ضرب المثلهاي محلي اوز    مقالات فرهنگی      مراسم عروسی در اوز      شناخت اثار تاریخی شهر اوز  و... در صفحه فرهنگی   

  بازگشت به صفحه اصلی  

زبان مهمترین ارکان هویت ملی هر قوم وملتی است
که بدون ان تعریف هویت ناقص وغیر ممکن است  زبان نشانه های ملی وفرهنگی مارا به ارتباط میگذارد ارتباطی که ما بعنوان دارندگان ان زبان به ان معنا می بخشیم ودر ارتباطی زبانی حس وعلایق وعاطفه عمیق خودرا بی واسطه به یکدیگر منتقل میکنیم .متاسفانه در جوامع مدرن انچه در فرهنگ ملتها بیش از همه زیان دیده است زبان ملی وقومی وملل است که بعضی از انها سالهاست نابود شده وبعضی دیگر در مسیر نابودی قرار گرفته اند  .عدم ارتباط خانواده با زبان مادری وکم ارج نهادن به زبان ملی ومیهنی وقومی بزرگترین اسیب ها را به زبان هر قوم میزند چه در فارسی چه در زبان ها وگویش های محلی ما بی نصیب از این اسیب نبوده ونیستیم وما مردم منطقه لارستان که یک پایمان همواره در خارج از کشور بوده است مورد این تهاجم از سوی زبان ماورایی بوده ایم زبانی که یا بدلیل رفتار خود ما بر ما حاکم میگردد یا به وسیله ابزرار والات گسترش دهندگان ان همچون کتب وروزنامه ومجلات ورادیو وتلویزیون واین اواخر بوسیله انترنت .ما روزبروز از زبان مادری امان فاصله میگیریم یعنی روزبروز از هویت خودمان واین دردناک است .نسل های اینده ما بخصوص انها که در خارج از کشور زندگی میکنند زودتر از انچه تصور میکنیم اسیب خواهند دید وزبان لارستانی واوزی و... را فراموش خواهند کرد وقتی زبانت فراموش شد سنن واداب انهم فراموش خواهی کرد ووقتی سنن واداب برایت مهم نباشد چیزی از  ان شهر ودیار باقی نخواهد ماند که به شما یافرزندان انها هویت ببخشد وانگاه است که انها هویتی غیر اوزی غیر ایرانی پیدا خواهند کرد  .صحبت های زنده یاد شاملو در باره اهمیت همین زبان مادری است که ارزش چندین بار شنیدن را دارد
در باره الودگی زبان فارسی  قسمت کوتاهی از سخنرانی زنده یاد احمد شاملو شاعر بزرگ معاصر .برای شنیدن اینجا را کلیک کنید

اشنایی با طرح های هنرمند جوان شهرمان خانم ماندانا ضیایی

ماندانا ضیائی نقاشی وطرح های خودرا برای ارائه به بینندگان سایت ارسال نموده است این نقاشی ها سبکی ابتکاری دارد که در ان شخصیت ها بصورت طرح های رباتیک (ادم های اهنی ) ترسیم میشوند

ماندانا استعدادهای هنری خودرا از زمانی که دانش اموز دبستان بوده با ساخت مجسمه هایی از خمیر چینی نشان داده وهمزمان انجام کارهای هنری مربوط به دروس مدرسه را بعهده گرفته وپس از ان نیز در دوره اموزش متوسطه به کارهای هنری  مربوط به فعالیت های مدرسه مانند نقاشی وکارهای دستی؛  تهیه خبرنامه های دیواری وساخت ماکت های مورد نیاز در تشریح درسهای علوم تجربی وازمایشگاهی ادامه داده.  ایشان کار به سبک نقاشی های اخیر را از حدود دو سال پیش اغاز کرده اند که برای این هنرمند جوان شهرمان ارزوی توفیق بیشتر داریم

برای دیدن دیگر اثار ایشان اینجا را کلیک کنید

بیاد زنده یاد محمد واحدی.

هر جای کتابی هه یا د ت مو نظر  ده     کرسی پر از گل نده جات (سبزوخالی ی)

 یاد  تو ای دوست   چند زود  چدش   -    آسوده ختش هر  طرفیت  (شاهدی  ی)

 خدمت خلق باخلاص تو اتکه  نتیجش -  بزرگواری   و تقوی   و (زاهدی  ی)

 بز رعلم تو  اتکشت  اسای  آخرتت -   روزیکه  گنج  طلا  سنگیای (جامدی ی )

  هر رز جوونی شاخد صفحه ای ز کتاب - اضافه اب اجرت و مضمون (عایدی ی)

 چراغ دانش منور اتکه تی پی مکس – مه نوریکه اروز اسی تو ( ساعدی ی )

 شعر فاروق اشگته و تقدیم و بیاد – ادیب دوست بزرگوار محمد (واحدی ی)

-19-4-2009 – دبی - فاروق ضیایی

کتاب یادداشتهای محمد امین کرامتی اوزی منتشر شد

این کتاب که به کوشش فرشته کرامتی وبا مقدمه دکتر محمد شریف کمالی توسط نشر سمیرا تهران انتشار یافته از مجموعه یادداشتهای مرحوم محمد امین کرامتی فرزند مرحوم حاجی محمد هادی کرامتی است که کتاب تاریخ دلگشای اوز تالیف ان بزرگوار می باشد کتاب یادداشت های محمد امین کرامتی  در اواخر سال 1387  در 234صفحه وبا قیمت 4000تومان روانه بازار شده است این کتاب مشتمل بر چند سفرنامه   صد کلمه از حضرت علی (رض) وچهل حدیث نبوی   مقاله ها ومتن صورت جلسات ونامه ها وپیام هایی است که ایشان در زمان حیاتشان انرا نگارش کرده اند واکنون به کوشش خانم فرشته کرامتی بصورت یک مجموعه در اختیار علاقمندان به تاریخ وفرهنگ قرار داده اند.کتاب هر چند دارای مشکلات تایپی وحتی ویراستاری بخصوص در مقدمه هست اما کتابی خواندنی است امیدوارم خوانندگان کتاب به محتوای مطالب بیشتر توجه کنند چرا که کتابهایی از این دست که قسمتی از فرهنگ وتاریخ کشور در ان انعکاس پیدا کرده حدااقل در منطقه لارستان کم می باشد وهرکدام از این کتابها رهنمون ما به گذشته ما وتاریخ ماست .باشد که هر کدام از ما اوزیها واهالی منطقه لارستان یکی از ان را در منزل خود داشته باشیم والبته بخوانیم

 

سخنرانی و شعر خوانی خانم سیلوانا سلمانپور در دانشگاه تهران

 در هفته آخر دی ماه ششمین مجمع بین المللی استادان زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران برگزار شد .

این همایش بین المللی به دعوت مرکز گسترش زبان و ادبیات فارسی زیر نظر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و با دعوت از 250 استاد زبان و ادبیات فارسی از کشورهای مختلف آسیا و اروپا و آفریقا  و استرالیا صورت گرفت و بیش از 200 تن از اساتید دانشگاههای ایران و دانشجویان دورهای دکترای این رشته نیز حضور داشتند.

آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری برنامه را افتتاح نمودند و آقای دکتر حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان فارسی نیز اختتامیه برنامه را بعهده داشتند.

مسئولیت برنامه ریزی و تدارکات این پروژه عظیم آقای دکترعباسعلی وفایی رئیس مرکز گسترش زبان و ادبیات فارسی را عهده دار بودند که این امررا با کیفیت بسیارعالی به انجام رساندند.

استادان در 6 نشست برنامه ریزی شده مقالات و بیانات خود را ارائه دادند که هیأت رئیسه هر نشست به بررسی آن مقالات می پرداختند .

  نشست های مذکور در زمینه های زیر صورت پذیرفت .

 1- روش های آموزش زبان و ادبیات فارسی

2- شعر دوره انقلاب اسلامی

3- زبان و ادبیات تطبیقی

4- ادبیات منثور دوره انقلاب اسلامی

5- سیمای جهانی زبان و ادبیات فارسی

6- بررسی راهکارهای گسترش و تقویت زبان و ادبیات فارسی

 خانم سیلوانا سلمانپور شاعر اهل اوز و بنیان گذارانجمن ادبی حافظ دبی نیز که از امارات به این مجمع دعوت شده بودند درنشست زبان و ادبیات تطبیقی در مورد تأثیر وارتباط متقابل زبان فارسی بر زبان عربی و وضعیت زبان و ادبیات فارسی درامارات بياناتی ایراد نمودند .

ایشان با اشاره به همجواری و ارتباط تاریخی و اجتماعی با کشورامارات و حضور گسترده ایرانیان در این کشور از قدیم ، و با توجه به اشتراکات فرهنگی دو ملت ، زمینه را برای فعالیت و توجه به زبان فارسی بسیار آماده توصیف نمودند ضمن اینکه محیط امارات را اقتصادی و فضای فرهنگی را محدود اعلام نمودند سپس با اشاره به پانزده سال فعالیت انجمن ادبی حافظ در دبی تلاش خود و همراهانشان را در روشن نگه داشتن چراغ زبان و ادبیات فارسی در آن سوی آبهای خلیج فارس را با وجود کاستی های فراوان در عدم حضور اساتید و مراجع و صاحبنظران تشریح نمودند . و تقاضای توجه بیشتر به ایرانیان مقیم امارات کردند.

ایشان اعزام رایزن فرهنگی اهل فرهنگ و عاشق امور فرهنگی را شرط اصلی رشد زبان و ادبیات فارسی و تجمع فرهنگی اعلام داشتند و گفتند پس از 21 سال اولین بار است که رایزن فرهنگی اعزامی  از ایران " آقای دکتر حاتمی " با عشق و علاقه و بار علمی ارزنده در امارات حضور دارند.

سیلوانا سلمانپور سخنان خود را با قرائت شعری برای فردوسی پایان دادند که مورد توجه بسیار قرار گرفت .

خانم سلمانپور از شاعران اوزی ساکن دبی است که تاکنون سه مجموعه شعر از ایشان بنام های بربلندای خیال - نبض برگ - اواز روشن  منتشر شده است

یا اوزیهای دبی اوزی می مانند

اوزیها از دیر باز مسافر دیار غربت بوده اند از هند ودبی گرفته تا ممالک اروپایی وبیشتر این مسافرت ها تجاری بوده است  این روند طی سالهای بعد از انقلاب  شتاب گرفت ورفتن همشهریان از اوز بسمت بندر ودبی که از مراکز تجاری وقدیمی داد وستد بود بیشتر شد.  اما این روند ورفتن به خارج از کشور همانگونه که مزیت اقتصادی واجتماعی داشته است  معایبی نیز به همراه دارد که بسادگی خودرا نشان نمی دهد مگر اینکه نسلی بگذرد تا در یابیم انکه بعد از 50شصت سال  در دبی وامارات وکشورهای حوزه خلیج مانده ومیماند ارام ارام طی گذر زمان فرهنگ وزبان وسنن خودرا از دست میدهد وفرهنگ وزبان وسنن دیگری جای زبان وفرهنگ مادری اورا میگیرد . با این اوصاف خیلی از اوزیهایی که امده اند اینجا وبچه هایشان اینجا متولد شده اند واینجا مدرسه رفته ومدرسه انها هم عربی بوده وبه زبان غیر فارسی واوزی تکلم میکنند  این جماعت بعد از چند سال دیگر نه تنها اوزی نمی مانند بلکه نشانه ای از اوزی بودن هم با خود ندارند کافی است سری به طایفه وجماعت خودمان که در همین دبی هستند بزنیم چه انها که مواطن شده اند وچه انها که در صف انتظار برای مواطن شدن بسر می برند تا بیشتر پی ببریم که چگونه شتابنده وبی وقفه بسوی جایی میرویم تا هویت خودرا بدست فراموشی بسپاریم  این را چه خوشمان بیاید وچه نیاید در اینده با نسلی از فرزندان اوزیها روبرو خواهیم شد که زبان رسمی وخانوادگی انها عربی است وسنن انها عربی است ورفتار وکنش وسلوک انها عربی خواهد بود واینگونه است که فرهنگ  دیگری به جای فرهنگ خودی وزبان دیگری به جای زبان محلی می نشیند .مطمئنا برای عرب ها هم که در موردی اینچنینی قرار بگیرند دشوار خواهد بود که زبان وائین خودرا ارام از دست بدهند .  اوزیها  میتوانستند وهنوز هم میتوانند فرهنگ وسنن نیک خود که نشانه هویت انهاست حفظ کنند بشرطی که به سمت تشکیل  کانون وانجمن وبنیاد فرهنگی از اوزیها  حرکت کنیم . بنیادی که اوزیهای مقیم را بمناسبتهای اجتماعی فرهنگی وهنری دور هم جمع کند ومحلی باشد تا انجمن های مختلف  از اوزیهای مقیم امارات  بتوانند در ان محل که مختص اوزیهاست به تبادل نظر بپردازند میتوان در چنین مکانی نمایشگاه نقاشی وعکاسی برگزار کرد میشود شب شعرمحلی برگزار کرد  میتوان در چنین جایی از شخصیت های مهم اجتماعی وفرهنگی برای سخنرانی وبرگزاری همایش دعوت کرد میشود مکانی برای باروری وشکوفایی استعداد جوانان اوزی شود محلی برای ورزش وتفریح وسرگرمی باشد من فکر نمی کنم ساخت چنین سالن چند منظوره ای در توان مالی اوزیهای مقیم دبی نباشد بلکه همت وهمیاری خیرین میطلبد تا به این امر مهم واقف گردند .

 اوزیها اگر جایی برای گرد هم ایی خود وهمشهریان خود وفرزندان خود نداشته باشند در اینده ای نه چندان دور اوزی ها کمرنگ وکمرنگتر خواهند شد ومثل خیلی از کسان دیگری که در این جامعه وفضای فرهنگی ان حل شده اند اوزیها هم حل خواهند شد .این پیشنهاد یک همشهری است به دیگرهمشهریانی که توان واستطاعت مالی لازم را دارند .امیدوارم این پیشنهاد  مورد بررسی همشهریان وخیرین در هئیت امنا دانشگاه وبیمارستان دفتر دبی قرار گیرد  .

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)- دبی 16نوامبر 2008

برگزاری شب شعر در شارجه

شب شعر اوزیها که دیشب با حضور تنی چند از همشهریان در سالن پارتی ساختمان لی لی در شارجه برگزار شد شاعران محلی با اشعاری زیبا این محفل دوستانه را به وجد اوردند این مراسم که از ساعت ده شب برگزار شد با توضیحات اقای نامور پیرامون نقش وجایگاه شعر محلی در میان همشهریان وکاستی های ما در نشر اثار محلی شروع شد وسپس شاعران حاضر سرکار خانم سیلوانا سلمانپور  واقایان  فاروق ضیایی  میرزینل امیری نزاد  فرهاد ابراهیم پور وعنایت الله نامور به شعر خوانی در این شب شعر پرداختند  در این شب شعر از اقای محمد نامور به خاطر چندین سال فعالیت در عرصه شعر وترانه قدردانی شد ویک سی دی همراه با نوشته  شعری ایشان بنام زن دوم که بتازگی به کوشش سایت ستاره های اوز وبا همت اقای نامور منتشر شده بود معرفی وبه حضار داده شد  امادرباره  حضور همشهریان هرچند در این شب شعر انگونه که انتظار میرفت نبود اما این امر مانع از ان نشد که شاعران در این محفل دوستانه با شور وشوق به شعر خوانی نپردازند  .این اولین شب شعری بود که در امارات برگزار شد وفقط اوزیها در ان به شعر خوانی پرداختند  جا دارد اینجا از عزیزانی که ما را در برگزاری این شب شعر یاری کرده اند صمیمانه  تشکر کنیم از  اقای عزیز هنری  اقای زینل رحیمی کاریانی  اقای یونس رهنما  وسیاوش رهنما ودیگر دوستان .ضمنا در این شب شعر از طرف خانم سلمانپور پیشنهاد شد که شب شعر اوزیها در حد همین محفل واندازه هرماه یک بار برگزار شود که این امر در صورت تحقق به اطلاع علاقمندان  شعر وادب خواهیم رساند   12.11.2008

دیروز ودیشب در بسیاری از شهرهای ایران ونزد فرهنگ دوستان وفارسی زبانها سالروز بزرگداشت فردوسی بود که به همین مناسبت در باشگاه ایرانیان دبی نیز مراسمی با حضور علاقمندان به فرهنگ وادب کشور برگزار گردید که در ان اقای خالد اسلوب یکی از اعضای انجمن ادبی حافظ به قرائت شعری از حماسه رستم وسهراب پرداخت وخانم سیلوانا سلمانپور مسئول انجمن ادبی حافظ با اجرایی شعرگونه به استقبال این روز رفتند واقای حاتمی رایزن فرهنگی ایران در امارات به اهمیت زبان وزنده کردن ان توسط فردوسی اشاره داشتند در ادامه دکتر حسین الهی قمشه ای به اهمیت ونقش فردوسی در پاسداری از ارزش های زبان فارسی پرداختند واز او بعنوان شاعری قابل تامل نه در ایران که در جهان اشاره نمودند.برای شناخت یکی از بارزترین وجوه اشعار حکیم طوس فردوسی بزرگ که در ستایش وارزش خرد است نظر همشهریان وبینندگان سایت به مطلب زیر جلب میکنم که گوشه ای کوچک از این ویژگی به جا مانده ایران باستان  در شاهنامه به ما عرضه میدارد 

 جایگاه خرد و مردم در شاهنامه فردوسی

حضور دانشگاه ازاد  اسلامی واحد امارات به همراه دانشگاه ازاد لارستان در نمایشگاه بین المللی دانشگاههای جهان در دبی

