اوزیها همه جا هستند

اوزیها از دیرباز اهل سیر وسفر بوده اند چه به خاطر کار وتجارت چه برای دیدن شهر ها وکشورهای دیگر .شاید این از خصوصیات خوب اوزیها باشد که توانایی ارتباط گیری وهمنشینی با مردم دیگر کشورها را دارند یعنی اوزیها از یک سو به موضوع اوزی بودن خود اهمیت میدهند ودوم در همین ناسیونالیسم باقی نمانده وتوانسته اند با مردم دیگر شهرها ونقاط دنیا ارتباط برقرار کنند ویا در همان مناطق ودر معاشرت وپیوند با انها زندگی کنند .

اقای عبدالله ملک پور از جمله همین همشهریان است که بمدت 70 سال در شهر بمبی هندوستان زندگی میکند واز جمله اوزیهای است که نشان هر دو کشور وشهر ودیار را با خود دارد 4فرزندش اکنون در دبی زندگی میکنند و4 فرزند دیگرش در بمبی هندوستان . از کودکی به هند رفته انجا درس خوانده وانجا ازدواج کرده است .

دور روز پیش دوست عزیزی اطلاع داد که ایشان اکنون در دبی هستند فرصت را غنیمت شمردم وطی مصاحبه کوتاهی با ایشان از ان روزگارپرسیدم واین که چه شد که به هند رفت وانجا ماندگار شد. ضمن اینکه توجه شما همشهری گرامی وبیننده عزیز به این گفتگو جلب میکنم ؛اگر ایرادتی در نحوه ضبط این مصاحبه است پیشا پیش پوزش میخواهم

مصاحبه صوتی با اقای عبدالله ملک پور اوزی ساکن هند

----------------

همراه با نوای ساز محلی مردم شهراوز
تعدادی از همشهریان درخواست کرده بودند که جای ساز ونوای اوزی در مصاحبه
 ای که با اقای محمد شریف اناخی (الیاس ) انجام داده بودیم خالی است ودرست هم گفته بودند انموقع وقت تنگ بود وایشان هم نواری از خوشان همراه نداشتند فردای انروز هم ایشان عازم اوز بودند اما دوست ارجمندی که کاست انرا در اختیار داشتند برای سایت فرستادند که انرا مجددا بر روی سی قرار دادیم اما از انجا که حجم ان زیاد بود انرا به 7قسمت تفکیک کرده ام تا بتوانیم اپلود ودانلود کنیم که امیدوارم مورد قبول واقع شود نواها در این هفت قسمت از نوای ارام شروع میشود وبه نواهای تند می رسد در حال حاضر سه قسمت ان اماده است وقسمت های بعدی طی روزهای اینده برروی سایت قرار خواهم داد

سایت ستاره های اوز تقدیم میکند / موسیقی محلی مردم اوز با ساز وکرنا محمد شریف اناخی ( الیاس ) شماره 1/

سایت ستاره های اوز تقدیم میکند /موسیقی محلی مردم اوز با ساز وکرنا محمدشریف اناخی (الیاس) -شماره2

سایت ستاره های اوز تقدیم میکند /موسیقی محلی مردم اوز با ساز وکرنا محمد شریف اناخی (الیاس) شماره 3

سایت ستاره های اوز تقدیم میکند /موسیقی محلی مردم اوز با ساز وکرنا محمد شریف اناخی (الیاس) شماره 4

سایت ستاره های اوز تقدیم میکند /موسیقی محلی مردم اوز با ساز وکرنا محمد شریف اناخی (الیاس) شماره 5

سایت ستاره های اوز تقدیم میکند /موسیقی محلی مردم اوز با ساز وکرنا محمد شریف اناخی (الیاس) شماره 6

مصاحبه با نوازنده اوزی ساز وکرنا اقای محمد شریف اناخی ( الیاس )

برای شنیدن این مصاحبه اینجا را کلیک کنید /اقای اناخی از 15سالگی شروع به نواختن ساز کرده واین هنر را نزد پدر خود الیاس اموختند ایشان از بهترین ساز زن های محلی در منطقه لارستان می باشند که نه تنها در ایران بلکه برای نواختن ساز در عروسی های مردم اوز واطراف به دبی وکویت هم سفر میکنند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مصاحبه سایت ستاره های اوز با اقای دست انداز  مسئول کتابخانه اقا صبح اوز

سایت ستاره های اوز مطلع شد که اقای دست انداز کارهایی میکند عجیب وغریب که تا کنون سابقه نداشته است وان موضوع تاسیس کتابخانه ای بنام اقا صبح اوز است برای اینکه بیشتر با این موضوع وفعالیت های ایشان اشنا شوید با ایشان به گفتگویی صمیمی نشسته ایم که توجه شمارا بدان جلب میکنم    .......ادامه مطلب

