مطالب اجتماعی سال 2007 میلادی

سرمایه گذاری در اوز

چند روز پیش نزد دوستی رفتم که به تازگی از اوز برگشته بود . در گپ و گفت صحبت از کمبود امکانات در اوز به میان آورد و مطلبی می گفت که شنیدن داشت . او که برای جشن عقد کنان  بردارش به اوز رفته بود ؛ می گفت :   

 شب مراسم تصمیم گرفتیم که برای مهمانان از رستورانهای اوز کباب تهیه کنیم . برای این منظور  ساعت یازده صبح سراغ کبابی مشهور اوز رفتم و برای ساعت 9 شب تقاضای 30 دست کباب همراه با سالاد و نوشابه و دیگر چیزها کردم .باور نمی کنید ؛ وی در جواب به من گفتند که کلا  فقط 8 دست کباب دارند . و اگر جوجه بخواهم هم 5 دست دیگر در بساط هست . گفتم این تمام موجودی شما است . گفت  که  همین . گفتم که تکلیف چیست ؟گفتند از دیگران تهیه  کنید . و با رستوران دومی و سومی همین حکایت بود . به هر صورت با این مکافات و دادن مبالغی به صورت بیعانه ( چرا که یکی از آنها می گفت که با این پول تازه می رود و مرغ می خرد ) بالاخره توانستم برای مهمانی به خیال خودم آمادگی داشته باشم . چندین بار هم سفارش کردم که ساعت 9 شب می آیم . گفتند خیالت جمع . سر ساعت 9 شب در حالی که مهمانان در خانه بودند به کبابی مراجعه کردم تا کبابها را ببرم ولی چه بگویم : اولا که آقا گفت که چند دست از کبابها را فروخته است  . گفتم چرا آخر من مهمان در خانه دارم  . گفت که غریبه بودند و من هم فروختم  . ثانیا هیچ چیز آماده هم نبود و من مجبور شدم که خودم با او پای منقل کبابی مشغول به کار شوم تا آبروریزی نشود . و تازه این کبابی مشهور اوز بود و با کبابی دومی و بعدی هم همین حکایت بود . جالب این که این وضعیت در تابستان که فصل عروسی ها است   رخ داد  که تقاضا زیاد است .  

 دوستم در دنباله می گفت در عجبم که چگونه می توان مخارج یک خانواده در اوز  را با فروش 10 یا 15 دست کباب تهیه کرد. و می گفت که در همان اوز به من گفتند هر شب برای مراسم عروسی و دیگر مراسمها از گراش هر چند که خواسته باشیم خوراکی به اوز آورده می شود  و سرویس ها از سالاد و نوشابه و غیره همراه با دیگر لوازم به صورت مرتب به خوبی داده می شود . و این گراشی ها در مراسم رسمی  در دانشگاه و دیگر مکانها هم حرف اول را می زنند .                            

 دوستم عقیده داشت که شاید سراریز شدن کمکهای بی حساب برای بعضی ها که از طرف بستگان شان  به اوز می رسد این نتایج را به بار آورده است تا در یک مغازه کبابی 10 دست کباب هم  پیدا نشود . و اوزیها مجبور شوند که مایحتاج خود را از گراش تهیه کنند .  تازه این کار تدبیر چندانی هم نمی خواهد. کمی سرمایه برای خرید گوشت و یکی دو تا فریزر برای نگه داری کبابها ی آماده و بسته بندی شده . تا هر وقت که تقاضا رسید بعد از  یک ساعت بتوان آنها را روی آتش گذاشت.   

 به هر صورت این هم مساله یی بود که از دوستم شنیدم .شاید به شنیدنش ( ویا خواندنش ) می ارزید.

می بینید بعضی ها حتی با وجود داشتن مشتری هم تن به کار با نظم وترتیب نمی دهند بلکه می خواهند یک شبه راه صد ساله را بدون زحمت وتلاش بپیمایند واین مسئله با موقعیت فقر ونداری در سطح کشور مقایسه نشود حدااقل از این زاویه ای که به موضوع پرداخته شد نه تنها دراوز بلکه در کل منطقه لارستان این وضعیت وجود دارد که عده ای چشمانشان به دست دیگران دوخته شده است وحاضر نیستند کار کنند  واگر تشخیص افراد خیر در کمک به انسانهای محتاج کمک درست نباشد جز گدا پروری وبی عاری ومفت خوری عایدی ببار نمی اورد

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی 29.9.2007

ایا فقرا باید گدایی کنند

بحث بر سر این است که افرادی در جامعه ما فقیر هستند وتوانایی مالی برای گذران زندگی ندارند یعنی با همه تلاشی که میکنند باز نمی توانند زندگی خود وخانواده اشان را تامین کنند این مشکل قبل از اینکه در حوزه عاطفی ما وارد شود مقوله ای اقتصادی است که در بسیاری از جوامع بصورت کم یا زیادوجود دارد بیکاری مدیریت غلط اقتصادی  چپاول وغارت سرمایه ودسترنج کارگران ودیگر اقشار پائین جامعه عدم اهرم های بازدارنده قانونی درپیگیری احقاق حقوق این اقشار به نابرابریهایی منجر میشود که فقر از ان زاده میشود فقر علت نیست معلول جامعه ای نابسامان است که توان برطرف کردن معظلات ومشکلات خود در مسیری عقلانی وانسانی ندارد صاحبان قدرت به دلایل سیاسی واقتصادی حاکم بر اینگونه کشورها تمایلی به رفع بنیادی این مسائل ندارند بلکه سعی میکنند انرا با مسکن ها ووعده وعید وگه گاه با رفرم هایی در سطح خود را طرفدار وحامی فقرا نشان دهند غافل از انکه امار وزندگی مردم وفقرا بهترین گواه بر عملکرد انها ست وسالهایی که میگذرد به مردم میفهماند که درد انها با وعده ووعید حل نمی شود وفقرا که در چنین جامعه ای زندگی میکنند چون راه چاره برای تامین زندگی خودبه شیوه ای درست نمی بینند به تکدی گری یا کارهای کاذب دیگری رو می اورند تکدی گری در بیشتر جوامع امری مذموم وقبیح تلقی شده است اما با این وجود تعدادی از فقرا بجای اینکه راه سختری برای تامین احتیاجات خود بردارند به اسانترین ولاابالی ترین شکل ان روی می اورند وان تکدی گری است  بد نیست نظر یک کارشناس واستاد دانشگاه دکتر اصغر مهاجری در گفتگو با خبرنگار اجتماعی مهر برایتان روی سایت قرار دهم  .

  ایشان گفت: ما صاحب فرهنگ ارباب و رعیتی هستیم که در این فرهنگ دادن و گرفتن مرسوم و نهادینه شده است.

گفت: توصیه هایی که در دین به کمک به نیازمندان شده است در ترکیب با نگاه ترحمی در فرهنگ ارباب رعیتی وضعیتی ایجاد کرده است که این نوع زندگی در بین قشر خاصی از جامعه جا افتاده است.

وی همچنین وجود فرهنگ ایثار و بخشش در جامعه ایرانی را که به خودی خود رفتار بهینه و مثبتی است با قرار گرفتن در کنار عوامل دیگر عامل وجود یک فرهنگ گدا پرور دانست و افزود: به دلیل باورهای دینی شهروندان فکر می کنند کمک نکردن گناه است وهر شهروندی احساس می کند باید نیازهای دیگران را او تامین کند.

مهاجری بهترین راه برخورد با فرهنگ گدا پروری را تغییر نگاه سنتی به نگاه مدرن و شهروندی عنوان و تاکید کرد: در جامعه سنتی نگاه به گدا همراه با ترحم است و در جامعه مدرن و دولت رفاه همراه با اعتراض به مراجع رسیدگی کننده است

27.9.2007

از انقلاب تاکنون هیچ اوزی وارد مجلس نشده است

دومطلب بسیار مهم وجالبی در روزنامه انترنتی صحبت نو با عنوان راه شهرستان شدن از نمایندگی مجلس می گذرد و چگونه یک گراشی میتواند وارد مجلس شود چاپ شده است که در ان به سیر وسرگذشت کاندیداهای گراشی در عرصه های انتخابات مجلس پرداخته است ودر همه انجا ها که گراشی ها ارزو داشتند یک گراشی انتخاب وبه مجلس شورای اسلامی راه پیدا کند دست خالی وناامید برگشته اند واین حرف وحدیث همچنان ادامه داشته تا کنون که نویسنده متن از خود می پرسد ایا باز ما گراشی ها میتوانیم یک نماینده به مجلس بفرستیم یا همچون گذشته این لاریها هستند که نماینده بلامنازع لارستان هستند

البته این مشکل فقط گراشی ها نیست اوزیها هم همین مشکل را دارند نه تنها در باره نماینده انتخابی برای مجلس بلکه اوزیها سالیان درازی است که از خود سوال میکنند چرا ما تاکنون یک بخشدار اوزی نداشته ایم چرا دادگاه انقلاب نداریم چرا بسیاری از روسای ادارات اوز غیر بومی هستند چرا ما بعد از نیم قرن است که بخشداری داریم ولی شهرستان نمی شویم چرا انها که زمانی جز دهستان اوز بودند چندی پیش  شهرستان شدند اما اوز همچنان در جای خود نگهداشته شده است ایا اوزیها وگراشی ها ادم هایی بی لیاقت ودانش امور هستند ایا لاریها سواد ودانش بیشتری دارند جای تردیدی نیست که لاریها هم مدبر ودانش پزوه هستند ایا دیگران نیستند پس انها که این مطلب را میخوانند ودر در دوره های مختلف نماینده بوده اند وهستند بما حق بدهند که این سوال سوال را هر بار در ذهن خود تکرار کنیم که چرا اوزبه شهرستان ارتقا پیدا نمی کند  