خبردار شدیم که نمایشگاهی از حضور دانشگا ههای معتبر جهان در مرکز تجاری دبی برگزار است بدین خاطر بعد از ظهر پنج شنبه راهی انجا شدم دوست گرانقدر دکتر یهنام

 نورایی که عضو هئیت علمی دانشگاه ازاد اسلامی لارستان هستند  ودکترای فرهنگ وزبانهای باستانی هستند  مرا در این گفتگو همراهی کردند در این غرفه با جناب مهندس محمد علی شفیعی مدیر کل مالی واداری دانشگاه ازاد اسلامی وسرپرست گروه کامپیوترواحد امارات هم صحبت شدیم و نیز به همراه استاد فریبز حق پرست عضو هیت علمی دانشگاه ازاد لارستان که استاد بیوشیمی هستند به همراه اقای محمد علی حاتمی منش فوق لیسانس تاریخ دانشگاه لارستان که در این سفر کار هنری فیلمبرداری از نمایشگاه هم انجام میدادند پذیرای گفتگو با سایت ستاره های اوز شدند تا اطلاعات جامعی از حضورشان در این نمایشگاه وموقعیت دانشگاه ازاد اسلامی لارستان وواحد امارات دبی در اختیار بینندگان سایت بگذارند گفتگوها بدون وفت قبلی وعین انجام کار بود که اگر ایرادی داشت بر من وعزیزان ببخشید

جناب مهندس شفیعی انچه برای بسیاری از دانش اموزان وفارغ التحصیلان دوره دبیرستان قبل از ورود به دانشگاه مطرح است وخانوادها هم میخواهند در این زمینه بیشتر بدانند موضوع هزینه دانشگاه ازاد در امارات است

 

ضمن عرض سلام به اطلاع هموطنان ومشتاقان تحصیل در دانشگاه ازاد واحد امارات میرسانم که هزینه در دانشگاه ازاد میشود گفت نصف بعضی از دانشگاهها در امارات وگاه تا 70درصد هزینه دیگر دانشگا هها است بطور متوسط هر ترم با بیست واحد تحصیلی (6درس ) 10هزار درهم است که بمدت چهار ماه ونیم تحصیل است  در هر سال معمولا 2ترم داریم ویک ترم تابستانه هم داریم برای کسانی که میخواهند زوتر فارغ التحصیل شوند وواحدهای بیشتری میگیرند

سرویس وامکانات وتسهیلات دانشگاه چگونه است

اولین تسهیلات ما تهیه ویزا اقامت برای کسانی است که وارد امارات میشوند ویا نامه میدهیم که روی ویزای پدرشان تمدید ویزا کنند .سرویس رفت وامد ما منظم به نالج ویلج طی 3تا 4سرویس صبح وعصر بصورت رفت وامد می باشد که دانشجویان را به مناطق معین شده در دبی شارجه وعجمان می رسانیم .از نظر خوابگاه برای دانشجویان که دو یا سه نفر باشند از هر دانشجو 2000درهم دریافت میشود که اب وبرق وانترنت ان مجانی است  کتابخانه مجهز دیجیتالی داریم که به منابع بین المللی متصل است

جناب مهندس شفیعی روند فعالیت دانشگاه ازاد اسلامی در امارات از اغاز تاکنون چگونه بوده است

در سال  1371دانشگاه ازاد در امارات جنب مدارس ایرانی افتتاح شد که در سال 83 که به نالج ویلج منتقل شدیم و شروع کردیم ما فقط 90دانشجو داشتیم اما در حال حاضر این رقم به 550دانشجو رسیده است واین نشانه موفقیت دانشگاه در این مدت کوتاه است

ایا مکان فعلی متعلق به دانشگاه ازاد است

نه این مکان اجاره ای است اما زمین ان در منطقه پزوهشی اموزشی جبل علی گرفته شده وطی سه سال اینده اماده میشود سعی ما در ساخت این دانشگاه استفاده از اخرین فن اوریهای روز وامکانات پیشرفته جهان است

در دانشگاه ازاد اسلامی چه رشته هایی تدریس میشود

ما در حال حاضر 8رشته درمقطع  لیسانس داریم که شامل  عمران – معماری – حقوق – روانشناسی – مدیریت بازرگانی –

حسابداری – مدیریت هتل داری و کامپیوتر  در مقطع فوق لیسانس 7رشته داریم که شامل  معماری - کامپیوتر – حقوق – مدیریت صنعتی - مدیریت تکنولوزی – مدیریت بازرگانی - حسابداری    و6رشته در مقطع دکترا داریم  شامل عمران – معماری – کامپیوتر – مدیریت صنعتی – مدیریت بازرگانی – اموزش زبان انگلیسی

دانشجویان بیشتر از چه مناطقی هستند

90درصد دانشجویان ما ایرانیان مقیم امارات هستند وحدود 10درصد هم از ایران امده اند البته 6دانشجو خارجی هم داریم از نظر کیفیت اموزشی دانشگاه ازاد موقعیت خوبی دارد اگر نگوئیم بالاتر از بسیاری از دانشگاههای امارات هستیم پائین تر نیستیم

غیر از دانشگاه ازاد چه دانشگاه دیگری از ایران در امارات هست

فعلا ما هستیم ودانشگاه پیام نور

دانشجویانی هستند که بدلایلی میخواهند از دانشگاهی که درانجا تحصیل میکنند به دانشگاه ازاد بیایند وادامه تحصیل خودرا منتقل به دانشگاه ازاد کنند این امر چگونه امکان پذیر است

اگر دانشجویی در یکی از این مراکز (عجمان – امریکایی شارجه – شارجه – امارات ) مشغول تحصیل بوده اند مورد تائید وزارت فرهنگ واموزش عالی است اینها میتوانند با پذیرش واحدهای ما وارد دانشگاه  ازاد اسلامی شوند

مدرک لازم برای ورود به دانشگاه ازاد اسلامی چیست

برای این کار احتیاج به معدل پیش دانشگاهی بالاتر از 12؛  داشتن مدرک انگلیسی تافل یا ایلتس هست کسانی که هنوز مدرک تافل ندارند میتوانند اول در کلاس های زبان ما شرکت کنند ووارد مراحل تحصیلی شوند

از نظر قوانین داخلی دانشگاه ایا شما وضعیت خاصی دارید

نه بیشتر قوانین ما مثل ایران است اما فرق اساسی که دارد اینجا تمام دروس با انگلیسی خواند وگفته میشود

برای بعضی از افراد چه خانواده ها چه دانشجویان این سوال مطرح است که مدرک دانشگاه ازاد از نظر اعتبار وموقعیت در چه جایگاهی است

سوال خوبی است مدرکی که به دانشجویان فارغ التحصیل داده میشود مدرک مادر است یعنی مدرک دانشگاه ایران است چرا که این مدرک در تمام دانشگاههای دنیا اعتبار دارد البته ذنبال این موضوع هم هستیم که اگر کسی بخواهد مدرک دانشگاهی از دانشگاه امارات دانشگاه ازاد داشته باشد انرا هم بدهیم  بسیاری از دانشجویان ما که فارغ التحصیل دانشگاه ایران بوده اند هم در دبی هم در کشورهای دیگر دنیا مشغول کار هستند

جناب مهندس چند درصد از فارغ التحصیلان دانشگاه ازاد واحد امارات در دبی وکلا در امارات مشغول بکار شدند

ما سالانه 20نفر در مقطع فوق لیسانس و40نفر در مقطع لیسانس فارغ التحصیل داریم که بیشتر انها هم در امارات مشغول بکار شدند

جناب دکتر حق پرست  هدف شما از شرکت در این نمایشگاه چه بوده است

واحد لارستان به همراه واحد امارات جهت معرفی بیشتر دانشگاه  ونیز جذب بیشتر دانشجو در مقاطع لیسانس فوق لیسانس ودکترا در این نمایشگاه شرکت نموده ضمن اینکه پلی است برای ارتباط واشنایی  با دیگر دانشگاههای جهان  البته شعبه اکسفورد دانشگاه ازاد نیز در این غرفه ما هست هدف دیگر ما بدلیل ارتباط ونزدیکی فرهنگی ومنطقه ای با کشور های حوزه خلیج فارس اشنا نمودن انها با امکانات وتسهیلات دانشگاه ازاد اسلامی است

جناب دکتر نورایی با توجه به اینکه نزدیک یک دهه است که  در دانشگاه لارستان مشغول تدریس هستید وضعیت دانشگاه ازاد لارستان را چگونه می بینید

وجود هر مرکز دانشگاهی باعث میشود که دانش وعلوم در ان منطقه پیشرفت بیشتری داشته باشد تا جایی که تاثیر خودرا حتی بر مردم عامی هم بگذارد  وجود این دانشگاه باعث شده امکانات کاری برای فارغ التحصیلان منطقه بیشتر فراهم شود ومحصلین راه دور ودرازی برای ادامه تحصیل طی نکنند من طی مدتی که در این مناطق درس میدهم با افراد زیادی اشنا شدم ومیشناسم که در منطقه لارستان بعد از فارغ التحصیلی مشغول بکار شدند واینرا از میزان توجه مردم به امر اموزش میتوان فهمید .من نمی گویم همه چیز مدرک است اما امروزه بی دانش وفن اوری نمی توان پا بپای جهان پیش رفت ودانشگاهها از مراکزی هستند که سعی دارند انسانها را به این دانش مجهز کنند

دکتر نورایی  در منطقه لارستان وشاید در کل کشور کسانی که اکنون وارد دانشگاه میشوند از نظر کیفیت پایه تحصیلی در وضعیت خوبی نیستند .چرا؟

مشکل بزرگی که اکنون ما داریم همین است متاسفانه سطح کیفی سواد افراد پائین است در صورتی که متولدین سالهای 40تا 50خیلی بیشتر از افرادی که اکنون وارد دانشگاه میشوند با علاقمندی وشور وشوق به درس توجه داشتند در صورتی که انزمان امکانات کم بود اما امروزه امکانات بیشتر است اما توجه کمتر واین باعث میشود که اساتید زحمت چند باره بکشند تا دانشجویی که در موقعیت نازلی قرار دارد با افراد هم رشته اش هماهنگ کند دلایلی که باعث این مشکل شده است خیلی است که فعلا خارج از مبحث حضور ما در نمایشگاه هست من افرادی میشناسم که در کنکور نمرات خوبی اورده اند اما اطلاعات کافی در رشته تحصیلی ندارند چون این افراد برای نمره خوانده اند  بعضی ها جزوه ای خوانده اند  دید علمی ندارند

به نظر شما ساخت وساز ها در منطقه لارستان متناسب پیش میرود برای نمونه ما چند دانشگاه مشابه هم در فواصل نزدیک در لارستان داریم ودر مورد بیمارستان نیز همچنین .

من در باره دانشگاه میگویم که بنا به موقعیت هر شهر باید از امکانات موجود استفاده کرد وباید مسیر هایی درست انتخاب کرد وبه خاطر چشم وهم چشمی نباشد که لار یا اوز یا خنج وگراش حتما وباید دانشگاه داشته باشد بلکه بنا به موقعیت ها ورشته های تحصیلی وتوان منطقه ای حرکت کرد این جای خوشبختی است که افرادی در دبی یا دیگر کشورها زندگی میکنند اما بیاد زادگاهشان هستند ومیخواهند در شهرشان دانشگاه بسازند چون این افراد بطور مستقیم وغیر مستقیم به پیشرفت علم ودانش در منطقه لارستان کمک مینمایند مثلا همین هئیت امنا دانشگاه وبیمارستان اوز که تاکنون خدمات بسیار زیادی کرده ساخت دانشگاه پیام نور واقعا با همت وتوجه این خیرین انجام شده است پس این افراد تاثیر گذار هستند وباعث شده اند سطح علمی منطقه بالاتر بیاید

جناب دکتر بعنوان یک خنجی که نزدیک به یک دهه در دانشگههای منطقه تدریس میکنید وضعیت خنج را از نظر تحصیلی چگونه ارزیابی میکنید

خنجی ها هم مانند بقیه مردم لارستان طی چند سال گذشته برای پیشرفت علمی شهرشان کمک های زیادی کرده اند که نقش سازنده ای در پیشرفت خنج وموقعیت علمی شهر داشته است با توجه به سرعت پیشرفت علمی در خنج اکنون خنج با 15سال گذشته خیلی فاصله دارد وروز بروز بهتر میشود الان در خنج افراد متخصص داریم افرادی کارامد که هم برای شهر خودشان مفید هستند هم برای کشور ودید مردم هم مثل گذشته نیست درست است که خیرین در گذشته اب انبار ومسجد میساختند ولازم هم بود اما خیرین نسل جدید به اموزش وپیشرفت های علمی توجه بیشتری دارند واین نشاندهنده رشد انها در زمینه فراگیری وتوجه به علم روز است الان در خنج موسسه ای هست که به افراد کم بضاعت کمک میکنند تا بتوانند ادامه تحصیل بدهند واین خیلی خوب است

بگذارید این سوال را مشترکا هم از دکتر نورایی بپرسم هم از جناب دکتر حق پرست که موقعیت کل منطقه لارستان در استان فارس نسبت به دیگر شهرستانهای این استان در زمینه امکانات علمی وتحصیلی چگونه است

دکتر حق پرست : اگر اغراق نباشد از نظر علمی لارستان نسبت به کل شهرهای دیگر استان بجز شیراز بالاتر است

دکتر نورایی : سطح امیدواری نسبت به اینده علمی منطقه در لارستان از درصد بالایی برخوردار است که نقش اقتصادی وامکانات فرهنگی انرا نباید نادیده گرفت

از جناب مهندس محمدعلی شفیعی مسئول واحد امارات دانشگاه ازاد اسلامی  جناب دکتر فریبرز حق پرست عضو هئیت علمی دانشگاه لارستان وجناب دکتر بهنام نورایی عضو هئیت علمی دانشگاه ازاد لارستان واستاد محمدعلی حاتمی منش فوق لیسانس تاریخ دانشگاه لارستان که مجال این گفتگورا در اختیار بنده قرار داده اند تشکر میکنم

جمعه شب؛ شب یلدا است  

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود(سعدی)

شب یلدا یکی از کهن ترین ائین های ایرانی است شب یلدا بلند ترین شب بین تمام شب های سال است وروز اول دی ماه روزها کم کم طولانی میشد تا به تابستان میرسد که روزها وروشنایی زمین بیشتر میشود

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند

بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند ( و مي دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو به بلندي مي نهد،. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. » انچه که در فرهنگ فارسی معین بر اساس اقتباس  از لغت نامه دهخدا و حواشی علامه قزوینی مندرج شده نیز بر این توضیحات دلالت دارد

(يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است. و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند.  در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود. شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند. و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است.)

در این شب خویشاوندان واهل خانواده پیش بزرگتر طایفه می روند وشب بلند یلدا را با خوردن شیرینی و اجیل ونشستن دور کرسی وخوردن هندوانه ومیوه جات دیگر سپری می کنند دور هم جمع شدن خانواده وطایفه خود فرصتی است تا سری هم به دیوان حافظ بزنند واز کتاب شعر حافظ فال بگیرند

در منطقه لارستان بخصوص نزد اهل سنت  منطقه متاسفانه در گذشته اهمیتی به شب یلدا نمی دانند وان را مال سرحدی ها می دانستند اما کم کم نسل جوان به این ائین واهمیت ان نزد ایرانیان توجه دارد ودر بعضی از خانواده های اوزی با جمع شدن چند خانواده وخوردن هندوانه وشیرینی واجیل  شب یلدا را پاس می دارند   

بعضی ها شب یلدا را شب تولد عیسی مسیح میدانند وشب میلاد مینامند

ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند . امری که از شواهد تاریخی حکایت می کند این است که بیشتر رسوم دین      مسیحیت از مهرپرستی و یا میتراییسم برگرفته شده است

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا" کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند . در این شب هم مثل جشن تیرگان  ، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن  اینده گویی  می‌کنند. 

www.ewazstars.com

پیرامون شعر لارستانی

 

کتابی را که ملاحظه می کنید مجموعه مقالات عده ای از اهل قلم لارستانی است که در ارزش کتاب (فرهنگ قدیم لار ) که سروده های مرحوم محمد کاظم احمدی لاری  به گویش لاری چاپ شده  در 1380  می باشد ؛ به چاپ رسیده است . این کتاب به کوشش دکتر محمد باقر وثوقی مد یریت سابق دانشگاه پیام نور اوز و استاد یار فعلی دانشگاه تهران در212 صفحه و توسط نشر همسایه منتشر شده است . کتاب که در اصل جهت ارج نهادن و بررسی شعر لاری مرحوم احمدی نوشته شده است حاوی مقاله هایی تحلیلی و تاریخی از شعر به زبان لارستانی به طور عام است که  می تواند به عنوان مبنعی جدید و جدی در شعر لارستانی به حساب آید . در این کتاب بسیاری از نمونه های شعر لارستانی از نقاط مختلف  حوزه جغرافیایی زبان لارستانی مانند : لاری ؛ اوزی ؛ گراشی ؛ خنجی ؛ بستکی ؛ فداغی ؛ انوهی ؛ گوده ای  ودیگر مکانها آورده شده است . و بسیاری از شعرای منطقه برای اولین بار در این کتاب  معرفی شده اند . کسانی که در این کتاب مقاله نوشته اند به شرح زیر است :                               

 دکتر محمد علی حق شناس لاری ؛ استاد زبانشناسی دانشگاه تهران                    

لطفعلی خنجی  ؛نویسنده و مجری رادیو بی بی سی                                        

حیدر قلی بذر افشان ؛ تارخ نگار از لار                                                      

منصور پدرام ؛ شاعر لاری                                                                     

احمد حبیبی ؛ نویسنده و مدرس دانشگاه از بستک                                          

صادق رحمانی ؛ شاعر و نویسنده و مدرس دانشکده صدا و سیما از گراش            

کاظم رحیمی نژاد ؛ نویسنده و مدرس دانشگاه از لار                                       

علی رضا زمانی ؛ نویسنده و مدرس دانشگاه از لار                                        

منصور فقیهی نژاد ؛ نویسنده ادبی از  اوز                                                   

دکتر نظام الدین کامیاب ؛ استاد زبانشناسی  دانشگاه تهران                               

عنایت الله نامور  پژوهشگر ادبی از اوز                                                     

دکتر اسد الله نوروزی ؛ شاعر و پژوهشگر و عضو هیئت دانشگاه هرمزگان       

دکتر محمد باقر وثوقی تاریخ نگار و استاد یار دانشگاه تهران                            

   همان طور که ملاحظه می کند از اوز هم دو نفر در این کتاب مقاله نوشته اند که مقاله آقای منصور فقیهی نژاد در باره ویژگی های شعر بومی است و مقاله آقای عنایت الله نامور با عنوان (جلوه های شعر در زبان لارستانی ) به بررسی تاریخ دویست ساله شعر لارستانی تا امروز می پردازد .  خواندن این کتاب را به دوستداران زبان وشعر لارستانی توصیه می کنیم

 ........................................................

