مقالات اجتماعی وفرهنگی                  

ز حق وحقوق خود دفاع کنید
اینکه انسانی به حق وحقوق خود واقف نباشد ونداند در زندگی شخصی وخانوادگی واجتماعی اش دارای چه حق وحقوقی است باعث میشود که در بسیاری از مراحل زندگی کلاه سرش برود ودیگران هم حق اینگونه افراد را نادیده بگیرند وچون اشنا نیستند فکر میکنند انچه در زندگی به انها وبخصوص در کار به انها تعلق میگیرد امری عادی وهمگانی است  حدود ده سال پیش دوستی که برادرش در یکی از این مغازه های به اصطلاح ارزان فروش ده درهمی کار میکرد برای دیدن برادرش در روز عید امده بود دبی که اورا ببیند  صبح روز عید بود رفتیم واورا صدا زدیم که با هم برویم یک دوری توی شهر بزنیم  هنوز چند کیلومتری توی خیابانها نرفته بودیم که برادرش گفت نگه دار گفتم چه شده گفت برادرم حالش بد است ما که نزدیک کرنش یا همان ساحل دریا بودیم نگه داشتم بلافاصله پائین امد وشروع به استفراغ کردن کرد اول فکر کردم که حتما اول صبح یا زیاد خورده بدچار مسمومیت شده است فکر من اشتباه بود گفت که الان 8سال است هیچ ماشینی سوار نشده گفتم مگر میشود گفت مغازه ما با منزلمان نزدیک هم است  ما تمام روز هفته کار میکنیم وحتی جمعه ها هم کار میکنیم فقط صبح جمعه است که اول باید به نظافت منزل بپردازیم بعد هم رخت ولباس بشوریم  بعد هم در نوبت برای حمام باشیم وبعد از ان هم باید برویم مسجد چون ارباب به همه میگوید بیایند وجایی نروند  بعد از مسجد هم می ائیم منزل وفوری غذا میخوریم وبلافاصله میرویم مغازه  گفتم شب که مرخص میشوید که باز وقت دارید گفت ساعت 11 وبعضی وقت ها دوازه از سر کار مرخص می شویم خسته وکوفته باید برویم حمامی بگیریم وبخوابیم چون اگر بدون اجازه بیرون برویم فردا سر اشپز که میشود گفت مشاور ارباب است همه را مو به مو به ارباب گزارش میکند واز ترس معمولا کسی بیرون نمی رود چون اگه ارباب از تو خوشش نیاید بیرونت میکنه تو هم نمی تونی کاری بکنی
واقعا ناراحت شدم که یک فرد در چنین شرایطی در قرن بیستم دارد زندگی میکند ویک نفر که اسم خودش را ارباب گذاشته خودرا مالک بی چون وچرای زندگی کارگرانش میدونه این حکایت تلخ را هیچگاه فراموش نکردم واین زندگی فقط اون برادر دوستم نبود بلکه زندگی صدها از این نمونه افراد است که برای لقمه ای نان امده اند دور از ولایت وخانواده تا به فکر اتیه خود باشند ایا اینگونه افراد دارای اتیه روشنی هستند جواب به این سوال مستلزم بحث جداگانه ای است که اگر فرصتی پیش امد بدان خواهم پرداخت  اما امروز میخواهم به موضوعی که بی ارتباط با این مسله نیست مطرح کنم باز همان دوست از ابوظبی زنگ زد گفت یکسری از تجار برای اینکه حق وحقوق افرادی که پیش انها هستند ندهند دست به ترفند جدیدی زده اند واز کارگران خود خواسته اند که بیایند وزیر برگه ای را امضا کنند که حق وحقوق خودر دریافت کرده اند واز صاحب کار هیچ گونه طلبی ندارند  گفتم که میتوانند اگر حق خودر را دریافت نکرده اند امضا نکنند گفت اگر کسی امضا نکند ارباب بعد از چند مدت با ایراد گیری اورا اخراج میکند یا ویزایش را تمدید نمی کند گفتم قانون کار امارات از چنین افرادی حمایت میکند وفرد میتواند شکایت کند که من حق وحقوقم را دریافت نکرده ام وصاحب کارم میخواهد مرا اخراج کند  گفت این یک قسمت مسئله است چون اینها با موارد قانونی اشنایی ندارند وکسی را نمی شناسند که در این دعاوی به انها کمک فکری بکند معمولا از ادامه این ماجرا دست میکشند وکار عملا به جایی میرسد که افراد یا تن به ماندن با شرایط صاحب کار میدهند یا قید کار وماندن در اینجا را می زنند وبه شهر و ولایت برمیگردند گفتم درست است که این مسیر معمولا به نفع صاحب کار وتجار تمام میشود اما دلیل نمی شود که کارگران به حق وحقوق خود اشنا نشوند دلیل نمی شود که به مواد قانونی که در این زمینه هست مراجعه نکنند من چندین بار دیده ام که افرادی البته غیر خودمونی که پیگیر حق وحقوقشان بوده اند وبه نتیجه هم رسیده اند  تازه یک موضوع دیگر هم نباید نادیده بگیریم که خود صاحبان کار هم برای اعاده کاری خود احتیاج به رعایت مسائل قانونی دارند چون عدم التزام به ان موجب فرار افراد خودی از حیطه کار رشد فساد اخلاق کاری وبی اعتمادی به صاحب کار میشود پس دیدن دو طرف قضیه برای هر کسی که در یک مجموعه کاری کا میکند ضرور است وصد البته رعایت قوانین کار که تحت تاثیر قوانین بین المللی کار است روز بروز در عرصه جهانی گسترش یافته وبسیاری از کشورها از ان پیروی میکنند  مهم شناخت ما از حق وحقوقمان وقوانین است که میتواندیارای ما دربسیاری از حق کشی هایی باشد که توسط بعضی از صاحبان کار نادیده گرفته میشود
فرهادابراهیم پور (محمودا) دبی 20.4.2009

ایا جنگ غزه بپایان می رسد

البته این امر واضحی است که جنگ ها همیشه از یک زمانی شروع میشوند وزمانی هم بپایان می رسند  جنگ غزه اگر چه تاکنون بیش از 5هزار کشته ومجروح داشته است واز 27 دسامبر شروع شده وتا حالا هم ادامه دارد  فرصتی بود برای قدرت نمایی کشور اسرائیل در برابر تمام نیرهای منطقه از سوریه ولبنان ومصر گرفته تا  دولت فلسطینی واردن وسعودی ودیگر کشورهای عربی؛ . حمله به نوار غزه وبمباران مناطق مسکونی مردم  اقدامی از پیش تعین شده بود  که روزهای پایانی خودرا میگذراند. مطمئنا هیچ انسان اگاه وبشر دوستی تاب تحمل این همه فاجعه که طی این مدت بر مردم فلسطین رفت نخواهد داشت ورنج ان بر پیشانی جنایت کاران خواهد ماند  اما نباید فراموش کرد که این سناریو در زمان خلا دو رئیس جمهور امریکا رخ داد  در زمانی نه چندان بعد از پرتاب کفش منتظر الزیدی به بوش در زمانی که امریکا شدیدا از بحران مالی رنج میبرد وجهان هنوز هم از این اوضاع نابسامان در تلاطم است.  فرصتی برای جنگ افروزان نیز بود که سلاح های خودرا دوباره ازمایش کنند وفرصت امتحان سلاح جدید هم فراهم شود جنگ فقط با ابزار قدرت پیش نمی رود بلکه با چگونگی استفاده از قدرت است که تعین وبا ابزار ان برای زمانهای مختلف هدایت میشو.د جنگ غزه نموداری از جنگ های مدرن و منطقه ای است که در حدفاصل سکوت امریکا وریاست جمهوری غایب پیش برده میشود تا اگر قرار است صلحی باشد ویا پایانی بر این جنگ باشد با دخالت امریکا همراه شود ویک امتیاز بزرگ دیگری در عرصه تبلیغاتی برای ریس جمهور تازه ودولت بحران زده امریکا باشد . گمانه ها از این زاویه برای پایان جنگ اسرائیل بر مردم غزه متصور است وخیلی ها فکر نمی کنند این جنگ بیش از یک هفته تا دوهفته دیگر ادامه یابد نه اینکه اسرائیل توان انرا ندارد یا اینکه این دولت انسانی عمل میکند؛ نه ؛  بلکه از این جهت که اسرائیل قرار  نیست بیش از این پیش برود. هر چند نباید  کارزار صلح جهانی ودفاع از مردم بی دفاع غزه هم در این راستا نادیده گرفت .رئیس جمهور جدید امریکا تا یک هفته دیگر بر مسند قدرت خواهد نشست وبطور رسمی شروع بکار خواهد کرد این یک هفته دیدار ها فشرده خواهد بود ومسئله غزه هم از مهمترین انها خواهد بود باید منتظر بود   14.1.2009

قضیه شیشه دکوس وتوپ نادری

بعضی مسائل توسط بعضی افراد نوشته یا گفته ومطرح میشوند که نمی توانی سکوت کنی چون سکوت وبی توجهی نشان از این خواهد بود که یعنی  چند نفر در این ولایت پیدا نمی شوند که به حرف های بی سروته یک مدعی جواب بدهند  چند سال پیش دوستی تعریف میکرد که یک بار من رفته ام قلعه پرویزه ( همان پروده خودمان ) که در نزدیکی اوز وبر فراز یک کوه قرار دارد ومیگفت انجا شیشه دکوس ( سس تندی که داخل شیشه باریکی قرار دارد که مردم لارستان کاملا با ان اشنا هستند ) دیده ام وبرایم خیلی عجیب بود که شیشه دکوس در این مکان تاریخی چه میکند  دوست عزیزی که همراه من بود گفت احتمال زیاد یکی از سلاطین بنام یا شاید هم قلعه داران انزمان دکوس زیاد میخورند واین شیشه بجامامده هم ییقینا مال همان زمان است  وباید از مدارک تاریخی ان محسوب شود که در قلعه پرویزه دکوس هم یافت میشده ومیشود نتیجه گرفت که اوزیها از چند صد سال پیش با دکوس اشنایی داشته ومیتوان میزان ادعا را بالاتر برد وگفت ما اوزیها اولین تولید کننده دکوس بوده ایم واز همین مسیر به هند وممالک اروپایی رفته است وباز بیشتر ادعا کرد که در اطراف اوز باغ وسیفی جات به اندازه ای بوده است که چندین کارخانه سس سازی داشته ایم

می بینید به همین سادگی میشود یک حرف بی سروته ای زد وانرا به تاریخ وگذشته ربط داد بدون اینکه دلایل تاریخی برای ان ذکر کنیم بدون اینکه به خودمان زحمت دهیم که اوز کجا ودکوس وقلعه پروده کجا  حالا یک بابایی چند سال پیش رفته قلعه پروده و دوتا تخم مرغ هم اب پز کرده با گپک  ونشسته با دکوسی که همراه داشته خورده وشیشه دکوس هم انجا جا گذاشته  این که تاریخ تراشیدن ودبدبه ندارد

راست میگوئید میخواهم شما را مستقیم ببرم سر اصل مطلب  در ماهنامه وزین ! عصر اوز در شماره 97 در صفحه 2 مطلبی نوشته شده از اقای احمد خضری  با عنوان اوز نقطه ای برای سفر به اعماق تاریخ  که به شرح گزارشی از شهر اوز می پردازد وبه امکانات وداشته های ان از دیر باز تاکنون اشاره دارد که هرچند قبلا هم گفته شده است اما دوباره نویسی ان خالی از لطف نیست حدااقل برای انهایی که قبلا نخوانده اند ودرباره اوز چیزی نمی دانند اما نکته شگفت انگیزی که ایشان در ادامه بدان می پردازند موضوع  عبور نادرشاه افشار از اوز است  که  نمی دانم از کجا وچه منبعی اورده اند که اینگونه بدون استناد به تاریخ وماخذی در بارقلعه پرویزه مینویسند ایشان مینویسند :وجود قلعه مستحکم پرویزه که در زبان محلی پروده میگویند قلعه ای زیبا برای حکمرانی ودیده بانی روستا ها وجاده های اطراف بوده است. ساخت این قلعه را به خسرو پرویز ساسانی نسبت میدهند  ونادر شاه افشار برای لشکر کشی به هندوستان از اوز عبور کرده ودر این قلعه اسکان گزیده است .لوله توپ نادری در کنار قلعه سالیان سال یاداور تاریخی بودن اوز بوده است  و   ادامه میدهند وضعیت خاص جغرافیایی باعث شده است تا مردم برای امرار معاش به خارج از کشور بروند  هندوستنان  افریقای جنوبی  بعدها امارات متحده عربی کشورهایی بوده است که مردم اوز در انجا تجارتخانه داشته اند  

(نقل قول از یک همشهری ) :برادر اوز در مسیر هندوستان که هیچ در مسیر بند عباس به شیراز هم نبوده است . آن توپ به اصطلاح نادری هم شاید از باقیمانده همراهان شاهزاده قاجار است که در زمان میر هاشم قلعه پروده را در محاصره داشتند . تازه خود وزیر و منشی نادر شاه همان استر آبادی خودش همراه نادر بوده و از <عوض> خبری نداده پایان نقل قول  .