 در رابطه به امکان حضور اوزیها وگراشی ها در مجلس شورای اسلامی امری که برای لاریها در چند سال بعد از انقلاب سهل نموده برای اوزیها وگراشی ها به ارزو تبدیل شده است تا شاید از این امکان برای طرح مسائل خود اللخصوص مسئله شهرستان شدن شهر خود بهره ببرند .  در بعد از انقلاب بیشتر امور در دست اوزیها وگراشی ها نبوده است که نخواسته باشند به این نوع نگاه پایان دهند عقل سلیم حکم میکند که ما نسل جوان وجدید بدور از هر نگرش ناسیونالیستی به تفاهم بیشتر در منطقه فکر کنیم واین خواسته یک طرفه نباشد اگر ما در یک منطقه بزرگ با سنن واداب بسیار نزدیک به هم زندگی میکنیم نمی توانیم همدیگر را نادیده بگیریم پدری که به فکر  فرزندش واتیه او نباشد ونپذیرد که او میتواند وباید در مسیر پیشرفت قرار گیرد دیر یا زود ان فرزند ازرده خاطر خواهد شد وان دلبستگی گذشته نسبت به پدر خود نخواهد داشت .با شعار وتبلیغات نمی توان موقعیت پایداری در دل مردم پیدا کرد بلکه با انسجام واتفاق وهمدلی  در کارهای عملی است که انسانها میتوانند کنار یکدیگر به پیشرفت نائل گردند .اینکه بعد از انقلاب لار موقعیت مناسبتری نسبت به دیگران در عرصه های مختلف پیدا کرده بر همگان اشکار است اما لارستان با وجود شهرهای همجوار وهمراه ان معنی پیدا میکند لارستانی که تلاش میکند خود را به موقعیت فراتر از انچه هست بکشاند تا شاید به استان تبدیل شود می باید در جهت دیدن شهرهای تابعه بصیرت بهتری داشته باشد وگرنه سلب موقعیت از پیشرفت دیگران خواه با ابزار سیاسی ومذهبی باشد خواه با توان اقتصادی واداری نمی تواند متضمن یگانگی وانسجام گردد .من فکر نمی کنم بودن دو یا سه نماینده از منطقه لارستان کهن جای کسی را تنگ کند بلکه باعث گسترش تلاش بیشتر مردم این منطقه برای ابادانی وپیشرفت خواهد شد به امید اینکه مسئولین منطقه واستان به این خواست دیرینه توجه لازم وکافی بنمایند مطمئنا مردم ومسئولین اگاه هستند که  اتحاد وانسجام وهمدلی از مشورت ورعایت حقوق دیگران حاصل میشود  .

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی26.9.2007

شاید هشدار

سر راست بگویم : همشهری آشنایی دارم که او را نزدیک به سه دهه می شناسم . از اوز ؛ شیراز  ؛ تهران ؛ اصفهان و در نهایت  اینجا یعنی دوبی . و مثل اکثریت به کار و زندگی عادی مشغول بود . از برای گذران زندگی مد تها زحمت کشید و کار کرد . بعد هم زنی گرفت  و صاحب دختری شد و همین . سالهایی که روسها به دوبی تازه آ مده بودند چندی با افرادی از تهران کار می کرد و کارو بارش بدکی نبود . بعد ها به سرازیری افتاد و با همان حقوق کارمندی و خرج و مخارج زندگی خانوادگی درگیر  بود . یک سال و نیم قبل روزی نزد من آمد و درد دل کرد . و از حال و روزش گفت . و این که زندگی با این در آمد و با این مخارج چگونه به سختی می گذرد . خلا صه طی گفتگو من  از بانک و تسهیلات آنها گفتم و نمی دانم چطور شد که گفتم که من از یک بانک کرید ت کارت    دارم که  از آن استفاده  نمی کنم  و به او دادم . بعدا  گفت که او از تسهیلات آن هم استفاده می کند و من فکر می کردم که لا اقل کمکی کرده ام . و کارت نزد او بود

تا این که در ماه آوریل گذشته از بانک به من زنگ زدند که فلان مبلغ باید بپردازم و گرنه بانک اقدام قانونی خواهد کرد . من هم به آشنایم زنگ زدم تا بفهم قضیه از چه قرار است . ولی تلفن قطع بود .و بعد از یک روز جستجو معلوم شد که در زندان است . و آنهم به خاطر مبالغی که از کارتهای مختلف از چندین بانک کشیده است  و هریک به خاطر باز پرداخت بدهی اولیه و به اصطلاح ( کلاه به کلاه) می کرده است و به این ترتیب مبلغ زیادی بدهکار بوده و نتوانسته که به موقع باز پرداخت کند. و بانکها هم شکایت کرده اند و به زندان افتاده  است

البته با ا ین کار تمام زندگی او به هم خورد .زن وبچه اش به کشورشان باز گشتند . و برای خودش هم حکم صادر شد  و البته از انصاف نگذریم که همان تهرانی ها بیشتر بدهکاری او را با بانکها تصفیه کردند و گرنه دوره محکومیتش بیشتر هم می شد

خلاصه من ما ند م و کارت بانک که همه بدهی مربوطه به گردن من کارمند کم در آمد افتاد . و می بایست که بپردازم . من اصولا با این کارت های کریدت  وآ ن نحوی که آشنای من عمل کرده است از ابتدا مخالف بودم و آن کارت هم بانک مربوطه بخاطر حساب بانکی که داشتم خودشان برایم فرستاده بودند و من مدت نزدیک به یک سال از آن استفاده نکرده بودم که به او دادم  . پس از ماجرا به بانک مراجعه کردم و مقدار بدهی را جویا شدم ؛ معلوم شد که   همه تسهیلات ممکن را یکباره نقد کرده است و هر ماهه مبلغی به بانک می پرداخته است . که بانک آن مبلغ را به من اعلام کرد که باید بپردازم ومن هم پرداختم  . پس از آن ماهیانه همان مبلغ را تا آخر ما آگوست پرداختم . چند روز پیش به بانک مراجعه کرده و می خواستم که مبلغ این ماه سپتامبر را بپردازم و ضمنا از باقیمانده حساب مطلع شوم . وقتی که کارمند بانک عنوان کرد که پس چهار با ر پرداخت ماهیانه  تازه فقط مبلغ  425 درهم از بدهی کسر شده است من بسیار تعجب کردم و گفتم که من در عرض این چهار ماه در حدود 4000 درهم پرداختم  قضیه چیست ؟. و تازه آنوقت برایم روشن شد که این کارت چه بد بختی بزرگی برای من به بار آورده است.

آری تاز فهمیدم که مخالفت ناخود آگاه من با این کارتها بیخودی نبوده است و من فقط دارم سود و جریمه دیر کرد باز پرداخت مبلغ را می پردازم و چون از مهلتی که بانک داده است فراتر رفته برای هر روز دیر کرد سه در صد سود میگیرند. و اصل مبلغ هنوز به قوه خویش باقی است . که به این ترتیب اگر 10 سال هم من ماهیانه مبلغی که خود بانک به من گفت بپردازم اصل مبلغ همچنان باقی خواهد ماند . گفتم خوب چاره چیست ؟ گفتند که می باید همه ی مبلغ را یک جا باز پرداخت کنید تا حساب بسته شود و گرنه همچنان جریمه خواهی شد . و حالا من مجبور هستم بروم از بانک دیگری وام با سود 15 درصد و با اقساط دو ساله بگیرم تا بتوانم که این مبلغ که برای من کارمند کم در آمد سنگین است به یکباره بپردازم .

برای روشن شدن مطلب خوب است که شرایطی که در هنگام رسید کارت در دفترچه ایی که همراه آن به ما تحویل می دهند را مرور کنیم . و این دفتر چه ای است که معمولا در چندین صفحه با حروف بسیار ریز و به زبان انگلیسی و یا عربی  است و ما به عنوان دارنده کارت ذیل همه ی آن شرایط را امضا کرده ایم و در بیشتر و شاید در همه اوقات نه  آن را می خوانیم و نه اگر بخوانیم می توانیم از این متون کاملا حقوقی که متخصصان امور قانونی در بانکها آنها را نوشته اند و دارای  هزار پیچیدگی قانونی است سر در بیاوریم . خصوصا با این سطح سواد انگلیسی ما که در کوچه و بازار آن را فرا گرفته ایم . قصد اسائه ادب به کسی نیست ولی این واقعیت است و اغلب افراد واقعاً نمی دانند که زیر چه چیزی را امضا می کنند .  ماشاءالله بازار این کارتها هم بسیار داغ است و همه مطلع هستیم که هر روزه چه تعداد از بازار یابان برای فروش این کارتها به ما سر  می زنند و گاه با اصرار می خواهند که به ما این کارتها را بفروشند .در حقیقت خود این بازاریابان هم از شرایط و قوانین آن اطلاعی ندارند چرا که بیشتر آنها در واقع از طرف بانک نیامده اند بلکه اشخاصی هستند که فقط قصد فروش دارند تا به اصطلاح کمیسیون بگیرند . آنها دوره گردهایی هستند که امروز کارت بانک می فروشند و فردا ممکن است کیف بر دوش برای فروش (سی دی ) به نزد شما بیایند .یا هر چیز دیگر . خلاصه  این گونه امورات که سرنوشتی مانند کارت من ممکن است که پیدا کند را نباید سرسری گرفت . و البته این مساله فقط مربوط به  کریدت کارت به تنهایی نیست . ما روزانه زیر خیلی از اوراق و برگه را امضا می کنیم  و در همه جا بدون این که بدانیم شرایطی  که همراه  اوراقی که ما امضا کردیم چه تعهداتی را بر گردن ما می نهد بی محابا این کار را انجام می دهیم . شرایطی که با کمترین غفلت ما ممکن است که گرفتاری بزرگی به بار آورد