هر دم از این باغ بری می رسد

دوکتاب از سری انتشارات نوید شیراز در سال 1385به شاعر وهمشهری گرانقدر اقای عبدالحمید دادوند اختصاص یافته

مجموعه شعر دایره ابی حیات  ومجموعه اشعار عاشقانه تفسیری دیگر  اشعاری  هستند که اقای دادوند در سالهای 1362 تا 1372سروده اند وکار بازخوانی واصلاح انرا در سالهای 1382تا 1384انجام داده اند 

هر دو مجموعه اشعار ایشان اشعار سپید هستند که دارای نثری روان می باشند کتاب اول ایشان که دایره ابی حیات است بیشتر بر مضمون اجتماعی با درونمایه عاطفی وروانی سروده شده است  شعر گردنبند این مجموعه خود گویای روشنی از نگاه انسانی شاعر به مفاهیم اجتماعی است   : الماس ها / الماسند ./ تنها / انگاه / که با هم اند  گردنبندند / گردنبندی رخشان از الماس / انسان نیز این چنین است .

مجموعه اشعار تفسیری دیگر با عشق ومفاهیم بکر عشق سر وکار دارد واز منظر نگاه نویسنده وشاعر به تاملات وسیر عشق وتجلی ان می پردازد عشق در مجموعه اشعار ایشان دست یافتنی است ودور از دسترس نمی باشد پیوند زندگی وعشق در اشعا ر اقای دادوند مفاهیمی انتزاعی نیستند ولذت وگاه خسران انهم بر ایشان معلوم ومشهود است / شعر نشان از مجموعه تفسیری دیگر :

بر مقنعه اش / اثر بوسه ای بجاست / رژ لبی / که به یادگار مانده بود / از تو / پرسیدم کودک را / چیست این اثر ؟/ و/ در پاسخش / یقین یافتم / نشانی از حیات توست / ومن / ان جا را بوسیدم / که / نشان بوسه تو بود / و ارام یافتم .

مساجد قدیمی اوز

مساجد اوز به پیروی از مساجد ایران وسایر کشورهای اسلامی به عنوان برترین بنای مذهبی همواره در دل ابادی جای داشته وتا به امروز نیز در هر محله مسجد خاص ان محل برقرار ورونق دارد ....

بنا به گفته مرحوم شیخ محمد فقیهی در گذشته هفت مسجد در اوز موجود بوده که از این تعداد  بنای سه مسجد در طی زمان تخریب شده ولی بنا ی چهار مسجد دیگر همچنان باقی وپابرجاست  مساجد قدیمی اوز عبارتند از : مسجد جامع قدیمی که در نزدیکی چاه قدیمی معروف به چاه طلا  واقع بوده ومساجد معروف به بالا – ملا دانو – حاجی نوشاد – دهباشی - جامع کنونی ومصلی (شیخ)

از این مجموعه امروزه بنای مسجد جامع قدیمی  بالا وملا دانو به کلی از بین رفته است  هم چنین قرار است بنای مسجد حاجی نوشاد تخریب وبجای ان مسجدی نو احداث شود (زمانی که خانم کمال این مطالب را نوشته اند هنوز مسجد حاجی نوشاد تخریب نشده بود )

مسجد جامع- بنای تاریخی مسجد جامع که امروزه ورودی اصلی ان در خیابان طاهری باز میشود در واقع جزیی از بافت قدیمی شهر واز جمله ساختارهای مجموعه میدان معروف به لرد میران محسوب میشود

قدیمی ترین تاریخ مکتوب موجود در مسجد به سال 1194هجری قمری مقارن با اواخر حکومت افشاریه واوایل حکومت قاجار  باز میگردد که بر سر درب منبر حک گشته است این مسجد از زمان ساخت تا کنون چندین مرتبه مرمت ودر قسمتی از ان نوسازی شده است .منبر مسجد چوبی واراسته به ارایش های زیبای چوبی است  منبر مذکور بنا به تائید جناب شیخ در اصل متعلق به مسجد جامع قریه برازجان (برزگو) بوده وعمل یکی از بستگان خاندان فقیهی بوده که پس از متروک شدن برازجان به محل فعلی منتقل واز جمله اموال مسجد جامع اوز شده است

مساجد قدیمی اوز اکثرا دارای شبستان وبقول اوزیها شمستو بوده است وشبستان مسجد جامع زیر ضلع شمالی صحن مسجد قرار دارد .

مسجد مصلی معروف به شیخ بنای این مسجد بر اساس تاریخ دلگشای اوز در سال 1240هجری قمری مقارن با دوره کلانتری اقاعبدل لاری در اوز بوده است ومربوط به زمانی است که شیخ حاج احمد بزرگ (گپ) بعد از دوره تحصیلات علوم دینی از بغداد به اوز برگشته اند وبا همت ایشان این مسجد شکل عملی به خود گرفت ایشان در واقع جد پدری مرحوم شیخ حاج احمد پدر مرحوم شیخ محمد فقیهی مفتی اهل سنت لارستان بوده اند واز انجا که این مسجد به همت شیخ احمد گپ پایه ریزی شد به مسجد شیخ معروف گشت .بر اساس گفته های جناب شیخ محمد بنای مسجد مصلی بصورت یک مجموعه ومشتمل بر مسجد- خانقا ومدرسه دینی بوده است .مدرسه مسجد مصلی در دل خود مسجد بوده وغیر از مدرسه ای است که یک قرن بعد توسط نوه بانی اولیه مسجد یعنی شیخ حاج احمد  پدر مرحوم شیخ محمد در نزدیکی مسجد مصلی ساخته وبه احمدیه موسوم گشت .الواح سنگی موجود بر دیوار سمت قبله که در دو طرف محراب نصب گشته در برگیرنده اطلاعات ارزشمندی در خصوص نام بانی اولیه مسجد ودومرحله بازسازی بنا وپیوست های افزوده شده به مسجد تا سال 1343هجری قمری می باشد .

 مسجد دهباشی این مسجد که مربوط به دوران قاجاری است همانند سایر مساجد با شبستان ستوندار است این مسجد که در اوز وبزبان اوزی به ان  مسجد دواشی میگویند توسط بانی خیر مرحوم حاجی محمد دهباشی در سال 1290هجری قمری بتیان نهاده شد وبه همین سبب به نام بانی خیر مشهور گشت  البته بر طبق یادداشت مرحوم کرامتی کار ساخت مسجد که بدلیل بیماری حاجی محمد دهباشی ناتمام مانده بود با کمک میر عبدالهادی کلانتر وقت اوز به اتمام رسید .مولانا سید محمد هاشم طی سالهای مدید امامت مسجد را بر عهده داشت وپس از ایشان نیز نوه های مرحوم این مهم را بر عهده گرفتند

 مسجد ملا دانا (ملادانو) از جمله مساجد قدیمی اوز بوده وبنای اولیه ان با نام ملا محمد از جمله کارهای نیک زمان ملامحمد کراماتی به شمار می رفته است . بنای قدیمی مسجد ملامحمد در سال 1315هجری قمری توسط بانی خیر ابولقاسم حاج عبدالله ملا عبدالواحد تجدید بنا گشته که مراحل مختلف این رویداد تاریخی امروزه بر یک سنگ لوح به یادگار مانده است بنای جدید که بنام ملا دانا معروف شده نیز در سال 1374هجری شمسی به منظور تجدید بنا تخریب ودرجای ان مسجد نوبنیادی به نام مسجد محمد شریف از خیریه مرحومه حاجیه بلقیس نامور در سال 1376هجری شمسی بنا شده است بدین ترتیب امروزه از ساختمان مسجد ملا دانا به جز یک سنگ لوح تاریخی که در حال حاضر بر پیشانی سر درب ورودی مسجد از سمت داخل نصب گشته میراثی به یادگار نمانده است .

 

منبع : بررسی اثار تاریخی وهنری اوز –حمیرا کمال - انتشارات نوید شیراز سال 1383

برای اطلاعات بیشتر ومفصل وعکس لوح وتصاویر  میتوانید به خود کتاب در صفحات 63تا 95مراجعه کنی

وضیح اقای فاروق رکنی در رابطه با یکی از لرد های  اوز

در رابطه با لردهای (میدان های قدیمی )اوز که از کتاب خانم حمیرا کمال اورده بودید به یک لرد که خیلی هم مهم بودند ومیشود گفت بعد از لرد میری فعالترین میدان در اوز بوده وبه ان اشاره ای نشده لرد حاجی نوشاد است .

بخاطر دارم در دوران کودکی ما بچه های محل به انجا می رفتیم وبا شترهائیکه تر کهای قشقایی بار هیزم – پشم – پوست – فرش وغیره برای فروش به انجا می اوردند بازی میکردیم وپشم شتر را برای برکت از شتر کنده ولای کتابهایمان می گذاشتیم وجای پای شتر را با قرادادن انگشتانمان بر روی هم به اصطلاح شیر شتر می خوردیم .خلاصه میدان ویا لرد حاجی نوشاد محل خرید وفروش خوبی برای تجار اوز بود که تعداد ی مغازه نیز در انجا فعال بودند

ارادتمند – فاروق رکنی 16.10.2007 دبی

شناخت اثار تاریخی شهر اوز

از میان کتابهایی که در منطقه لارستان در زمینه تاریخ اوز تاکنون به چاپ رسیده است دو کتاب بطور مشخص به اوز واثار ووقایع تاریخی ان پرداخته است کتاب تاریخ دلگشای اوز نوشته مرحوم کرامتی که ضمن بررسی حوادث سالهای گذشته به اثار تاریخی واداب سنن ومشکلاتی که مردم اوز در ان سالها داشته اند توجه دارد که با توجه به گوناگونی مطالب گاه در حیطه تاریخ است گاه در حیطه اداب وسن که خود ماخذ ومنبع قابل اشاره ای برای اهل تحقیق وتفحص وشناخت همشهریان است . متاسفانه نوع زبان نوشتاری این کتاب در زمان کنونی بخصوص برای نسل جوان دشوار می نماید که تحشیه ان به زبان ودستور امروزی از ضروریات است کتاب با ارزش دیگری که به کوشش وهمت والای زنی از منطقه لارستان در باره اوز به چاپ رسیده نوشته خانم حمیرا کمال از همشهریان فهیم با تحصیلات عالیه  در زمینه تاریخ وباستانشناسی می باشد که تحت عنوان  بررسی اثار تاریخی وهنری اوز بچاپ رسیده خانم کمال چند ی نیز سرپرست دفتر میراث فرهنگی لارستان بوده اند  این کتاب با توجه به اطلاعاتی که ارائه میدهد قابل استنادتر از بقیه کتب در این زمینه تاکنون است بدین خاطر که ایشان روش تحقیقی خودرا بر پایه استناد به منابع قابل قبول قرار داده ودر خیلی از زمینه ها با توجه به رشته تحصیلی خود که مرتبط با همین موضوع است از روش علمی برای تحقیق وتفحص بهره برده است .

انچه در معرفی اثار وبناهای تاریخی اوز ارائه میگردد براساس نوشته های خانم حمیرا کمال است که بصورت خلاصه شده برای توجه بینندگان وانهایی که هنوز با این اثار اشنا نشده اند واین کتاب را دراختیار ندارند بر روی سایت امده است من ضمن اینکه بینندگان را به خواندن این کتاب با ارزش دعوت میکنم از سرکار خانم کمال به خاطر خلاصه کردن بعضی از مطالب پوزش می طلبم چرا که برای اهل تحقیق وتفحص ضرور است که کل مطالب ارائه شود .       

معرفی اثار وبناهای برجسته تاریخی اوز

1- میدان ها ولردهای قدیمی اوز

واژه میدان همان میان می باشد ومعرب ان میدان است که به معنی دل شهر وفضای باز برای اجتماع مردم همراه با بازار اطراف ان بوده است

عنصر میدان بعدها به دو دسته اصلی تقسیم شد  1- میدان بزرگ شهر که در دل ان قرار داشته وبناهای مختلف از قبیل بازار حمام ومدرسه که در کنار ان قرار میگرفته است  2- میدان هایی به نام لرد LARDکه در واقع میدانهای کوچک پراکنده بوده وکالاهای مختلف از انجا پخش می شده اند

وجود میدان ها ولردها در بافت قدیمی اوز نیز اهمیت عناصر مذکور را درگذشته به خوبی نشان میدهد .

لرد میران(میری) LARD E MIRAN– لرد خونLARD E KHON – لرد مصلیLARD E MOSALA – لرد گاه LARDAGAH– لرد برکهLARD E BERKA  – لرد درLARDE DAREHشش میدان قدیمی اوز بوده اند که بمرور زمان وبا وسعت گرفتن شهر وتغئیر وتحولاتی که دستاورد زندگی شهری است شکل ظاهری وکارائی خودرا از دست دادند تا عناصر جدیدی جایگزین انها گردد .

بر اساس شواهد ومدارک موجود از بین میدانهای قدیمی  میادین  میران وخون  از نظر اعتبار ومرکزیت بر سایر میدان ها برتری داشتند

لرد میری یا میران که در میانه بافت قدیمی شهر واقع شده بوده  نام خودرا از وجود طایفه ای به همین نام گرفته است که در گذشته در جوار میدان سکونت گزیده بودند .اسکان طبیقه میران در جوار مرکز مذکوراز یک سو ووجود بازار (در دهه های پیش تخریب شده ) کارونسرا ودکانهای متعدد در دل میدان یا اطراف ان از سوی دیگر برتری میدان میران را بعنوان مرکز اصلی داد وستد وتجارت مردم در گذشته نشان می دهد ...

امروزه به غیر از بنای بازار که پیشتر تخریب شد از سایر بناهای موجود در میدان میران اثار قابل توجهی باقی نمانده است .

لرد خون  از دیگر میدانهای قدیمی ومهم شهر وتوقفگاه قافله ها بوده که چهره دگرگون شده ان امروز در یکی از محله های قدیمی شهر ودر نزدیکی میدان میران به چشم می خورد .این میدان از انجا که در گذشته محل قصابی گوشت بوده از قدیم لرد خون نامیده می شده .از عملکردهای فوق الذکر سابق دکان هایی نیز جهت رفع نیازمندیهای روزمره مردم در میدان برقرار بوده که بمرور زمان تخریب گشتند .اما انچه بیش از سایر عناصر به این مکان اعتبار می بخشید وجود ارامگاه پیر اولیا از شخصیت های برجسته معنوی است که همچنان در محل مذکور برقرار ومورد احترام اهالی است .

لرد مصلی همانگونه که از نامش پیداست نمازگاه ومحل ادای فریضه الهی بوده که محل ان به گفته حاج شیخ محمد فقیهی مفتی محترم اوز نخست در کنار مسجد جامع قدیمی قرار داشته وبعد ها به محل کنونی مسجد مصلی جدید منتقل شد مکان اخیر به تدریج تاثیر گذاری خودرا از دست داد ومتروک گشت

در این مکان مردم در زمان خشکسالی به قیله دعا می رفتند  قبله دعا شامل یک منبر با سه پلکان بود که عالم بزرگ دینی بر بالای ان در اجتماع مردم دست به نیایش می گشود ودعا میکرد وهر دعا با امین گویی مردم همراه بود  ...

لرد برکه که بدلیل اجتماع قابل توجهی از اب انبارهای عام المنفعه در محل مذکور به لرد برکه معروف گشته یکی دیگر از مراکز قدیمی شهر اوز محسوب میشود .در این میدان مجموعه ای از دکانها  برکه ها ومسجد قرار گرفته است ....میدان مذکور به رغم گذشت زمان وتوسعه شهری در کل رونق خودرا حفظ کرده است ...