انچه که باید چندین بار از اقای خضری پرسید اینست که  در کدام منابع تاریخی وکجا نوشته شده است که نادر شاه افشاربرای لشکر کشی به هندوستان از اوز عبور کرده است وشما تاکید دارید که سکنی هم گزیده اند ونشانش هم ان توپ نادری ذکر کره اید  واین چه دلیل بی پشتوانه ای است که اقای خضری بدان  اشاره دارند .هر  نوشته تاریخی باید  بر اساس مستندات ارائه گردد تا به مرز یقین پذیری واستدلال روشن نزدیک گردد اگر هر کسی از روی میل خودش وبه خیال ونیت خودش بخواهد یک حرفی بزند که مستند نباشد و به تاریخ وفرهنگ یک سرزمین  وصل کند نه تنها  به تاریخ ان فرهنگ  وملت فایده ای نرسانده است بلکه باعث ترویج شایعه ودروغ پراکنی هم شده است 

مسئله دیگری که اقای خضری در باره گرایش مردم اوز به خارج ذکر کرده اند از موقعیت  خاص جغرافیایی نام برده اند که این هم نمیتواند همه عوامل باشد چرا که اوضاع اقتصادی ومسائل اجتماعی وگاه سیاسی ومذهبی بوده است که اوزیها را به مهاجرت واداشته است

واخر اینکه بر اساس گفته ها وشنیده ها وتا انجا که من اطلاع دارم یک نفراز طایفه ملاهاکه اوزی بوده ودر عربستان سعودی مشغول فراگیری دروس مذهبی بوده حدودا 70سال پیش بعنوان طلبه به افریقای جنوبی می رود وهمانجا تا زمان مرگ به زندگی ادامه میدهد واوزی یا اوزیهای دیگری که به قصد تجارت وداد وستد به افریقای جنوبی رفته باشند جایی نشنیده ایم که اگر اقای خضری بیش از این مطلع هستند ما را هم مطلع سازند

اما چرا اقای خضری وامثال ایشان هر از گاهی حقایق را دور می زنند ومیخواهند اوز را بیش از انچه بوده وهست جلوه گر سازند من فکر میکنم به یک توهم تاریخی در مناسبات اجتماعی  دچار شده اند.  من  منکر نیت خوب بعضی از همشهریان در اینکه میخواهند شهرشان اوز بر قلل افتخار بنشیند نیستم ونیز واقف هستم که ما اوزیها مستحق شهرستان شدن هستیم واین نه از امروز که خیلی سال پیش هم گفته ونوشته ایم وهنوز بر این حق ارتقای اوز پای میفشاریم . هرچند که مجموعه عوامل بیرونی در جهت نیل مردم اوز حرکت نمی کند  اما این خواسته ها ی بحق نباید به تحریف تاریخ منجر شود  نباید با انچه نبوده ایم پیوند بخورد  بلکه باید به انچه بوده وهستیم باور داشته باشیم واز سکوی همین دانایی به اینده شهرمان نگاه کنیم 

فرهاد ابراهیم پور (محمودا ) – دبی 30اذر 1387

جدی ومنطقی صحبت کنیم

چندی است که مسئله شهرستان شدن اوزوگراش وجویم بطور ملموستری در بین مردم این مناطق ودر بین محافل ومسئولین لارستان مطرح شده است وهر کس به فراخور شهر ودیار خو د پیرامون این موضوع نظراتی داده است . شاید حادترین مسئله از انجا شروع شد که در یکی از وبلاگ های منطقه لارستان نامه ای درج شد که نشان میداد اقای  علی اضغر حسنی که نماینده مردم لارستان وخنج در مجلس شورای اسلامی است به وزارت کشور نامه نوشته اند درباب تقاضا ورسیدگی به موضوع شهرستان شدن گراش  وبه ایشان از طریق استانداری فارس وطی همان نامه مذکور تلویحا گفته شده بود که امکان شهرستان شدن گراش وجود ندارد.  این نامه که چند صباحی روی سایت ووبلاگ ها منطقه بود موضوع مورد بحث را وارد مرحله جدی تری کرد ومحافل داخلی در گراش  واوز وجویم را به این ارزو دیرینه حساستر کرد. که در همین رابطه چندین مطلب در سایت ستاره های اوز وصحبت نو گراش و.. نوشته شد که همگی بر این خواسته دلالت داشت که شهرستان شدن حق مسلم این بخش هاست  وبرای اینکه لاریها  هم از این موضوع  طرفی بر بندند موضوع شهرستان ویزه شدن ویا استان شدن لارستان نیز مطرح شد اما طرح لاریها چندان در مطبوعات منطقه واستان نمود پیدا نکرد یا شاید روشی دیگر برگزیده اند هر چند لازم بود که لاریها به چانه زنی بیشتری در سطح استان  در باره ارتقا لارستان می پرداختند . در هر حال تمامی این روند تا امدن اقای حسنی به دبی وگردهم ایی که بدعوت ایشان از مردم منطقه در هتل رایسون ساس دبی شده بود به مرحله جدیدی وارد نشده بود .این حضور همراه با تنی چند از مسئولین استان وفرماندار لارستان با این امید در نزد غیر لاریها دنبال شد که اقای حسنی می باید تلاشش برای شهرستان شدن سه بخش منطقه لارستان بیش از پیش نماید . اما استنباط نه چندان مطرح شده ای پشت این عاقبت اندیشی صف کشیده بود که متاسفانه وارد گفتگو نشد این استنباط که اولویت با شهرستان شدن بخش هاست یا اولویت با فرمانداری ویزه لار یا فراتر از ان استان شدن لارستان  است ؛ که خود بحث وگفتگو را میتواند به حوزه های عقلانی تری از این مسائل بکشاند تا هم نماینده مجلس هم فرمانداری لارستان ومسئولین شهری لار وبخش های تابعه به هم اندیشی وارد شوند؛ هم گره کوری که در این مناسبات با استان ناگشوده مانده قدری شل گردد  . من فکر نمی کنم که معتمدین  ومسئولین شهرهای اوز وگراش وجویم  برای شهرستان شدن بخش خود تلاش وکوشش نکرده اند بلکه جنس وشکل کوشش انها به گونه ای بوده است که یک ارباب رجوع بعد از سالی به یک اداره رجوع میکند ومیگوید اقا ببخشید چند سال است کوچه ما اسفالت نشده اگر امکانش هست اسفالت کنید ومسئول مربوطه هم بعد از اینکه گفته: بله شما درست میگید میگم موضوع حتما پیگیری میشود و باز موضوع تا سال دیگر راکد مانده است .  مسئولین شهری ومعتمدین  سری به مکاتبا ت ونامه هایی که بین بخش ها با مرکز استان  در این رابطه رد وبدل شده بزنند تا صحت این گفته بیشتر برایشان روشن شود  اخرین نامه هایشان من مطمئن هستم  مربوط به سفر ریاست جمهوری از منطقه لارستان بوده است حداقل در مورد اوز از این هم جلوتر میرود وبه یکسال پیش هم نمی رسد  با این اوصاف هر ادمی که در این شهرها زندگی میکند ودغدغه پیشرفت وترقی شهرش را دارد از خود سوال میکند پس ما چه کنیم که به خواسته امان برسیم ؟ ایا خواسته ناعادلانه ای داریم ایا حرف نامربوطی زده ایم  ایا از کرات دیگری امده ایم ؟ مگر ما برای ابادانی شهرمان مسجد ومدرسه وبیمارستان وورزشگاه و... نساختیم  مگر ما خود خیابان درست نکردیم مگر کوچه ها را هنوز که هنوز است با کمک خیرین اسفالت نمی شود وووووو

راستی ما چه باید بکنیم در سرزمینی که اب به زحمت پیدا میشود  کار به زحمت پیدا میشود  تا جمعیت ما زیاد شود .اگر کارخانه ادم سازی جایی سراغ دارید به ما ادرس بدهید تا با کمک خیرین خریداری شود . ده تا دانه افغانی هم که در همین منطقه زاد وولد کردند  ولارستانی محسوب میشوند هم قرار است روانه دیار خودشان کنیم  ما از کجا جمعیت وادم بیاوریم تا به حدنصاب شما برسیم  . میگوئید فرزند کمتر زندگی بهتر میگوئید 2تا بچه کافیست  ما اگر سال 2بچه هم تولید کنیم والا به حد نصاب شما نمی رسیم  کاروتولید هم که قربانش شوم در حد صفر است کشاورزی جنوب هم به اب بستگی دارد انهم اسمان بخیل مثل ما شده وبارانش به حد نصاب نمی رسد  راستی چه کنیم  یک مرتبه بیائید وبگوئید شما چه به شهرستان شدن وفرماندار ویزه واستان شدن وقتی صحبت از مردم نیکوکار است ما را خوب جلو می اندازند وبرایمان همایش برگزار میکنند  وقتی پای ساختن مسجد ومدرسه ودانشگاه است مردم ما حرف ندارند  وقتی قرار است  رای بدهیم  مردم لارستان بی نظیر هستند خوب وخونگرم تشریف داریم  وطن دوست ومهد علم ودانش وصدها چیز دیگر هستیم  والا به هر مذهبی که می پرستید یکی بیاید ویک جواب درست وحسابی به ما بدهد . لارستان کهن است ومیلاد گرگین از حکومت باستانی ماست قبول وما هم خود میدانیم  شاهراه بسیاری از قافله ها بوده ایم قبول  رنج گرما وتشنگی وبدختی سالیان بر پیشانی ماست  قبول  اما خواهش میکنم بیش از این سر ندوانید این خواسته که اوز وگراش وجویم باید شهرستان شوند خواسته بزرگی نیست اما همین خواسته حق مسلم ماست این خواسته که لار یک گام در راستای  استان شدن به جلو بردارد خواسته بی جایی نیست خواسته های ما باید بر جوار یکدیگر ومنافع همدیگر پیش برود این نه تخریب ودوگانگی است نه منافی مصالح مردم منطقه وکشور است .مردم منطقه از نامه ونامه نگاری درمورد این موضوع خسته شده اند وبه خیلی ها ازوعده های  مسئولین شهری اشان در باب این موضوعات با تردید می نگرند  این تردید را مردم وخیرین ومعتمدین ایجاد نکرده اند .باید  جدی ومنطقی فکر کنیم .

فرهاد ابراهیم پور ( محمودا ) – دبی ابانماه 1387

 

نماینده مجلس وسلامی دیگر

روز پنج شنبه هفته گذشته در هتل  رادیسون ساس  دبی(انترکانتینانتا ل سابق ) محل گرد هم ایی گروه کثیری از مردم منطقه لارستان وخنج بود که بدعوت اقای علی اضغر حسنی نماینده مردم این منطقه در ان مکان گرد هم امده بودند تا هم به صحبت های اقای حسنی گوش فرا دهند وهم مردم بتوانند با مسئولین  مسائل ومشکلات خود در میان نهند. جلسه مطابق رسم دیرینه ما ایرانیها با تاخیر برگزار شد اقای فرزاد حسنی مجری رادیو تلویزیون اینبار مجری گری این برنامه را بعهده داشتند که به همین منظور از تهران بهمراه اقای چنگیز واقای بیگدلی از خوانندگان پاپ کشور به اجرای برنامه پرداختند تا  تراوت بخش محفل باشند هر چند زیاده گویی های مجری وتعارفات بی اندازه بین ایشان ومخاطبانشان گاه به لودگی میکشید اما در مجموع برای اداره این جلسه وگردهم ایی امده بودند . اولین سخنران این جلسه وگردهم ایی اقای حسنی نماینده هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از منطقه لارستان وخنج بودند که به حاضرین خیر مقدم گفتند واز نوسازی واتفاق واتحاد در منطقه وضرورت حرکت بسوی صنعتی شدن منطقه برای حاضرین نکاتی عرض نمودند واز اقدامات انجام شده طی 5ماه گذشته که نماینده مردم در مجلس بودند توضیحاتی برای مردم دادند که شامل سوالات متعدد ایشان از وزرا در باره مشکلات منطقه – مکاتبات اداری پیرامون همین مسائل – صرف 200ساعت به جلسات صحبت با مسئولین کشوری واستانی و500مورد گفتگوهای مختلف در حوزه مسائل کشوری ومنطقه ای  از جمله مواردی بوده است که اقای حسنی انرا در کارنامه خود قرار داده اند تا با مسائل بیشتر ونزدیکتر اشنا شوند صحبت های ایشان با  توصیه به تشکیل سازمان جذب سرمایه گذاری در استان ومنطقه ادامه یافت ودر پایان به قابلیت سرمایه گذاری  بخصوص در صنایع فولاد  سیمان کارخانه گچ و.. در منطقه لارستان وخنج اشاره نمودند . ایشان در روال کلی به مواردی اشاره کردند که کار پایه های یک حرکت صنعتی در منطقه میتواند باشد هر چند حاضرین منتظر بودند تا اقای حسنی به مسائل جاری انها همچون کمبود  اب  - شهرستان شدن تعدادی از بخش های منطقه لارستان واشتغال جوانان وتبعیضی که درمنطقه وجود دارد صحبت کنند  اقای حسنی میتوانستند با کاستن از برنامه تعدادی از افراد که در ان گرد هم ایی برای سخنرانی امده بودند برای ارتباط خود با مردم  وگوش دادن به مشکلات انها فرصت بیشتری به مردم بدهند .از دیگر سخنرانان این جلسه که شاید بیشتر در حوزه اموزش عالی بود تا مسائل ضرور لارستان وخنج صحبت های اقای عبدالله جاسبی ریاست دانشگاه ازاد اسلامی کشور بود که به موضوع اموزش عالی وضرورت سرمایه گذاری در اموزش عالی پرداختند وپیشنهاد اتی در این زمینه ارائه دادند که در فرصت دیگری بدان خواهم پرداخت . در این گرد هم ایی فرصتی پیش امد تا اقای عبدالقادر فقیهی از خیرین شهرمان اوز   با حضور در پشت تریبون سخنرانی به مهمترین مشکل وخواسته اوزیها بپردازد وان مسئله دیرینه شهرستان شدن اوز بود که مورد تائید وتشویق حاضرین قرار گرفت ( متن سخنرانی ایشان نیز در ادامه همین خبر موجود است ). در ادامه سخنرانی ها هنگام سخنرانی اقای رجا معاونت استانداری فارس که نکات کلی در مورد موقعیت استان فارس در عرصه کشاورزی وصنعت ومعادن میداند وبه ارائه امار واطلاعاتی می پرداختند که برای بسیاری از مردم منطقه تازگی داشت سخنرانی ایشان دو سه بار با خواسته ها وانتقاد بعضی از حاضرین گره خورد از جمله یکی از شهروندان خنجی که به دو مورد از خواسته هایشان اشاره نمودند که یکی موضوع سرمایه گذاری بود که یک نفر که میخواسته در موردی سرمایه گذاری کند با چه مشکلاتی روبرو بوده ودیگر اینکه چرا در شهری مثل خنج از 50اداره ان یک نفر از مسئولین این اداره  خنجی نیست وچرا این تبعیض برقرار است که این مورد چون با خواسته دیگر شهرهای همجوار نیز بی ارتباط نبود با تشویق وتایئد همه حاضرین روبرو شد .  در ادامه صحبت های اقای رجا دو تن دیگر از شهروندان منطقه لارستان  وخنج در باره مشکل اساسی کمبود اب حرف زدند که این مورد هم از موضوعات مورد علاقه مردم منطقه بود ومورد تائید حاضرین قرار گرفت  در مجموع از اینکه این فرصت بعد از سی سال نصیب مردمی شده است که بتواند با نماینده مجلس خود صحبت کنند باید غنیمت شمرد گرچه این اندک است ومی باید فرصت های بیشتری فراهم شود اما نباید نادیده انگاشت که ما مردم منطقه لارستان وخنج میتوانیم نقش مهمتری در تصمیم گیریهای منطقه ای استانی وکشوری ایفا کنیم واین شدنی نیست مگر اینکه خودمان را باور کنیم .اقای علی اضغر حسنی طی مدت 5ماه از دوران نمایندگی اشان با برگزاری دو همایش در خارج از کشور وتوجه به خیرین ومعتمدین اهالی ان منطقه نشان داده اند که به مشاوره وهمفکری این اهالی احتیاج دارند ومردم نیز به نماینده ای نیاز دارند که حرف انها را بشنود وشجاعانه پیگیر خواسته های به حق انان باشد واین رویه ای دو سویه می طلبد.   