البته  در اینجا نمی توان از همه شرایط کارتهای بانک به تفصیل نوشت  ولی  اگر مجالی باشد  در آینده نزدیک می باید که موارد مهم ان را  به اطلاع همه رسانده شود. ضمنا از افرادی که خود در بانکها کار می کنند و بعضا از مدیران هستند و طبعا از شرایط آگاهند و سر در می آورند در اینجا تقا ضا می شود که در همین سایت برای   آگاهی همشهریان دست به کار شوند و اگر واقعاً عواقبی بر این مساله مترتب می دانند به اطلاع برسانند . تا مانند من که برای یک نیت خیر اینک می بایست تعهد دیگری را به عهده بگیرم  گرفتار نشوندخ. ب از دبی 18.9.2007

هركه ناموخت از گذشت روزگار

                                     هيچ ناموزد از هيچ آموزگار

       آنچه را كه ما در درون خويش تحمل ميكنيم تعيين كننده بعدي است كه در آن ساكن هستيم و يا ساكن خواهيم شد.اگر حامل غم،ترس،رقابت و هم چشمي باشيم آنگاه همواره رنج و دوزخ را لمس خواهيم كرد و اگر حامل مهرباني،تفاهم و عشق باشيم آنگاه در بهشت ساكن خواهيم شد.هركجا كه عشق و مهرباني باشد ملكوت الهي همانجاست.اگر بذرهاي عشق و مهرباني را در خويش بارور كنيم  وارستگي روحي را تجربه خواهيم كرد.ما رسيده ايم.ما در منزل خويش هستيم.منزل موج، درياست.منزل گل، خار است.منزل زمين، آسمان است و منزل ما انسانها زمين است.بنايراين ما به منزل نهايي خود رسيده ايم.و هيچ موقع از آن جدا نخواهيم شد، همانگونه كه موج و گل در منزل خويش بر ميخيزند، در منزل خويش راه ميروند و در منزل خويش ميخوابند و هيچگاه از منزل خويش بيرون نبوده اند.ما نيز لازم نيست كه هزاران فرسنگ سفر كنيم تا به منزل خويش برسيم.ما انسانها مدام ميدويم و نميدانيم چگونه كمي درنگ كنيم، ما چه در بيداري و چه در خواب دایم در حال گريزيم.گام نخست آن است كه درنگ كنيم، سپس آرام بگيريم و آنگاه تمركز كنيم. و بدانيم كه در منزل خود هستيم، بدين سان ياد ميگيريم كه در اينجا و لحظه ي اكنون زندگي مي كنيم . گذشته ها مرده اند و آينده هم معلوم نيست.فقط در لحظه ي اكنون و در اينجاست كه ميتوانيم ببينيم و حقيقت خويش را مشاهده كنيم و درون وجودمان را كشف كنيم.با ژرف نگري خواهيم ديد كه ما هم موجيم و هم دريا، هم زمينيم و هم آسمان.اما اگر درنگ نكنيم، اگر ارام نگيريم و اگر تمركز نكنيم از عهده ي ژرف نگري نيز بر نخواهيم آمد.آنگاه نميتوانيم خود را از ترس و دلهره ها آزاد كنيم.زيرا قدرت آن را نداريم كه حقيقت بي زوال و تولد نشده ي خويش را مشاهده كنيم.ما عادت هاي دست و پا گير زيادي داريم كه به مرور به وجود آمده اند و كنار گذاشتنشان بسيار دشوار است.عادت ما زيستن در لحظه ي حال را دشوارمي سازند. مثلا‌ً ما به نگراني درباره آينده عادت كرده ايم.هميت عادت توان ما را ازبين ميبرد و مانع زيستن دراين جا و اكنون ميشود.انرژي بزرگي در درگيري با عادت ما از بين ميرود.اين انرژي ها را بايد در مسيري خلاق به كار گرفت و به تجربه تبديل كرد و هرآنچه را كه مانع زيستن در اينجا و لحظه ي اكنون ميشوند از سد راه خود برداريم.هر آنچه حضور ما را به هم ميزند سد راه است و مانع.بايد نگراني ما نسبت به آينده را كنار بگذاريم و خود را به مرز صفر كه همان نقطه مثبت است برسانيم.

      قلم و كاغذي بردار و فهرستي ازتمامي آنچه كه در لحظه ي اكنون موجب شادمانيت مي شود تهيه كن.اين فهرست تمامي نخواهد داشت.تو هم اكنون براي شادمانه زيستن همه امكانات لازم را داري.خود را با لحظه ي اكنون مطابقت بده و در لحظه ي اكنون بارور و باور كن و خوش زندگي كن.     

                                                 محسن نامي دبی 18-09-2007

کفگیر به ته دیگ خورده است

دوستی دیروز زنگ زد وگفت :برای کمک به تیم بسکتبال بانوان اوز به چند نفر رو زدم تا بتوانم نیاز حدااقل انها که چند توپ بسکتبال است بخرم وبرای انها بفرستم  اماهنوز ماه رمضان نشده کیسه ها را سخت گرفته اند مبادا درهمی از جیب مبارکشان بیرون بپرد  .همین دوست گفت که همه نیاز انها با هزار درهم برای خرید توپ بر طرف می شود که یکی از تجار جواب جالبی داد که واقعا برایم حیرت اور بود انهم از ادمی که درامد روزانه اش بیش از هزار درهم است  گفت که کفگیر به ته دیگ خورده .واقعا از روزدن خودم شرمنده شدم

دوست عزیز :ان تاجر راست می گفته واقعا کفگیر به ته دیگ خورده انهم دیگی که تهدیگش پر چرب وروغنی است شما منظور او را خوب نفهمیدید فقط دوست ندارد شما از ان تهدیگ (منظور تهدیگ اوزی وبوکلی است )فیضی ببرید .  فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی

دیگ و دیگبر

 

در رابطه با مطلبی که راجع به نا موفق بودن دوست شما در جمع آوری مبلغ 1000 درهم برای خرید توپ بسکتبال تیم بانوان اوز و اظهار نظر شما در باره تاجر اوزی و مساله (ته دیگ چرب و نرم ) مایلم مطالب زیر را در سایت قرار دهید

1- این که دوست شما در دوبی (و آن دوبی که شما هم می شناسید )نتوانسته مبلغ 1000 درهم را برای امر خیر جمع آوری کند  از ناوارد بودن وی است . من و شما و همه می دانیم که این مبلغ واقعا ناچیز ی است که اگر دوست شما فقط یک تلفن به هر یک از تجار اوزی که میلیونها برای اوز خرج کرده اند می زد به آسانی می توانست آن مبلغ را و بیشترش را فراهم آورد . خود شما هم در جریان هستید که برای (لهپر گاله ) در اوز در همین نوروز آن نیکو کار اوزی و یکی از همان تجار (ته دیگی به قول شما ) مبلغ دو میلیون تومان را با کمال میل پرداخت . که همین جا واقعا جا دارد از او تشکر شود . تازه این کمترین مبلغی است که این گونه آدمها برای کار خیر در اوز می پردازند . شاید  کل مبلغی که فقط در همین 10 سال اخیر همین تجار اوزی  برای کار های خیر به اوز فرستاده اند سر به چند میلیارد تومان بزند .و این بجز کمکهای شخصی است که به افراد می کنند .

 

2- مطلب دیگر این که همین دیشب که شما این تاجر اوزی را به بخل متصف کرده اید آنها در فکر چاره اندیشی برای بیمارستان و دانشگاه و شهرداری و کتابخانه و... بودند و در یک نشست مبلغ قابل توجهی برای کمک به کارهای اوز تهیه گردید . و این بار نه فقط تجار قدیمی و نیکو کاران سنتی بلکه بسیاری از تجار نوخاسته  نیز در این کار شرکت داشتند .

