرادی هستند که انها را در ادامه راه تشویق میکنند ایا شما هم مشوق وفردی که در اغاز راه متاثر از او شده باشید هست ج:-امان الله وحدانی پدر بزرگ مادری ام بود که خودش هم شاعر خوبی بود ومن زیاد پای صحبتش مینشستم وتحت تاثیر شعرهایش قرار میگرفتم چون ایشان هم شعر طنز میگفت وهم شعر جدی وعاشقانه وعارفانه با وجود اینکه سواد خواندن ونوشتن نداشت اما هوش سرشار او وقریه ذاتی که در وجودش بود شعرهایی بسیار زیبا با تشبیهات خوب داشت متاسفانه نوشته ای از او نیست از ایشان تنها یک نواری باقی است که با صدای خودش قسمتی از اشعارش در انجا ضبط شده من الان حضور ذهن انقدر ندارم اما چند بیتی از اشعارش یادم هست مثل این بیت :تک درختی در اوز سبز است اورا کارگر برگ سبز وچوب سبز وهست دائم پر ثمر که گنبد سبز شیخ حاج احمد وفرزندان اورا در این شعر به تشبیه اورده است یا این دوبیتی که به هر جا پا نهادم من پای من به سنگ امد به هر کشتی نشستم من گرفتار نهنگ امد س :جناب میر ایا به غیر از ایشان از کسان دیگری هم تاثیر گرفته اید ج :البته در ابتدا من شعرهای فارسی میگفتم تا اینکه در سال هفتاد با اقای فاروق ضیایی از شاعران پیشکسوت شهرمان که شعرهای محلی به زیبایی میسراید اشنا شدم وبا شعرهای او انس گرفتم وایشان به من گفت که ما اوزیها وبخصوص شاعران اوزی باید شعر اوزی بگوییم وباید فرهنگ خودمان را زنده کنیم .وچون اشعار جناب فاروق از فرهنگ وزندگی مردم اوز بود وبا کلمات ناب اوزی بیان میشد از شعرهای ایشان همیشه لذت برده ومی برم س : من فکر میکنم وبا توجه به شناختی که از شعرهای شما دارم بخصوص در شعرهای طنز متاثراز اقای فاروق ضیایی هستید یا بگویم به شعرهای ایشان بخصوص در شعرهای گذشته نزدیک ومتاثر از ان هستید ج : میشود گفت اینطور هست اما من روال خاص خودم هم دارم س : بیشتر اشعار شما غزل مثنوی وگاه قصیده است ایا همچنان به همین مسیر وروال ادامه میدهید ج :من سعی میکنم شعرهایم بوی تازگی بدهد وشعر جدیدم با شعر قبلی تفاوت داشته باشد من ازهمه سبک ها ی شاعران گذشته از سعدی وحافظ وشمس تبریزی گرفته تا مریم حیدرزاده از همه انها استفاده میکنم س -اقای امیری نژاد به نظر شما شعر باید پیام خاصی داشته باشد ج :باید حرف دل مردم باشد وزندگی مردم را در شعر مطرح کند وبهمین خاطر هر وقت شعری میگویم دربین مردم هم میخوانم تا تاثیر شعرم را از زبان مردم بشنوم ووقتی می بینم مردم از شعرم خوششان امده لذت می برم البته از انتقاد وپیشنهادات اهل فن و همین مردم نیز استفاده میکنم س:بعضی از شاعران نوع وجنس شعرشان خاص خوشان است وانگار برای قشر خاصی شعر میگویند در صورتی که اشعار شما همه گیر است ج:من برای قشر خاصی نمی گویم بدین خاطر شعرهای من روان وساده وقابل فهم برای همه مردم است نه اینکه نمی توانم به رویا وخیال هم توجه کنم اما دوست دارم شعر هایم برای همه اسان باشد س:جناب میر بیشتر اشعار شما بخصوص اشعار بلند شما روایی است وروایت گذشته ما وحال مردم است واین خود امیتازی است برای شعرهایی همچون جنس وبندری ناتام یا شعر دوره تی ته یا شعر ارباب ونوکر که همه انها نشان توجه شما به فرهنگ مردم اوز است چه عامل ذهنی شما را به این سمت سوق میدهد ج:حرف شما کاملا درست است بقول یکی از همشهریان که میگفت این شعر تو نیست بلکه این امانت وزبان وزندگی مردم است که تو توان انرا داری که بصورت شعر برایشان بازگومیکنی س:به نظرت تاکنون چند تا شعر گفته ای وبلندترین شعرت کدام است ج:من در زمان سربازی