فرهاد ابراهیم پور 18.102008

بحث داغ شهرستان شدن

با انتخاب شدن اقای علی اضغر حسنی کاندیدا ی انتخاباتی شهر گراش برای نمایندگی  مردم لارستان وخنج  در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی  این ارزو نزد گراشیها واوزیها و جویمی ها تقویت شد که حالا که بعد از مدتها لاریها نماینده منطقه لارستان وخنج نیستند شاید بتوان گراش را اوز را وجویم را به فرمانداری ارتقا داد . در این مورد مطالبی چند هم در صحبت نو گراش هم در سایت ستاره های اوز ولارستان بیدار مطرح شد که همگی در یک  ارزو متفق ال نظر بودند وان پیشرفت شهر ودیار خود بودند این ارزو هر چه بیشتر پیش می رویم  میتواند به واقعیت نزدیکتر شود بخصوص با گفتگوهای درونی وبیرونی میشود به  چشم انداز های بهتری در باره پیشرفت شهری رسید  بشرطی که نخواهیم همه چیز مال خودمان باشد اگر در بحث شهرستان شدن گراش واوز وجویم در حاشیه قرار گرفتند وسالها این موضوع بعنوان موضوعی جدی مطرح نشد بدان دلیل نبوده است که مردم این شهرها نخواسته اند از بخش بودن به شهرستان شدن ارتقا پیدا کنند بلکه  عواملی چند این دغدغه و ارزو را مثل من وشما نداشتند بقول معروف ادم سیر کی از ادم گرسنه خبر دارد . طی چند روز گذشته این مباحث بطور جدی تری در محافل وبین مسئولین منطقه ادامه داشته است ودر حال حاضر این جدل بطور مشخصتری بین لار وگراش جریان دارد ودلیل انکه گراشیها بیشتر از اوزیها وجویمی ها وارد این مقوله شده اند وجود اقای حسنی است که خود گراشی است وانتطارات مردم گراش هم از ایشان بیشتر است وهم خود اقای  حسنی دلبستگی بیشتری برای شهر خود دارد  واین امر طبیعی است  هر چند یک نماینده بگوید که ما همه را به یک چشم می بینیم . اما در حال حاضر ان انتظاری که واقع بینانه است ومی باید از اقای حسنی داشت این است که جدا از اهداف دیگری که در برنامه دارد همانگونه که باید در جهت ارتقا شهرستان شدن گراش تلاش می کند باید برای شهرستان شدن اوز وجویم نیز تلاش کند وباز همانگونه که برای ارتقا شهرهای گراش واوز وجویم حرکت می کند باید برای ارتقا لار به فرمانداری کل یا استان شدن ان حرکت کند این موضوع همانگونه که  اقای رحمانی نیز در مطلب خودشان ذکر کرده اند نتیجه برد برد میتواندبهترین نتیجه این ارزومندی باشد تا ضمن اتحاد واتفاق برای پیشرفت منطقه با دست پر این چهار سال نمایندگی بپایان رسد. این توپ وگوی ومیدان فعلا در اختیار اقای حسنی است تا چه شود وچه امکان پذیر گردد .بهترین روش مشورت ورایزنی وگفتگوی صادقانه پیرامون مشکلات مردم منطقه است .اقای حسنی این فرصت همیشگی نیست .

سایت ستاره های اوز 16.10.2008

 

پولداران  فیس وافا ده ای وفرهنگ چرت زنی  

سفر همیشه با تجربه همراه است مگر برای کسانی که نبینند ونخواهند که ببینند سفر اینبار که از تهران شروع شد واز شیراز گذشت وبه اوز امدم .سرشار از حکایت است که اگر در حوصله وتوانم بود سعی میکنم با شما همشهریان وبینندگان در میان بگذارم این بار به سراغ پولدارانی در اوز میرویم که انچه در این ملک دبی  ومملکت  ایران  نصیبشان شده است پول است وپول.چند نمونه ای از این فیس وافاده فروشی برایتان بگویم تا حساب کار دستتان بیاید

اول خیابان طلایی در اوز  دو دهنه مغازه میوه وسبزی فروشی است که صبح ها شلوغ است وسرشار از مشتریان ریز ودرشت است این دو دهنه مغازه که متعلق به اوزیها نیست طی مدت حضورشان در اوز در امد خوبی  نصیبشان شده است که اگر شما هم بودید واسمتان اوزی نبود نصیبتان میشد .قسمت جالب این موضوع نحوه خرید مشتریان است بخصوص پولدارهایی که از دبی وکویت وبندر امده اند  وبدون اینکه از کسی بپرسند که این میوه چند است  فقط برمی دارند من انروز صبح برای خرید یک خربزه مشهدی ویک کیلو انگور رفته بودم از کسانی که سر صندوق میوه بودند واوزی هم بودند پرسیدم ببخشید این میوه چند است گفت نمی دانم . یک نفر دیگر داشت پلاستیکش را پراز الو سیاه میگرد گفتم کیلویی چند است گفت نمی دانم باورتان نمی شود بیشتر افرادی که سبد پر وکیسه پر خرید میکردند نمی دانستند که قیمت انچه میخرند چقدر است چون برایشان مهم نبود که الو کیلویی 200تومان است یا 5000تومان برایشان مهم نبود که خربزه 1000است یا 800تومان فقط هزاری ودوهزاری وپنج هزاری بود که از کیف وجیب خریدار به دست فروشنده می رسید البته عده ای بودند که دنبال تروتازه جنس ها نمی گشتند وتوان انرا نداشتند که حتی یک کیلو الو سیاه بخرند ادم هایی که پولشان کفاف این مخارج را نمی کرد بلکه منتظر میشدند تا بین له شدگان ومیوه های اسیب دیده با قیمت کمتر خرید کنند .شعور برای این به ادم داده شده است تا بتواند خوب را از بد تشخیص دهد تا بتواند شخصیت  ومنش خود ودیگران را بسنجد  بعضی ها میگفتند که زنها فقط اینگونه خرید میکنند ومردها می پرسند اما انچه من دیدم مرد وزن نداشت هردو جنس به پول ودارایی اشان انچنان می بالیدند که شرم اور میدانستند که بپرسند که این میوه چند است  چون از دبی امده اند  الخصوص زنان عبا پوش  که نوکرانشان هم با خود اورده بودند . تازه یکی از انها که منو میشناخت میگفت میبینی همه چیز ایران مفت است قیمت اینها در دبی دو برابر اینها می باشد راست هم میگفت چه مقایسه جالبی  فقط این ادم نمی توانست درک کند که دیگر همشهریانش در اوز توان خرید یک کیلو هلو در سال هم ندارند وبسراغ میوه های گران قیمت نمی روند بلکه بیشتر میوه ای که اقشار کم درامد می خرند خریزه وهندوانه است . اری این چنین است برادر  یک عده ازسیری انچنان درخود غلتیده اند که نزدیکترین کسان خودرا هم در اوز نمی بینند که با چه مشقتی روزگار میگذرانند  امیدوارم این توهین به تعداد اندکی پولدار که اهل حساب وکتاب هستند تلقی نشود هر چند از ان تعداد هم اندکی هستند که از خسیس بودنشان چیزی نمی خرند یا اگر هم می خرند پنجاه مرتبه چونه میزنند تا نفس فروشنده را دراورند  حرف من در باره فیس وافاده ای است که پولدارهای اوزی بخصوص در فصل تابستان که از دبی و بندر وکویت  وجاهای دیگر می ایند می باشد چون این جماعت قیمت ها را در شعو ر اجتماعی اشان نمی سنجند بلکه در قیاس با دبی و... می سنجند .بد نیست یک حکایت دیگر که در باره یک اوزی از دبی امده بود هم برایتان در همین رابطه نقل کنم  طرف که قرار بود پسرش را داماد کند ماشین عروس را برده بودند که گل بزنند طرف هم که فهمیده بود که یارو از جماعت پولدار دبی است قیمتی داده بود چهار برابر قیمتی که برای دیگران گل میزند وگفته بود با تزئین اطاق عروس میشود 800هزار توامان اوزی پولدار از دبی امده هم که این را شنیده بود مثل کسی که چیز ارزان وخوبی نصیبش شده است بلافاصله قبول کرده بود و4تراول چک دویست هزار تومانی داده بود که طرف باورش نشده بود دوستی که ان حوالی بود میگفت  پولدار دبی نی بمن گفت که ایران جدا همه چیز مفت وارزان است .من فکر میکنم یکی از علل مهمی که اوزیها در مدت این سه دهه در حوزه علم ودانش  به مقام ومنزلتی در خور فرهنگ گذشته امان نرسیدیم همین تاجران وپولدارانی هستند که  حاصل جمع پولهایشان به شعور وفهم ودانش ختم نمی شود  .تاجر وپولدار گذشته اوزی  چه انها که در دبی  و هند وکویت و..بودند وچه انها که مثلا در  بندر عباس  به کسب وکار مشغول بودند جدا از اینکه به تجارت مشغول بود وکسب درامد میکرد به فرهنگ ودانش خود وفرزندانشان  هم فکر میکرد ند اما در این سالها خیلی از اوزیهای فقط پول دار شدند وتعداد بسیار اندکی از اوزیها به علم ودانش فکر کردند فرزندان بیشتر این جماعت پولدار یا در مغازه پدرانشان کار میکنند یا اصلا کار نمی کنند وفقط در پی خوشگذرانی وخرید وفروش ماشینهای انچنانی  و....  هستند  شاید تعدا د  اندکی ب از فرزندان این پول دارها باشند که به تحصیل ادامه دادند که از این تحصیل کردگان مهندس ودکتر وو اتعدادی از انها  برگشته اند به  مغازه یا پارچه وکیف وچمدان و... می فروشند  یا چکش وپییچ گوشتی .امیدوارم مااوزیها وهمشهریان گرامی در هر جا که هستیم  بیش از این خودرا گول نزنیم که ما در چه جایگاهی قرار داشته وجال چکاره ایم .فرهنگ وتمدن اوزی چندین سال است که درحال چرت زدن است فرهنگ را با پول نمی شود خرید با شعور است که پا میگیرد وگسترش می یابد وشعور پیدا نمی شود مگر با دانش وعلم و بازخوانی هر روزه  تاریخ خودمان وجهانی که دران زندگی میکنیم.