 

لرد گاه که در انزمان در انتهای شهر قرار داشت وبه همین جهت لردگاه نامیده میشده از دیگر میدان های قدیمی شهر بوده که در ان مکان مراحل ساخت پای پوش قدیمی مردها وزنها که به ان ملکی MELEKIوجوراب JORABمیگفتند اجرا میگردید .این وظیفه بر عهده شیوه کش  وکمر گر  بود شیوه کش شخصی بود که کف پارا در ملکی میگرفت وکمرگر نیز روی پا را هم درملکی وهم در جوراب میساخت .علاوه بر این فعالیت در جهت رفع نیاز غذایی مردم چند مغازه در میدان لردگاه دایر بود

لرد در  یا لرد بیرون همانگونه که از نامش پیداست خارج ازمحدوده شهر قرار داشت. در این محل افزون بر وجود چندین مغازه غذایی انواع ظروف سفالی مثل کوزه که اغلب از گراش یکی از شهرهای همجوار اوز وارد میشد بفروش می رسید

منبع: کتاب/

 بررسی اثار تاریخی وهنری اوز نوشته خانم حمیرا کمال .انتشارات نوید شیراز 1383.خلاصه ص 58تا 61

"تاسیس دانشگاه آزاد در اوز"

احداث دانشگاه آزاد در اوز یکی دیگر از گامهای خیرین میهن دوست اوز در جهت رشد و اعتلای فرهنگی موطن خویش می باشد. اگر چه همت ،حسن نیت و زحمات بی شائبه بانیان و دست اندرکاران آن موجب تقدیر و تشکر فراوان است اما شکی نیست که عنایت و بذل توجه خیرین به مسائل اولویت دار تر میتواند سهم بسزایی در گره گشایی از مسائل اساسی شهر ایفا نماید.

اگر اندکی درزمینه  قبولی  محصلین شهر اوز در کنکور سراسری در چندین سال اخیر تامل کنیم به این نتیجه میرسیم که سهم منطقه محروم ما از قبولی در رشته های خوب دانشگاههای معتبر کشور بسیار ناچیز است.این عدم موفقیت میتواند علل مختلفی از جمله بی انگیزگی جوانان به ادامه تحصیل ،ضعیف بودن بنیه تحصیلی آنان ،نبود امکانات آموزشی در مقاطع متوسطه به پایین و دلایل دیگر می باشد. جهت تقویت بنیه تحصیلی جوانان می بایست در زمینه تحصیلی جوانان در در مقاطع متوسطه به پایین سرمایه گذاری نمود ، تا امکانات آموزشی از جمله دبیران خوب و با تجربه ، لابراتوارهای آموزشی و آزمایشگاههای مرتبط فراهم گردد و نهایتا" جوانان ما بتوانند در دانشگاههای معتبر کشور جای پای بیشتری باز نمایند. در خصوص بی انگیزگی جوانان یکی از دلایل اصلی به نظر اینجانب نبود امکانات شغلی پس از فراغت از تحصیل در منطقه می باشدبه طوری که همان تعداد محدودی که در رشته های مختلف بویژه رشته های فنی فارغ التحصیل می گردند هیچگونه امکانی جهت اشتغال در منطقه را نداشته و ناگزیر به ترک دیار و استقرار در دیگر نقاط کشور میگردند.

بیکاری جوانان یکی از معضلات اساسی شهرمان در آینده ای نه چندان دور خواهد بود. بنابراین سوق دادن سرمایه خیرین به سمت احداث مجتمع های صنعتی نه تنها باعث ایجاد اشتغال و ارتزاق خانوار می گردد بلکه عاملی جهت ایجاد انگیزه جهت ادامه تحصیل در جوانان می باشد بطوریکه به جای احداث ساختمانهای مجلل با هزینه های هنگفت میتوان حتی به فکر احداث مجتمع عظیمی همچون کارخانه سیمان در شهرمان باشیم که علاوه بر اشتغال صدها نفر در رده های مختلف تحصیلی ،سود حاصله از آن نیز میتواند صرف کارهای مختلف فرهنگی ،آموزشی و اقتصادی گردد/

 مهندس یونس رضایی

بیوگرافی دکتر سعید محمودیان مولف کتاب دائرة المعارف لارستانی

این بیوگرافی توسط دکتر محمودیان وبراساس مقدمه ای که بر کتاب خود درصفحات چهارم وپنج کتاب نوشته شده است برای سایت فرستاده اند که جهت اطلاع بینندگان روی سایت قرار میگیرد

من در سال 1938در شهر اوز بدنیا امدم وتا سال 1953که تحصیلات ابتدایی خود را در اوز –لار – شیراز بپایان رساندم در لارستان زندگی کردم .فارغ التحصیل سال 1965دانشکده پزشکی شیراز ورشته زنان ومامایی سال 1970دانشگاه وست ویرجینیا امریکا هستم واز سال 1974دارای بورد تخصصی وعضو کالج زنان ومامایی امریکا می باشم .بغیر از 8ماه کار در درمانگاه بندرلنگه وچند سفر کوتاه به لار واوز بعد از سال 1953 دیگر در لارستان نبوده ام ولی قلبا هیچوقت از لارستان جدا نبوده ام وهمیشه خاطرات خوش دوران کودکی ونوجوانی خود در اوز در مد نظر دارم

انروزها در لارستان امنیتی نبود؛ قصه ما داستانهایی بود حقیقی از طغیان زادان خان گراشی فرماندار لارستان در سالهای 1928 -30وامدن قشون مرکزی ایران برای دستگیری او در قلعه گراش . درشب های ان ایام کودکی مادرم با شرح حمله فتحعلی خان گراشی به سال 1895به اوز و3ماه محاصره اوز ودفاع شجاعانه مردم اوز ومجبور نمودن وی به عقب نشینی ما را بخواب میکرد  .از دایی مادرم ملا عبدالله یزدانی کمال تشکر دارم که ما را در تعطیلات تابستان به دهات اوز میبرد؛ چون وی باغات ومزرعه های زیادی در گوشه وکنار شمال مرکزی لارستان داشت ودر بعضی جاها مثل حسین اباد نزدیک خنج ومربت  کهنه تمام ده را صاحب بود .در رفت وبرگشت گاهی با راهزنان ودزدان سرگردنه روبرو میشدیم وهنوز خاطره دیدن وشنیدن صدای قاسم علی وهمراهانش جلو چشمم است که با صدای غرش اسای خود به ما فرمان  کور شو میداد ؛حالا میدانم چرا اینهمه فیلم های وسترن امریکایی دوست دارم ووقتی BILLY THE KID  روی صحنه تلویزیون می بینم از ترس بخود میلرزم .

در سال 1966وقتی برای اولین بار کاخ سفید را دیدم بیاد باغ نشاط لار مقر فرماندهان لارستان افتادم که خواهرم با خود مرا بدیدن دایی شوهرش حسن مصباح فرماندار وقت لار میبرد .باغ نشاط نام با مسمایی بود چون بخاطر رفتار وکردارساکنینش همیشه باغ سرور وشادمانی بود .کاخ سفید بهمان دلیل فعلا نقطه سیاهی در خاطر من میباشد ولی به احتمال قوی این وضع تغییر خواهد کرد وکاخ سفید مجددا شکوه و.بزرگی گذشته خود را بدست میاورد .در همین زمان من به درس موسیقی ونواختن ویلن خود بطور خصوصی در کنسرواتور  پی بادی  بالتیمور ادامه دادم واز ان به بعد هر موقع قطعه MALAMBO ازALBERTO GENAZTERAدر ارکستر سمفونی دانشگاه نبراسکا مینواخت بواسطه شباهتی که این ملودی با اواز داربازی الیاس دارد بیاد سالهای قبل می افتم که با دوستان خود در اوز با نوای ساز الیاس دار بازی میکردیم  ودر همین سالها هر وقت در بیمارستانها کودکی مبتلا به منگولوئید میدیدم به یاد  دت کارزا میافتادم  ووقتی بیماری FRAGILE X SYNDROME مطالعه میکردم ناخوداگاه ویلون را بیرون میاوردم واهنگ جافر جافر یاد جافر.... مینواختم .

طی دوسال اول رزیدنسی هر وقت دختری را دوست داشتم به این علت بود که با شباهت خود فکر میکردم که فریده و .. است ولی همینکه در میافتم او فریده نیست از او دل میکندم .خاطره فریده از یاد رفته است ولی هنوز بطور دیگری وی را دوست میدارم . یکی دو سال بعد موقعی که رئیس رزیدنت ها بودم با دکتر چمبرز؛  جان دی راکفلر پنجم را بدنیا اوردم واز او ومادرش در بخش زایمان مواظبت کردم .سناتور راکفلر در ان موقع فرماندار انتخابی وست ویرجینیا بود که در حدود ساعت 5و6صبح خواهش نمود که با هم به کافه تریا بیمارستان رویم ؛ وی ضمن تشکر از من گفت اجازه بدهم برایم ناشتایی سفارش دهد ولی وقتی من گفتم من رزیدنت هستم هرچه بخورم وبیاشامم مجانی است گفت: پس سعید برای من یک قهوه بیاور.  که اوردم  وضمن ناشتایی به یاد طبابتم در بندرلنگه افتادم که در خانه حسین گله داری برادر ارشد گله داریهای دبی ببالین زن بیمارش میرفتم . شباهت هر دو انها بهم وطرز برخوردشان با من که ان یکی با دریافت ناشتایی مفتی واین یکی با ویزیت ودریافت داروهای مفتی با یک کلمه متشکرم  جبران زحمت من کردند خارق العاده بود که بمن اموخت چگونه بعضی ها بدون زحمت پولدار میشوند .

من بعنوان سخنران در چندین شهر امریکا وکشورهای دیگر مقاله پزشکی ارائه داده ام ولی در این جا فقط از انهایی که رابطه ای با لارستان دارند اسم می برم .در سال 1981با یک کار جالب در بیمارستان سرخپوستان امریکا در اریزونا وزارت بهداری امریکا وکالج زنان ومامایی یک پلاک قدردانی بمن هدیه دادند؛ ولی خوشحالی من موقعی بود که درجشن POW WOW سرخ پوستان شرکت کردم .رقص زنان ومردان سرخپوست مرا به عیش اوز برد که در منزلمان با اقوام خود بدور کال مسنی با رخت گشاد وشال وقبا پایکوبی میکردیم . ویک روز بعد که رئیس سرخپوستان من وفرزندان به خانه خود دعوت نمود در گردشگاه کنیون  شباهت دو شی با طبیعت اوز خود را در تاگدر وتاگوره در حاشیه جوخ دراز وبارم خر  منطقه اوز تصویر کردم

یک سال بعد به دعوت دولت قذافی در طرابلس سخن ران بودم ودر یک روز جمعه وزیر بهداری ان کشور ما رابه پیک نیک  در شهر حمس که زمانی پایتخت امپراتوران رم بود  برد .در برگشت وزیر بهداری مدعوین را به صرف چای در قصر ادریس پادشاه سابق لیبی در کنار دریای مدیترانه  دعوت نمود ولی من عذر خواستم تا درتپه های اطراف به گشت وگذار بپردازم که نا گاه بوی شبمبه (شب بو ) ودیدن گل های ان مرا از خود بیخود کرد ومستانه چند بته را کندم تا به امریکا اورده وبه دخترانم نشان دهم  تا انزمان من درهیچ جا بغیر از لارستان شبمبه ندیده بودم  عکس این شبمبه ها در دائرة المعارف لارستانی امده است .

در نوامبر 1992 در سن وان پایتخت پورتوریکو در یک کنفرانس کالج زنان ومامایی امریکا دستگاهی که در جراحی زنان مورد استفاده قرار میگیرد ومن اختراع کرده بودم واداره ثبت امریکا به اسم من به ثبت رسانده بود  نشان دادم که با استقبال شدیدی از طرف حضار روبرو شدم ولی خوشحالی من موقعی بود که به قلعه EL CAMAELOدر بالای تپه ای مشرف به اقیانوس اطلس بنا شده است رفتنم ؛ شباهت ان به قلعه پرتغالیها در گنگ چنان بود که مرا به خلسه انداخت انگار با همشهریان خود زیر فرمان امام قلی خان به سال 1622در نبردی بودم که پرتغالیها را از کنگ بیرون کردیم  ووقتی در خیابانها وپارک ها قدم میزدیم با دین انهمه درخت لور؛ لوز؛ ولمبو  فکر میکردم در باغات گشه واطراف بندرلنگه هستم

یکی دوسال بعد به دعوت کالج زنان ومامایی شاخه  ARM FORCESدر سن دیگو کالیفرنیا مقاله ای ارائه دادم ودر جلو 200سروان وسرگرد وسرهنگ وسرتیپ امریکایی دکتر وپرستار در موقعی که صدام حسین در اوج قدرت بود از کشتار وی با بمب شیمیایی وی رامحکوم کردم ودر یک اسلاید وپوستر بزرگ سم او از سلاح شیمیایی بدتر از سموم مار وعقرب قلمداد کردم حضار از این عقیده من استقبال کردند ولی دل من جای دیگری بود که روز دیگر انرا یافتم  در یک میدان در شهر تی وانا مکزیک که دکانهای شبیه به دکانهای اوز ولار بود ومرا برد به میدان لار جلو بازار قیصریه وروز دیگر خوشی ام بیشتر شد که در اندیو تنها جایی که در امریکا به نخل ها هبار(گرده افشانی نخل ها ) میدهند تا ثمر بدهد خودرا در باغات ونخلستانهای اوز دیدم که از درخت 6متری بالا میرفتیم وخرک ودمباز می چیدیم ومن در انجا همین کار کردم گرچه نخل بلندی نبود وبیش از 3متر ارتفاع نداشت  در راه اندیو انقدر تخته سنگ بود که گویی از لار به بستک میرفتم ووقتی در بالای یک قله شهر بنام پام اسپرینگ را دیدم فکر کردم در قلعه اژدها پیکرم وشهر لار در جلو خود می بینم

در دی ماه 1384 موقعی که خانم فوزیه خضری از روزنامه عصر اوز در منزل حاج عبدالله رهنما بدیدن من امد خیلی بیشتر خرسند شدم تا موقعی که کارل استیونس سردبیر مجله پر تیراز مدیکال اکونومی در اکتبر 1987 از واشنگتن بمنزل ما امد ودر جولای 1995 دگ لوی از روزنامه مشهور  USA TODAY  با من مصاحبه نمودند  ووقتی عکس خودرا در روزنامه اوز دیدم صدها بار خوشحال تر شدم تا لحظه ای که مصاحبه خود با عکس من وفرزندان در مجله مذکور دیدم .

 در حال حاضر چند سالی است که باز نشسته شده ام ودر امریکا هستم  وبا زنم ویرجینیا که 38سال با هم زندگی کرده ایم در یک منزلی که دردشت شنن دوا واقع شده است زندگی راحتی میگذرانیم .روزها از منزل قله های کوه بلوریچ وجلو ان دشت سرسبز ووسیع ومشجری می بینم وبیاد کوههای شمال اوز وفل بدار وجلو ان باستانه که از بام منزلمان در اوز میدیدیم می افتم ودر رویای خوش دوران کودکی شب ها را سپری میکنم .

دکتر سعید محمودیان 29.9.2007 

دائره المعارف لارستانی

دیروز یکی از همشهریان متن نامه ای از اقای دکتر سعید محمودیان متخصص زنان وزایمان در امریکا برای من ارسال کرده اند که ضمن تشکر از ایشان  متن نامه را روی سایت قرار میدهم .در این نوشته جناب دکتر محمودیان راجع به کتاب تازه منتشر شده خود  دائره المعارف لارستانی که در باره فرهنگ مردم لارستان واداب وسنن مردم اوز ومنطقه است توضیحاتی داده اند که فعلا کپی نامه تا رسیدن کتاب بدستمان روی سایت قرار میدهم  این اقدام با ارزش دکتر محمودیان وتحقیق وتفحص در باره اوز ومنطقه ما را با این باور دیرینه پیوند میدهد که اوزیها هر جا که بوده اند زادگاه خودرا فراموش نکرده اند  جهت دیدن متن نامه ایشان اینجا را کلیک کنید

اجداد ونیاکان خود راباز شناسیم

این عنوان کتابی است که اقای محمد ابراهیم عباسی در باره شهر جناح نوشته است تا ضمن بازگویی خاطرات خود از شهر ودیار خود واجداد خود در شهر جناح یاد کرده باشد.ایشان در مقدمه ای که بر کتاب نوشته اند یاد اور میشوند :اگر چه تحصیلات کلاسیک ورسمی اینجانب فقط در حدود چهار کلاس ابتدایی نظام قدیم وزارت فرهنگ انزمان می باشد که در دبستان کاظمی جناح زیر نظر معلم بزرگوار مان زنده یاد اقای حکیم رابط وجناب اقای امیدوار بود .... ونیز یاد اور میشوند که :اگر در مطالب نگاشته شده عیب ونقصانی مشاهده گردد با این سطح تحصیل انتظاری جز این نیست  ...وخاطر نشان نموده اند که : اینجانب سعی نموده ام که انچه از سال های پیش در ذهن وخاطره خود داشتم که تقریبا به 70سال قبل یعنی سال 1314شمسی اتفاق افتاده است به خاطر بیاورم وبنویسم .