 

3-و  اما راجع به ته دیگ و غیره ... من می گویم شاید بین (دیگ ) و (دیگبر ) در پخت غذا فرقی نباشد ولی در دومی مساله برنده ( کسی که می گیرد و می برد )مطرح است . و این که چه کسی می برد مهمتر ..... همین والسلام          عنایت الله نامور  شهریور 86

یاران به موافقت چو دیدار کنید      باید که زدوست یاد بسیار کنید

مطلبی در باره درخواست کمک یکی از همشهریان  که با عنوان کفگیر به ته دیگ خورده است در همین سایت ودر همین صفحه چاپ شده است  بعد از درج این مطلب اقای عنایت الله نامور توضیحاتی بر این مطلب نوشته اندبا عنوان دیگ ودیگبرکه جا دارد بینندگان محترم ضمن خواندن هردو مطلب پائین؛ نوشته مرا هم بخوانند

در مطلب کفگیر به ته دیگ خورده است هیج جا همه تجار اوزی جمع بسته نشده است وهمه تاجران به یک نگاه برانداز نشده اند چرا که در میان همه انسانها هم ادم خوب وجود دارد هم ادم بد وتجار هم از این مسئله مبرا نیستند. در مطلب هیچ جایی که نافی خدمات خیرین به مردم وشهر اوز باشد نیست ونه گفته شده است که خیرین اوز که تعداد قابل توجهی از انها هم تاجر هستند بفکر ابادانی اوز نیستند

ایشان گفته اند که شماهمان نیکوکارراوزی ویکی از همان تجار (ته دیگی به قول شما)مبلغ دو ملیون تومان را با کمال میل پرداخت کرد.من هیچ گاه اسم شخص خاصی از تاجری یا خیری نبرده ام واز کجا بر ایشان معلوم گردیده که تاجر مورد نظر که همشهری ما پیش ان رفته همان شخص بوده است تا جایی که بنده میدانم واطلاع دارم وبه یقین هم هست این همشهری به چند نفر رو زده است ویکی از انها گفته است که کفگیر به ته دیگ خورده وکل دبی رانگشته بلکه به سراغ ان چند نفری رفته که انها را می شناخته اما اینکه شما چگونه این چند نفر را به همه تجار وخیرین تعمیم داده اید بر من روشن نیست ایا همه تجار اوزی خیراندیش هستند ؟ نه ایا همه خیراندیشان برای نام ونشان کار خیر میکنند ؟نه ایا خیراندیشان اوزی که مدرسه وبیمارستان ودانشگاه ساخته اند وبرای پیشرفت اوز از هیچ کمکی دریغ نکرده اند ادم های نیکوکاری هستند  بله ولی بیاییم وبپذیرییم که هرکسی دست طلبش را پیش همه کس دراز نمی کند اگر تاجری کمک میکند که برای این دنیا واخرتش کاری انجام دهد وان کارهم اتفاقادر راستای پیشرفت شهرش هست قابل تقدیر وتشکر است وبر منکرش هم لعنت .اما اگر تاجری داشت وبه نزدیکترین کسش که میشناسد ومیداند که فلانی محتاج است وبرای نام ونشان کاری کرد از نظر من نه قابل تقدیر است ونه تشکر. در ریا وتزویر فرق تمی کند طرف شما کجا ایستاده بالا نشسته یا در فرودست بلکه نوع نگاهش به شما مهم است واین ان چیزی است که بین دیگ ودیگبردر داد وستد تاریخ بشری تاکنون رخ داده است .       فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی 12.9.2007

سخن یک همشهری

مطلبی درباره  کفگیر به ته دیگ خورده در سایت اوز درج شده لازم دانستم جهت اطلاع همشهریان وعزیزان مطلبی کلی طرح تا بتوانیم نتیجه قابل هضم برای همه جوانان ونسل اینده ارایه بدهیم. تا انجا که بنده اطلاع دارم برای هرکاری ازقبیل مدرسه , دانشگاه , ورزش , راه , وغیره.......کارهای کوچک یا بزرگ  همیشه رسم بر این بوده.گروهی یا فردی  با همراه داشتن لیست بلند بالایی از کم بودهاعازم کشورهای خایج وطی جلسات دست بدامن تجار وخیراندیشان میشوند . هرچند جلسات بی بهره نبوده ودرنهایت بادست پر بادلی شاد به اغوش دیار میشتافتن تا این زخم چرکین مرحم بگذارند.جایز نیست کسی برای کاری به چند نفر رجوع کرده وجواب منفی بوده اینگونه طلبکارنه داد سخن بگوید.اولا دیگش پرچرب یا کم چرب اجباری نیست که بخواهدکمک کند اگرکمک کردعمل خدا پسندانه واگر نکرد کافر ملحد نیست بدبختی اینجاست بجای اینکه فکر راه و چاه باشیم . دست وزبانمان دراز وچشم طمه بمال مردم و شاید واقعاٌ کفگیر به ته دیگ رسیده باشد؟ برای اینکه بتوانیم راه درست انتخاب کنیم باید برای سوالت زیر جوابی درست داشته باشم  

سوال

   تا کی باید این رسم باشد؟ 

 جایگاه جوانان کجاست ؟

 اگرروزی به هر دلیل کفگیر به ته دیگ برسد چه بایدکرد؟

ایا درست است برای هر کار کوچک از تجار خارج طلب کمک داشته باشیم  ؟

 وظیفه مردم وجوانان چیست  ؟

 درخواست از نهادهای دولتی به چه میزان است  ؟

 همکاری ارگانهای دولتی و مردم شهرمان دررفع مشکلات چگونه است ؟

                                                                                                                                                      

            !ازهمه عزیزان درخواست مینمایم جهت پاسخ و همکاری وراهکارهای درست برای نسل جدید واینده جوابی درست وکارشناسانه ارایه بفرمایند                

تاریخ  دبی   15 / 09 / 2007

ماه رمضان نزدیک است

در غیاث اللغات در توصیف ماه رمضان آمده است : ماه نهم از ماه های قمری بین شعبان و شوال و رمضان سنگ گرم است و از سنگ گرم پای روندگان می سوزد و شاید که به وقت وضع این اسم ماه صیام در شدت گرما باشد و یا ماخوذ است از " رمض " که به معنی سوختن است .
به گزارش مهر ، ماه صیام گناهان را می سوزاند و معنی " رمض " سوخته شدن پای از گرمی زمین است ، چون ماه صیام موجب سوختگی و تکلیف نفس است

چند روز دیگر ماه رمضان در کشور های اسلامی شروع میشود وکشور ما وامارات هم اماده رفتن به این ماه هستند ماهی که عده ای انرا فرصتی برای تزکیه نفس خود میدانند وخیلی ها هم برای یک ماه هم شده به روزه داری ونمازگزاری می پردازند عده ای سعی میکنند تا در این ماه کمتر بخورند وعده زیادی هنوز رمضان شروع نشده منزل ویخچال وانبار خود را پراز چیزهایی میکنند که قرار است در این ماه مصرف شود از کستر وفرنی وپ شه  ارروت ونشاسته وقند وشکر گرفته تا انواع واقسام مواد پروتینی فروشگاهای دبی از چند روز پیش بسته های مصرفی را انچنان بغل هم چیده اند تا من وشما به مجرد ورود به انجا با دست پر از جمعیه وفروشگاهای بزرگ بیرون بیاییم انواع واقسام ژله که با جایزه همراه است وبرای خرید بیشتر شما چند تا از انها را به هم چسپانده اند که اگر فقط یک یا دو عدد احتیاج داری چند تا را با هم ببرید .مغازه داران معتبر که با فکر وروان مردم خوب اشنا هستند میدانند که بعضی از ادم ها کاری به این ندارند که از چه جنسی چقدر احتیاج دارند بلکه به فکر این هستند که چگونه حجم فروش خودرا در این ماه بالا ببرند  وبه همین سادگی می بینی به جای اینکه از جنسی دوبسته احتیاج داری بیست بسته خریده ای وچون خریده ای مصرف هم باید بشه . تب وتاب خرید اینچنانی مجالی برای خوب فکر کردن نمی گذارد باور کنید من ادم هایی میشناسم که دونفر بیشتر نیستند اما سر سفره افطاری انها غذا وتنقلات برای بیش از 10نفر مهیا شده این غذا وتنقلات وشیرینی ها چه میشود ؟اگر ادم های درست وبا مرامی باشند به دیگران وفقرا وانهایی که کمتر دارند میدهند تا در این ماه فیضی به دیگران هم رسانده باشند واگر بی خیال دیگران هستند ودنبال رنگین کردن سفره خود هستند بعد از اینکه بقول اوزیها سیر وپل خوردند بقیه هم روانه زباله دانی میکنند . قرار رمضان وانچه درباره این ماه گفته وشنیده ایم این است که این ماه فرصتی است تا فرد مسلمان در سالی که میگذراند یک ماه هم کم خوری کند به دیگرانی که ندارند فکر کند وخود را پالایش دهد به نظر شما چند درصد از روزه داران به این امر می پردازند ؟

متاسفانه یک تفکر غالب وجود داردو وقتی راجع به مردم صحبت میکند انگار مردم ادم های شسته ورفته ای هستند که هیچ ایراد ی ندارند واگر عیب وایراد پیدا میشود در مسئولین وحکومتیان است وقتی کسی از سر ریا وتزویر تمام طول سال را به دروغ وریا وکلک وهزار کثافت کاری گذرانده چگونه می خواهد با یک ماه همه انها را بشوید وخودرا با یک ماه پاک کند شکمبارگی وریخت وپاش وچشم وهم چشمی در این ریخت وپاش ها انقدر در این ماه وبخصوص بین پولدارها زیاد است که ویروس ان به اقشار کم درامد هم سرایت کرده . افراد ی هستند که به جای اینکه در این ماه کم خورده باشند انقدر میخورند که در عرض یک ماه 10تا15کیلو اضافه وزن پیدا میکنند از افطاری تا سحری فقط مشغول خوردن هستند ادم بخودش میگه این چه جور روزه رفتنی است .شاید بعضی ها به این شعر علی اکبر  دهخدا توجه کنند که گفت :