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)-دبی شهریور ماه 87   

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

در حاشیه دانشگاه ازاد اسلامی اوز

سعدی بزرگوار  اثار قابل توجهی در شعر وادب پارسی دارد که دو کتاب باارزش ان  یکی بوستان ودیگری گلستان معرف دوستداران فرهنگ وادب کشور وهموطنان است .در بوستان که بیشتر اشعار سعدی است سعدی از زبان اول شخص با مخاطب به عرضه ادب وشعر می پردازد اما در گلستان که مجموعه حکایت های سعدی است حکایت ها از زبان افراد دیگری مطرح میشود تا خواننده وشنونده ملالی از سعدی به دل نگیرد وحیطه نفوذ وتاثیر حکایت گسترده تر وبیشتر شود. چندی پیش مطلبی در باب دانشگاه ازاد اسلامی اوز نوشتم که چون زبان اول شخص بود بر بعضی از مخاطبان خوش ننشست بدین لحاظ اسم افراد را حذف کردم وبر ان مثالی جایگزین نمودم تا امری واقعی به امری خیالی مشبه گردد مبادا که خاطری رنجوده گردد پس این شما واین هم مثال بنده  .  اینکه این وسط چه دستگیر شما شود به توان ودرایت شما بستگی دارد .

فکر کنید یک نفر می اید دبی شاید هم دونفر یا سه نفر.  می رود یا می روند پیش یک یا دوسه نفر در دبی   ومی گویند ما برای ابادی شهر شما که شهر ما هم هست میخواهیم کاری بکنیم کارستان  . میخواهیم اوز را اباد کنیم وبار زمین افتاده دانشش را برداریم وعلم فرهنگ ودانش دو چندان کنیم وغیر از این هیچ هدفی نداریم وبرای همین امده ایم تا پولی مبلغی جمع کنیم وبا ان برویم اوز یک کار ی انجام دهیم که هم برای اوز خوب است وهم .....

خلاصه  یعنی ما میتوانیم با مشارکت خیرین چیزهای مختلفی بسازیم که ارج وقرب اوزی بالا برود وهیچ منظور دیگری هم نداریم یعنی ما صاحب هیچ منافع شخصی وگروهی نیستیم . مردم صمیمی اوز وخیرین که دلشان برای ابادی وابادانی شهرشان میسوزد بالاخره تفهیم میشوند که پول ومبلغی در جهت خیر پرداخت کنند.   فکر کنید این  کار خیر در یک جمع چند صد نفره در یک مکانی در دبی  به اطلاع همه  رسانده اند فکر کنید این جلسه مثلا در اسفند ماه گذاشته شده ودر ان گردهم ایی  تعدادی از اوزیها قول میدهند که کمک کنند وچند انسان ابرومند هم تعهد وظیفه میکنند که این امر پیگیری شود وهئیت امنا ان هم تشکیل شود البته چند روز بعد از جلسه .  بعد چند ماهی بگذرد وهئیت مستقر دبی بخواهد که پول جمع اوری شده برای ساخت بفرستد اوز واز دست اندرکاران  ساخت وساز بخواهد که جهت ساخت از چند نفر یا چند شرکت قیمیت بگیرید تا با شرکتی که از همه نظر مفید است قرارداد بسته شود

که ناگهان که ناگهان که ناگهان  متوجه شوند که قرار ومدار قبلا بسته شده انهم نه در اسفند ماه که چند ماه قبل از تشکیل جلسه دبی قرار داد بسته شده است مثلا در ابان ماه . انوقت است که هئیت دبی واقعا گیج  ومبهوت میشود وبه خودشان میگویند پس ما اینجا چکاره ایم که از قرار داد قبل ان در اوز خبر نداریم . مطمئنا شما هم اگر باشید دچار گیجی خواهید شد مگر اینکه یکنفر باشد که شما را از گیجی در بیاورد  ومن هم از ان تاریخ مثل شما همشهریان محترم بین حرف وحدیث این حکایت مانده ام مگر اینکه یکی از ان دوسه نفر مرا وشما را از این گیجی بدر ارد .

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) – دبی تیرماه1387

 

حرف زدن

یکی از خصوصیات نوع بنی بشر نسبت به سایر حیوانات چارپا  - بال دار  - خزنده – جهنده -رونده –پرنده - گزنده این است که میتواند حرف بزند وبا حرف زدن منظور ومقصود خودش را به انسان دیگر ببیاند یعنی بیان نماید .وبرای یاد گرفتن از موقعی که دنیا می اید از پدر ومادر گرفته تا معلم ومهندس بقال وچکال ونانوا و... فک وفامیل وطایفه همه در این رسالت بزرگ یاد گیری حرف زدن شرکت دارند تا این نوع از مخلوقات عالم چند کلمه حرف بزند بعد ها این چند کلمه میشود چند جمله وهر روز که این انسان ناطق شده بزرگتر میشود بیشتر حرف میزند وگاهی کار به جایی می رساند که یکی باید بهش بگه باباا جون بسه دیگه خفه شدیم چقدر حرف  میزنی چقدر حرف مفت میزنی واگه خارجی هم بلد باشی میگن شات اپ  یعنی خفه شو .  می بینی ادما چه جوری هستن البته عده ای هم هستن که انقدر خفقان گرفته اند که صدایی ازشون در نمی یاد پس باز این ادم ها مثل هم حرف نمی زنند ظاهرا حرف میزنند اما این کجا وان کجا . بچه ها دوست دارن از همه چیز سوال کنند وخودی نشون بدن حرف اونا از شکلات و عروسک واسباب بازی ونوشابه وهمبرگر وبازیهای عجیب کامپیوتری است جوانا ن از عشق وعاشقی وفیلم  قد وقواره  ومو شکل مو کیف وکفش وفوتبال واونبال ومد وبازار وکامپیوتر و از این جور چیزاست البته چت این حرف زدن فضایی هم بهش اضافه کنید .  بزرگ که شدی از زن وبچه وکار وبار وخرج ودخل وخانه وماشین وصدها چیز دیگه حرف میزنی که بعضی مواقع از یاد میبری که کی  کجا  وچی گفتی . پیر که شدی باطریت ته کشید ه دوست داری فقط نگاه کنی البته اگه چشم وچاری باقی مونده باشه وصد البته غر زدن هم شاملش میشه که حرفهای دم پیریه که چه بخواهیم چه نخواهیم وبه خاطر ریش سفید رنگ نزده امان  دیگران تحمل میکنند .شما چه فکر میکنید ایا شما هم بلدید حرف بی جا وبی ربط بزنید . بلدید با حرف سر مردم شیره بمالید ایا شما بلدید انقدر حرف بزنید که بدیگران اجازه حرف زدن ندهید ایا شما بلدید حرف تو حرف بیارید تا ثابت کنید بلدید خوب حرف بزنید ایا شما بلدید حرف رو کش بدید تا وقت طرف تموم بشه یا پشت تلفن انقدر وراجی کنید واز صغرا وکبرا بگید تا تلفن داغ کنه وبترکه من بعنوان یک بنی بشر ایرانی لارستانی اوزی الاصل که چند صباحی است درغربت حرف می زند تردید ندارم که ما از اهالی حرف هستیم وگه گاهی اهل عمل

ما ایرانیها استاد فراگیری حرف زدن هستیم اگه چیزی در تاریخ باید بدون تردید پذیرفت وبه ان هم افتخار کرد همین حرف زدن است مکالمات شفایی ما انقدر فراگیر وبا سرعت پیش میرود که خیال نکنم هیچ قوم وبنی بشری  در کل کرات عالم بگردمان برسد  ماشین حرف زنی ما انقدر شتاب دارد که اجازه فکر کردن به مسیر هم به من وشما نمی دهد  

اما این وسط یک چیز بسیار جالب وجود دارد که شما هم متوجه شده اید وکم راجع با ان حرف زده اید شاید فایده ای نداشته وان زمانی است که یک نفر باید حرف بزنه یا ضرورتی نداره حرف بزنه . میگن ما تاریخ دوهزار وپانصد که چیزی نیست ما تاریخ پنج هزار ساله داریم  میگن ما از اجداد خوب سرشت وخوب نهاد وخوب ...   ادمیانی هستیم که در ایران از عالم سر براورده وفرهنگ وتمدن باید با اسم ما شروع شود. میگن ما بزرگانی در ادب وتاریخ کشورمان داریم که زبانزد خاص وعام هستند فردوسی بزرگ سعدی شیخ اجل  لسان الغیب حافظ شیرازی   رودکی سمرقندی  خیام نیشابوری  عطار  خشایار شاه کورش کبیر  داریوش بزرگ  امیر کبیر  وقائم مقام فراهانی  سهروردی  ابوعلی سینا  زکریای رازی  و و و و و و و و و و و

این یکی راست میگه ما همه اینها را داریم اما چه فایده . ما مثل ادمی هستیم که هم ماشین دارد هم دوچرخه دارد هم موتور سیکلت دارد هم هواپیما دارد  اما نه گواهینامه دارد ونه بلد است رانندگی کند ونه از خلبانی چیزی میداند  اره ما گنج داریم اما گنجی که فقط در دل تاریخ ما پنهان شده است ما موقع حرف زدن از ایرانی وایرانی بودنمان به همه این بزرگان می بالیم اما خیلی از ما ها حتی یک قطعه شعر از فردوسی وحافظ نمی دانیم  نمی دانیم امیر کبیر مبارزاتش برای چه بود وجان خود را در راه چه چیز با اهمیتی داد  نمی دانیم نقش سعدی  در گسترش زبان ومقام فارسی که من وشما الان با ان صحبت میکنیم  چه اندازه است نمی دانیم که خیام قبل از این که شاعری بزگ شناخته شود فیلسوف ومنجم برجسته ای بوده است  نمی دانیم کورش کبیر وداریوش بزرگ چگونه بر سرزمین بزرگ ایران حکومت میکردند . دست از تعدادی که خیلی اندک هستند واهل مطالعه درست هستند برداریم   بقیه ماها فقط حرف میزنیم هم از خودمان هم از تاریخ کشورمان وجهانی که دران زندگی میکنیم .

 بقولی  گیرم پدر تو بود فاضل  از فضل پدر تو را چه حاصل   تا قبل از اینکه به حرافی متهم شوم . نکته سر خط .

امیدوارم زمانی به ان برسیم که اندیشه والای هر ایرانی تبلور این کلام جاودانه باشد :پندار نیک  گفتار نیک  کردار نیک

فرهاد ابراهیم پور ( محمودا ) دبی  تیرماه 1387

 

ایا اوز یا گراش شهرستان میشوند ؟

این نه تنها سوال که ارزوی دیرینه مرم شهر اوز وگراش است که هر دو در فصله ای 20و40کیلومتری از شهرستان لار قرار دارند انچه تاکنون در باره اوز گفته شده این است که اوز استعداد شهرستان شدن دارد وبسیاری از افرادی که مسئولیتی در حوزه استانی داشته اند وبه اوز امده اند بارها تاکید کرده اند که اوز استعداد شهرستان شدن دارد شاید این حرف ها گراشی ها هم شنیده باشند در هر صورت این استعداد نزدیک به سی سال است که نه شکوفا میشود ونه کسی می اید که بگوید بابا جان دست از این شهرستان شدن بردارید  که شهرستان شدن برایتان اب ونان نمی شود.  خیلی  ازافرا د که در اوز بوده اند واوزی هستند ودر مقام ومسئولیتی بوده اند یک چیز مهم فراموش کرده اند وان اینکه با حضور پر قدرت لار در منطقه لارستان وفاصله نزدیک بین این شهرستان ودوشهر اوز وگراش  وبه حد نصاب نرسیدن جمعیت این دوبخش تلاش برای شهرستان شدن به یکی از زورازمایی هایی شبیه است که برادر زورمندی با برادران کوچک خود دارد  من فکر میکنم نه تنها اوزیها بلکه گراشیها هم متوجه یک امر مهم واساسی تاکنون نشده اند یا جایی ننوشته اند وان اینکه شهرستان شدن این دوبخش اوز وگراش منوط به ارتقای لار است امری که امروزها در بعضی جا ها شنیده شده واخرین ان هم اقای صمد رجا در بازدید از لار در طرح گاز رسانی در تاریخ 6.3.1387بیان کردند که : در خصوص ايجاد فرمانداري ويژه در لار گفت: استاندار فارس در اين مورد تاكيد ويژه‌اي دارد و اين امر نيز با جديت در حال پيگيري است ولي تحقق آن بستگي به نظر نهايي هيات دولت دارد.  

انچه فعلا تا اندازه ای میتوان بر ان انگشت گذاشت این است که امکان استان شدن لارستان حدااقل فعلا منتفی بنظر میرسد اما ارتقا ان از شهرستان به فرمانداری ویژه میتواند هم برای لار مواهبی بیشتر از انچه الان دارد داشته باشد  وهم فرصت چانه زنی برای مردم شهر اوز وگراش بیشتر کند تا امر شهرستان شدن این دو شهر را به یقین نزدیکتر کنند این را هر کسی که در معادلات سازمانی و اداری وامکانات اقتصادی وتخصیص بودجه های عمرانی سررشته ای داشته باشد میفهمد که هیچ سازمان ونهادی سعی نمی کند منابع تحت نظارت خودرا که باعث تقویت موقعیت او شده است براحتی از دست بدهد لارستان فقط یک شهر با تعدای جمعیت نیست بلکه یک موقعیت است موقعیتی که هم ادمیان در ان نقش ایفا میکنند هم منابع واختیارات منابع وبه تبعه ان منافع .