خیلی شعر گفته ام وتاکنون فکر میکنم بالغ بر 200شعر سروده ام وبلندترین شعر هم شعری است که در باره پدر است که از سفر می اید که 94بیت است س:در شعر بدنبال چه چیزی هستی ج :دوست دارم مردم را در احساس خودم شریک کنم وبه همین خاطر به دنبال کلمات وسوزه هایی هستم که کمتر گفته شده یا به این شکلی که من میگویم کسی دیگر تا کنون نگفته است س:معمولا بعضی از شاعران چند شعر یا شعر خاصی برایشان از دیگر شعرها مهمتر است کدامیک از شعرهایت بیشتر بدل خودت نشسته یا بگویم بیشتر نشسته ج:غزلهایی که بتازگی گفته ام س:چرا از این غزلها بیشترلذت میبری ج:شعرهای قبلی همانگونه که شما هم گفتید بیشتر روایت زندگی مردم است اما در غزلیات جدید قسمت هایی از وجودم هست که در گذشته کمتر مجال بروز پیدا کرده بود س:من فکر میکنم در شعرهای جدیدت به صور خیال بیشتر توجه داری وعملا به شعرهای ماندگار تری می رسی چرا که روایت معمولا تابع زمان خاص ومکان مشخصی است ج :درست است چون صور خیال امکان میدهد که فقط برای زمان ومکان خاصی شعر نگویی ودر شعر های جدید سعی کرده ام به خود شعر بیشتر بپردازم س: بقولی دنبال اتفاق تازه ای هستید ج:بله یعنی با شعرهای قبلی ام تفاوت داشته باشد وتکراری نباشد ومیخواهم شعرهایم هویت خودم را داشته باشد س:در شعرهای جدید شما البته در سبک کلاسیک نوعی سنت شکنی در شعر خودتان است شما این روش را که امروزه خیلی ها بعنوان یکی از ویژکیهای شعر امروز میدانند قبول دارید ج: سنت شکنی اگر بطریق درست انجام بگیرد حرف تازه ای در شعر می اورد واین خوب است س: ببخشید جناب میر معمولا شاعران همیشه نگران برخورد همسرانشان با شعرهایشان هستند چون این را هم دیده وهم شنیده ام نگاه همسر شما که مطمئنا با اشعار شما از نزدیک اشنا هستند چگونه است ج: اولین نظر سنجی که راجع به شعرهایم هست از طرف همسرم می باشد وایشان همیشه با ایجاد محیط مناسب وساکت وارام برای شعر گفتن به من کمک کرده اند ومن از این بابت همیشه مدیون ایشان هستم وهمیشه مشوق من وحضور در جلسات وانجمن های ادبی بوده اند ودوست دارد من شعر وشاعری را بیشتر پیگیری کنم س:خانواد ه هم منظورم پدر ومادر چطور ج: ایشان هم با شعر های من همیار وهما هنگ هستند س:جناب میر با وجود اینکه شما شعرهای زیبا وزیادی تاکنون سروده اید اما هیچ مجموعه ای از شعرهای شما تاکنون منتشر نشده ج: البته خیلی ها گفتند که حاضرند حتی با هزینه خودشان شعرهایم را به چاپ برسانند به دو دلیل نتوانستم اشعارم را منتشر کنم یکی به خاطر مشغله کاری که داشتم ودوم به خاطر مشکل نوشتاری که خوشبختانه با کار جدیدی که جناب مهندس عبذالله خضری بر روی اشعار شادروان مصطفی خضری انجام دادند به نظرم این امکان نوشتار دارد فراهم میشود س: با شاعران اوزی چقدر حشر ونشر دارید ج: در اوز ودیگر نقاط با شاعران خوبمان همیشه ارتباط داشته ودارم در اوز از اقایان امین زمانی – حمید رکنی وخانم ها فروغ هاشمی لیلا عزیزیان – مژگان حسینی - شهره شمسی زاده - بهزاد استوار- ابراهیم نیا مبارک ودر خارج از کشور با جناب فاروق ضیایی - فرهاد ابراهیم پور- سیلوانا سلمانپور – عنایت الله نامور –منصور فقیهی نژاد ودیگر دوستان شاعر همو.