روزه دار و به دیگران بخوران           نه مخور روز و شب شکم بدران
 
   درایران با توجه به گرانی اجناس وکمی درامد بیشتر مردم توان خرید بعضی از چیزها را ندارند   ویا به اندازه اینجایی ها ریخت وپاش نکنند اما در بحث ریا ودوگانه بودن بعضی از افراد در همه جا یکسان است .ادم هایی در اینجا هستند ازاماراتی خودمونی واوزی و... گرفته تا دیگر مردم ایران واقلیت های دیگر کشور ها ومسلمانان دو اتشه ای که هفته ای چند بار در دیسکو ها وشراب خونه ها میگذرونندوبرای فروش اجناسشان به هزار دروغ وکلک متوسل میشوند واز پایمال کردن حق وحقوق  کارگری که پیششان هم کار میکند ابایی ندارند اما همین که ماه رمضان می رسد انگار نه انگار این همان ادم است در صورتی که این ادم باز هم تزویر وریا خود را به شکل دیگری در ماه رمضان پهن کرده است  .انسانها ومسلمانانی که بی ادعا بنا به تکلیف شرعی  واعتقادی خود همواره به کارهای نیک فکر میکنند وبرای نمازه وروزه خود منزلتی قائل هستند ودستگیر دیگران در مشکلات هستند هم برای مردم شناخته شده هستند وهم به انچه انجام میدهند واقف هستند. تزکیه نفس عبور از مسیرهای سخت وگذشت وعشق وانجام کاری برای صفا وصمیمیت وبازگشت به خویشتن وتوانایی های ادمی صرفا مختص تعلیمات اسلامی نیست بلکه از ائین کنفوسیسی چین تا پیروان بودا ودر مذهب زردشت ومسیح نیز با انجام این اعمال بشکل های دیگری روبرو بوده وهستیم انچه مهم است اندیشه واعتقادی است که نه از روی ریا بلکه بر اساس اعتقاد قلبی واتکای فکری انجام پذیرد

در پایان به چند شعر از بزرگان ادب کشورمان بسنده میکنم که خود باز گوکننده مطالب ناگفته وگفته باشد

از حافظ شیرازی :

ثواب روزه وحج قبول ان کس برد    که خاک میکده عشق را زیارت کرد

یا : باز ای ودل تنگ مرا مونس جان باش      وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

زان باده که در میکده عشق فروشند           ما را دوسه ساغر بده وگو رمضان باش

واین شعر از عباس صبوحی :

روزه دارم من وافطارم از ان لعل لب است    اری افطار رطب در رمضان مستحب است

روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه      بخورد روزه خود را به گما نش که شب است  

مولانا در کلیات شمس:

نفس شکمخواره را روزه مریم دهی    تا سوی بهرام عشق مرکب لاغر کشی

وبا شعری از شیخ اجل سعدی مطلب را بپایان می رسانم

هر که را خاطر به روی دوست رغبت میکند   بس پریشانی بیابد بردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست ما را زین بهست   روزه داران ماه نو بینند وما ابروی دوست   

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 5.9.2007

مطلب مرتبط با این موضوع در سال گذشته

 

شهرداری اوز زباله های شهر را به کجا می ریزد

ابستان سياه وقاتلان بی رحم

با بسته شدن مدارس اکثرا  بار و بنه را بسته و راهی  سرزمين مادری ميشن

تا هم   ديداری تازه کنن  هم  خستگی سالانه را  با تفريح از تن به در کنن.

عروسی که خدا بده برکت شبی چندتا. انشاالله تا باشه از این خوشيا بشرطی که با مايعات غير استاندارد خرابش نکنن.

عصر که ميشه  با خنک شدن نسبی هوا قدم زدن  تو خيابون اوز  لذتی داره

اما سريعا سرو کله موتور سوارا که با ريختن روغن در باک بنزين و دود کردن

و ويراژ دادن فکر ميکنن دارن از خودشون هنر به خرج ميدن پیدا میشه. 

و اصلاً به این واقف نيستن که هم مزاحم مردم هستن هم  محيط زيست!!

اما کو گوش شنوا؛ کله ها اینقدر خشکه که اصلاً هيچ حرفی بهش بدهکار نيست ؛تا چيزی بگی ميگن تفريح ديگه اي که نداريم حالا تو بيا اینو هم از ما بگير! به نيم ساعت نميکشه که خيابان ملت رو دود فرا ميگيره

 در این گيرو دار سر و صدا و دود, چشت به جمال يکی از دوستان که اونم از

دبی  اومده و مدت هاست نديديش روشن ميشه, بعد از کمی چاق سلامتی

از اوضاع  و احول ميپرسی و اینکه کجاها ميری و کجاها مياي که جوابش

مثل يه پتک ميخوره تو سرت!!

جات خالی چند روزه همش رفتيم شکار!!  رفتيم اونور مرودشت  2 روز تو راه بوديم 2 روز هم پياده  با 8تا از دوستا رفته بوديم. 2تا هم سگ داشتيم

 سه روز هم اونجاها مونديم تا تونستيم دوتا سيد شب(جوجه تیغی) شکار کنيم  اونم همونجا خورديمشو برگشتيم.

از این افکار  اینقدر مشمئز ميشی که بدون خداحافظي و با تکون دادن سر راتو ميکشی و ميری

!!چند قدم اونورتر ميرسی به يه دوسته کمی حسابيتر!

 هنوز دمغ گفته های قبلی و افکار قديمي آنها هستی که این دوست هم

ه اصلاً ازش توقع نداری شروع ميکنه به صحبت که اره جات خالی رفتيم شکار کبک. 2 روز مونديم هيچی گيرمون نيومد  روزه سوم دوتا لفا زديم همونجا خورديم و برگشتيم؟؟!!

ديگه آدم حسابی شاکی ميشه و شروع ميکنه به دادو بيداد. که بابا تو ديگه چرا؟؟

چرا اینهمه قتل و کشتار اینقد کشتين که ديگه خودتونم معترفين که 
چيزی گيرمون نمياد.
که طرف هم جا ميخوره و ميگه خوب بابا چکار کنيم اینجا که ديگه تفريحی نيست کجا بريم چکار کنيم؟
حالا چون به گفته شما ديگه تفريحی نيست بايد بری حيوانای بدبختو بکشی؟؟
فکرو ببين!!!

 اونوقت اینا ادعا شون ميشه که روشن فکرن؟!

بعضيها که ديگه واقعا شورشو در اوردن و اونقدر مدرنيزه شدن که از این
حماقتشون فيلم هم ميگيرن و وقتی ميری خونشون با افتخار برات فيلم

ميزارن و کلی هم ميگن و  ميخندن که ببين چه شاهکاری کرديم!

15تا موتور ريختن سر يه خرگوش بينوا واقعاکه شاهکاره؟؟ آخه من نميدونم يه خرگوش  کوهی که همش نيم کيلو هم نميشه خوردنش چه لذتی داره کشتن يه بلبل 200 گرمی چه لذتی داره مگه این  موجود چقد گوشت داره؟

يه بلبل که هر روز مياد خونتون و رو شاخه نخل خونتون ميشينه  و برات آواز ميخونه خوبه, يا اینکه اونو بکشی و بخوريش و ديگه هيچوقت نياد؟

 و خونه و باغتون هميشه مثل کله تون سوت و  کور باشه

 لذت  حس خوبيه,شکارچی از شکر حيوانت لذت ميبره,آدم کشان وجانیان هم از شکار انسان

آيا خوبه بنده هم يکی از اون آدمکشا رو اجير کنم بياد با چماق بزنه تو سر خودتون يا بچتون تا به لذت برسه؟

پس هر لذتی خوب نيست,بجای شکار این حيوانات ميشه از وجود آنها هم لذت برد.  ميشه بجای لذت خوردن يه بلبل از آواز زیباش لذت برد  نميشه؟  امتحان کن.

ميشه بجای کشتن کبک با بچه هاش, از ديدن آنها در هنگام گردش لذت برد

اگه  رفتن به شهر کوچک حوصلتو سر ميبره, يا نرو يا اینکه وقتتو با کارهای

مثبت ديگه پر کن.

حالا که نسل تمام حيوانات رو برانداختين  سعي کن  با به وجود اوردن  فضای

 زندگی برای اونا پر کنی.

سعي کن يه قدم مثبت برداری که محيط زيستت سالم بشه که هم وقتتو پر کنه هم فضای زندگی وطبیعت سالم بشه.

افکارتون رو از این کشت و کشتار  پاک کنين و بدونين که اینکار هنر  نيست بلکه

جنايته و اینکه اگه شما رو وحشی و عقب مانده خطاب کردن ناراحت نشين

با اميد به روشنفکری و سلامت عقلی برای همه

احمد اسفند نیا-   دبی 2.9.2007

سهمیه بندی بنزین وقاچاق ان

از زمانی که مسئله سهمیه بندی بنزین اجرا شده تا کنون اخبار ومطالب زیادی راجع به ان نوشته شده است ومقامات مسئول نیز در همین رابطه نکته نظرات خودرا مطرح کرده اند اما هر کس بنا به دیدگاه خود وگاه نکته نظرات جریانی که دران قرار دارد به موضع گیری در باره ان پرداخته اند چه موافقین این طرح چه مخالفین ان چه انهایی که با دیدگاه اقتصادی به بررسی ان پرداخته اند وچه انها که از منظر سیاسی وجناحی به مسله سهمیه بندی نظر داشته اند همه انها به پرسش های واضحی که در این رابطه هست متاسفانه بصورت کج دار ومریض پاسخ گفته اند انچه در این باره من میخواهم مطرح کنم طرح روشن سوالات  مشکلات واهداف این طرح است