فرهاد ابراهیم پور (محمودا )دبی 31.5.2008

ما همه ان چیزی نیستیم که می پنداریم ؛ بلکه قسمتی از پندار ما همراه وجودی ماست وقسمتی در جهت شدن بدان پندار که گاه می تواند شدنی را به انجام رساند وگاه تا اخر عمر ان پندار فقط در ذهن ماست .این تقسیم من نیست بلکه نسبیتی است که در هر انسانی جاریست وتمایز وتنوع نگاه انسانی به خودش ودیگران از اینجا ناشی میشود .من مدتهاست به این موضوع فکر کرده ام که ما محتاج کلیشه نیستیم بلکه احتیاج به این داریم که از کلیشه ها عبور کنیم روز مرگی بزرکترین کلیشه ای است که ما در طی زمان انرا میسازیم این کلیشه مثل بختک به ما چسپیده رهایی از این بختک احتیاج به این دارد که ما با تمام وجود خودمان باشیم

فرهاد ابراهیم پور (محمودا ) دبی

 

لطفا مردم را احمق فرض نکنید

در ماهنامه عصر اوز در شماره فروردین ماه در صفحه 3 مطلبی چاپ شده است با عنوان تقدیر از بانیان دانشگاه در اوز بقلم اقای محمد سعیدی که وقتی خوب به مطلب نگاه میکنید یاد نامه های انچنانی بعضی از ادم ها در زمان محمد رضا شاه پهلوی می افتد که در ستایش وتکریم پادشاه بکار میرفت واز ایشان بعید بود با انهمه اطلاع از گذشته وبزرگان اوز مطلبی بدین سخیفی بنویسند وجالب این است که در شماره بعدی ان در اردیبهشت ماه باز در همین صفحه 3 مطلبی  از اقای هدایت نامی با عنوان زبان ما برای امتحان بود در قالب شعر به چاپ رسیده است که اگر در توضیح مطلب اقای نامی ذکر نشده بود که جوابیه به ان مطلب در شماره گذشته است کمتر کسی پی میبرد که این حرفها چه ربطی به هم دارد من یک بار پیشنهاد میکنم که همشهریان این دو مطلب  را کنار هم بگذارند وببینند عصر اوز با چه انگیزه ای به چاپ ان اقدام کرده اگر بحث بر سر این است که اقای سعیدی بعد از تکریم وستایش از اقای عبدالقادر فقیهی به این نکته اشاره نموده اند که در ساخت وساز دانشگاه درصدی به جیب کسانی رفته است میتوانند خیلی واضح وروشن بیایند ودر مطلب خود مشخص کنند که کجا وچگونه این کار انجام شده است تا مردم از حقایق بدور نمانند واگر در صدد توصیه به اقای عبدالقادر فقیهی هستند تا ایشان را بدین نکته جلب خاطر کنند که در دانشگاه ازاد خدای نکرده حیف ومیل نشود وکسی از ده درصد صحبتی بمیان نیاورد که میتوانستند به خود اقای عبدالقادر مراجعه کنند تا به اطلاع دست اندرکاران ومسئولین راه اندازی دانشگاه ازاد اسلامی برسانند که در هئیت امنا دانشگاه ازاد کسی به خطا نرود.  اقای نامی در قسمت پایانی شعرشان به  گونه ای رمزالود میگویند که :قلم زن گفت تو ناعمد به هجو بود   / قلم در دست تو بی علم به سهو بود  / ولیکن چاپ ان در عصر خطا بود  / نه بر مکار که بر مردم جفا بود / قلم زن گفته ات نیمش گناه بود/ گمانم کاغذت از پیش سیاه بود /اگر هئیت (منظور به گمانم هئیت امنا است )نگاهش نا امین بود / بفکر درصد وفکر پسین بود / نه خیر بود نه عالم بود نه دانشگاه نور بود / نه در سیر زمان زادگاه نفوس بود جالب اینجاست که جوابیه اقای نامی هم ما را به جایی نمی رساند تا برای خوانندگان عصر اوز روشن کند که این عداوت ومکر از کجاست وحق در این وسط چکاره است .اقای سعیدی در پایان مطلبشان هم به نعل میزنند هم به میخ ومینویسند : غرض از نوشتن این نامه  تماما تعریف وتمجید وسپاس وقدردانی از اقای عبدالقادر فقیهی می باشد که الحق سزاوار وبالاتر از همه خوبی ها می باشد و بنده نه ایشان را میشناسم ونه هم ایشان بنده را میشناسند  خیلی جالب است که ادم از کسی تعریف وتمجید کند که نه او تو را میشناسد ونه تو اورا میشناسی انگار این دو نفر از عالم غیب امده اند. اینکه عصر اوز اجازه داده دو مطلب با همه ایراداتی که دارد چاپ شود جای بسی شگفتی نیست چون عصر اوز هر انچه در تائید ساخت وساز دانشگاه ازاد اسلامی اوز باشد چاپ میکند کافیست طی دو سال گذشته همه شماره های چاپ شده این نشریه را بررسی کنید تا بر شما هم انچه نهان نیست معلوم گردد  اینکه اقای عبدالقادرفقیهی در کارهای عام المنفعه وخیر همگام با دیگر خیرین برای اوز کارهایی انجام داده اند بر کسی پوشیده نیست همانگونه که کارهای اقای منصور فقیهی نزاد در رابطه با دانشگاه پیام نور روشن است  وهمین جا بگویم که تلاش در ساخت وسازهای اوز اعم از بیمارستان ودانشگاه وساخت مساجد ودیگر کارها با همت یکی دو نفر نبوده است بلکه هئیتی از خیرین در این کار سهم دارند حال یکعده بیشتر یکعده کمتر وهر کسی به توان وتوشه ای که داشته است در این راه گام برداشته واگر قدر دانی وسپاسی در کار باشد شامل همه میشود حتی انکسی که با پول کمی که داشته ورفته یک ابسردکن در خیابان خریده ومردم تشنه لب از گرمای تابستان اوز را سیراب میکند قابل احترام وسپاس است پس بجای اختلاف ونفاق بفکر دوراندیشی ومصلحت مردم باشیم

 اینکه خیرین اوزی در ابادانی اوز نقش مهم وحیاتی داشته اند بر کسی پوشیده نیست وحدااقل اوزیها کاملا این افراد را میشناسند اینکه هر فرد خیری ضمن توجه به مردم برای عاقبت به خیری خودش هم کار خیر میکند نیز بر کسی پوشیده نیست من فکر نمی کنم خیری اگر کاری برای مردم وشهر اوز کرد باید منت انرا هم بر سر مردم بگذارد وبوق وکرنا کنند که اهای مردم این من بودم که فلان کار برای شما کردم وشما باید سپاسگزار من تا اخر عمر باشید اگر خیری چنین فکری دارد در انصورت ان ادم خیر خواه مردم ونیکوکار نیست بلکه کسی است که بدنبال نام وشهرت ومقام میگردد وتنها ارزویش رسیدن به جاه و جلالی کاذب وبیهوده است وصد البته اینگونه ادم ها هم گاهی بین خیرین پیدایشان میشود ومختص اوز ولار وگراش و... نیست همه جا این افراد هستند  اقای سعیدی واقای نامی یا بهتر بود همه مطالب را روشن وواضح برای مردم وخوانندگان عصر اوز توضیح میدادند یا اینکه یک جایی همدیگر را ملاقات میکردند وبه بده وبستون حرف ها ونگفته ها می پرداختند وعصر اوز هم باید به این نکته توجه داشته باشد که خواننده عصر اوز مردمی هستند که از شعور ودانایی برخورداند و ومیدانند که همه مشکلات ریزودرشت مردم به دانشگاه ازاد اسلامی وپیام نور خلاصه نمیشود   من فکر نمیکنم انقدر که عصر اوز علاقمند به اینگونه مباحث هست حتی خود خیرین ومردم شهر اوز به ان توجه کنند مشکلات کار وبیکاری وگرانی سرسام اور وتنگناههای زندگی انقدر زیاد است که امروزه برداشتن گامی در ان جهت میتواند به روشن شدن مردم کمک کند نه افاضات چند نفر در تائید یا رد این بانی خیر یا ان بانی خیر .

با غزلی از شیخ اجل سعدی شیراز این مطلب را بپایان میبرم که حدیث مکرراست بر این اوضاع  

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

 

که به دوستان یک‌دل، سر دست برفشانی

نفسی بیا و بنشین، سخنی بگو و بشنو

 

که به تشنگی بمردم، بر آب زندگانی

دل عارفان ببردند و قرار پارسایان

 

همه شاهدان به صورت، تو به صورت و معانی

نه خلاف عهد کردم، که حدیث جز تو گفتم

 

همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

مده‌ای رفیق پندم، که نظر بر او فکندم

 

تو میان ما ندانی، که چه می‌رود نهانی

دل دردمند سعدی، ز محبت تو خون شد

 

نه به وصل می‌رسانی، نه به قتل می‌رهانی

 حق یارتان باد

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 7.5.2008

روز جهانی گارگر

امروز اول ماه می روز جهانی کارگر است درسال 1886 کارگران امریکایی برای تحقق هشت ساعت کار در روز دست به اعتصاب زدند 200هزار کارگر در این مبارزه متحدانه شرکت کردند  کار فرمایان وصاحبان صنایع برای شکستن اعتصاب از پلیس ونیروهای اجیر شده خود برای سرکوب کارگران استفاده کردند  پلیس به طرف اعتصاب کنندگان شلیک کردند وچندین نفر از کارگران در ان روز کشته شدند این عمل باعث شد که کارگران بیشتری در روزهای بعد به تظاهرات واعتراض برخیزند وپلیس نیز که مدافع منافع صاحبان صنایع وسرمایه داران بود باز به مقابله با کارگران پرداخت  نتیجه این مبارزه طی سالهای بعد باعث شده است تا کارگران به نیرو واتحاد خود بر علیه صاحبان زور وقدرت بیشتر پی ببرند وهر ساله این روز را گرامی بدارند امروز روز جهانی کارگر است روز انهایی که بیشترین جمعیت شاغل جهان را تشکیل میدهند روز کارگران بزرگترین کارخانجات جهان انها که کفش ولباس تولید میکنند انها که رادیو وتلویزیون وماکرو فر چراغ گاز میسازند انهایی که در شرایط سخت در کوره پزخانه ها اجر مپزند در کارخانه سیمان سیمان تولید میکنند امروز روز انهایی ست که اگر خود خانه وکاشانه ای در خور ندارند اما بزرگترین برج های دنیا میسازند به همین دبی نگاه کنید سازندگان این برج ها در شکل های مختلف چه کسانی هستند هندیها وبنگالیها وفلپینی ها وپاکستانی وهزار ها انسان دیگر که متاسفانه ما انها را خوب نمی بینیم فقط منتظر هستیم تا برج تمام شود بعد یک چرخی در ان بزنیم  در تابستان گرم اینجا این کارگران هستند که در شرایط سخت ودشوار در ساخت وساز ها شرکت دارند  خیابانهای اینجا وهزار ها شهر دیگر در جهان چه کسی نظافت میکند همین کارگران مردبگیر هستند که از چهار سوی جهان امده اند تا لقمه نانی برای خود وزن وبچه اشان فراهم کنند . انهایی که با نیرو بازوی خود در مزارع بزرگ وکوچک  برنج وگندم میکارند انها که در مزرعه های بزرگ وکوچک مایحتاج من وشما تولید میکنند  اری امروز روز کارگر وزحمتکشان ومزدبگیران وکسانی است که شرافتمندانه از صبح تا شام کار میکنند ومتاسفانه نصیب انها کمترین است کارگران جهان خوب میدانند که هیچ سرمایه داری از منافع خود بسادگی وراحتی نمی گذرد پس باید انها را مجبور ساخت تا به خواسته های انها تن بدهند وبرای این کار احتیاج به تشکلی دارند که از خودشان باشد ومتحدانه از منافع کارگران حمایت وپشتیبانی کند این امر در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا امکان پذیر شده است در بسیاری از کشورهای اروپایی کارگران از حدااقل امتیاز ها برخوردار هستند وسندیکاهها واتحادیه ها از منافع انها پشتیبانی میکند واین را ساده وراحت بدست نیاورده اند .کارگران جهان انچه بدست اورده اند محصول بیش از 118سال مبارزه پیگیر اشان در برابر نابرابری وزور بوده است گرامی باد  این روزخجسته وفرخنده .