اره ارتباط داشته ام س:جناب میر شعر های شما چرا در عصر اوز خیلی کم چاپ میشود ج: متاسفانه در عصر اوز بیشتر شعرهایی که چاپ میشود متعلق به غیر اوزی است در صورتی که ما اوزیها کم شاعر نداریم ومن با وجودی که خودم پیگیری میکردم وبا سرکار خانم فرشته سلمانپور مسئول صفحه ادبی عصر اوز صحبت کردم وایشان گفته اند که ما مشکل نوشتاری داریم وهنوز ستونی برای شعرهای اوزی باز نشده است من تعجب میکنم در مراسمی که جشن نسل پویا بود در 5فروردین ودر مراسم بزرگداشت تائب 8 فروردین عصر اوز از من دعوت کرد وبا ایشان مصاحبه کردم وانها به من گفتند چرا مشکلات خودتان را مستقیما با مامنظور اقایان احمد خضری عزیز خضری واقای صدیق پیرزاد در میان نگذاشتیبد که اقای احمد خضری مدیر مسئول نشریه عصر اوزفرمودند که اشعار خود را مستقیما بدست خودم بدهید ومن حتما شعر شما را چاپ میکنم ومن شعری تایپ شده توسط اقای مسعود پرمون وبا ادرس ایشان برای انها فرستادم که قرار شده بود در شماره تیر ماه چاپ شود که هیچ خبری از ان نیست وچاپ نکردند من نمی دانم ان حرف هایی که زدند پس چه بود اگر نشریه عصر اوز که همیشه ادعای کوشش برای فرهنگ اوز دارد ومیگوید باید زبان اوزی را پاس بداریم چرا شعر اوزی چاپ نمی کنند س: در اشعار شما خیلی از کلمات وواژه ها ولطایفی است که امروزه کمتر در زبان محاوره ما اوزیها استفاده میشود مطمئنا سن وسال وجوانی شما با بعضی از این کلمات فاصله دارد انها را از کجا پیدا میکنید ج: من وقتی میخواهم شعری در باره اوز یا گذشته اوز بگویم بسراغ افراد زیادی میروم از جوانان گرفته تا ادم های مسن کسانی که هنوز با همین کلمات گذشته صحبت میکنند مثلا پیر وپیرزنی 80و70ساله هستند که خیلی وقت ها پیششان میروم وبا جان ودل پیش انها می نشینم وحرف دل خودشان با کلمات ناب اوزی برایم میگویند مثلا پیش یکی رفتم که گفتند مریض است اما تا شنید من امدم مریضی اش را فراموش کرد ومن هم برایشان شعر گفتم وهم به حرف هایشان گوش کردم من خیلی جاها خودم را مدیون انها میدانم یادم می اید در مراسمی که در دانشگاه پیام نور برگزار شده پیرزنی گفته بود پس این میرزینل کی می اید شعر هایش رابخواند چون من پاهایم درد میکند ونمی توانم زیاد اینجا بنشینم واین به من قوت قلب میدهد س: شما گذشته از سرودن شعر کار هایی در زمینه ترانه هم دارید چرا خوانندگان اوزی در مراسم ها یا در کاست هایی که به بازار عرضه کرده اند از اشعار وترانه های اوزی استفاده نمی کنند ج: قبلا مشکل امکانات بود ودر اوز استودیو صدا گذاری وضبط نبود اما الان در اوز این امکان فراهم است اما مسئله دیگر خود خواننده است که هم باید بخواهد وهم توان اجرای خوب داشته باشد واهنگ سازی باید متناسب با شعر طرف باشد بقول یکی ترانه سرایی بدون موسیقی خوب چون پلو بدون خورش است س: یکی از خاطرات خوبتان در عرصه شعر وشاعری برای ما بگوئید ج: خاطره ان شبی که تا ساعت 3.5شب نشستیم وشعر نوکر وارباب در همین شارع مطینه دبی به اتفاق شما اماده شد البته این نظر لطف شماست چون الان هم ساعت در حدود همان ساعت است پس تا سروصدای خانم بچه ها در نیامده برویم واز اینکه تا این وقت شب مزاحم شما شدم ببخشید اقای میرزینل همین جا بما ودیگر عزیزان قول داده اند که اشعار خودرا برای نشر در سایت برایمان بفرستند وهمچنین ادرس تماس خودرا جهت تبادل نظر با شاعران ودیگر همشهریان در اختیار سایت قرار داده اند تا ما هم از اشعار ایشان بیشتر بهره ببریم وهم فضای شعر وادب مجالی نزدیکتر برای ارتباط پیدا کند جناب میر برایتان ارزوی موفقیت بیشتر دارم وسلامتی برای شما واهل خانواده ادرس تلفنی اقای میرزینل امیری نژاد از دبی به موبایل ایشان در ایران 00989177686963 از ایران 09177686963 فرهاد ابراهیم پور (محمودا) - دبی تابستان 1386 |