چرا دولت بسمت طرح سهمیه بندی بنزین رفته است

این سوال که خود میتواند باز گو کننده اهداف طرح باشد میتوان این اهداف را بصورت حدااقلی وحداکثری ان جستجو کرد اولین ومهمترین اهداف دولت در این باره قطع جریان قاچاق بنزین از کشور به کشورهای همجوار ما مانند پاکستان  افغانستان  عراق وترکیه  وکشورهای حوزه خلیج فارس است چون قیمت بنزین قبل از اجرای طرح سهمیه بندی بنزین در این کشور ها چندین برابر قیمت فروش ان در ایران بود واز انجا که سهم واردات بنزین که با یارانه دولتی به عموم عرضه میشد سنگین بود فروش ان وخروج ان از کشور خسارت هنگفتی به سیتم یارانه دولتی می زد برای نمونه قیمت بنزین که در ترکیه بالای 800تومان بود یا در پاکستان که بالای 400تومان بود وعراق وافغانستان خروج این بنزین که قسمتی از ان با یارانه دولتی از کشور خارج میشد نه به صلاح کشور بود بلکه راه کاذبی برای قاچاق بنزین بود . دومین هدف این طرح امادگی دولت ومنابع نفتی در صورت تحریم اقتصادی ست که امکان ان در منازات سیاسی در رابطه با مسئله هسته ای همچنان وجود دارد واز انجا که ما قسمتی از بنزین مصرف داخلی را از خارج تامین میکنیم امکان تحریم بنزین هم وجود دارد وپیش بینی برای سهمیه بندی از این زاویه نیز مد نظر بوده است .سومین هدف طرح کاستن از ماشین های بنزین سوز وحرکت بسمت ماشین های دوگانه سوز وگازسوز که همین هدف با اهداف دیگری همچون کم کردن از الودگی محیط زیست وکم کردن حجم ترافیکی در شهرهای بزرگ همراه است  چهارمین هدف طرح که میشود گفت اجرای سهمیه بندی بنزین با ان وضعیت مشخصی در اینده بخود خواهد گرفت عبور از تعین قیمت قبلی واماده سازی ذهنی مردم برای تعین قیمت واقعی بنزین در کشور است  مجموعه این اهداف در نظر دارد تا دراینده قیمت بنزین به نرخ  حدودا واقعی خود برسد یعنی نرخی در حدود 300تا 400تومان در هر لیتر( البته براورد تمام شده بنزین وارداتی در کشور 550تومان در هر لیتر است )

وضعیت قاچاق بنزین

قاچاق زمانی صورت میگیرد که یک کالا در یک کشور یا کم است یا ممنوع ومبادله عرضه وتقاضا همگون نیست

قاچاق بنزین که در گذشته از کشور ما به سمت کشورهای یادشده انجام میگرفت در حال حاضر مسیر معکوس طی میکند واز کشورهای دیگر به کشور ما قاچاق میشود برای نمونه هر لیتر بنزین در کشور عمان ودر شهر خصب به قایق های ایرانی در بشکه های پلمب شده  لیتری 250تا 300تومان فروخته میشود ودر بندرعباس وشهرهای ساحلی جنوب ایران به لیتری 500تا 700تومان فروخته میشود  واین مسئله در شهرهای همجوار ایران وکشورهایی که با ما مرز مشترک دارند به همین منوال است در مرز سیستان وبلوچستان در گناباد مرزشرقی در مرز عراق در مرز ترکیه وکشورهای حوزه خلیج فارس در گذشته  وقبل از طرح سهمیه بندی بنزین از مرز سیستان وبلوچستان ایران به کشور پاکستان روزانه 3ملیون لیتر بنزین قاچاق می شده است که خود نشان از حجم بالای ان داشته است اما روند معکوس این وضعیت را به جایی رسانده که شرکت نفتی شل در پاکستان اعلام نموده قاچاق بنزین از پاکستان به ایران از زمان طرح 508درصد افزایش داشته است (بنقل از خبرگزاری ایرنا  خراسان رضوی ) واین درحالی است که قیمت بنزین در پاکستان هرلیتر 58روپیه است معادل 870تومان ایران  مرز مشترک ما با پاکستان 900کیلومتر است که امکان قاچاق گسترده را برای قاچاقچیان فراهم اورده است  .قاچاق که از کارهای کاذب و سوداور محسوب میشود در حال حاضر نه تنها در مناطق مرزی کشور که در تمام شهرهای کشورمان جریان دارد اگر قاچاق سوخت در گذشته فقط در نقاط مرزی صورت می گرفت امروز حتی در روستاها هم مشاهده میشود واین وضعیت مشکلات خاصی را بدنبال خود داشته است که از مهمترین مشکلات ان درگیر شدن قشر عظیمی از نیرهای دولتی وانتظامی در کش وقوس این قاچاق هست وپرونده هایی است که روزانه در محاکم قضایی به دلیل قاچاق سوخت بیشتر میشود وعملا نیروهایی که باید وقت خودرا در جهت اهداف مهمتری صرف کنند درگیر مسئله ای شده اند که هم هزینه بر هست وهم وقت گیر جا بجایی سوخت بطریق غیر قانونی دلالان را بر ان داشته که از هر گونه امکانی برای جابجایی ان استفاده کنند وروزانه در خبرها میشنویم که فلان شخص به خاطر انبار کردن بنزین یا حمل ان در گرمای گرم بوسیله ای نامناسب دچار حادثه ای نشده باشد مرگ سه جوان سردشتی هنگام عبور از مرز در اثر حمل بنزین وگاز مایع به عراق مطمئنا اخرین ان نخواهد بود

 در منطقه لارستان وبخش اوز قیمت بنزین در بعضی مواقع از مرز 1000تومان گذشته است ودر روستاها به قیمت 1500تومان نیز بفروش رفته است گرمای تابستان وضرورت استفاده از وسیله نقلیه برای مسافرت وکارهای روزمره وجشن های عروسی در این فصل مصرف بنزین را در منطقه بالا برده و قیمت انرا در بازار ازاد چند برابر کرده است واین امر هم بر مسئولین روشن است که ادامه چنین روندی میتواند مشکلات بیشتری ببار بیاورد

مشکلات طرح سهمیه بندی بنزین

از انجا که ناوگان حمل ونقل عمومی در کشور به اندازه تقاضای مسافرین نیست وتعداد اتوبوس های شهری سیتم ریلی  مترو ما به ان اندازه از توانایی نرسیده که بی نیاز از مساقر برهای شخصی باشیم خیل عظیمی از ماشین های شخصی بکار حمل ونقل مسافرین می پردازند وتعداد زیادی از انها ان را بدلیل کسری مخارج زندگی اشان شغل دوم خود کرده اند با سهمیه بندی بنزین این ناوگان شخصی ها که تعداشان کم هم نیست با کمبود وگرانی سوخت روبرو شدند تعدادی ماشین را رها کردند وتعدادی هم با خرید بنزین قاچاق با بالا بردن نرخ کرایه به همین کار ادامه میدهند این اسیبی است که به قشر زیادی از هموطنانی که با این کار امرار معاش میکردند وارد کرده است ومسافرین که در سطح پائین این قاعده جا دارند باید پرداخت کننده ان باشند

کسانی که در سال های گذشته به مسافرت با ماشین های شخصی می رفتند بعد از سهمیه بندی بنزین ودریافت روزانه 3.5لیتر دیگر مجال وامکان رفتن به مسافرت پیدا نکردند مگر قشر مرفهی که با خرید بنزین گران از بازار ازاد توانستند به هر کجا که میخواهند مسافرت کنند این امر فقط شامل مسافرین نبود ه است بلکه هتل داران رستورانها  ودیگر مشاغل که ارتباط مهمی با گردشگری دارند نیز مثل سابق نمی توانند رونق داشته باشند رفتن به زیارت واماکن گردشگری ودیدن مکان های دیدنی شهر های کشورمان که در گذشته بیشتر با وسیله شخصی انجام میگرفت با سهمیه بندی بنزین بسیار کمتر شده است

بسیاری از مراکز درمانی بهداشتی وسرویس های همگانی همچون امبولانس ها  نیز با کمبود بنزین مواجه هستند که این امر میتواند بر سلامت جامعه تاثیر بگذارد تا جایی که یکی از مسئولین بهشت زهرا تهران به طنز گفته بود فعلا فوت نکنید بهشت زهرابنزین ندارد  چون قبرستان بهشت زهرا انقدر بزرگ است که برای جابجایی مرده از جایی به جای دیگر باید از ماشین استفاده کرد

تا اول مهر ماه کمتر از یک ماه باقی است که با توجه به خیل عظیم دانش اموزان در کشور ونیاز انها به استفاده از وسایل نقلیه عمومی وشخصی باید منتظر نا بسامانی ها در این عرصه هم بود   

 تولید بنزین در کشور حدود 45ملیون لیتر در روز است که بر اساس براوردهای قبلی واماری مصرف ما در حدود 60تا 70ملیون بشکه در روز بوده است که مابقی با وارد کردن بنزین از کشورهای دیگر این کسری جبران میشده وبا یارانه دولتی به مصرف می رسیده است وبا نرخ 80تومان در هر لیتر در جایگاه های سوخت عرضه می شده است

 راهکارهای موثر در ادامه طرح سهمیه بندی بنزین

یکی از راه های موثر با توجه به اهداف یاد شده دولت در این زمینه اجرایی کردن طرح ازاد بنزین وقانونی شدن وعرضه سوخت خارج از میزان سهمیه دولتی برای ماشین های شخصی است .(هر چند به نظر می رسد که دولت خواسته یا توانسته این کسری را با ورود بنزین از منابع غیر مشخص وارد داد وستد بازار کند )