1.5.2008

نگاهی به لیست نیازهای اعلام شده از طرف اعضای هئیت امنا دانشگاه ازاد اسلامی اوز

این لیست بیانگر این است که تاسیس وتوسعه دانشگاه ازاد اسلامی در اوز منوط به این است که مردم اوز بخصوص خیرین جهت اماده سازی وگسترش دانشگاه در اوز میتوانند این وسایل وموارد را تهیه وتامین نمایند .  لیست بلند بالایی که ارائه شده از ساخت وساز دانشگاه در تمام موارد گرفته تا میز وصندلی وکامپیوتر وموتورسیکلت و وانت بار ویخچال وکولر گازی  است فقط فراموش کرده اند که کاغذ فتوکپی وخودکار و.....ادامه مطلب

26.1.2008

چه چیز مهم است؟

واقعا چه چیز مهم است وبرای چه کسی یا کسانی  مهم است ؟ اینکه یک عده بدلایلی از دوره انتخابات رد صلاحیت شدند وگروهی یا جریانی بیشترین امکانات را برای خود نگه داشته تا امر رقابت را کمرنگ کنند مهم است یا توجه به خواسته های مردم منطقه لارستان که چشم براه هستند که از حرف وحدیث این کاندیدا یا ان کاندیدا بتوانند دور نمایی برای پیشرفت وابادانی  شهر ودیار خود ترسیم کنند . روند انتخابات هشتم ظاهرا بگونه ای است که فرصت وامکانات بیشتر بر یک کفه ترازو میچرخد و با انبوه رد صلاحیت شدگان از جناح اصلاح طلبان  وحتی مستقل فرصت کمتری برای یک رقابت انتخاباتی  پایا پای باقی مانده است.  طی چند روز گذشته که امار رد صلاحیت شدگان باز فزونی گرفت این گمان را به یقین نزدیکتر کرده است که جناح اکثریت موجود در مجلس هفتم ودولت نهم  تمایل زیادی دارند که جناح خودرا حتی با نادیده گرفتن تنوع واجماع سیاسی  در نزدیکترین رقبای حکومتی به مجلس بفرستند  واین امر در تمام شهرهای ایران قابل مشاهده است ورد صلاحیت گریبان جناح اصلاح طلبان منطقه لارستان وخنج ولامرد هم گرفت حدااقل از بین 5رد صلاحیت شده لارستان 3نفر اصلاح طلب ویک نفر مستقل هستند . تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه جناحی یا گروهی در مناسبات سیاسی خواسته است بیشترین سهم خواهی را با ابزار حکومتی کسب کند ان قدرت نتوانسته به تعامل اندیشه های دیگر اقشار مردم بنشیند وجز خودش کسی دیگر را برسمیت نشناخته است . اتحاد وانسجام در سایه همدلی وتحمل رقیب و تفکری شکل میگیرد که پایه واساس حرکتش را بر سازندگی وپیشرفت جامعه با همکاری وهمیاری همه اقشار مردم گذاشته است  اتحاد وانسجام با دیدن وبودن  با دیگر گروه ها یی امکان پذیر است که از خود ما وبین ما واز همین ملت وکشور هستند وسعی دارند با تلاش ودر حد توان باری از روی دوش ملت بردارند وکشور وشهر ومنطقه خودرا در مسیر پیشرفت همراه وهمیار باشند نمی شود بدلیل اینکه فلان جریان با من از لحاظ نظری وشیوه کاری فرق داشت حذف کرد .

سایت ستاره های اوز

نکاتی قابل توجه در باره اب شیرین اوز

بر اساس خبرهای رسیده از اوز بدلیل مشکلات وکمبودهایی که وجود دارد مخزن جدید اب اوز هنوز راه اندازی وتکمیل نشده است که با توجه به ایام خشکسالی که پیش بینی میشود در سال اینده  وجود داشته باشد ضروریست که مخزن جدید سریعتر تکمیل گردد که این امر نیازمند همکاری مردم ومسئولین اداره ابفا شهر است تا اگر شیر الات ونیازهایی که چندان هزینه بالایی برای ان نیست بتوان با همکاری مردم کمبودهایی اینچنینی رفع شود

اداره ابفا اوز وکسانی که طی چندین سال کار ابرسانی بعهده داشته اند انصافا کار پر زحمت وپر مشقتی بر عهده داشته اند که اگر ایرادات واشکالاتی که در زمینه کمبود اب بوده همیشه اینان بوده اند که ناسزا وبد وبیراه شنیده اند ا اینان نه مقصر که تلاشگرانی بودند که انچه از دل زمین کم بضاعت منطقه اوز بدست می امد در اختیار مردم شهر مینهادند اما با امدن اب شیرین به اوز این نهاد دارای مکان مناسبی که در خور اداره ابفا اوز باشد نیست کارمندان ومسئولین این اداره در نزدیک چهالی چند اطاق متروک وچند میز وصندلی دارند که اگر در روز حواست کاملا جمع باشد وسری بچرخانی حتما  عقربی رطیلی خوش فرم ان دوربرها میبینی وجا دارد هم مسئولین وهم مردم در این راستا با همکاری یکدیگر مکان مناسبتری برای ان اداره تامین کنند

امدن اب به اوز نباید به معنی فراموش کردن چا ههای قدیمی اوز تلقی شود وباید همیشه این چاهها در حالت اماده باش نگهداری شوند چرا که مسیر طولانی اب از سد سلمان تا اوز ومسیری که طی میکند امکان اینکه خدای نکرده گاهی با مشکلی روبرو شویم هست هر چند داشتن چند منبع مطمئن اطمینان خاطر هست اما این امر نباید موجب فراموشی در نگهداری از چاههای گذشته گردد چون خود این چاهها کمک بسیار موثری به شهرداری در ایجاد وگسترش فضای سبز شهری است وشهرداری با وجود اب این چاهها میتواند به ایجاد پارک های بیشتر با فضای سبز مناسب در سطح شهر اقدام کند

نسل گذشته اوز هزینه زیادی بابت تامین اب لوله کشی وبه امید پیدا شدن اب شیرین صرف کرده اند ومیتوان گفت در کل استان فارس وحتی میشود گفت در کل کشور شهری با جمعیت اوز پیدا نمیشود که مردم شهرش اینهمه بابت حفر چاه ورساندن اب به لوله های شهرشان هزینه کرده باشند جا دارد از همه کسانی که تاکنون با خیر اندیشی وکار نیکشان با حفرچاه وتامین هزینه لوله کشی وحفاری به مردم اوز خدمت نموده اند تشکر وقدر دانی شود

اب انبار هارا حفظ ومرمت کنیم  اب انبارها پاره تن مردم اوز بوده اند انها خویشاوند زندگی همه مردم اوز هستند یکی از دلایل مهم وانچه مردم اوز را تا کنون زنده نگهداشته وموجب ماندگاری اش طی صد ها سال در این دیارخشک  بوده است  وجود این اب انبارها بوده که در سختترین سالهای خشکسالی به کمک مردم امده ومردم اوز نیز با دوراندیشی وکار خیر وپسندیده خود وبا ساخت اب انبارهای بیشتر در اطراف اوز به همشهریان خود امید بیشتری برای ماندن در دیار خود داده اند پس این اثر زندگی بخش که مطمئنا جز تاریخ بی بدیل اوز ومردم مناطق جنوب است باید حفظ ونگهداری شود. حالا که اب شیرین امده فرصت مناسبی است که شهرداری با کمک  اداره ابفا وشورای شهر وهمیاری مردم در پاکسازی ومرمت اب انبارها  اقدام نمایند

صرفه جویی ومصرف درست از نکات بسیار مهم در استفاده از اب شیرین است هر چند اوزیها خود کمبود اب کشیداه اند وقدر شناس اب شیرین هستند اما ما در سرزمینی زندگی میکنیم که با بحران اب روبرو هستیم وکمبود نزولات باران درمناطق جنوبی استان فارس مارا با هشدار جدی مواجه میکند که باید قدر اب اشامیدنی را بهتر بدانیم وبهینه مصرف کنیم 

نوش جان؛ گوارای وجود؛ سالم بمانید وسالم بنوشید  

اگام دامو هاولوله شری یه ؟ چون هاو برکه ابح؟ agam damoo have lola sheriah? chon have berka abeh

میگم خاله اب لوله شیرین است ؟ مثل اب اب انبار میشه ؟

رفته بودم بازار اوزیها سری به همشهریان بزنم  خبر مهم هم اب سد سلمان بود چند نفری که منو دیدن از خبر اب شیرین خیلی خوشحال بودند ونقل مجلس خیلی ها شده بود یکی میگفت دگه تانکه مناوح  دیگه احتیاج به منبع  اب بالای پشت بام نداریم

یک نفر دیگه هیچ هاوی هاو برکه نابح  هیچ ابی اب اب انبار نمی شه مه کرمیاش خش کلی ویتامینح  کرمهای اب انبار خودش کلی ویتامینه  تک لوله خو دگه کرم نی داخل لوله که دیگه کرم نیست

 یک نفر دیگر  مخو کری شنابح یک مشت کرم بخل تک لیوانکو واخح  اینکه کاری نداره یک مقدار کرم بخر بنداز تو لیوان اب وبخور

.جدا از صحبت های این دو دوست که بین شوخی وجدی حرفی زدند اما ته دلشان از اینکه اوز دارای اب شیرین شده راضی وخوشحال بودند

 یک نفر دیگر :ازح ببعد درخت سالی دو متر بلند ابح هاو شری کری اکت که توت فرنگی هم تک اوز نک ببح

ترجمه :از این به بعد درخت هرسال دو متر رشد میکنه واب شیرین کاری میکنه که توت فرنگی هم در اوز درست بشه

یک نفر دیگر مو ننمو گتح  اگه مسافر اندای دبی از اوز یک کوزه از هاوشرن سلمو موسح بفرستح  بشام هاوش چو یح

 ترجمه :به مادرم گفتم اگه مسافر به دبی می اید یک کوزه از اب شیرین سلمان برایم بفرستد ببینم چطور است

مه خهر ودالح   مگه قارچ( خهر ودال نوعی قارچ است ) است

چه گتاش گتات یخ زتش شن سوئد هم فرستدح  میگن یخ زده اش به کشور سوئد هم فرستادند

دگه معلومه شا لو نداش

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) – دبی26.2.2008

چه کسی اصلاح طلب است؟

کلمه اصلاح طلبی طی این چند سال بعد از دوره ریاست جمهوری اقای خاتمی حتما بگوشتان زیاد خورد ه وبعد از سرکار امدن ایشان ومجلس ششم تنور این اصلاح طلبان گرمتر شد ونه تنها ملت ایران وروشنفکران بلکه همسایگان ودوستان دور ونزدیک وخانواده ها هم از این بساط طرفی بستند وهر کسی که اهل گفتگو بود واهل خشونت نبود به لباس مصلحت طلبی مزین کردند غافل از اینکه اصلاح طلبی واصلاح طلب بودن دارای مرز روشن ومشخصی هست که قوائدی بران منظور ودلایلی بر ان مشهود است

در منطقه لارستان هم این جریان بموازات فعالیتهای انتخاباتی در زمان انتخابات شوراهای شهر وروستا شکل گرفت واین بحث از زمان اولین دوره شوراهای اسلامی وانتخابات ششم مجلس شروع شد  چون حدااقل تا روی کار امدن دولت خاتمی در منطقه حرفی از اصلاحات وگفتگو وگفتمان سیاسی در منطقه لارستان نبود طی این چند دوره انتخابات ریاست جمهوری ومجلس  مردم کشورمان با این نحله فکری بیشتر اشنا شدند که میتوان ورود به گفتگو به جای جدل وکشمکش وخشونت از اثار بهینه ان دانست که نسلی از جوانان ما وروشنفکران خودرا با این نحله ونوع نگاه به مسائل سیاسی واجتماعی سازگار دیدند وبه این گرایش در وجه اجتماعی وسیاسی پاسخ روشن دادند اما این مباحث بدلیل وقفه گاه وبیگاه ان وماندن در سطح روشنفکران جامعه به سطح عموم مردم کشانده نشد وتوضیحات واضح وروشنی از اصلاحات  به مردم عامی داده نشد واین امر در شهرستانها وشهرها وروستا ها بیشتر نمود پیدا کرد تا جایی که خیلی از افراد سنتی وبغایت ارتجاعی که نه تنها با اصلاح طلبی میانه ای ندارند بلکه از مخالفین اصلاحات هستند چون زمانه را به مقتضای اصلاح طلبی دیدند خودرا اصلاح طلب معرفی کردند وحالا باید از خود سوال کنیم که ایا نمایندگانی که خود را منتسب به جریان اصلاح طلب میدانند  ایا واقعا اصلاح طلبند یا اینکه برای رای اوردن خودرا به این جریان چسپانده ا ند واز این جناح می خواهند خودرا بالا بکشند تا به کرسی سبز مجلس برسند  بدین منظور برای اینکه روشن شود اصلاح طلب کیست به ویزگیهای یک فرد اصلاح طلب می پردازم تا مرز این جریان فکری با جریانات که به ظاهر ودر حرف فقط اصلاح طلب هستند مشخص کرده باشیم  ایا روشی برای تشخیص اصلاح طلبان واقعی هست

اصلاح طلبان براصولی همانند آزادی های فردی واجتماعی , حفظ حقوق شهروندی , آزادی انتخابات ؛ برگزاری انتخابات سالم ورقابتی , آزادی بیان ومطبوعات ؛ گردش آزاد قدرت ؛ گردش آزاد اطلاعات ونخبگان ؛ رابطه بین قدرت ومسؤلیت وضرورت پاسخگویی حاکمان معتقدند

 

تفکر اصلاح طلبی بر مسیر ترقی وپیشرفت تکیه ونظر دارد وتغیرات حاصله را در جامعه بدان سمت میخواهد اگر نیرویی خودر را اصلاح طلب بداند اما مسیر فکری وگامی که بر میدارد در جهت اصلاح امور به نفع جامعه وپیشرفت کشور ومنطقه نباشد بدون تردید اصلاح طلب نیست هر چند عده ای معتفدند که تغیر در جهت بازگشت هم نوعی اصلاح طلبی است شاید در مفهوم عام وکلی چنین استنباطی به ذهن متبادر شود اما در عرصه سیاسی بخصوص در بحث قدرت وحکومت اصلاح طلبی با ترقی خواهی عجین میشود نه در واپسگرایی

حالا با این معیار  نسبتا روشن میتوانیم به ارزیابی ان عده از کسانی که در منطقه لارستان خود را  کاندیدای اصلاح طلب می نامند بپردازیم این حرف من تنها نیست این را شما براحتی میتوانید در برنامه دوم خردادی ها ؛ حزب مشارکت اسلامی وسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وحتی سازمانهای ملی مذهبی همچون نهضت ازادی ودانشجویان دفتر تحکیم وحدت  ونیروهای دگر اندیش بیابید که درک ونکته نظرات خود را بارها در باره اصلاحات بیان کرده اند  هر چند در بین این گروه ها نیز درجه اصلاح طلبی گاه به راست وگاه به چپ در حال نوسان است  

درموسم انتخابات سروکله افراد زیادی پیدا می شود که برای راه یافتن به مجلس دست به تلاش های گسترده تبلیغی زده وبنا به موقعیتی که درآن قرار می گیرند گاه خودرا درصف اصلاح طلبان معرفی وزمانی دیگر خودرا اصولگرا به شمار می آورند . اینان به تناسب مخاطبین تغییر شعار می دهند .به گونه ای سخن می گویند که نه سیخی بسوزد ونه کبابی .ولی برآنند که به هر حال ازهر نمدی برای خود کلاهی تهیه کنند .