 این کتاب به چهار بخش تقسیم بندی شده است  بخش اول  اطلاعاتی در باره جناح وویزگی های ان  بخش دوم  حوادث ورخدادهای جناح  بخش سوم  اشنایی با افراد  شخصیت ها ورخدادها بخش چهارم نظم ونثر های حکمت اموز

کتاب در416صفحه با جلد وزیری ودر 1000نسخه در بهار 1386 توسط انتشارات حافظ چاپ ومنتشر شده است

 این کتاب در نوع خود از کتابهایی است که سعی نموده با دادن اطلاعاتی راجع به شهر جناح ما را با پیشینه این شهر واثار وارزش های ان اشنا کند نویسنده وگرداورنده مطالب این کتاب که خود اکنون در امارات متحده عربی زندگی میکند نوع نگاه خود را از نوشته هایش دریغ نداشته ومیشود گفت که این کتاب به غیر از سه بخش اول ان که به شجره نامه افراد واتفاقاتی که در گذشته افتاده اختصاص دارد  در بخش چهارم اقای عباسی باور های خود را راجع به کل امور از واجبات دین گرفته تا معاشرت واداب وسنن به خواننده عرضه کرده است هر چند این بخش در سبک نوشته تاریخی وکاوش وپزوهش با سه بخش دیگر تمایز دارد وتا اندازه ای نا بجا به نظر میرسد بخصوص انگاه که خودرا در مرجع پند ونصیحت دیگران قرار میدهد که چه درست وچه نادرست است اما  خود نوشته یک فرصت وغنیمت است برای مردم منطقه جنوب ولارستان که با تیپ شخصیتی اشنا شوند که ما در دور ونزدیک خود بسیار دیده ومی بینیم بدون انکه حرفی از انها در جایی درج شده باشد . اقای عباسی در بخش چهارم کتابشان بالغ بر هزار اگر اورده اند ودر هر اگر خواسته اند ما را با فکر وباورشان اشنا کنند در بخش چهارم نسل جوان ما میتوانند با شخصیتی اشنا شوند که جدا از اینکه کار وتلاش نموده تا به این موقعیت کاری وشغلی برسد بلکه میزان اندیشگی اش را با ما در میان نهاده تا بدانیم که یک نفر که امروز تاجر شده است ودارای موقعیت خوب مالی هست در مسیر کسب باورهایش از چه دریچه ای به پیرامون خود می نگرد .متاسفانه بوم شناسی وجامعه شناسی وروانکاوی ما همیشه در هاله ای از تقدس وتفریط پنهان گشته است تا کس نشناسد این مهره ای که بر گردن یار است خرمهره است یا دری گرانبها که به زحمت سالیان از صدفی در دل دریا درامده است نوشته اقای عباسی اگر از اگرهایش بگذریم خود اینه ای است از زندگی وکار مردم منطقه جنوب ومردم لارواوز وگراش وبستک وجناح وخور و.. که با انکه پیراهن از تن بدرکرده وبا زبانی دیگر در مملکتی دیگر زندگی میکنند اما هنوز برای هویت خویش واز یاد نرفتن دل را به گذشته دیارخود پیوند زده اند

بنظر من هر کس بتواند خاطرات خود را اینگونه که در وسع وتوان اقای عباسی بوده است بنویسد وما را با قسمتی از گذشته تاریخی امان اشنا کند در هر منطقه وشهری که باشد کمکی است در جهت باز شناسی اقلیم وهویت ما

این کتاب روش ساده ای در گزینش مطالب وتالیف برگزیده که برای کسانی که دوست دارند خاطرات خود را به رشته تحریر دراورند توجه بدان خالی از فایده نیست من اهل جناح نیستم که بخواهم در صحت وسقم مطالب ورویدادهای ان اظهار نظر روشنی داشته باشم که این کار مطمئنا در وسع وتوان اهل فن وتحقیق مردم جناح وپزوهشگران تاریخ منطقه است اما هر کاری که در این زمینه صورت بگیرد به دانش ما در باره دیار وسرزمینی که زندگی کرده ومیکنیم  خواهد افزود

یا حق --- فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 13.8.2007

اگر او نبود

این عنوان کتابی از نویسنده شهرمان خانم ارزو صالح نژاد است که نشر علی در 2000نسخه ودر 400صفحه به چاپ رسانده است که برای ایشان که بتازگی به چاپ نوشته هایشان روی اورده اند ارزوی توفیق میکنم .هر چند قبلا در جلسات انجمن ادبی اوز داستان های کوتاهی از ایشان شنیده بودم وگاهی شعرهایی نیز در عصر اوز به چاپ رسانده بودند اما نوشته حاضر که داستان بلند است ودر قالب رئالیسم وشیوه ای روایی وزمانبندی شده دارند به خواننده این امکان را میدهد که به بررسی بیشتر مطالب ونوع نگاه متن ومولف بپردازد امیدوارم بعد از خواندن کامل این کتاب بتوانم بهتر به این اثر بپردازم واز دوست عزیزی که این کتاب را برای من ارسال کرده اند نیز تشکر میکنم  

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی 7.8.207

 

تن طلبی؛ شکر سوا؛ چایی سوا

اوزیهایی که بیش از چهار دهه از عمرشان میگذرد ودر اوز بوده اند با این کلمات وجملات خوب اشنا هستند ومیدانند این تکیه کلام چه کسی بوده است .برای یاد اوری این شخص که در نوع خود کم نظیر بود بسراغ مطلبی می رویم که یکی از همشهریان از تهران برای ما فرستاده اند تا هم یادی از این ادم از خود گذشته داشته باشیم وهم خاطره ای از ان روزگار زنده کنیم

محمد صدیق درویشی شوریده حال بود نه همسر داشت ونه فرزندی  میگویند  اهل احمد محمودی بود در شعرها وابادیهای مختلف منطقه جنوب بین خودمونی ها در رفت وامد بود اوز  بستک  بندرعباس وجاهای دیگر .

جا ومکان معینی نداشت  نحوه معیشت او در پرده ای از ابهام بود شبها را اغلب در مساجد بسر می برد همه جا بود وهیچ جا نبود هدایایی که مردم به می دادند تحت عنوان تن طلبی  که اصطلاحی خاص خود او بود به فقرا وکودکان می داد.  عنوان تن طلبی به گویش خودمونی معنی به جای طلب ویا در ازای طلب را می دهد یه عبارت دیگر هدیه ای که به کسی میداد به عنوان ادای دین خود وباز پرداخت بدهی خود به ان شخص تلقی میکرد

او در حال عبور از کوچه ها با صدا واهنگی مخصوص به خود که دلنشین هم بود غزل های عارفانه می خواند وهمزمان پنجه اش را به سرعت مقابل دهان خود حرکت میداد به دهان نزدیک واز ان دور میکرد  واین امر موجب میشد طنین مخصوصی در اواز عارفانه اش ایجاد شود .مضمون یکی از غزلهایی که میخواند این چنین بود

اگر شاهی اگر سلطان اگر میر     که دنیا تلخ وشیرین بگذرانی

کت بلندش را همواره حتی در هوای گرم تابستان بندرعباس به تن داشت  .برای امرا معاش به دبی نیز امد وشد می کرد ومعاملات مختصری انجام می داد وبیشتر در امد مختصر خودرا به عنوان تن طلبی به نیازمندان می بخشید وبه خرید وفروش کتاب علاقمند بود در ایام بسیار سخت وجا نفرسایی که به دوره قحطی وبه گویش اوزی به سر قحط معروف است وحدود 68سال پیش به دنبال پنج یا شش سال خشکسالی بروز کرد  عده ای از مردم در راه مهاجرت وعده ای در خود اوز از گرسنگی به هلاکت رسیدند .میگویند در ان هنگام که مردم از فرط گرسنگی ودرماندگی هسته خرما می خوردند ودر بی پناهی با مرگ دست به گریبان بودند محمد صدیق از افراد متمول اعانه جمع اوری وان را بین فقرا تقسیم می کرد

بسیار شعر می دانست وشعر را دوست می داشت .خط بسیار زیبایی داشت وسرامد خوشنویسان زمان خود بود اهسته راه می رفت وبا متانت قدم برمی داشت

در سال 1354که اورا در بندرعباس ملاقات کردم می گفت  67سال عمر دارد بنابراین متولد 1287شمسی بوده است

عکسی که ملاحظه می کنید 32سال پیش در ان هنگام که مهندس ناظر پروزه ای در بندرعباس بودم بتاریخ پنجم مرداد ماه 1354از او گرفته ام .او گفت اگر با چتر عکس بگیرد بهتر خواهد بود ومن برایش یک چتر مهیا کردم روز بعد او را بدون چتر دیدم گفت ان را تن طلبی به کسی داده ام که نیازمند ان بود

اینکه محمد صدیق کی کجا وچگونه از دنیا رفت ودر واپسین روزهای زندگی اش که شاید زمین گیر هم بوده است چه کسی به او که همه عمرش را درخدمت به مردم به سر برد کمک می کرد اطلاعی ندارم هر چه بود وهر که بود انسانی بود پاک وخود باخته وبی ازار وبا محبت .خدایش رحمت کند                                        تهران –مردادماه 1386 شمسی

همشهریان وعزیزانی که اطلاعات بیشتری راجع به محمد صدیق دارند میتوانند برای سایت ما بفرستند

 

 

 

 

 

 

 

قای منصور فقیهی نژاد از همشهریان ساکن دبی قبض رسید شهریه  مدرسه ای که دران درس میخواندند برای سایت فرستاده اند که گذشته از اینکه بسیاری از خاطره ان سالها را برای کسانی که در ان زمان مشغول تحصیل بوده اند زنده میکند نشان از توجه اوزیها به امر تحصیل در 53سال پیش هم هست 23.7.2007

فرهنگ خود را پاس داریم

کتاب تازه منتشر شده  اشعاری با گویش اوزی برای اهنگ های محلی جنوبی  اثر شاد روان مصطفی خضری که با کوشش چند ساله فرزند گرامی ایشان مهندس عبدالله خضری  گرد اوری وبا گویش اوزی به رشته تحریر در امده است اولین کتابی است که تا کنون با گویش اوزی نگاشته شده وحاصل تلاش عزیزی است که برای فرهنگ وزبان وگویش اوزی که خود زاده همین سرزمین است ارج گذاشته وبرای اشعار گرانبها پدر بزرگوارشان که بیشتر جنبه ترانه دارد اوای موسیقیایی قرار داده اند که این گام میتواند کمک موثری در شکل وفرم نوشتاری زبان اوزی باشد وراهی است تا  شاعران و نویسندگان اوزی با نوع نوشتار استفاده شده در این کتاب بیشتر اشنا شده  و خوانندگان ونوازندگان اوزی با بهره گیری از اشعار ایشان که بصورت نت هم درامده است بیشتر به خواندن اهنگ های محلی وبا گویش محلی روی بیاورند

کاست وسی دی ادینه رسید

این البوم که کاری از گروه هنری صدف است در شب شعر اوزی وبزرگداشت تائب عرضه خواهد شد که امیدواریم همشهریان برای همیاری با این گروه وکار انان در اشاعه فرهنگ اوزی انان را یاری کنند

 

گزارشی از مراسم بزرگداشت تائب وشب شعر اوزی

این مراسم که دیشب 30.6.2007در سالن سینما باشگاه ایرانیان در دبی برگزار شد در قسمت اول این برنامه به بزرگداشت تائب پرداخته شد وضمن دکلمه غزلیات تائب توسط خانم خدادای که با گروه موسیقی همراه بودو استفاده زیبا از فضا مناسب صحنه که کاری فوق العاده نو وزیبا در صحنه ارایی ودکور بود وتوسط سرکار خانم شکوفه  شفایی از همشهریان که فارغ التحصیل دکوراسیون داخلی هستند به جشن بزرگداشت جلوه خاصی داده بودند از نظر بسیاری از همشهریان فضای خوبی ایجاد کرده بود که بعد از دکلمه اشعار اقای منصور فقیهی نژاد به ایراد سخنرانی در باب اشعار تائب وویژگی های شعر تائب پرداختند وبا استفاده از نکات ظریف شعری تائب به شخصیت وبزرگی این غزلسرای اوزی در دو قرن گذشته پرداختند در ادامه  گروه موسیقی اقایان جلال افیونیان - درخشنده وروح الامین قطعه ای از موسیقی اصیل ایرانی اجرا کردند که در ادامه با دکلمه دوبیتی های تائب توسط اقای خالد اسلوب از هنرمندان گروه نمایش وهمراهان همیشگی انجمن ادبی  همشهریان را با دوبیتی های تائب بیشتر اشنا کردند در قسمت دوم برنامه به شعر خوانی به زبان محلی اختصاص داشت که با اشعار اقای فاروق ضیایی از پیشکسوتان شعر محلی اوزی شروع شد وچندین شعر زیبا برای حاضرین خواند سپس اقای همت از اعضای انجمن ادبی حافظ چند شعر به زبان شیرازی اصیل خواندندوسپس نوبت به اشعاری از خانم سیلئانا سلمانپور رسید که چون ابشان حضور نداشتند اشعار ایشان توسط خانم میراحمدی از بانوان هنرمند شهرمان خوانده شد در ادامه نوبت به اشعار زیبا وپرجاذبه اقای میرزینل امیری نزاد رسید که چند شعر جدید وزیبا تقدیم همشهریان کردند بعد از شعر خوانی ایشان گروه موسیقی قظعاتی بصورت بداهه نوازی اجرا کردند وشاعران دیگر اوزی همچون اقایان فرهاد ابراهیم پور – عنایت الله نامور ومنصور فقیهی نژاد به قرائت اشعار خود پرداختند پایان بخش برنامه بزرگداشت وشب شعر کار زیبا گروه موسیقی همراه با دف بود. در کنار این بزرگداشت اولین کتاب به گویش اوزی که در برگیرنده اشعار محلی شادروان مصطفی خضری بود وترانه هایی از ان توسط گروه صدف اجرا شده بود نیز در غرفه کتاب عرضه گردید کارهای عروسک بافی وقلاب بافی خانم فقیهی نژاد وتابلوهایی از سرکار خانم ناهید  ریاحی زاده مزین کننده لابی ورودی سالن  سینما بود که به ارائه کارهای زیبا خود پرداختند  .این بزرگداشت در ساعت 12.30شب به پایان رسید  .هنوز عکس این مراسم اماده نشده وبقیه حرف ها هم باقیست که در اولین فرصت بر روی سایت قرار میدهم در هر حال شب خوبی بود  .   فرهاد ابراهیم پور 1.7.2007

 

 

جهت اطلاع همشهریان وعلاقمندان به شعر اولین بزرگداشت تائب در دبی همراه با شعر خوانی به زبان محلی برگزار میشود

مکان :    سالن سینما باشگاه ایرانیان در دبی

زمان : ساعت 9بعد از ظهر شنبه 30.6.2007  

بزرگداشت تائب وشب شعر اوزی  با حضورشاعران  اوزی اقایان فاروق ضیایی -میرزینل امیری نژاد- منصور فقیهی نژاد   -   فرهاد ابراهیم پور -عنایت الله نامورهمراه با موسیقی در روز شنبه 30.6.2007در سالن سینما باشگاه ایرانیان دبی  برگزار میشود حضور شما باعث ارج نهادن به بزرگداشت تائب وشعر محلی است امری که اوزیها همیشه ازان استقبال نموده اند

 

 

 

گزارشی کوتاه از نمایشنامه خوانی  افعی طلایی اثر علی نصیریان توسط گروه هنری مهرگان

گروه هنری مهرگان که طی چندین سال با کارهای نمایشی  حضور خودرا در دبی به اثبات رسانده وگذشته از برگزاری چندین جشنواره کارهای نمایشی به زبان اوزی اجرا نموده است دیشب در جلسه انجمن ادبی حافظ در سالن عروسکی باشگاه ایرانیان به نمایش نامه خوانی افعی طلایی از کارهای ماندگار علی نصیریان بازیگر برجسته تئاتر وسینما  پرداخت .این کار که با خوانش زیبای این نمایشنامه انجام پذیرفت سومین کار از این گروه بود چون در سالهای گذشته کارهای دیگری از این گروه در انجمن ادبی حافظ اجراشده بود که خوانش یا حماسه خوانی شعر ارش کمانگیر اثر سیاوش کسرایی نیز از جمله همین اثار بود گروه هنری مهرگان تاکنون نشان داده که میتواند به غیر از کارهای طنز محلی که بیشتر در قالب نمایش عرضه شده به کارهای جدی تری نیز بپردازد اقای علی تیز پا که به اتفاق اقای خالد اسلوب کار گردانی این نمایشنامه خوانی به عهده داشتند خود نیز از افراد نمایشنامه خوان بودند به همراه اقایان مهرداد انداچه   فرهاد پرواز - عزیز افزایش- واقای حسن ظریف که خواننده بین متن بودند واقای محمد پیرایش که با سه تار خود لحظات حزن این نمایش را بیشتر در دل بینندگان وتماشاگران نشاندند  .جلسه انجمن ادبی حافظ با حضور این عزیزان وتماشاگرانی که برای دیدن این نمایش امده بودند پرشورتر برگزار شد .برای گروه هنری مهرگان ارزوی توفیق بیشتر را داریم

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 21.6.2007

دو سند تاریخی از اوز

 در سالهای مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت شور و شوقی که سرتاسر ایران را فراگرفته بود ؛ در اوز نیز تاثیرات خاص خود را به دنبال داشته است . جدای از تاثیراتی که این جنبش بر کارگران اوزی در آبادان( که در واقع مرکز اصلی و قلب این حرکات بود) برجا گذاشت که این کارگران حتی تا مدتها بعد خلق و خوی آن سالها را با خود داشتند ؛در خود اوز نیز این جنبش محل مناقشه و بحث و گفتگو بوده است . (سا وبات) مسجد دواشی در نزدیکی منزل کرامتی خود مشهور به این گونه مجالس است .  بزرگان  و مردم عادت داشتند که در این محل هر روز جمع شوند و آنگاه هر کس در باره آنچه که در مملکت می گذ شت اظهار نظر میکرد . البته این محل از قدیم مرکز تجمع بوده است . می گویند که در اوان جنگ جهانی دوم نیز اینجا هر روزه محل بحثهای داغ بین طرفداران آلمان و طرفداران متحد ین بود .