راه حل بالا خودبخود باعث توقف قاچاق سوخت از گردونه دولتی وغیر دولتی میشود ومسیر رسیدن به اهداف بلند مدت طرح را کوتاه تر میکند

راه حل دیگر که بی ارتباط با راه حل اول نیست همسان ویا نزدیک کردن قیمت بنزین در کشور خودمان با نرخ ان در کشورهای همجوار ماست 

 کم کردن یارانه های سوخت را حل دیگری است که طی یک برنامه چندین ساله وبا توجه به نرخ ورشد تورم امکان پذیر است

انچه امد نگاه من به واقعیت هایی بود که بعد از سهمیه بندی بنزین درکشور خودنمایی میکرد وهمه ان چیزی نیست که میتواند گفته شود بلکه گذری کوتاه  بر طرح سهمیه بندی بنزین تا کنون  بود       فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 27.8.2007

 

طرح های عمرانی برای شهرهای اوز ولار وگراش وجویم کدامند؟

از یکشنبه گذشته  تا این یکشنبه بر اساس خبر خبرگزاری ایرنا این طرح ها در استان فارس به بهره برداری رسیده است

احداث دو نيروگاه جديد دستاورد بزرگ سفر رييس جمهوري به فارس است(نیروگاه اول در سعادت شهر ودهبید ونیروگاه دوم احتمالا در نزدیکی خنج ) خبرگزاری ایرنا

۲۵طرح‌آبرساني و توسعه شبكه آب و فاضلاب شهري در فارس به‌بهره‌برداري(در شهر های جهرم - مرودشت - صفا شهر  نی ریز-  فسا - کازرون - نوراباد -  اشکنان -  اقلید  - استهبان  - قائمیه -  شهر پیر -  بوانات و..  ) ایرنا

14پروژه گردشگري در استان فارس به بهره برداري رسيد( موزه اباده طرح ارامگاه حافظ احداث موزه هنرهای سنتی در بازار وکیل  طرح برق رسانی به تفرجگاه قصر یعقئب خرم بید افتتاح هتل صبا در خنج و...) ایرنا

دو طرح ورزشي و درماني در شهرستان فسا به بهره‌برداري رسيد.  ایرنا

۲۷۰ميليارد ريال صرف اجراي طرحهاي آب و فاضلاب استان فارس شد(سپیدان فسا جهرم  مرودشت  کازرون استهبان اقلید ) ایرنا

دو واحد نيروگاهي در شهرستانهاي كازرون و جهرم فارس به بهره‌برداري رسيد .ایرنا

عمليات‌اجرايي و بهره‌برداري ازچند طرح درماني و ورزشي درسپيدان آغاز شد. ایرنا

اكثر مصوبات سفر رييس جمهور به لامرد اجرايي شدایرنا

۲۰۰ميليارد ريال در شيراز صرف طرحهاي توسعه شهري شد

(نی ریز  ومشکان ) ۱/۸ميليارد تومان صرف تقويت برق مناطق شرق فارس شد

انچه  از ان یکشنبه تا این یکشنبه نیست جای پروژه وطرح های عمرانی وتوسعه در شهرهای اوز وگراش ولار وجویم است که با وجود کم بود ونبود اب اشامیدنی  در گرمای گرم تابستان دلمان لااقل به یکی دوطرح عمرانی وتوسعه در لارستان خوش کنیم .انگار نه انگار ما هم دراین استان حق پیشرفت وابادانی داریم شاید مسئولین فکر میکنند با وجود افراد خلیج نشین بقیه این مردم مشکلی ندارند واگر دارند باید از ان طرف اب به فکر ابادانی شهرشان باشند هر چند ان طرف ابی ها ولارستانی هایی که در دبی وکویت وقطر وبحرین بوده وهستند انچه در توان داشتند دریغ نکرده اند وهمواره وظیفه خود دانسته اند که برای پیشرفت شهرشان دستان همت خود را بالا بزنند اما همین افراد انتظار دارند که مسئولین گوشه چشمی هم به این مناطق وخواسته های انان داشته باشند .اری اوز وگراش ولار هم مشکل فاضلاب دارند  مشکل کم ابی وبی ابی دارند  مشکل برق وقطعی ان در چله گرما دارند  جوانان این منطقه هم از بیکاری وکمبود کار  رنج می برند  لارستان هم مثل بقیه مناطق احتیاج به فضای سبز بیشتر راه های بهتر  دارد براستی  لارستانی که پهناورترین منطقه در استان فارس است چند کارگاه تولیدی وکارخانه وشرکت دارد تا جوانان جویای کار را به خود جذب کند . 26.8.2007

 

داروهای ضرور هنگام مسافرت کدامند؟

هر کسی امکان دارد در طول سال یک یا چند بار به تنهایی یا به اتفاق خانواده به مسافرت برود وبنا به مسافتی که مسافر طی میکند امکان بعضی از حوادث واتفاقات در طول مسیر هست بخصوص زمانی که با ماشین شخصی یا عمومی مسافرت میکنید

جدا از داروهایی که پزشک متخصص برای بیماریهای خاص افراد نسخه نوشته وباید همراه مسافر باشد بعضی از داروها معمولا در سبد خیلی از کمک های اولیه هست که جنبه عمومی دارد ومیتوان همراه داشت  مانند قرص سرماخوردگی  - قرص های مسکن سردرد مثل استامنوفن البته غیر کدئین دار ان  اسپرین یا پنادول که در دبی حتی در بقالی ها هم پیدا میشود  قرص ضد اسهال واستفراغ که قبل از ان حتما در نوع ان با پزشک مشورت شده باشد  - قرص های ضد حساسیت بخصوص کسانی که در اثر تغئیر اب وهوایی دچار الرزی میشوند پماد سوختگی  - چسپ زخم  واب تمیز وبهداشتی برای خود وبخصوص برای کودکان . در فصل گرما کودکان بیش از بزرگتر ها اسیب پذیر هستند البته جهت تهیه این قرص ها که از داروخانه میباشد میتوانید جهت اطمینان بیشتر با پزشک داروساز داروخانه نیز مشورت کنید .چون تجربه نشان داده است که به همراه داشتن بعضی از این قرص ها موجب جلوگیری از صدمات بیشتر در مسافرت افراد شده است واطمینان خاطر بیشتری به مسافرین در مسیرهای طولانی می دهد .توجه به تاریخ مصرف دارو ونگهداری ان در دمای مناسب را نباید فراموش کرد    سلامت وتندرست باشید            سایت ستاره های اوز 22.8.2007

 

دوست عزیز تازه تلفن رو قطع کرده بودم که مطلب جدید شما رو دیدم تلفن از خواهرم بود که از فرودگاه زنگ میزد پرواز لار ساعت 10 صبح میبایست پرواز میکرد که بعد از 6 ساعت تاخیر به مسافرین گفتند که باید برید شیراز واقعا آیا این مسوولین به فکر مسافرین هستند ... فکر نکنم و کم کم باید به این فکر باشیم که یه کم پول بیشتر بدیم و سوار هواپیمای امارات یا الاتحاد بشیم و با دادن این مقدار پول زیادی لاقل مشکل اعصاب از بابت تاخیر نداشته باشیم بهتره ادم یه پولی بیشتر بده راهشو دورتر بکنه ولی به خیاله راحت بره ایران     با تشکر فراوان سعید ع از دبی

 

موگادیشو امد؛ تهران نیامد

دیترویت امد تهران نیامد. بیروت امد تهران نیامد . بغداد؛ بغدادجنگ زده امد تهران نیامد .موسکو امد تهران نیامد .اسلام اباد وکابل امد تهران نیامد .امارات هی امد وامد تهران نیامد . قاهره امد تهران نیامد.جاکارتا امد باز هم تهران نیامد