به نظر من اصلاح طلب واقعی کسی است که منافع مردم را نسبت به منافع شخصی خود در اولویت قرار دهد واگر در جریانی حتی منتسب به این جریانات قرار گرفت معیار نیاز مردم باشد نه جریانات وابسته به ان چرا که جریا نات سیاسی گاه بنا به مصلحت حزبی وسازمانی که در ان هستند میتواند بر خلاف جریان خواسته های مردم حرکت کند  اصلاح طلب واقعی قبل از انکه  که برای یافتن موقعیت فردی تلاش کند برای برون رفت کشور ازتنگناها دست به تلاش خواهد زد وخودرا وقف خدمت به اندیشه اصلاح امور خواهد کرد .

اینکه کس ویا کسانی برای به دست آوردن پست ومقام به هر وسیله ای توسل جسته و اصلاحات را ابزاری برای پیشبرد هدف ها ی فردی پنداشته وتنها واژه اصلاحات را به کار میگیرند اما در عمل به راهی غیر از اصلاحات کشور میروند  جز اصلاح طلبان نیستند اصلاح طلبان در مناطق شهری وشهرستانها وروستا ها گذشته از اینکه باید به امور جاری کشور با نگاه اصلاحی بنگرند باید به مسئله شهر وشهرستان خود نیز از این زاویه نگاه کنند نه اینکه پس از انتخاب شدن فراموش کنند که نماینده شهرستان یا منطقه ای هم هستند که احتیاج به اصلاحات دارند. البته این مورد در رابطه با همه نمایندگان با گرایش های مختلف فکری وسیاسی  صادق است  میخواهد اصلاح طلب باشد یا اصولگرا یا ابادگر

فکر میکنم تا اندازه ای که باعث شود ما به کندوکاو بیشتری در رابطه با جریانات اصلاح طلب بپردازیم نوشته ام هر چند یک نکته بسیار مهم هم باید بدان اضافه کرد وان اینکه اصلاح طلبان فقط انهایی نیستند که در حاکمیت ویا نزدیک به ان قرار دارند بلکه  افراد وجریاناتی که خارج  از حاکمیت  قرار دارند میتوانند دارای گرایش وتفکرات اصلاح طلبانه باشند  از مردم کوچه وبازار گرفته تا جریانات سیاسی از نمایندگان مستقل تا وابستگان به احزاب سیاسی  .مهم درک ما از اصلاح طلبی است که جایگاه انها را میتواند بهتر روشن کند ومهمتر رفتار وکارکرد نمایندگان اصلاح طلب است که میتواندموقعیت انانرا را بهبود یا تضعیف کند

فوریه 2008     ---  فرهاد ابراهیم پور(محمودا) -  دبی

کدام نماینده بدرد می خورد

زمانی مجله توفیق کاریکاتوری از امیر عباس هویدا  نخست وزیر حکومت پهلوی سابق چاپ کرده بود که خیلی جالب بود در این کاریکاتور نشان داده شده بود که هویدا در بیمارستان است وعده ای به عیادت او امده اند وهر کسی شاخه ای گل برای عیادت ایشان اورده بود توفیق که ته صف قرار گرفته بود یک مار روی دوشش گرفته بود  کسی از او پرسیده پس چرا گل نیاورده ومار اورده اید گفت که جناب هویدا بی مار است ومن برایشان مار اورده ام

مشکلات مردم هم مثل بیماری میماند که مردم هر منطقه از کاندیداهای خود میخواهند دوایی برای این بیماری بیابند تا به سلامت به زندگی اجتماعی خود در جامعه ادامه بدهند وباری از روی دوششان برداشته شود وچنین نماینده ای مطمئنا بدرد ملت می خورد

ازده نفر کاندیدا که هنوز معلوم نیست چند نفر تائید صلاحیت شوند افرادی هستند که در منطقه لارستان کاندیدای انتخابات مجلس هشتم شدند تا اگر تائید شدند به رقابت انتخاباتی بپردازند ومردم منطقه بزرگ لارستان از بین انها یک نفر را برای حضور در مجلس شورای اسلامی انتخاب کنند. یک نفری که واقعا بدرد ملت بخورد ومردم اطمینان پیدا کنند که فرد مورد نظر همان کسی است که قرار است مشکلات مردم منطقه را حل کند؛ یا حدااقل برای رفع ان مشکلات تلاش نماید. اینکه بالاخره یک نفر به مجلس می رود شکی دران نیست واینکه همه نمایندگان در حرف وگفتار وقبل از انتخاب شدن حرف های خوب می زنند ووعده ووعید می دهند هم بر کسی پوشیده نیست .همه نماینده های دوره قبلی از بزرگ وکوچک گرفته تا ابادگر واصلاح طلب واصولگرا همه گفته وخواهند گفت که مشکل اب منطقه لارستان حیاتی و اساسی  است  .همه گفته وخواهند گفت که باید به فکر اشتغال جوانان وحل مشکل بیکاری در منطقه  بوده وهستیم ؛ وتازه جلوتر هم خواهند رفت ووعده های شاید نزدیکتر هم بدهند  وحتما هم خواهند گفت که با جدیت تمام خواهند کوشید تا معضل  مسکن  جوانان را حل کنند . خواهند گفت که ایجاد کارگاههای زود بازده با تناسب وویزگیهای منطقه ای از برنامه هایشان هست ومطمئن باشید بر روی حرف هایی که میزنند در اکثر سخنرانی ها در شهر وروستاهای منطقه تاکید چند باره خواهند گذاشت .ودر روستا ها خواهند گفت : روستایی اگر جاده اش خراب است  باید مرمت ودرست شود اگر امکانات پزشکی ندارد نماینده حتما به فکر هست  کاندیدا حتما برای جوانان منطقه لارستان برنامه دارد وگذشته از توجه به اموزش وفضای اموزشی  به این اینده سازان توجه خواهند نمود ودر برنامه انها جایگاه ویزه ومخصوصی برای این نسل کوشا در نظر گرفته شده زمین ورزشی استخر وسونا وجکوزی  حتما سینما هم راه اندازی خواهد شد چون کاندیدای مجلس  یک منطقه نمی تواند بدون در نظر گرفتن کمبود سینما  در لارستان جوانان را به خود جلب نماید اگر قرار است شهری مثل اوز بعد از 30سال شهرستان شود حتما ان نماینده در صحبت های فبل از انتخاب شدنش بر ان تاکید خواهد کرد وخواهد گفت که اوز استعداد وتوانایی شهرستان شدن دارد  وکم نیست از این حرف هایی که قبلا شنیده ایم  قرار است دوباره هم بشنویم .البته نادیده نباید گرفت که یکی از راه کارهای انتخاباتی در تمام دنیا  تبلیغات نمایندگان است تا با حرف هایشان وبرنامه هایی که ارائه میدهند نظرات مردم را به خود جلب کنند و مدت زمانی هم که هر کاندیدا  میتواند تبلیغات کند وزارت کشور معلوم کرده هر چند گمانه زنی وتبلیغات شفاهی از زمان ثبت نام ها شروع شده باشد. چون تبلیغات شفاهی وغیر رسمی زمان ومکان مشخصی ندارد از در وهمسایه گرفته تا رجوع به سازمانها وارگانهای دولتی وغیر دولتی

 جالب است  طی مدت مراحل انتخاباتی بیشتر کاندیداها مثل کسانی که انگار برای بار اول به خواستگاری کسی میروند از هر نظر شسته ورفته ومرتب ومنظم هستند حدااقل تا پایان انتخابات که من یادم هست همیشه اینچنین بوده است  با در وهمسایه خوب وخوش هستند اختلافات طایفه ای به حدااقل میرسد به دوست واشنا ها سر می زنند کارهای نیک وپسندیده بیشتر انجام میدهند خوش اخلاق که هستند بیشتر خوش اخلاق میشوند اگر فرصت کنند به ایتام وبیماران هم سر می زنند به شهردار وفرماندار وبخشدار سری می زنند گپ وگفتگو با ریش سفیدان وبزرگان محل انجام میدهند با افراد خیر این خیلی مهم است حتما وارد گفتگو میشوند تا مشکلات شهر ومنطقه را با انان بیشتر مطرح کنند چون نمایندگان منطقه لارستان طبق یک روش دیرینه که مشکلات را میشود با خیرین حل کرد بیشتر می پسندند چون نه تامین بودجه دولتی می خواهد نه کاغذ بازی  پولی فرستاده میشود ومدرسه ودرمانگاهی ساخته میشود کاری از این ساده تر اگر سراغ دارید بفرمائید

مطمئنا نمایندگانی بوده وهستند که دغدغه رفع مشکلات مردم را دارند وبدنبال علاج نا بسامانی ها  هستند اما این عده را چگونه میشود پیدا کرد ایا از شکل وشمایل انها میتوان پی به کار شان برد ایا حرف هایشان ملاک روشنی برای وعده هایشان هست

تا چند روز  اینده که احتمالا تکلیف تائید صلاحیت ها روشن خواهد شد ادامه این مبحث را پی خواهیم گرفت

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) -دبی 22.1.2008

چه کسی زندگی میکند ؟

یک سال دیگر هم گذشت

یک عده میگن انهایی که پولدار هستند ودرامد خوبی دارند زندگی میکنند واز نعمات زندگی بهره مند هستند . عده ای میگن ادم های ندار وفقیر چون مشغله فکری ندارند زندگی میکنند وارامش بیشتری دارند. عده ای هم میگن هنرمند ودکتر ومهندس وانهایی که با فکر ودانش هستند بهتر زندگی میکنند 

اولین شرط زنده بودن از نظر علمی نفس کشیدن است دوم اینکه بعد از اینکه نفس کشیدی بتونی راه بری  از پاهات بتونی برای راه رفتن استفاده کنی از دستات خوب استفاده کنی . چشم دیدن داشته باشی ؛ توان شنیدن وگفتن داشته باشی؛ بتونی طعم غذاها رو تشخیص بدی؛ بتونی چیزی رو لمس کنی وهمه اینها تازه مربوط به یک ادمی است که حواس پنج گانه اش کار میکند وناگفته نماند تا اینجا شباهت های زیادی با دیگر موجودات زنده دارد . سومین علامت زندگی ادم  که انرا ادم کرده وبه خوش موجودیت انسانی داده فکر کردن وقوه ادراک وتحلیل وتجزیه مسائل به وسیله شعورش هست

 پس تا اینجا ما با یک موجودی روبرو هستیم که هم نفس میکشد هم دست وپا دارد واز سلامتی برخوردار است وهم قوه ادراک دارد تا خوب را از بد تشخیص دهد.  اگر این موجود نتواند از قوه ادراک وتوانایی اش استفاده کند مطمئنا ناقص ومعیوب است من نمیگویم که همه از قوه ادراک وشعورشان درجهت صحیح استفاده میکنند بلکه منظور تجزیه وتحلیل وضعیت پیرامونشان است که میتواند در کاری خوب یا بد نمود پیدا کند . چون انجام کار بد هم احتیاج به فکر کردن دارد پس این غلط است که به ادمی که کار بدی انجام میدهد بگوئیم ادم بی فکری است چون کارکرد فکر کردن با نتیجه ان مشخص نمی شود بلکه با ماهیت ان تعین میشود

برگردیم به سوال اول که چه کسی زندگی میکند ایا با انچه در بالا گفتم ونشانه هایی از زندگی هست ما مطابقت داریم؟

 ایا بشریت برای این هست که جوابگوی حواس پنج گانه اش باشد یا میتواندوتوانسته گامی بیش از ان حواس وغرایز بردارد؟

اگر بپذیریم که بیشترین تلاش انسان بر اساس نیازهایش بوده است حرف بی ربطی نزده ایم چون انچه انسان را به کار وتلاش واداشته در وهله اول تامین نیازهای جسمانی اش بوده ودر همین راستا بدلایل غریزی وحسی نیاز عاطفی در کنار ان قرار گرفته است . نیاز جسمانی یک انسان نخستین در تهیه غذا ؛ حفاظت از جانش در برابر حیوانات ودیگر بلایا جایی که بتواند در ان محل بچه هایش نگهدارد وداشتن یک سرپناه تا درانجا به اتفاق جمع انسانی از هجوم در امان بماند ازخواسته های ضرور انسان بوده است که بعد ها پوشش هم به نیاز انسان اولیه اضافه شد واینرا باید از نکات ایمن سازی انسان اولیه در برابر گرما وسرما ودیگر مواردی دانست که انسان به تجربه اندوخت