در سالهای ملی شدن صنعت نفت البته این مجالس پرشورتر و داغتر بوده است خصوصا در اوز که چند سالی بود که حوادث سالیان پیشین را شاهد بود و تب وتاب سال انتخابات هنوز فرو ننشسته بود . به هر روی در چنین فضایی مردم اوز شاهد حرکات ملی شدن نفت بودند و لاجرم احساس می کردند که می بایست در این جنبش گامی بردارند.

در سال 1330 که پس از اعلان ملی شدن نفت حرکات مخالفین بر ضد دولت محمد مصدق شدت گرفته بود ؛ عده ای به نمایندگی از طرف اهالی جهت حمایت از دولت و جنبش ملی کردن نفت به دکتر محمد مصدق و به آیت الله کاشانی تلگرافهایی برای حمایت و پشتیبانی از آنان از اوز  به تهران مخابره می کردند . لازم به ذکر است که بی سیم جهت مخابره تلگراف هم در همین سال در اوز افتتاح شده بود .و این نوع تلگراف فرستادن هر چند برای اوزیها تازگی نداشت ؛ ولی این تلگرافها از خود اوز مخابره شده است که در نوع خود امر جدیدی بود .

 در تاریخ 24 آذر ماه 1330 در جواب این تلگرافها دو پیام به اوز مخابره شده است . اولی از دکتر محمد مصدق خطاب به مردم اوز  و دومی از آیت الله کاشانی که بخاطر اعلام حمایت از دولت از اهالی تشکر و قدر دانی کرده اند .

در اینجا گرا ور این دو پیام آورده می شود :

 

 

  طهران   اوز                                                24/9/30

 توسط جناب آقای یزدانی

حضرات آقایان محترم وصول تلگراف گرامی موجب  نهایت تشکر و امتنان گردید . از خداوند برای همگی توفیق خدمت می خواهم .

                                                                       دکتر محمد مصدق

 

طهران                                                     24/9/30

جناب آقایان یزدانی ؛ کرامتی ؛ فرزین و سایر امضا کنند گان محترم

 وصول تلگراف آقایان محترم در پشتیبانی از دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست وزیر و ابراز تنفر نسبت به مخالفین و بیگانه پرستان ؛ موجب امتنان و تشویق خدمتگذاران است . توفیق عموم را در خدمت به کشور و مبارزه با فساد از درگاه الهی مسئلت می نمایم . امید وارم سوء تفاهمات موجود نیز بزودی مرتفع گردد .

                                                 سید ابوالقاسم کاشانی

 --------------------------------------

.البته هنوز متن تلگرافهایی که از اوز مخابره شده است را پیدا نکرده ام  تااز آنجا معلوم گردد که این حمایت ها چگونه بوده است . ولی آنچه که واضح است هم دکتر مصدق و هم آیت الله کاشانی از مردم اوز به خاطر این حمایت ها تشکر کرده اند و این خو د هر یک سندی تاریخی در باره اوز محسوب می شود .

                                                                     عنایت الله نامور خرداد 86

عکسی که ملاحظه می کنید بعضی از تجار اوزی در هند را در سال 1309شمسی برابر با 1930میلادی نشان می دهد که بترتیب عبارتند از

1-محمد رفیع پیرزاد

محمد هادی احمدی-2

محمد شمس از اوزیهای بندر عباس که پسرش میرهاشم شمس قبل از انقلاب در بندر عباس از سرشناسان وقت بود 3

4-محمد سعید روستا از بازرگانان مشهور که در هند وبندر عباس تجارتخانه داشت و ملک کهورستان بین راه بندر و اوز از آن او بود

 -5- محمد شریف سوداگر ؛پدر شمس الدین ؛عبد الرحیم ؛محمد ؛وحسین سوداگر . او هم از تجار معروف بوده است

6-محمد رفیع شفایی یا همان دکتر شفایی معروف

7-رئیس عبدالرحیم کمالی که درمیناب ودبی هم تجارتخانه داشت

اوزی ها از قدیم در هند حضور داشته اند و سابقه این حضور به اوایل دوره قاجار می رسد .حتی بعضی از آنها مدتها در هند ماندند وبه اوز بازنگشتند . مثلا معروف است که ملاجعفر 25 سال در هند ماند .توجه می دهم که هند در آن زمان مستعمره انگلیس بود آن هم در عصر ملکه ویکتوریا . که در زمانه خویش از پیشرفته ترین کشور های سرمایه داری محسوب می شد . اوزیها در هند از پولدارها بودند و از کسانی بودند که با امکانات پیشرفته روز در ارتباط بوده اند . مثلا معروف است که بعضی ار آنان با لباس های رسمی دوکلته و کلاه سلیندری پابه پای انگلیسی ها در مسابقات اسب دوانی شرکت کرده و شرط بندی می کردند .آثار این حضور در بیشتر خانه ها سران اوز قدیم یافت می شود .آثاری مانند ظروف چینی ساخت انگلیس یا بلور الات بارفتن یاچراغهای لامپا ساخت آلمان که با خود از هند می آوردند . از دیگر این تاثیرات چاپ اولین کتاب یک اوزی در هند است که آن کتابی است به شعر از ملا محمد هادی کرامتی که در سال 1318 قمری یعنی 6 سال قبل از انقلاب مشروطیت بوده است . وجالب توجه این که این کتاب در واقع اولین کتاب چاپ شده از یک لارستانی محسوب می شود .از دیگر اثرات این حضور حشر و نشر با روشنفکران ایرانی و غیر ایرانی در هند بود که چاپ اخباری از اوز در روزنامه حبل المتین نمونه ای در این زمبنه است. در کتاب تاریخ دلگشای اوز وقتی که صحبت از هجوم فتح علی خان گراشی به اوز در سال 1311 قمری در میان است  مرحوم کرامتی از سیل تلگرافهایی که از بمبئی در این باره مخابره شده است یاد می کند که خود نشانه کثرت اوزی های مقیم در هند است . وجود چندین واژه در گویش اوزی که منشا هندی یا انگلیسی دارد هم قابل ذکر است کلماتی مانند : توجوری - پتیتا -تماتاو....  . دیگر می توان به فرستادن جوانان اوزی به هند برای تحصیل  اشاره کرد  که خود دکتر شفایی یکی از آنان است .  به هر صورت حضور اوزی ها در هند از حدود 200 سال قبل مایه تغییرات پر دامنه ای در اوز بوده است .  امید  است که در آینده یشتر  بتوان در باره این حضور پژوهش کرد تا دامنه های آن هر بیشتر روشن گردد..

 عنایت الله نامور - خرداد 86

 

قلعه میر رضی در اوز

 بر اساس مدارک تاریخی شکل گیری قلعه ها و استحکامات شهری اوز به  عهد افشار و زمان (ملا محمد) باز می گردد که اساس قلعه (کوشک ) را بنا نهاده است . اما چون ساختمان قلعه دور از شهر بوده؛ ساخت آن متوقف شد و بنا ناتمام رها شده است. و به جای آن طرح دیوار کشی با برج و بارو و خندق گرداگرد شهر اوز مورد توجه قرار گرفت .

در کتاب ( تاریخ دلگشای اوز ) در این باره آمده است:

                                           دیگر شهر (پناه حصار ) و خندق که محیط بر ولایت بوده با

                                          بروج و  استحکامات ا ز برای دفاع و حفظ بلد  که  تا کنون

                                          آثارش بر ناظرین ظاهر و آشکار است

 

با این کار ملا محمد که طبق گزارش کتاب (تاریخ دلگشای اوز ) مقارن اواخر دوره صفویه است ؛ شهر اوز کاملا در درون حصاری محکم قرار گرفت و از هجوم و نا امنی در امان ماند.همین امنیت نسبی نیز در جای خود باعث جلب ساکنان آبادی های اطراف اوز شد که آنها به اوز مهاجرت کنند . و این آغاز حرکت هایی شد که در نهایت به رونق و آبادی اوز کمک کرد.

     دیگراز بنا هایی که به عنوان قلعه و استحکامات در اوز ساخته شده بوده می توان به بنای( قلعه کهنه) اشاره  کرد . متاسفانه از این  قلعه  که   تا  قبل ساختن  قلعه میر محمد رضی  مقر حکمرانان و  کلانتران  اوز  بوده  است آثاری بجا  نمانده  است . ولی طوری که از قدیمی ها شنیده ام محدوده آن  به این ترتیب بوده است: از طرف  شمال به  کوچه  (شره پخ) وخانه   مرحوم عبدالله سلمان پور تا مقابل خانه خواجه زینل (فقیهی نژاد) ؛ از طرف  شرق کوچه ای که منزل  حاجیان در  آن واقع  است تا  مقابل  منزل  ملا جعفر  (رفیعی)؛ از طرف جنوب سرتاسر کوچه یی که منزل عبدالله شافعی در آن  واقع است تا می رسد به (لرد خون)؛ و از طرف غرب به کوچه  (چاه طلا )  محدود بوده است .  از آثار باقی مانده از این بنا قسمتی از ستون های آشپز خانه منزل مرحوم میر عبدالله ضیایی را می توان نام برد .

       اما راجع به قلعه میر محمد رضی بنا به اینکه تا چند دهه قبل آثار آن بر جا بود بیشتر می توان صحبت کرد .


این قلعه توسط (میر محمد رضی بن میر عبد الواحد بن میر حسین حاجی میر ) که بین سالهای 1240 - 1259 هجری قمری در اوز کلانتر بوده است بنا نهاده شد. در کتاب( تاریخ دلگشای اوز)  در این باره آمده است :

                                         نخست قلعه (دو خند قی ) در جانب شرقی اوز احداث و انشا 

                                        فرمود که مشتمل بر برج و باره و بیوتات متعدده و دولاب و

                                        و اصطبل و غیر ذالک بود .و دو خندق عمیق نیز با تخته پل

                                        تکمیل و آراسته آمد .

 این بنا که در عهد پادشاهی  محمد شاه قاجار  ساخته شد  مقر حکومتی  و جایگاه حکام محلی بود و تا پایان دوره کلانتری  در اوز رونق کامل  داشته است .اولین کلانتری که در این قلعه مستقر گشت خود میر  محمد رضی و آخرین آنها مرحوم یوسف محمودی است .

ساختما ن قلعه بامصالح خشت و طرز محکمی  بنا  شده بود در  ابتدا  در ورودی قرار داشته که بر بالای آن برجی مستطیل شکل قرار داشته که به دلایل امنیتی احداث شده بود . بعد از ورودی مکانی به شکل دایره که سقفی گنبدی داشته و در اطراف آن سکو هایی تعبیه شده بود قرار داشته  که محل مخصوص نگهبانان و مامورین بوده است . بعد  از آن  راهروی  بود  که به فضای اصلی قلعه باز می شده .  در این  قسمت  قلعه  به  دو  بخش  تقسیم  می شده است  : اول  --ساختمانی که در سمت چپ قرار داشته که در واقع خانه مسکونی کلانتر بوده و اندرونی محسوب می شده است . دوم –بنا های سمت راست  تالار  و   ایوان  قلعه   در  آن  قرار  داشته  و  مقر   اداری  محسوب می شده است .

خانه مسکونی  کلانتر به  صورت   دو   طبقه  بوده و  دارای   یک  حیاط مخصوص به خود بوده است . در آنجا امکانات مختلفی برای  زندگی  مثل آشپزخانه واتاق های متعدد برای سکونت وجود داشته است .

 در قسمت اداری  قلعه که  فضای  بیشتر قلعه را  اشغال  کرده بود  بنا های مختلفی قرار داشته است . در شمال این قسمت تالار با  ایوان و  ستون های بلند  واقع بود و در ضلع شمال غربی برج مدور توخالی قرار داشته است که مخصوص زندانی کردن افراد بوده است . این برج راهی به بیرون نداشته و با طناب زندانیان را داخل و خارج می کردند و با سنگی سقف برج را می پوشاندند تا زندانی راهی برای فرار نداشته باشد .برج مدور دیگری هم در قسمت شرقی قلعه واقع بوده که مخصوص دیده بانی و نگهبانی از قلعه بوده است .

کل ساختمانهای قلعه به صورت فضاهای تابستانه و زمستانه ساخته شده بود تا برای تمام فصول مناسب باشد .تمامی کف قلعه با سنگ (هزاره) سنگفرش شده بود است . نیز در قلعه اصطبل ؛حمام  ؛ اتاق های بسیار ؛ آشپزخانه و زندان وجود داشته است .

نیز گویا قلعه دارای یک راه مخفی به درون بافت شهر اوز داشته است تا در مواقع خطر و بحرانی از آن برای فرار استفاده شود .

در سال 1257 هجری  قمری  برادر  میر محمد رضی به نام  (امیر محمد هاشم ) بنای دیگری به این قلعه اضافه کرد که به عنوان خانه از آن استفاده می شده است . و این خانه به برکه ملا محمد متصل بود . در عهد کلانتری این شخص قلعه رونق وافری داشت و محل رفت و آمد و اجتماع افراد و گروه های گوناگونی بود که به اوز می آمدند . در کتاب تاریخ دلگشای اوز  درباره این عهد می خوانیم :

                                         

                                       امیر هاشم به واسطه تحصیلات (مالیات) و هستی و مناصب بلندی

                                       که داشت پا را از جاده قناعت و تواضع فراتر نهاده و از امثال و

                                      اقران درگذشت و احدی در مقابل خود نمی د ید  .

                                      عده سواران هم رکا بی متجاوز از یکصد می رسید . همه یکه تاز

                                      و دلیر و غلامان رشید با اسبان باد پیما و با عده قوش چیان و

                                     میر شکاران که در موقع شکار با شکوه وجلال تما م حرکت میکرد

                                     از آشپزخانه او روزانه ودر هر موقع نهار و شام  هفتاد خوانچه

                                     طعام در مجالس او با ظروف و آلات نقره گین و چینی ها ی فغفور

                                    و بلورین حاضر می شد .

  

 بنای قلعه و دو خندقی که در اطراف آن کنده شده  بود  پایگاه  مهمی  برای امنیت اوز در خلال حوادث و رویداد ها محسوب میشد . برای مثال این قلعه در هنگام هجوم فتح علی خان  گراشی که به  دنبال  قضیه  انفصال اوز  از حکومت لار صورت گرفت ؛ در دفاع از اوز  نقش  بسزایی  داشت . و در دوره ای دیگر هنگام قضیه زادان خان نیز این قلعه در دفاع از اوز بی تاثیر نبوده است .

اسامی کلانتر انی که مقر حکومتی آنان این قلعه بوده است بدین شرح است:

 1-میر محمد رضی    (1250قمری)

2-میر محمد هاشم

3-میر عبدالهادی

4-خواجه زینل لطفا

5-خواجه محمد رفیع بن خواجه زینل لطفا

6-خواجه محمد شفیع

7- خواجه عبد النور

8-خواجه عبد الرضا

9-خواجه زین العابدین بن خواجه محمد رفیع

10-خواجه محمد صالح

11- میر محمد کاظم

12- میرزا عبدالرحمن مصباح الدیوان

13-خواجه محمد رفیع نامور

14- خواجه یوسف طاهری

15 –یوسف محمودی- ناظم   ( 1318شمسی)

 به این ترتیب می توان گفت این قلعه قریب یکصد سال مورد استفاده کلانترها و  حاکمان اوز بوده است .

از جمله کسانی که از این قلعه بازدید کرده اند پروفسور ژان لوپن فرانسوی است که در سال 1958 میلادی از این قلعه گزارشی تهیه کرده است

 پس از دوره کلانتری و با تاسیس شهرداری در اوز ؛ قلعه میر محمد رضی از رونق افتاد و به تدریج به حالت متروکه در آمد . و چون این قلعه دارای مالک بود و خانواده امیری اوز که از نوادگان میر محمد رضی محسوب می شدند خود را مالک این بنا می دانستند و آنها هم در اوز زندگی نمی کردند  به مرور زمان این بنای پر صلابت به مخروبه ای بدل گشت . این وضع  تا اوایل دهه ی پنجاه شمسی ادامه داشت تا این که در سال 1352شمسی با تاسیس انجمن شهر اوز تصمیم به ایجاد مسافرخانه در اوز و خرید این بنا از وارثان آن برای این منظور  گرفته شد. و در این سال هیاتی برای خرید به تهران فرستاده شد و این قلعه را به مبلغ 60000 تومان از آنان خریداری کرد .  

سال بعد  و در یک روز سرد  زمستانی لودر ها  به کار افتاد و در  اندک زمانی بنایی که زمانی جولانگاه بزرگان و حاکمان اوز بود  را برای همیشه از دیدگاه ها محو و نابود کرد تا بجای  آن  مسافرخانه  داریوش  اوز  ساخته شود 

     این بنا اکنون متعلق به شهرداری اوز است و مدتی به عنوان خوابگاه دانشجویان دانشگاه پیام نور اوز از آن استفاده می شد .

معروف ترین قسمت این بنای جدید( رستوران صدف ) است که معیاد گاه کسانی است که می خواهند تا رفع گرسنگی کنند .آری اگر بار دیگر به این رستوران رفتید به یاد بیاورید که اینجا روزگاری چه بنایی قد بر افراشته بود.

قلعه میرمحمد رضی ... جایی که اگر مانده بود امروز می توانست دیدنی و

دارای جاذبه باشد .

 *با استفاده از کتاب

 بررسی آثار تاریخی و هنری اوز – از حمیرا کمال                                     

تاریخ دلگشای اوز – از محمد هادی کرامتی

و با یادی از مرحوم عبد العزیز شفایی که عکس ها همه ا ز اوست

                                                                          عنایت الله نامور-- خرداد 86

 126سال قبل اوز چگونه بود؟

آنچه که در این نوشته خواهید خواند متن سفر نامه

 که در سال 1881میلادی William stackیک انگلیسی است بنام

برابر با 1299 هجری قمری طی سفری که از بوشهر به شیراز واز آنجا به لار آمده و  چاپ 1886 لندن درج شده six month in Persiaدر کتابی تحت عنوان

است .متن فارسی آن با اختصار از کتاب تاریخ مفصل لارستا ن نقل می شود .

