هر عرصه را بهار وخزانی هست ؛ در عرصه امید خزانی نیست
دیروز به اتفاق خانواده رفته بودیم نمایشگاه نقاشی یکی از هنرمندان معلول کشور که در قسمت لابی سالن سینما با شگاه
ایرانیان در دبی برگزار شده بود هر چند برنامه برای کودکان وبا حضور یکی از مجریان برنامه کودک که از تلویزیون پخش میشود اختصاص یافته بود اما در قسمت لابی موسسه پزوهشی کودکان دنیا وموسسه ای که برای کوکان بی سرپرست کمک مالی جمع اوری میکرد واثار نقاشی اقای جهانبخش صادقی قابل توجه بود دیروز فرصتی بود تا با تلاش یک انسانی اشنا شوم که با امید به زندگی راه دشواری را تا یک نقاش قابل ودر خور توجه طی کرده است گزارشی که ملاحظه میکنید حاصل گفتگو من با ایشان است
اقای صادقی اول قدری از خودتان بگوئید
من جهانبخش صادقی فرزند شاه میرزا متولد 1335 از شهرستان بافت کرمان هستم . پدرم 28 سال است که فوت کرده اند مادر در قید حیات هستند وما کلا 6خواهر ودو برادر هستیم یکی از خواهران الان 24سال است که همیشه یار ویاور من هستند ودیگر خواهرم نیز 14سال است که مراقب وهمراه من هستند وبرادرم که 26سال است که همراهی ام میکند وجود این عزیزان که همیشه در کنار من هستند باعث تشویق ودلگرمی من درادامه کارهایم هستند البته همکاران دیگری نیز در نمایشگاه ها ودر کارها مرا همراهی میکنند که همیشه دعاگوی انها هستم
چه اتفاقی افتاد که شما قطع نخاع شدید
شب سوم شعبان مشغول چراغانی جلو مغازه نانوایی بودم که یک تاکسی مست از خیابان به داخل پیاده رو امد وبا من برخورد کرد ومن از ناحیه مهره هفتم گردن دچار شکستگی وقطع نخاع شدم این حادثه 36سال پیش اتفاق افتاد دقیقا روز 29.6.1351 انموقع من شاگرد نانوا بودم
بعد چی شد
بعد از تصادف مرا به تهران جهت معالجه اوردند در مدتی که تهران بودم با کسانی اشنا شدم تا بپذیرم که من معلول هستم ومعلولیت به معنای پایان زندگی نیست واینکه یم معلول هم میتواند در زندگی خود ودیگران نقشی داشته باشد ومن بعلولیت را بعنوان یک اصل زندگی پذیرفتم
چه شد که به نقاشی روی اوردید
من خودم به ادبیانت وهنر همیشه علاقه داشتم اما با کمک وتشویق دوستانی به این کار علاقمند شدم اول بصورت تفننی کار میکردم تا اینکه عزیزانی که با من اشنا بودند مرا تشویق کردند که بصورت اصولی وجدی به نقاشی توجه کنم این کار برای ادمی مثل من که 85درصد معلولیت جسمی دارد ونه می تواند بنشیند ونه میتواند راه برود ویا بایستد وهمینطور درازکش کار کند خیلی سخت بود اما همراهی عزیزانی چون محمود مهراجی که اکنون در کانادا هستند ومنو با نقاشی بصورت اصولی اشنا کردند وعزیز دیگری اقای مسعود کرمی که خود ایشان نیز معلول هستند ومشوق وهمراه من در اشنا شدن با نقاشی شدند کمک بزرگی در فراگیری نقاشی من شدند البته انچه مهم است اینکه یک معلول بپذیرد که معلول است ومهمتر اینکه با این معلولیت میتواند هم برای خودش وهم برای دیگران مثمر ثمر باشد ومن هم به خدا توکل کردم وهم امید وتلاش را پشتوانه کارهایم قرار دادم تا بدین جا رسیدم
برخورد مردم با معلولیت وکارهایتان چگونه است
برخورد مردم متفاوت است ولی تا اینجا میتوانم بگویم که 80درصد مرا تحسین میکنند و20درصدی هم از روی ترحم به این مصیبت ومعلولیت من نگاه میکنند برای من مهم کارهایم وارزش انها هست که مایه امید ودلگرمی من هستند ومردم هم بمن لطف دارند
کمی از شروع کارهایتان بگوئید
اولین نمایشگاه نقاشی ام را در پارک ملت اوائل انقلاب برگزار کردم بعد در جامعه معلولین وبعد در سازمان ضایعات نخاعی کشور از ان موقع تاکنون 98نمایشگاه داخلی وخارجی برگزار کرده ام وبیش از 2500تابلو نقاشی حاصل تلاش هایم بوده است
به کشورهای قطر کویت ولبنان هم رفته ام .برای اولین بار است که به دبی امده ام
استقبال چگونه است
الحمدالله بد نیست اما مثل کشورهای قطر وکویت نیست من فکر میکردم در دبی یک جای مخصوص یا در یک گالری اثارم به نمایش در می اید که متاسفانه اینگونه نشده واینجا فقط ایرانیها برای دیدن اثارم امده اند وهمزمانی با برنامه اقای پورنگ عملا نمایشگاه نقاشی در حاشیه قرار گرفته است ونتوانستیم اثار را بهتر به دید علاقمندان دیگر کشورها برسانیم
البته توانستم اینجا با معلولین اماراتی وایرانیان معلول هم ارتباطی داشته باشم اما فرصت بررسی اینکه معلولین اینجا چکار میکنند وایا به کارهای هنری وخلاقانه توجه دارند یانه پیش نیامد
اقای صادقی شما چند کلاس درس خوانده اید
من تا زمانی که این اتفاق افتاد هم درس میخواند م وهم کار میکردم پنج کلاس سواد دارم وخواندن ونوشتن بلدم اما حضورم دربین مردم ومطالعه داستان ورمان وکتب ادبی وهنری ودینی از علابق همیشگی من هستند تا انجا که هفته ای نیست که مطالعه نکنم من حتی در بسیاری از مراسم ها که برگزار میشود به ایراد سخنرانی می پردازم واین کار را با توکل به خدا وتلاش زیاد به این مرحله رسانده ام
شما کرمانی هستید وهمینگونه که در بعضی از اثار شما دیده میشود به زاد وبوم خود هم توجه دارید چند درصد از کارهایتان به شهر ودیار بافت وکرمان اختصاص دارد
اثاری که کلا در زمینه طبیعت زنده است ومربوط به کوچ وگله وکشاورزی وگندم کاری می باشد متاثر از بافت وروستاهای کرمان است وتاکنون در استان کرمان وشهر بافت چندین نمایشگاه گذاشته ام در سیرجان یک هفته در بافت 4روز در سرچشمه 1هفته در دبیرستانها ودانشگاه ها ودر بین معلولین هم نمایشگاه گذاشته ام وهم سخنرانی کرده ام وهر سال در هفته بهزیستی نمایشگاه گذاشته ام واکنون 25سال است که در هفته بهزیستی نمایشگاه میگذارم
اقای صادقی از اینکه به من این فرصت دادید تا با شما مصاحبه ای داشته باشم ممنون هستم وبرایتان بقای عمر ونشاط وسربلندی ارزومندم
شما هم موفق باشید



اقای جهانبخش صادقی به همراه خواهر ودیگر همکاران ودوستان ایشان