 هرچه انسان از بدویت بدرامد وبه ابزار ووسیله بیشتری برای تامین نیازهایش دست یافت؛ تفکر او هم بموازات ان عمیق تر شد ومشغله های او نیز بیشتر وبیشتر شد؛ تا امروز که یک انسان دیگر فقط برای تامین غذا ونیازهای امروزش تلاش نمیکند؛ بلکه حساب تامین نه فقط فردا وپس فردا؛ بلکه حساب چندین سال هم میکند ونه تنها برای خودش بلکه حسابگر تامین زن وفرزندان وخواهران وبرادران خود هم برای اکنون وهم برای اینده  هست . این ادم دامن نیازهای خودرا انقدر گسترش داده وتنوع انها به اندازه ای زیاد شده که شعور؛ تحمل تفکر در باره انها را مثل انجام اعمال شاق وسخت می بیند.  دیگر یک تکه گوشت وبرنج ونان فقط غذای روزانه نیست ؛ بلکه لیست بلند بالایی از مواد است که اقلام انها گاه از 100قلم هم بیشتر میشود؛ دیگر فقط یک سرپناه برای محفوظ بودن نیست؛ بلکه اطاق های فراوان وامکانات داخل منزل واسباب واثاثیه ای که جمع انها از یک کانتینر 40فوت هم بیشتر است  جز نیازها تلقی شده است  . دیگر انسان به اینکه به یک مکان ویک محیط امن قناعت کند بسنده نمیکند می خواهد همه جا برود؛ همه چیز ببیند؛  میخواهد ماشین داشته باشد تلویزیون انترنت وهزاران وسیله ای که در دنیای امروز تولید شده است  . انسان خود تولید میکند وبرای فروش انها باید مشتری پیدا کند ؛ باید ذائقه افراد را تحریک کند؛ باید به دنبال تبلیغات باشد تا کالاهای خودرا به مصرف برساند؛  باید سلیقه ایجاد کند؛  مد ل درست کند ومدل هارا بوسیله همین ادم ها تبلیغ کند؛ باید هم بیشتر مصرف کردن را هزاران بار تبلیغ کند هم به فراوانی  اجناس متنوع در دسترس قرار دهد تا انسانهایی که توان دارند بیشتر خرید کنند وانها که ندارند در جهت رسیدن به ان تلاش کنند

این انسان که بالغ بر یک میلیون سال از حیاتش میگذرد به مرحله ای رسیده که دیگر معنی زندگی اش با ان کسی که در  یکصد هزار سال پیش روی این کره خاکی بود فرق میکند . نیازهای این ادم با ادمی که هفت هزار سال پیش قبل از تمدن زندگی میکرد فرق میکند . نیازهای او بی اندازه شده .انسان نخستین درپی ازلی شدن وهمیشه ماندن نبوده است  ؛ زندگی او کنار مرگ جریان داشته؛ او در دامن طبیعت وبا طبیعت انسی دیرینه وجدایی ناپذیرداشته  اما انسان امروزی مقهور از تسلط بر طبیعتی است که قرنها انسان در مدارا با ان بسر برده است . انسان توانسته است بسیاری از موانع رااز سر راه خود بردارد تا به انچه میخواسته برسد ؛ توانسته  چیزهایی خارق العاده بسازد  ؛به کشف کرات برود به اعماق زمین برود ؛ کشف کند؛ بیا زماید؛ پرواز کند  . وباز همین ادم توانسته گره هایی به بزرگی جنگ های خانمان سوز به تاریخ بشریت گره زند؛ توانسته دست به جنایت های هولناکی  بزند که غیر از ادم از هیچ موجودی سر نمی زند . اری انسانی با این همه توانایی هنوز خودش را کاملا کشف نکرده؛  هنوز نتوانسته به ارامش درونی برسد که یک انسان در 8هزار سال پیش زندگی میکرد واینرا باید محصول گره هایی دانست که در ذهن انسان متمدن از فقط خواستن بدون درک حضور دیگری وبدون در نظر گرفتن پیوند اساسی انسان وطبیعت حاصل شده است من وشما تا زمانی که دراین کره خاکی نفس میکشیم؛  چه پولدار وفقیرباشیم چه منجم وهنرمند واهل دانش وفن ؛ همه ما  در این گره گاهها اسیر هستیم مگرانکه کسی خواسته وتوانسته باشد رها از این همهمه  وکم الوده تر  گره ها را اول از تن خویش باز کند تا به ارامش برسد اری به اعتقاد من کسی زندگی میکند که افریده رنج نباشد ورنجی نیافریند کسی زندگی میکند که نه حمال اندوه گذشته باشد نه ازمند وحریص اینده . به این کره خاکی با همه داشته هایش ارج نهد وبرای بهبود شرایط انسانی که توامان با حفظ محیط زیست است تلاش نماید  چنین کسی میتواند ارامش واطمینان به درون خویش بیاورد وسالها زندگی کند . واین بقول فرزانه ای: دشوار یهروز زیستن است

فرهاد ابراهیم پور(محمودا) دبی - 5.1.2008

بدنبال ترور بی نظیر بوتو

بی نظیر بوت از این منظر که از زنان فعال عرصه مبارزاتی به شیوه انتخاباتی بود الگویی برای جنبش زنان در پیکار با موانع رسیدن به حقوق انسانی زنان بود که  عمر وجان خود را در این راه گذاشت

بی نظیر بوتو قربانی سیاست های قومی ومذهبی وجناحی شد که طرفدراران طالبان والقاعده در راس ان قرار دارند هرچند حزب مردم پاکستان دخالت حکومت پاکستان را از این ترور از نظر دور ندانسته است    

زندگی نامه بی نظیر بوتو رهبر حزب مردم پاکستان

 بی نظیر،فرزند  ذوالفقار علی بوتو بود که در اوایل دهه 70 میلادی نخست وزیر پاکستان بود او در سال 1953 در کراچی از مادری ایرانی  (اصفهانی )به دنيا آمد و تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاههای هاروارد آمریکا و آکسفورد انگلستان انجام داد.

بی نظیر بوتو دو بار به عنوان نخست وزیر این کشور انتخاب شد، خانم بوتو یکی از شناخته شده ترین رهبران زن در جهان به حساب می آمد.

بی نظیر اراده قاطع و سرسختی را از پدرش به ارث برده بود، که بعد از یک کودتای نظامی در سال 1977 توسط ژنرال ضیا الحق دستگیر و به اتهام قتل زندانی شد

ذوالفقار علی بوتو دو سال بعد اعدام شد و بی نظیر درست قبل از مرگ پدرش زندانی شد و 5 سال را در حبس انفرادی گذراند.

وی در سال 1986 به پاکستان بازگشت و دو سال بعد هنگامی که ژنرال ضیا بر اثر انفجار هواپیمایش کشته شد، او به عنوان اولین نخست وزیر زن منتخب در یک کشور اسلامی به قدرت رسید.

بی نظیر بوتو و همسرش، آصف علی زرداری، با اتهامات متعددی مبنی بر فساد مواجه بوده اند، اما تاکنون هیچکدام از این اتهامات در دادگاه ثابت نشده است اما همسر بی نظیر بوتو آقای زرادی 8 سال در حبس بود  تا اینکه  در سال 2004 آزاد شد.

بدنبال این اتهامات خانم بوتو از کشورش خارج شد و به مدت تقریبا 8 سال در تبعیدی خود خواسته در دبی و لندن به فعالیتهای خود ادامه داد.

به هنگام ورود خانم بوتو به پاکستان انفجاری در محلی که از او استقبال می شد رخ داد که او از این حمله جان سالم بدر برد.

هنگام اعلام وضعیت فوق العاده در پاکستان (3 نوامبر 2007) خانم بوتو با این وضعیت مخالفت کرد و خواهان بازگشت کشور به حالت عادی شد.

انفجار راولپندی دومین سوء قصد به وی از زمان ورودش به کشور بود که باعث کشته شدن وی شد.

بی نظیر بوتو آخرين بازمانده خانواده سیاستمدار بوتو بود. مرتضی برادر او که گمان می رفت رهبری حزب مردم پاکستان را بر عهده بگیرد، پس از برکناری پدرش به افغانستان گريخت. او از آنجا و کشورهای دیگری در خاورمیانه با تاسیس گروه نظامی ذوالفقار، به مبارزه با دولت نظامی پاکستان پرداخت. مرتضی بوتو در تبعيد بود که در انتخابات به نمايندگی مجلس ایالتی برگزیده شد. وی بلافاصله به پاکستان بازگشت اما در سال 1996 در شرایطس مشکوک کشته شد. شهنواز برادر ديگر بی نظیر نیز فعال سیاسی بود که پیش از خواهر و برادرش در سال 1985 در آپارتمانش در جنوب فرانسه کشته شد.

از خانم بوتو سه فرزند پسر به جا مانده است. خانواده او در دوران تبعید خودخواسته خانم بوتو در دوبی زندگی می کرد

متن زیر دیدار کوتاه دکتر سعید محمودیان  درامریکا با بی نظیر بوتو است که خلاصه انرا برای ما فرستاده اند

 

تاریک خاطران همه در ناز ونعمت اند     ای روشنی عقل؛ تو بر ما بلا شدی

وقتی خبر در گذشت اکبر رادی نمایشنامه نویس بزرگ کشور شنیدم به این فکر افتادم که اگه سازمانی بخواهد کمترین میانگین سنی عمر ادم ها را ثبت کنه مطمئنا هنرمندان واقعی دارای کمترین میانگین عمری هستند. هنرمندی که نه بخواسته سازمان وحکومتی کار کرده نه موسسه ای برایش تعین تکلیف نموده ونه به اجبار از کسی به کار وفعالیت فرهنگی وهنری پرداخته است بلکه این عشق وعلاقه وانسانیت وتعهد اجتماعی اوست که راهبر خلاقیت هنری اش است وهم اوست که بدور از هیاهو به کار وتلاش پیگیر به انچه انسانی است می پردازد خیلی از هنرمندان وقتی که فوت نمودند یا با حادثه ای دلخراش روبرو شدند تازه میفهمیم که ای وای چنین هنرمندی در کشور ما بود وما خبر نداشتیم

از خیل بزرگان وادب کشور بیش از انگشتان دو دست نمانده است ومتاسفانه  همیشه یاد وکار انها در رسانه های گروهی بدست فراموشی سپرده شده است واگه خیلی لطف کنند موقع بعد از مرگش چند کلامی روی تلکس خبر گزاریها میرود ودل سوخته ای هم اگر پیدا شود چند سطری برای ان فوت کرده در گذشته می نویسد مرده پرستی ما که مال امروز ودیروز نیست بلکه به قدمت تاریخ ما هنوز نفس میکشد . تا زنده اند قدر شناس نیستیم منتظر میمانیم تا بمیرند وبعد در باره انها بنویسیم وبگوئیم وبپرسیم . این افت دیرینه به من وشما هم رحم نمیکند باید پوستین این ندانم ها را دراورد تا شاید به انچه داریم در زمان حیاتشان ارج نهیم. اکبر رادی نه اولین انها بود ونه به نظر میرسد اخرین ان باشد دو سال پیش دوست ارجمندم اقای خالد اسلوب که  خود از بازیگران تئاتر وعرصه نمایش هستند در انجمن ادبی حافظ  دبی ما را با گوشه ای از کار وتلاش  اکبر رادی  اشنا نمودند  مطلب پائین از ایشان است که همین امروز بیاد او وکارهایش نوشته اند  

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 27.12.2007

جهت اشنایی بیشتر با اکبر رادی از زبان همسرش بشنویم          يادداشت حميده بانو عنقا؛ همسر اكبر رادي

 

اکبر رادی هم از صحنه رفت

اکبر رادی درام نویس بزرگ ایرانی قریب 50سال برای ادبیات نمایشی نوشت

او متولد مهر ماه 1318رشت بود وبیش از 25کار مطرح وخوب او توسط کارگردانان بزرگ ایران مانند هادی مرزبان ودیگران بر روی صحنه رفت .کار های دراماتیک اکبر رادی دارای موضوعات عمومی  مردمی با فضای رئالیستی است که اکثرا در شرایط اقلیمی شمال ایران می گذرد

رادی به همراه غلامحسین ساعدی تعداد زیادی از متون پر تماشاگر دهه 40و50را نوشته اند وبا اینکه قصه های درام او در شمال می گذرد ولی تمامی ایران را با نمایشنامه های خود تحت شعاع قرار می داد                                                     تمثیل  گفتگو وصحنه ارائی در کارهای وی جذاب ومورد پسند تماشاگران بوده وهست .در متونی چون افول – هاملت با سالاد فصل –صیادان – مسافران – پلکان – شب روی سنگ فرش خیس – واین اواخر  منجی در صبح نمناک می توان دید که یک نویسنده صاحب سبک وحرفه ای انها را به نگارش در اورده است

اکبر رادی مدت زیادی در انزوا بسر برد واین اواخر مجلس تکریم وتجلیل هر چند کوچک برای او گرفته شد وبار دیگر به صحنه بازگشت وتا امروز که ..... بار دیگر صحنه  رفت

با احترام به روح اکبر رادی  -.............  خالد اسلوب – دبی 27.12.2007

 

برای دیدن مطا لب قبلی اینجا کلیک کنید  ارشیو 2007