...............................................

20 مارس بید شهر(20/3/1881 میلادی =29/اسفند29/12/1260 شمسی )

 شش فرسخ 6:30 صبح تا 2:30 بعد از ظهر راهپیمایی ما برای رسیدن به بید شهر .

در نهایت از راهی صخره ای صعود کردیم و بید شهر زیر پایمان در دشت نظاره کردیم .این آبادی وسیع و سرسبز بود با نخلستان و قلمستانی از تمرسک و بید های همیشه سبز .جهت سمت چپ دشت دریاچه کم عمق نمک وجود داشت ما اینک به سرزمین نمک در آمده بودیم .

به بید شهر که در آمدیم باران اندکی بارید . آن جا نیز مثل کاریان بزرگ و تقریبا خالی از سکنه بود .قلعه لطفعلی خان فرو ریخته و به تلی از خاک تبدیل شده بود اقامتگاه من در آن جا بهتر از آن چه دیروز بود ؛ نبود .لطفعلی خان به دیدار من آمد ؛ به تفنگهایم نگاه کرد .از بابت ویران شدن روستا هایش متاثر بود . موقع نهار ترکان وارد شدند و اجازه داده شد تا غذا خوردن مرا تماشا کنند . من هم شیوه به کار گرفتن کارد و چنگال را به ایشان نشان دادم .

دشت بید شهر هرگز قناتی نداشته است همه جای آن چاه حفر شده است .منتها آب شور است.  ذرت مرغوبی به عمل می آید منتها رونق از آن تنباکو است و تنباکوی هیرم چنان مشهور است که در تهران هم آن را به خوبی می شناسند. سال پیش همه آب انبار خشک شدند و مردم مجبور شدند از آب چاه استفاده کنند .

.................................................................

21مارس کوره (21/3/1881میلادی = 1 /1/1261 شمسی)

 مسافت یک فرسخ .صبح در هوایی آفتابی و بارانی طالع شد . روز که دمید تصمیم گرفتم چهار مایل تا کوره بروم .لطفعلی خان اصرار داشت که تفنگ خودم را به او بدهم و صد البته که جای گفتگو نبود . با او وداع کردم و ظرف یک ساعت به کوره رسیدم در قله بیرون روستا هیچ سرپناهی نیافتیم . به خانه مردی رفتیم که پدرش همه کاره کوره بود . این مرد متموّل 60 سال سن داشت و تا پیش از این هیچ اروپایی ندیده بود  گویا پدرش در خدمت حاکم تبریز بوده است و مال ومنالی در آن جا جمع کرده و به این جا آورده است .کسی نمی توانست تصور کند که چنان گذشته درخشانی به این روز بیفتد. او می گفت روزگار خوش فارس تمام شده است.

برای دیدن قلعه از تپه بالای روستا صعود کردم و ویرانه قلعه را مشاهده کردم . سکنه روستا 500 نفر بودند . منتها فقط ده خانه مسکونی وجود داشت . چاه ها به طرز چشمگیری زیاد بودند .این چاه ها به وسیله گاوی که دلو را به یک ریسمان و چرخ چاه متصل است حرکت می دهد و کار می کند .

.....................................................................

 22 مارس  اوز (22/3/1881 میلادی = 2/1/1261 شمسی )

 پنج فرسخ 7 صبح تا 2 بعد از ظهر

شب هنگام بسیار خنک بود به طوری که در خواست آتش کردم به هنگام راهپیمایی تا طلوع آفتاب انگشتان دستم کرخت شده بود .

مسیر در فضایی وسیع میان تپه های جنوبی بود که به دشتی میان مناطق کوهستانی کم  ارتفاع ختم می شد .در راهپیمایی امروز به دشواری چیزی به جز شبدردیدم.

شبدر ها بخشی از از تپه های کم ارتفاع به صورت فرشی به رنگ ارغوانی کم رنگ پوشانده بود .  در دشتی که ما هم اینک به آن وارد شده بودیم خرابه سه روستا دیده می شد .در یکی از روستا ها ده خانوار ساکن بودند .

دشت به خوبی زیر کشت رفته بود . لیکن چهار سال خشکسالی برای سکنه بذری باقی نگذاشته بود تا با توجه به باران زیاد آخر زمستان چیزی کشت کنند . به هنگام عبور از دره های خشک ؛ آنگاه راه وارد تپه ماهور ها شد که با تنوع معمولی شکل و رنگ متمایز می نمود . صاف و مخروطی و گرد و به رنگ سبز کم رنگ ؛ قرمز ؛ آبی ؛ خاکستری ؛ و قهوهای پررنگ بود . از جریان آبی که آمیخته با نمک بود عبور کردیم ودر کنار آب انباری توقف کردیم. آب انبار پوشیده از گل و گیاه بود . یک نفر اسلحه به دست ظاهر شد و شروع به داد و فریاد کرد . بعد دو سه نفر دیگر از افراد پیدایشان شد  . می خواستند بدانند که ما می خواهیم چه کار بکنیم . موقع بالا رفتن از تپه کاروانی از الاغ ها را دیدم که در تپه مقابل به سمت ما می آمدند و توسط چند نفر تفنگچی محافظت می شدند .این مسئله در ما لحظاتی ایجاد هیجان کرد .

بعدا تپه هارا پشت سر گذاشتیم تا به نشیب آخرین تپه کم ارتفاع رسیدیم . بر فراز آن جا قلعه و خانه های اوز  را دیدم که بر دشت سبز به سفیدی می گرایید .

خانه ها بلند تر و بهتر از آن چیزی بود که طی روز های پیش دیده بودیم .اتاق های بزرگی را در تالار یافتیم . سکنه روستا به 1000 تن میرسید . هرچند که عده ای بومی نبودند . روستا پر از آب انبار بود و برخی از آنها خیلی بزرگ بود . سقف های سنگی و گنبدی داشتند .

کلانتر محل با من درباره مشکلات مردم به خاطر قحطی سال پیش حرف زد . و از سه سال کم باران گفت که بسیاری از مردم مردند و سایرین هم پراکنده شدند . فقرایی که ماندند به خوردن پوست بادام وحشی ( اهلوک) رضایت دادند .

در میان جماعتی که پشت در برای تماشای یک فرنگی جمع شده بودند ؛ دو جوان را دیدم که لباسشان شبیه لباس هندی ها بود . آنها دلالان محصولات انگلیسی بودند و از بمبئی آمده بودند . و بمبئی و دولت انگلستان را می ستودند .

در اوز چند تایی خانه تجار (دارالتجار) به چشم می خورد و در کل در این مکان بازار پر رونقی وجود دارد

 کلانتر به من نهار مفصلی داد و درباره اخبار جهرم اطلاعاتی داد .

........................................................

23 مارس لار (23/3/1881 میلادی = 3/1/1261 شمسی)

شش فرسخ 6:30 صبح تا 2 بعد از ظهر

طول دشت اوز به بیست مایل و عرض آن اندکی کمتر از یک مایل است . امروز از اوز بیرون آمده و به راهمان ادامه دادیم . صبحانه را در امامزاده ای قد یمی که در بین خرابه های آب انبارها و درختان کنار و تمرسک محصور است صرف کردیم از فراز شاخه های این درختان گنبدی سر به فلک کشیده دیده می شد . این امامزاده دو مایل جلوتر بود و از دور به صورت کاخی الهام گونه جلوه می کرد . ما از آن دیدن نکردیم و به سمت تپه های آهکی چرخیدیم ذرت ها در مسیرمان به خوبی رشد کرده بود ......... از بین چندین تپه ی دیگر عبور کردیم و سر انجام وارد لار شدیم.

========================================

 چند نکته و چند برداشت

 1- این سفر نامه در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار نوشته شده است . در آن زمان در لارستان حکومتی در دست فتحعلی خان گراشی بود . و کلانتر اوز هم خواجه رضا بن خواجه زینل بوده است .

  2-جهانگرد انگلیسی در آن زمان جمعیت اوز را 1000 نفر ذکر می کند . هرچند که می گوید به واسطه خشکسالی و قحطی چند سال قبل از آن عده ای از اوز کوچ کرده اند. ولی با توجه به آماری که مرحوم کرامتی در کتاب تاریخ دلگشای اوز که فقط پنجاه سال بعدا نوشته شده است و در آن جمعیت اوز را در حدود5000  ذکر می کند ؛ می بایست در زمان سفر جهانگرد انگلیسی در اوز بیشتر از هزار نفر ساکن بوده باشند . مگر این که در آن پنجاه سال عده ای از بیرون به اوز کوچ کرده باشند . چرا که به نظر نمی رسد طی پنجاه سال جمعیت اوز پنج برابر شود .

3- فرد انگلیسی از خانه ها و قلعه و آب انبار های بزرگ اوزمی گوید که باعث تعجب وی شده است . طوری که می گوید از هر آنچه که در مکانهای دیگر دیده است بهتر است .

4- در جای دیگری او از عده ای از اهالی که بومی نیستند نام می برد . این نشان میدهد که اوز از قدیم مهاجر پذیر بوده است .مانند حالا که عده ای از دیگر مکانها در اوز ساکن می شوند.

5-طوری که او نوشته است اطراف اوز و خصوصا در سمت (تگزو) و (توگ مسجته)کشت و کار ذرت بوده است که به خوبی رشد کرده است . چیزی که دیگر در منطقه کشت آن رایج نیست

6- و مهمتر از همه از چند نفر که از هند آمده اند برای تجارت یاد می کند . واز دارالتجار میگوید واین که در این مکان بازار پر رونقی وجود دارد . توجه کنیم که ساخت بنای بازار اوز بعدا ودر حدود سی سال بعد بوده است . پس می توان گفت که در اوز برای اجناس انگلیسی خریدار وجود داشته و تازه برای آن هندی ها هم چیزی داشته که بفروشد تا به هند ببرند .

7- این مبادله با هند لاجرم در فرهنگ مردم تاثیر گذاشته است  .هندی که آن زمان مستعمره انگلیس بود . و دارای راه آهن و دانشگاه هایی به سبک اروپا . و یک سوال آیا (رخت گشاد ) چیزی از آن زمان به یادگار ندارد؟

8- و اما حکایت آن چند نفر تفنگچی هم که از اوز محافظت می کرده ند هم جالب است . مرد انگلیسی می نویسد که در ما لحظاتی ایجاد هیجان کرد .

 اردیبهشت 1386 -- عن

چو ایران نباشد تن من مباد    بدین بوم وبرزنده یک تن مباد

25اردی بهشت سالروز بزرگداشت شاعر حماسی وبزرگ ایران زمین حکیم ابولقاسم فردوسی است

بدین مناسبت در باشگاه ایرانیان در دبی در روز 25اردی بهشت برابر با 15ماه مه 2007از ساعت 8.30بعد از ظهر سه شنبه مراسمی با حضور دکتر    میرجلال الدین کزازی  استاد زبان وادبیات فارسی واز شاهنامه شناسان بزرگ ایران وازپژوهشگران شعر حماسی ایران در سالن سینما باشگاه برگزار می شود .در این مراسم نقاله خوان ایرانی اقای ترابی نیز قسمت هایی از شاهنامه را بصورت نقاله خوانی اجرا می کنند .حضورهمشهریان و هموطنان در این مراسم پاسداشت و ارج نهادن به شاعر بزرگ مرد تاریخ ایران است که زبان وفرهنگ ایران زمین را جانی دوباره بخشید

انچه جالب توجه است سخن گفتن دکتر کزازی است که در تمام سخنرانی هایی که تاکنون داشته اند تما ما از کلمات فارسی استفاده می کنند کاری که امروزه کمتر کسی توان انرا دارد واگر باشند بسیار اندک هستند

مرغ چمان من چرا میل چمن نمی کند        همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند

دیدن اطلاعیه ای از اقای عبدالله الیاس (اناخی) در ماهنامه عصر اوز برای نواختن ساز محلی در مراسم عروسی وجشن ها ومیهمانی های هم خوب است وهم خیلی اندوهبار  خوب است از این جهت که نسل جوان ما واوزیها از این ساز محلی که سالیان دراز در عروسی های مردم اوز نواخته شده فراموش نکنند واندوهناک از این جهت که احساس می کنی این ساز اصیل ومحلی انچنان در سایه قرار گرفته که بانیان این ساز که جد اندر جد در نواختن این ساز مهارت داشته ودارند متوسل به دادن اگهی برای اجرای موسیقی محلی در عروسی ها وجشن ها شده اند  واین ساز پر صدا ارام وبی صدا یواش یواش دارد از برنامه جشن ها حذف می شود وجای انرا ساز های روز وجدید همچون ارگ وگیتار گرفته است اینکه هر نسلی بخصوص نسل جوان در انتخاب نوع موسیقی که می باید در عروسی اش نواخته شود ازاد است حرفی نیست وباید بپذیریم که نسل جدید در هر کشوری همیشه با داشته هایش که جنبه سنتی دارد جوان گرا ونوگرا است اما از طرف دیگر نکته ای که فوق العاده اهمیت دارد ومتاسفانه نوازندگان سازهای سنتی ما بدان بی توجه هستند نبود هماهنگی وتغئیر مناسب با نیازهای این نسل است زمانی که الیاس بزرگ کرنا می نواخت نوع وجنس ان بیشتر فولکوریک بود تا انچه بعد ها فرزندش اجرا می کرد وکمی تغئیر در نوا واستفاده از نواهای شاد در موسیقی روز انرا تا اندازه ای بروز در اورد اما چندین سال است که موسیقی محلی ما از ان مکانی که در بیست سال پیش بوده حرکتی به جلو نداشته است بحث ما بیشتر بر امکان استفاده از ساز محلی ونوع اوری در اهنگ ان است واین موضوع به هیچ عنوان نادیده انگاشتن موقعیت فولکور ان نیست بلکه نسل جوان امروز انتظاراتی از موسیقی دارد که با نسل گذشته فرق می کند این مسئله در موسیقی سنتی واصیل ایرانی هم هست که انچه اقای شجریان در حال حاضر اجرا می کند با انچه تاج اصفهانی وقمر ملوک وزیری اجرا می کرد تفاوت اجرایی دارد تفاوتی که در استفاده از سازها وهما هنگی انها وریتم ها وبلند وکوتاه شدن اوا ها نقش خود را به عیان مشخص می سازد .از انجا که  موسیقی محلی ما بیشتر در عروسی وجشن ها استفاده وکاربرد داشته است باید  بر نواختن ریتم ها ی شاد وشور انگیزتاکید وگرایش داشته باشد

در بسیاری از موسیقی محلی قوم ها وطوایف ایران فقط نواختن موسیقی نیست بلکه در موسیقی بختیاری؛ لری ؛کردی ؛بیرجندی خراسانی و.. گذشته از این که ساز ودهل وکرنا و..هست خواننده هم هست امری که از ابتدای موسیقی محلی ما بطور کلی فراموش شده است وانگار باید وحتما باید موسیقی خالی اجرا شود وهیچ خواننده ای نداشته باشد که به نظر من این یکی از ایرادات موسیقی سنتی اوز است که نتوانسته خواننده واشعار مناسب برای همراهی با ساز پیدا کند وشاید اصلا کسانی که در اجرای ونواختن موسیقی محلی مهارت دارند در این زمینه اندیشه نکرده اندواز این ببعد باید بعنوان یک نواوری در موسیقی سنتی اوز جای خودرا پیدا کند .مسئله دوم که هم در  موسیقی محلی اوز وهم در جاهای دیگر کشور مشاهده میشود بکار گیری ساز های دیگر کنار سازهای قدیمی است کسی انتظار ندارد مثلا کنار تمبلک وکرنا جاز برقی استفاده کند اما استفاده از سازهای سنتی همچون کمانچه وویلون که تناسب اوایی با سازهای ما دارند می تواند به موسیقی محلی ما امکان وفضای دیگری برای اجراهای دل انگیز وفرح بخش بدهد ومشکل سوم که هم نزد نوپردازان موسیقی ما در اوز هست وهم در اساتید این موسیقی در اجراهای موسیقی محلی مشاهده شده ومیشود اطلاعات موسیقیایی است که متاسفانه بیشتر بر کار تجربی گرایش دارند تا کار اصولی وشناخت علمی موسیقی .پس انتظاری عبث است اگر ما بخواهیم کاری در خور توجه انجام دهیم اما از علوم ان بی بهره باشیم .بانیان موسیقی سنتی ومحلی اوز که از الیاس بزرگ شروع میشود وبعدها فرزندانش بوده اند ودرکنار انها همشهریان دیگری نیز به ان پیوسته اند اگر در فکر حرکت جدید ونواوری وتلفیق سازی مناسب نباشند دیری نخواهد پائید که موسیقی محلی اوز به بوته فراموشی سپرده شود که امیدوارم با همت مردم وحمایت انها از موسیقی محلی ونواوری جوانان در این عرصه چنین نشود .     