مصاحبه با
 اقای محمد ناموریکی از شعرا وترانه سراهای محلی اوز
      

    تا دلی اتش نگیرد   حرف جا نسوزی نگوید

مصاحبه با آقای جعفر راستگو

مصاحبه بااقای عبدالله شیخ امین

مصاحبه با سرکار خانم سرور راد

مصاحبه با میرزینل شاعراوزی

متن مصاحبه  با اقای  لطفعلی خنجی از مجریان وبرنامه سازان رادیو وپژوهشگر دستور زبان لارستانی

دستور زبانِ لارستاني برمبناي گويشِ خُنجي --   نویسنده: لطفعلی خنجی - ۳۰۰  صفحه -- نشر دانشنامه­ی فارس ، شیراز

«‌دستور زبان لارستانی بر مبنای گویش خنجی»، نخستین کتابی­ست که درباره­ی دستور این زبان و چگونگی ساخت و ساز آن به فارسی منتشر شده است. پیش از این- حدود چهل سال پیش- به همت احمد اقتداری، «فرهنگ لارستانی» منتشر شد که در بخشی از آن به......... ادامه مطلب

مصاحبه با اوزیهای مقیم دبی در باره بازار اوزیها عرصه زغالی    بازاراینه ای برای خواندن بقیه مطلب این جا راکلیک کنید

عصر بازار مرشد دبی    -1-  

 

پنج شنبه گذشته رفته بودم بازار اوزیها تا هم سراغ امدن روزنامه عصر اوز را بگیرم

وهم سری به دوستان وهمشهریان بزنم واقعیتش این است که امروزها مثل سابق نیست تا چند سال پیش وقتی می رفتی بازار جایی برای پارک کردن بود اما حالا دریغ از یک جای پولی چون انقدر ماشین زیاد شده که جا پیدا کردن ان هم در ساعت کاری بازار خیلی خوش شانسی می خواهد وانروز بعد از یک ربع دور زدن بالاخره حوالی بازار مرشد یک جایی برای پارک پیدا کردم (این هم خوش شانسی )البته پولی.

 از نیمه بازار مرشد به سمت بازار اینه ای که بازار قدیم است وخوشبختانه هنوز اوزی ها انجا در اکثریت هستند براه افتادم بازار مرشد مثل گذشته نیست که بیشتر اوزی وخودمونی ها بودند بلکه روز بروز که میگذرد بر تعداد چینی های چشم بادامی اضافه میشود  این چشم بادامی ها که در بیشتر نقاط تجاری حضور فعال دارند وروزبروز بر تعدادشان اضافه میشود مردمانی کاری وسخت کوش هستند ارباب ونوکر همگی در یک وضعیت کار می کنند(البته تازگی بعضی ها به جای ارباب از کلمه رئیس وبه جای کلمه نوکر از کلمه کارگر استفاده می کنند .البتح بعضی ها ) حداقل در ابتدای ورود تا اینکه به جایی برسند هم خودشان جنس می فروشند هم حمالی می کنند هم غذای خودشان می خورند وهم تجارت می کنند منظمتر از هر کسی که سراغ داشته باشید مشغول هستند وبا برنامه هم به دبی امده اند مثل بسیاری از اوزیها حداقل در فاصله سالهای 80تا اواخر 90میلادی چرا که هرچه به پیش می رویم حضور اوزیها ودر کل خودمونی ها در مرکز بازار دبی که عمده فروش هستند کم رنگتر میشود  البته این بدان معنا نیست که اوزی ها تلاش نمی کنند بلکه هجوم چینی ها ودر اختیار داشتن بازار اجناس ارزان وعمده انها را در موقعیت بهتری قرار داده تا هر روز که می گذرد یک چینی بتواند مغازه ها را یکی یکی از دست خودمونی ها خارج کند در بعضی از رده های شغلی حتی این اتفاق افتاده در همین رابطه با یکی از همشهریان که صحبت میکردم می گفت دلیل پیشرفت انها در دبی ودیگر مناطق جهان این است که دولت کشورشان از انها در کارهای تجاری حمایت می کند بگونه ای که اگر یک تاجر چینی می خواهد به خارج از کشور خودش جنس بفرستد ودرکشور دیگری مثلا دبی بفروشد دولت چین به تجار تصحیلات می دهد ونه تنها میزان هزینه حمل کالا از چین به دیگر نقاط دنیا ارزانتر است بلکه دولت برای شروع کار بعضی از تجار چینی در امر صادرات به انها سوبسید میدهد وبه این خاطر است که انها در اینجا نسبت به دیگر تجار از کشورهای دیگر موفق تر هستند

هرچند به خود میگویم که موفقیت حق ان کسی است که برای ان زحمت کشیده اما کمی دلگیر شدم چراکه چند سال پیش وقتی چرخی در بازار مرشد می زدی کلی همشهری وهم زبان پیدا می کردی ولی حالا خیلی کمتر ان حال وهوا به ادم دست میدهد من فکر میکنم اوزیها چندین سال است که فقط تنهایی فکر می کنند وهر کس فکر تجارت وکسب خویش است غافل از این که مرکز بازار عمده فروشی براحتی از زیر پایشان کشیده میشود البته کار زیادی نمی شود کرد اما میشود ومی توانند تجار بزرگ اوزی در این باره پیش هم بنشییند ومشخص وبا برنامه فکر کنند

همه اینها که گفتم تازه نیمه بازار مرشد بودم بقیه هم دارد که چند روز دیگر میگویم فقط این را بگویم تا 9شهریور 1385 هنوز روزنامه عصر اوز به دبی نرسیده بود ما به فال نیک گرفتیم شما خودتان میدانید .

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)- دبی شهریور 1385

بازارمرشد دبی  --2--

در قسمت قبل گفته بودم که برای دیدار دوستان وهمشهری وگرفتن ماهنامه عصر اوز به بازار مرشد رفته بودم بیش از یک هفته از ان روز گذشته ومن مجددا برای گرفتن عصر اوز به بازار مرشد میرفتم قبلا من فکر میکردم بازار مرشد دبی از نزدیک سبخه شروع میشو د

 .نزدیک مغازه پارچه فروشی السرور بودم که اقای میراحمدی را دم در مغازه اشان دیدم داشتند دکور مغازه را عوض میکردند از ایشان پرسیدم که ازکجا میتوانم اطلاعاتی راجع به بازار مرشد وگذشته ان بدست بیاورم گفتند برای چه میخواهی گفتم برای سایت ستاره های اوز واینکه می خواهم بیشتر از گذشته اوزیها در این قسمت دبی بفهمم ایشان مرا بردند نزد اقای عبدالعزیز العوضی (میر نجما )که نزدیک مغازه ایشان مغازه داشتند ایشان هم وقتی فهمیدند که من برای چه پیش ایشان امدم با روحیه باز مرا پذیرفتند انچه در زیر می اید حاصل گفتگو کوتاه من با اقای میر نجما می باشد (لازم به ذکر است این اطلاعات براساس گفته های افراد بازار مرشد است ودر صحت وسقم ان با ید محتاط بود )

اقای نجما شما چند سال است در این بازار هستید ؟

از 14سالگی یعنی از سال 1952میلادی حدود 54سال میشود که من این جا هستم

برای چه به این بازار مرشد میگویند واز کجا تا کجاست ؟

اقای مرشد که اصالت کویتی داشتند تاجر معروفی بود که در این بازار به داد وستد می پرداختند ضمنا از جمله کسانی بود که خانه ومحل کارشان بسیار شیکتر ومهمتر محسوب میشد منزل ایشان هم در این بازار بود البته بیشتر کاسب ها در محدوده کارشان منزل اختیار میکردند ومثل حالا نبود که یک نفر اینجا مغازه دارد اما فاصله اش تا خانه اش 40کیلومتر است

اقای نجما ببخشید اقای مرشد بیشتر به چه کاری مشغول بودند

ایشان تاجر بزرگی بودند که لوازم وتجهیزات لنج وچوب وچیزهای دیگر میفروختند البته اقای مرشد یک منشی خودمونی داشت بنام عبدالله مراد که بیشتر کارها ایشان رتق وفتق میکرد وهمیشه حجره او شلوغ بود وبا مردم رابطه خوبی داشت

اقای نجما شکل وشمایل بازار مرشد قبلا چگونه بود ؟

قبلا در بازار مرشد خرما فروشی بود اما از سال 48انگلیسی  یواش یواش بازار پارچه ای شد این بازار از همینجایی که کرسی گذاشته وعرب ها وبعضی از خودمونی ها می ایند انجا می نشیند چای میخورن وقلیون می کشند تا نرسیده به بازار اینه ای بازار مرشد می گفتند. بازار سقف داشت سقف اول ان حصیری بود که از سال 78میلادی پلیوت زدند وبیشتر ساختمانها یک طبقه بود از کولروپنکه خبری نبود نه حمام درست وحسابی بود نه اب شیرین مردم با اب دریا خودشان را می شستند وبا یک دو لیوان اب شیرین شوری سروبدنشان راکم میکردند امکانات مثل امروز نبود اما دلمون به همدیگه نزدیکتر بود

اقای نجما تاجرهای اوزی در این بازار چه کسانی بودند ؟

اقای بدری  -فریدونی ---- غیاثی ---حاج محمد رفیع قاسمی  --رحمانیان ودیگران البته غیر اوزی هم در این بازار بودند مثل صدیق کاظم بستکی  یا حاج یوسف بند معلمی حاج عبدالرحمن   یوسف واحمد جزیری