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 2.5.2007

گزارش گشایش فاز 2دانشگاه پیام نور مرکز اوز

در تاریخ 22.1.1386رویداد علمی فرهنگی مهمی در اوز اتفاق افتاد وان گشایش فاز 2ساختمان دانشگاه پیام نور مرکز اوز بود که توسط نیکوکاران اهل اوز در ادامه کارهای انجام شده در فاز 1ایجاد شده وبا حضور اقای دکتر علی احمدی مشاور عالی ریاست جمهوری ورئیس دانشگاه جامع پیام نور صورت گرفت

دراین مراسم که جمع کثیری از مسئولین امر به همراه فرماندار لارستان بخشدار شهردار واعضای شورا شهراوز وجمعی از علاقمندان ودست اندرکاران ونیکوکاران نیز بودند مراسم افتتاح فاز 2دانشگاه پیام نور مرکز اوزصورت پذیرفت

در این مراسم سه مورد از کارهای ساختمانی که بمرحله بهره برداری رسیده ویک مورد که در دست احداث هست افتتاح وبازدید شد موارد ذکر شده عبارتند از

1-      تالار پروین اعتصامی خیریه منصور فقیهی نژاد با ظرفیت سیصد نفر ویک بخش الحاقی بمساحت حدود سیصد وپنجاه متر زیر بنا  مجهز به سیستم تهویه مرکزی وصوتی وتصویری با دکوراسیون زیبا وبا شکوه

2-      ساختمان اداری اموزشی 2طبقه با حدود 3400متر مربع زیر بنا خیریه اقای عبدالقادر فقیهی

3-      سالن ورزشی سرپوشیده وبخش الحاقی با مساحت زیر بنای1800متر مربع خیریه مرحوم محمد علی صدیق که با نقشه وطرحی زیبا به مرحله بهره برداری رسیده است

4-      ساختمان نیمه تمام ازمایشگاه مرکزی با زیر بنا 2200متر مربع خیریه برادران علوی که پس از اتمام دارای 12ازمایشگاه خواهد شد وان ازمایشگاهها از سوی سازمان مرکزی دانشگاه جامع پیام نور تجهیز خواهد گردید ودانشگاه در یک پیشرفت جهشی رشته های علوم پایه را به تمامی دائر خواهد کرد

 دانشگاه پیام نور اوز در سال 1375با کوشش هئیت پی گیری تاسیس دانشگاه وهئیت موسس وسپس هئیت امنا در زمین اهدایی اقای فاروق عبدالرحیم ضیایی به پیشگامی اقای عبدالقادر فقیهی تاسیس شده است ودر حال حاضر دارای حدود 18000متر مربع زیر بنا و16رشته کارشناسی و2100دانشجو می باشد وامادگی وموافقت اولیه برای تاسیس دوره های کارشناسی ارشد وقبول دانشجوی برون مرزی را دارد

این دانشگاه از نظر فیزیکی با کمک نیکو کاران شهر اوز واز نظر علمی واداری با اهتمام سازمان مرکزی دانشگاه جامع پیام نور ایران به پیش می رود وتا کنون هفتصد نفر از دانشگاه پیام نور مرکز اوز فارغ التحصیل شده اند  

 در قسمت پایانی مراسم شب شعری نیز با حضور خانم سیلوانا سلمانپور وتعدادی از شعرای انجمن ادبی اوز با همراهی ساز دلنشین سنتور اقای شمس الدین جام گوهری  وشماری از مدعوین واعضا هئیت امنا وهمکاران دانشگاه ودانشجویان برگزار گردید

متن بالا خلاصه ی گزارشی است که اقای منصور فقیهی نژادکه خود از حاضرین درمراسم واز نیکو کاران وبانیان خیر در دانشگاه پیام نور اوزبوده وهستند برای ما ارسال کرده اند. 

کی ابه صبح ابه

کنسرت دکتر خنجی با حضور علاقمندان به هنر موسیقی وترانه های محلی روز پنج شنبه برگزار گردید دکتر خنجی که پیش از این کنسرت های دیگری نیز برگزار کرده بود اینبار برای مردم منطقه لارستان که خود نیز علاقه زیادی به زادگاهش دارد با حضور اوزیها وخنجی های ساکن دبی ودیگر علاقمندان مردم لارستان در سالن سینما باشگاه ایرانیان برگزار کرد تا بقول خود دکتر به یکی از ارزوهایش که اجرای ترانه های محلی خنجی با موسیقی مجار وپاپ هست برای همشهریان اجرا کند .نکته قابل توجه در این جشنواره همکاری اوزیهای دست اند رکار هنری وادبی با گروه گلستان بود که در لابی یاشگاه با برپایی نمایشگاه کارهای عروسکی خانم فقیهی نزاد وبافتنی وگل سازی کاردست خانم اذین اذری ونمایشگاه کتاب از اثار نویسندگان وشاعران محلی خنج واوز بود ونیز برپایی نمایشگاه کتاب موسسه پژوهشی کودکان دنیا توسط خانم مهنازبهمن ابادی بود که با استقبال حاضرین روبرو شد ونمایشگاه عکس که کاری از خود دکتر خنجی بود مزین کننده لابی سالن سینما بود.مطمئنا این نمونه کارها تاثیر زیادی بر علاقمندان به تاریخ وسنن بومی خواهد گذاشت وبر پیوندهای حسی وعاطفی مردم منطقه خواهد افزود .کار مشترک اوزیها وخنجی ها در برگزاری این جشنواره در دبی می تواند سراغاز کارهای دیگری برای همکاری هنری وادبی وفرهنگی مردم دیگر مناطق لارستان باشد چرا که مردم منطقه لارستان دارای حس وزبانی مشترک هستندوسنن وادابی بسیار نزدیک به هم دارند                             برای دیدن عکس های بیشتر اینجا را

سیزده بدر تاریخی اوزیها

معمولا روز سیزده نوروز که در مراسم ایئنی وباستانی ما ایرانیان روز گره زدن سبزه است برای اوزیها گره زدن  سبزه وباران ولهپر گاله ومسابقه وتفریح وشادی بود روزی که همه چیز به هم گره خورده بود وچه گره دلپسند وشادی بخشی

مردم اوز چند روز قبل از روز سیزده از شهر بیرون امده بودند تا جای مناسبی برای روز عید پیدا کنند وبیشتر مردم از بعداز ظهر روز دوازده فروردین برای گرفتن جا و زدن چادر به اطراف شهر آمده بودند از برکه اشکسته تا دشته گپه مملو از اوزیها بود هر کسی هر جایی گیر اورده بود نشسته بودند هوای ابری بعد از ظهر روز دوازدهم این احتمال را میداد که از شب یا از فردای روز سیزده باران ببارد .من که به همراه خواهر وبرادر  خانواده انها قصد رفتن به دشته داشتیم تمام طول راه مملو از گروه های بزرگ وکوچک خانواده وفامیل وطایفه بود که دور ونزدیک هم یا چادر زده بودند یا کنار خونی نشسته بودند هر کسی با هر وسیله که داشت یا گیر اورده بود به دامن طبیعت زیبا وبی نظیر اطراف شهر امده بودند با پیکان با پراید با وانت بار با کامیون  با اتوبوس با موتورسیکلت ودل همه انها پر از شادی ونشاطی بود که هر رهگذری که از کنار انها رد می شد کاملا متوجه می شد. بزرگ وکوچک دختر وپسر بالای وانت بارها کامیونها با کف زدن وخواندن ترانه های محلی وبعضی هم با ساز ونفاره سیزده بدری بدر کردند که در نوع خود تاریخی وفراموش نشدنی هست. شبی که فردای ان روز سیزده بود تمام مسیر راه از اوز تا دشته واز اوز تا نرسیده به گراش هرگوشه کنار جاده چراغانی بود واتش روشن کرده بودند  من فکر نمی کردم در روز سیزده وشب ان هوا انقدر سرد شود که باید بالای اتش بایستی تا بخودت نلرزی واقعا سرد بود اما از اینکه می دیدی هر کسی در این شب گوشه ای از اطراف شهر نشسته ودر کنار خانواده وبچه ها قرار است شب را انجا بگذرانند دران سرما دلت گرم میشد ولذت بخش بود. انگار که در این شب سیزده مردم امده بودند که به طبیعت بگویند ما هنوز زنده ایم وبرای بقیه سال امده ایم جان تازه ای بگیریم  

همشهریانی که صبح سیزده از خواب بیدار شده بودند در دل طبیعت  به سراغ خوردن صبحانه می رفتند هر کسی چیزی با خود اورده بود گپک گرم لی تش؛ تخم مرغ هو پاخی؛  فتیر وباله توه ؛نو پنیر؛ ما هم جای شما خالی دو کله پاچه از شب بار گذاشته بودیم که صبح به اتفاق جمیع خانواده وبچه ها نوش جان کردیم واقعا که چسپید اصلا در دل سبز طبیعت نان خالی وچای شیرین هم می چسپد تا یاد م نرفته یکی دو تن از دوستان گفتند که ما صبح بلالوت خورده ایم انگار که روز عید بود

 .کپه کپه ادم از چادر ها یا از داخل خون بیرون می امدند عده ای هم بی چادر بودند که سرما را تحمل کرده بودند وبا انداختن دو پتو روی خود هنوز خوابیده بودند .عده ای از همشهریان که نتوانسته بودند روز دوازده بیرون بیایند از صبح روز سیزده با ماشین وموتور داشتند به سمت دشته وبرزگو وتاگزو چدرو و....میر فتند 

تجمع همشهریان بیشتر در منطقه برزگو ودشته بود که جمعیت در انجا بالای سه تا چهار هزار نفر بود فقط در برزگو که محل برگزاری مسابقه لهپر گاله ووالیبال بود نزدیک به یک هزار نفر به تماشای مسابقه ایستاده بودند

نزدیک ظهر بود که هوا کاملا ابری وبوی باران به مشام می رسید ما که دیک برنجی وخورش گوشت روی اتش گذاشته بودیم ومثل بقیه همشهریان مشغول درست کردن نهار بودیم مجبور شدیم در کار درست کردن غذا عجله بخرج دهیم نم نم باران از ساعت 1بعداز ظهر شروع شد ولی انقدر شدت نداشت که کسی فکر کند باید یواش یواش خودش را جمع وجور کند

ساعت دو بر شدت باران افزوده شد عده ای که چادر نداشتند شروع به جمع کردن وسایل خود کردند وبعضی ها در ماشین نشستند وبعضی هم کنار ماشین از باریدن باران کیف میکردند جمعیت هنوز زیاد بود ترافیک جاده وعبور ماشین ها به سختی صورت میگرفت وباراندگی مزید بر علت بود دیدن ان همه اوزی در یک جا وتراوت گل ها ی وحشی وموج گندم زارها دراین باد وباران نشلط فرح بخشی بود که هر انسان زنده دلی را به شوق می اورد من هر چه از این وضعیت بگویم کم گفته ام وبقول قدیمی ها زبان قاصر از بیان ان همه زیبایی هست اگر بودید که دیدید واگر نبودید من فقط گوشه ای از ان را برایتان گفتم

اگر چیز بیشتری یاد م امد که حتما می اید برایتان میگویم فعلا بسراغ عکس ها برویم که خود گویای ان همه زیبایی ونشاط مردم است پس اینجا را کلیک کنید

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) 16فروردین 1386 دبی

 

بمناسبت دومین بزرگداشت شاعربزرگ شهرمان شیخ محمد صالح بن عبدالرحمن متخلص به تائب که در دانشگاه پیام نور مرکز اوزبرگزار گردید  اقای منصور فقیهی نژاد مطالبی جهت این برگزاری نیکو نوشته وفرستاده اند که ضمن تشکر از ایشان توجه بینندگان سایت را به این مطلب جلب می نمائیم  

ما عاشق صنع کردگاریم                       عالم به جوی نمی شماریم

ادامه مطلب

 

زارش مراسم دومین بزرگداشت شاعربزرگ تائب اوزی

چهارشنبه 8.1.1386سالن پروین اعتصامی دانشکده ادبیات دانشگاه پیام نور اوز میزبان دلباختگان به تائب اوزی بود تا یاد او وشعر پربار اورا گرامی بدارند

در یک شب بارانی وبا صدای رعدها وتندرهایی که اسمان را می شکافت ورگبار باران تمامی شهر اوز را تراوت می بخشید وگیاهان وسبزه ها را جانی دوباره می بخشید تا همچون دوسال قبل تائب شاعر گرانمایه شهر اوز از دل خاک دوباره سر براورد واین بار نیز در چنین هوایی به اسمان ادب این سرزمین ببارد ودلها را تازه کند

مراسم که از ساعت 8شب شروع شده بود در هوای بارانی تا پاسی از شب ادامه یافت .سالن که ظرفیت استقبال از تعدادزیاد ی از همشهریان ودوستانی که از مناطق مختلف امده بودند را نداشت تعدادی ازعلاقمندان مجبور شدند تمام مدت مراسم را سرپا بایستند .سخنرانان هریک گوشه ای از حال وهوای دیوان تائب را برشمردند واز جمله اقای فرودی بخشدار محترم اوز به مقایسه اشعار تائب وحافظ پرداخت که مورد توجه قرار گرفت .پیام اقای منصور فقیهی نزاد نیز که از غور وبررسی در دیوان تائب بود نیز به نوبه خود به گوشه هایی از گرانمایگی این شاعر توجه داشت .دیگر سخنرانان محمد شریف صدیقی وبهرام رفیعی نیز از تائب واشعار او گفتند ودر پایان این قسمت از مراسم  اقای عنایت الله نامور که مولف وتدوین کننده دیوان تائب هستند پیرامون بازتاب انتشار کتاب واستقبال از ان مطالبی ایراد کردند که به سمع حاضرین رسید

 در کنار این مراسم نمایشگاهی نیز از نامه ها ونقدها ودیگر مطالب منتشر شده در باره تائب اوزی که طی دوسال گذشته به نام  پزواک تائب بود برپا شده بود

در قسمت بعدی این بزرگداشت شعر خوانی شاعران اوزی به گویش اوزی بود که شاعران زیر اشعار خویش را برای حضار خواندند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت شاعران عزیز : اقایان فاروق ضیایی – میرزینل – حمید رکنی –وعنایت الله نامور وخانم ها فرشته شلمانپور –فروغ هاشمی ولیلا عزیزیان

طی این مراسم هنرمند چیره دست اقای شمس الدین جام گوهری با سنتور نوازی محفل ادبی را روحی دوچندان بخشید بخصوص دکلمه اشعار تائب که توسط شاعران اوز فروغ هاشمی ومزگان حسینی با سنتور اقای جام گوهری بسیار مورد توجه قرار گرفت

خانم لیلا عزیزیان شاعر توانا شهرمان که گویندگی ومجری این برنامه بودند با اجرای متن های زیبا به مراسم جلوه خاصی بخشیدند .مراسم در ساعت 12شب خاتمه یافت واز حضار با شیرینی واب میوه پذیرایی به عمل امد اما بحث وگفتگو در باره تائب هنوز در محفل های فبل از ترک سالن ادامه داشت

 سایت ستاره های اوز

شنایی با محمد رفیع ضیایی یکی از هنرمندان خلاق وکاریکاتوریست شهر مان اوز که عرصه فعالیتش نه تنها در کشور بلکه در کشورهای دیگر نیز شناخته شده است

فرهنگ وسنن خودرا پاس داریم

 روز های پنج شنبه وجمعه گذشته 4و5ژانویه2007 چهارمین جشنواره فرهنگی هنری نیزوا (مه صبگاهی )در سالن سینما باشگاه ایرانیان دبی برگزار گردید. در این دو روز همشهریان دردبی امده بودند تا در کنار نمایش تئاتر دبی دبی که کاری از گروه هنری مهرگان بود به شعر های میرزینل امیری نزاد گوش بسپارند .گروه موسیقی نازنین که اقای فریبرز بناری خواننده واحمد افزونی نوازنده کیبورد بود نیز برنامه زیبایی برای همشهریان اجرا کردند تا همشهریان برای ساعاتی هم شده خودرا در زادگاهشان احساس کنند ودر قسمت ورودی نیز نمایشگاه نما حجم وغرفه فروش کتاب بود کار نما حجم که برای اولین بار توسط خانم فرحناز پرواز به نمایش گذاشته شده بود توجه بسیاری از باز دیدکنندگان را به خود جلب نمود ودر قسمت کتاب که با همیاری اقای عنایت الله نامور ترتیب داده شده بود با استقبال همشهریان روبرو شد غرفه کتاب محل ثبت نام مسابقه لهپر گاله هم بود که موجب مسرت همشهریان ودوستداران بازیهای سنتی اوز شد .این دوروز فرصتی نیز برای دیدن بسیاری از همشهریان بود که با مشغله کاری و درمحیط تجاری دبی مجال دیدن همدیگر را نداشتند خوشبختانه در این دوره نسبت به دوره قبل حامیان بیشتری برای برگزاری این جشنواره بوده اند که مایه خرسندی دست اندرکاران کارهای فرهنگی وهنری شهرمان است که امیدواریم این عزیزان در عرصه های دیگر نیز هنرمندان وجوانان شهرمان را حمایت کنند .در این دوره جدا از هدایای خرد وریز جایزه ویژه هم توسط شرکت اب معدنی  اسپید اپ در نظر گرفته شده بود که به قید قرعه در دو شب به افراد خوش شانس حاضر در سالن تعلق گرفت شب اول یک ست طلا بود ودر شب دوم یک ست طلا ودو انگشتر. جدا از ضعف ها یی که در زمان اجرا پیش امد در مجموع کار این عزیزان در برگزاری جشنواره فرهنگی وهنری نیزوا قابل تقدیر است وباید بگوئیم خسته نباشید ودستتان درد نکند.

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)6.1.2007

درباره کتابخانه عمومی اوز

مراسم عروسی در اوز

مراسم عروسی در اوز

معرفي کتاب تاريخ دلگشاي اوز

بیوگرافی همراه با اثر

ضرب المثلهاي محلي اوز

مراسم عروسی در اوز

 بازار اوز

قلعه اوز

شعر و بازیهای محلی اوز

اشنایی با غذاهای سنتی اوز

 

اارشیو مطالب گذشته