اقای میر نجما سر همین سه را بازار تختی یا چهار پایه ای است که خیلی ها انجا می نشینند وچای می خورند وحرف میزنند مگر قبلا قهوخانه نبود ؟

چرا قبلا هم سه مطعم در این حوالی بود مال کریم بستکی   محمد شریف یعقوب وغفور عسکر

اقای میرنجما از اینکه وقت خودتان را دراختیار بنده قرار دادید ممنون هستم

 

تا اندازه ای راجع به بازار مرشد فهمیدم به سمت بازار سبخه برگشتم رفتم مغازه حاج ادریس رهنما چون فکر میکردم که ایشان هم میتواند اطلاعاتی از گذشته بازار داشته باشند  ایشانحضور داشتند ودر گفتگو ما شرکت کردند

اقای رهنما مرشد چه کسی بود ؟

خودش کویتی بود ویک ریئس دفتر داشت بنام عبدالله مراد که بستکی بود  جناب مرشد در کار تعلیم وتربیت هم بودند وانسان با سوادی بودند ایشان دران زمان نماینده وزارت اموزش وپرورش کویت در دبی بودند چرا که مدارس اینجا تابع وزارت فرهنگ کویت بود وحتی بودجه ادارات وحقوق مدیران ومعلمین از طرف کویت تامین میشد .خانه ایشان بین بازاریان تک بود مجلسی بزرگی برای مهمانی وپذیرایی داشت

اقای رهنما ایا از بچه های مرشد کسی هنوز هست ؟

من فکر میکنم ایشانفرزند پسر نداشتند اما یکی از دامادهای او بنام مهیدب بود که در همین راسته کاشی فروشی داشت

اینطور که شما می فرمائید بازار متنوع بوده است؟

بله بازار مرشد وکمی انطرفتر از ان محل فروش حیوان وحمل کالا نیز بود یادم  هست پشت مغازه افروشه قصابی بود وفقط گوشت می فروختند بعداز مغازه پاکروان یک قهوخانه بود که غذا هم داشت وچون برق نبود یخچال گازی داشت  اب را در شیشه ویمتو می فروختند به 2انه

اقای ادریس رهنما به خاطر گفتگو در این مصاحبه از شما تشکر می کنم وسلامت باشید.

 

ده دوازده مغازه انطرفتر اقای ابراهیم رهنما مغازه دارند که بد ندیدم با یک  فاصله سنی کمتر از جناب ادریس از ایشان هم سوالاتی در این زمینه بپرسم  رفتم داخل مغازه واز زمان اطلاعات وحضورشان در بازار پرسیدم واقای رهنما شما گذشته بازار قدیم مرشد یادتان هست ؟

بله من انچه می گویم از سال 1965میلادی به بعد است مثلا یادم هست که پشت بازار مرشد خور بود یعنی جای بانک ها وپارکینک چند طبقه همه اب بود وخور حتی لبه گذاری نشده بود ان موقع هنوز پل وتونل نساخته بودند ورفتن از دیره به بردبی فقط با لنج وعبره بود

در سال 65میلادی که من اینجا بودم بیشتر از 2بانک نبود بانک وطنی ویک بانک انگلیسی یادم هست انموقع فقط این دو بانک کولر داشتند ومیدان جمالی در کار نبود بلکه دوخیابان به موازات هم وبا فاصله خاکی از انجا کشیده شده بود وحرکت ماشینها به سبک انگلیسی بود واحد پول این جا روپیه هندی بود تا سال 65که ریال مشترک قطر دبی امد  در هر حال ان موقع امکانات کم بود اما سرعت پبشرفت انقدر زیاد شده که ادم یواش یواش گذشته ات را فراموش می کند وشما کار خوبی میکنی که از خاطرات مردم وبخصوص اوزیها در دبی بروی سایت می اوری

 

با تشکر از اقایان ادریس رهنما –ابراهیم رهنما واقای عبدالعزیز العوضی  میر نجما به خاطر وقتی که به من دادند تا این اطلاعات در اختیار علاقمندان وبینندگان سایت قرار بگیرد لازم است که یک نکته مهم در این رابط بگویم که امکان دارد بعضی از اطلاعات ایراد داشته باشد بینندگان میتوانند ان را برای بهتر شدن ومفید بودن اطلاعات با ما در میان بگذارند.    ما روزی هایی که بی خبر به بازار میرفتیم از در ودیوار چای وتندح می بارید اما انروز هیچ خبری نبود چه کنیم اگر چای نبود اما ماهنامه عصر اوز رسیده بود .

هنوز اوزیهایی هستند که میحواهند اوزی باقی بمانند من برای همه انها مینویسم

                                2006-09-16   دبی      - فرهاد ابراهیم پور (محمودا)