مسافرین دیروز پرواز ایران ایر از تهران به دبی که قرار بود ساعت 7.30شب  به دبی برسد ساعت 12.30شب امد این پرواز که قرار بود در فرودگاه شماره 1به زمین بنشیند ساعت 10شب ازتابلو برد فرودگاه شماره 1حذف شد وکسی نمی دانست تکلیف این پرواز چیست حتی مسولین قسمت اطلاعات پرواز فرودگاه دبی هم نمی دانستند که چرا هواپیما ایران ایر نمی اید  ونمی دانستند کی می اید. قبلا به انها اعلام شده بود که با دوساعت تاخیر می اید اما بعد از دوساعت ارم ایران وشماره پرواز ودیگر اطلاعات از روی برد برده شد بعد از تحقیق ورفتن به قسمت دیگر فرودگاه دفتر ایران ایر به ما گفتند که پرواز ایران ایر به دبی کنسل شده وقرار است مسافرین این پرواز از تهران  با هواپیما ماهان واسمان بیایند وشما باید بروید به فرودگاه شماره دوحتی نگفتند کی می اید وچرا تاخیر دارد.  روز از نو روزی از نو تلفن بود که بین تهران ودبی زنگ می خورد یکی از هموطنان میگفت تا حالا فقط 100درهم تلفن کرده ام میگفت مادرم از ساعت 2بعداز ظهر از منزل حرکت کرده که2 ساعت قبل از پرواز به فرودگاه تهران برود اما تا حالا که ساعت 10شب است معلوم نیست کی به دبی میرسد. من ازبس مسافرین جورواجور با شکل وشمایل های مختلف دیدم سرم گیج رفت چش بادامی با شلوار جین وتی شرت- موفرفری با پوست تیره  سفید وسرخ و با موهای طلایی از مناطق گرم از مناطق سرد از کشورهای ولرم که همه سر موقع امده بودند یا اگه تاخیر داشتند با 10یا 20دقیقه مشخص واعلام شده بود  .من که روزانه  در باره اولین ایرانیها که در 2000سال پیش چه کردند مینوسم من که هی مینویسم ایا میدانید اولین اختراع مال ایرانی ها اولین پزشک ایرانی بود اولین جاده را ایرانی ساختند در برابر این تمدن 2500ساله با این تاخیر وسردرگمی 5ساعته نفهمیدم کجای این تمدن ایستاده ایم که پرواز با ایران ایر  است اما با ماهان می اید به جای ساعت 7.5 ساعت 12.30می اید باید به فرودگاه شماره1 دبی می امد اما در فرودگاه شماره 2به زمین می نشیند جدا مسئولین امر چه جوابی برای این تاخیر که در طول سال بارها وبارها اتفاق می افتد دارند حتی کسی نیامد دلیل واقعی این تاخیر به مسافرین ومنتظرین در فرودگاه توضیح دهد به خودم گفتم نکنه سهمیه بنزین هواپیما کم شده وشاید رفته اند از بازار تهیه کنند وبرای همین است که دیر شده .ایا مسئولین امر برای این سوال مردم که چرا دلیل تاخیر را برای مسافرین توضیح ندادند احترامی قائل هستند یا این وضع ادامه خواهد داشت .در همه جا ی دنیا ودر بلیط های هواپیمایی که صادر میشود  در قسمتی از ان نوشته شده است که مسافرین باید دو ساعت قبل از پرواز در فرودگاه حاضر باشند اما چون ما ایرانیها به تاخیر عادت کرده ایم  ما میتوانیم ابتکار تازه ای به خرج بدهیم واعلام کنیم مسافرین محترم لطفا 3ساعت بعد از زمان پرواز در فرودگاه حاضر باشید اگر هم زودتر رفتیم خدا نگهدارتان باشد

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی  1.8.2007ساعت 1.5شب بعد از رسیدن مسافر به منزل

 

درامد کم هزینه بالا

این فصل فصل مسافرت  است قبلا این موقع سال که می شد اکثر خانواده های اوزی ومردم منطقه به اتفاق خانواده به اوز وایران می رفتند تا هم نفسی تازه کنند وهم به فامیل وطایفه سری بزنند وبدور از هیاهوی بازار وتجارت به عروسی نزدیکان خود بروند ویادی از شهر ودیار خود کنند واین همیشه غنیمتی بوده است که بخصوص اوزیها از ان استفاده میکردند البته بگذریم از یک عده ای که جان وروحشان به پول وتجارت بسته است ولذت زندگی را در پول دراوردن وبیشتر انباشته کردن می دانند وپول را برای پس انداز میخواهند نه اینکه با ان زندگی کنند ووبه هیچ وجه حاضر نیستند در این فصل گرما دست زن وبچه را بگیرند وبه اطراف واکناف جهان سر بزنند چه میشه کرد اینها هم یک جور ادم هستند

اما حرف من راجع به این جماعت دارا وپولدار وگردن کلفت نیست بلکه راجع به اندسته از همشهریان وایرانی هایی است که با وجودی که دوست داشتند به گردش بروند امسال نتوانستند راهی شهر ودیار خود شوند .دیروز در سالن مرحبا دبی که بسیاری ازبازیکنان بلیارد  اوزی حضور داشتند دیدم برخلاف سالهای گذشته خیلی از انها یا کلا به مسافرت نرفتند یا اینکه فقط زن وبچه را فرستاده اند با چند نفری از انها که صحبت میکردم می گفتند که سالهای گذشته هزینه ها به این اندازه که امسال شده بالا نبود اجاره خانه انقدر گران شده است که اگر بخواهی دو ماه بروی مسافرت انوقت کم می اوری یا یکی میگفت حدااقل برای اینکه دو ماه جلو بیفتم بچه ها را فرستادم اوز تا هم خرج اینجا کمتر بشه هم از فرصت تعطیلات در اوز استفاده کنند تا بتوانم کسری ها را بدین شکل جبران کنم  همشهری دیگری میگفت گوشت هندی پارسال کیلویی 13تا14درهم بود امسال همان گوشت با کیلویی 26تا 28درهم میخریم  وقتی قیمت گوشت امسال نسبت به سال گذشته دوبرابر شده یعنی صددرصد گران شده وقیمت نان از نیم درهم به هفتاد وپنج فلس رسیده وچایی هم همینطور وقیمت بسیاری از چیزها بین 30تا 100درصد گران شده من که اصلا نمی توانم با این گرانی با خانواده به مسافرت بروم من حقوق بگیر هستم بیشتر جنس ها گران شده اما صاحب کار فکر میکنی چند درصد به حقوق ما اضافه کرده من از دوسال پیش تا کنون فقط 300درهم به حقوقم اضافه شده در صورتی که خرج وهزینه زندگی 50تا صد درصد اضافه شده است  یعنی هر چه میرویم جلو باید از یک چیز زندگی امان بزنیم تا سر ماه بدهکار نشویم

یکی دیگر از همشهریان میگفت یادت هست من پارسال دبی زندگی میکردم وچون اجاره دبی انقدر گران شده رفته ام شارجه وصبح مجبورم به جای ساعت 8 ساعت 6.5از شارجه بیایم بیرون تا شاید ساعت 8 یا 8.5 به سر کار برسم بنزین هم که میدانید گران شده به خاطر همین الان چند تا از بچه های بازار می شناسم که هم به خاطر کمبود پارکینگ وگرانی ان هم به خاطر قیمت بنزین با ماشین به سرکار نمی روند بلکه بعضی هستند که چند نفری با یک ماشین می ایند یا با پیاده واتوبوس می روند خوب شما ملاحظه کنید با این وضع مگه میشه مثل سابق به مسافرت رفت هر سال دارد ساختمان درست میشود وهمه جا هم تبلیغ ان هست اما نه ارزان میشود ونه امثال من میتوانند خانه بخرند .این همشهری همینطور که صحبت میکرد میگفت نگاه کن همین جا هم فاصله افراد خیلی زیاد است یکی مثل من یکی هم مثل ان اقا (با انگشت یک نفر را نشان میداد )که امسال دو مغازه دیگه به مال التجاره اش اضافه کرده خونه مردفش هم ساخته بچه هاش هم می تواند هر جا بخواهند به تحصیل ادامه دهند ارباب است دیگه انوقت من پول کرایه مدرسه بچه هام رو ندارم ومجبوریم  صبح خیلی زود من یا همسرم پا بشیم انها را به مدرسه برسونیم

واقعیت این چنینی تلخ است این قسمتی از مشکلات همشهریانی است که نه صاحب مغازه هستند ونه درامد کلانی دارند ونه پدر ومادر پولداری که دغدغه زندگی هر روز انها را به فکر تامین مخارج زندگی نیندازد ناگفته نماند که چند سالی است که تجار خرده پا که سرمایه اندکی دارند هم با گران شدن اجاره خانه واجاره مغازه نمی توانند به کار وکسب خود مثل سابق ادامه دهند

وضعیت موجود بخصوص برای همشهریان وایرانی هایی که با تکیه بر حقوق خود می خواهند به کار وزندگی در دبی ادامه دهند واقعا دشوار کرده است بعضی ها به غلط فکر میکنند هر کس در دبی هست وضعش توپ توپ است وهمه اوزیها در موقعیت خوب وعالی بسر میبرند کارگراوزی که پیش صاحب کارش کار میکند وحقوق ماهیانه اش بعد از چند سال 3000تا 4000درهم است هزینه زندگی اش (اجاره اب وبرق تلفن هزینه تحصیل  خرد وخوراک و..) که اگر رعایت همه چیز بکند بالای 6000درهم با چه امیدی می تواند به کارش ادامه دهد اگر این روند ادامه پیدا کند بسیاری از همشهریان که به اتفاق خانواده خود دراینجا زندگی می کنند مجبور میشوند خانواده را به اوز برگردانند ومثل سالهای دور دور از زن وبچه فقط کار کنند وبرای بچه هایش وزنش خرجی بفرستد واین خود مشکلاتی برمشکلات انها اضافه میکند که جبران این دوری وتاثیر پدر ومادر بر بچه ها وتربیت انها از جمله مسائلی است که نمی توان نادیده گرفت . تعداد زیادی از همشهریان که سالهاست بصورت کارگری کار می کنند وتاکنون نتوانسته اند زن وبچه خودرا به اینجا بیاورند در دبی کم نیستند از کارگرانی که در مغازه ها بعنوان فروشند ؛ راننده ؛ انباردار کا ر میکنند تا انها که در شغل های دیگر طاقت فرسا از صبح تا شب بقول اوزیها جو کادات

دبی پر زرق وبرق است خیابانهای شیک وتمیز دارد  همه جا از داخل ماشین گرفته تا مغازه وسنتر وفروشگاهها شیک ومرتب وخنک است  ماشین های همه مدل پیدا میشود از هیوندای وتویوتا ونیسان ولگزز گرفته تا بنز وبی ام وپورش و....کنار دریا تمیز دارد  ساختمانهای بسیار بلند وزیبا با معماری مدرن   لباسهای شیک   رستوران و انواع پارک خشکی وابی   موبیل ارزان وگران در مدلهای مختلف  جاهای خوب وشاید هم بد برای گردش تفریحات اول شب   بارهای اخر شب  نوشیدنی مجاز نوشیدنی غیر مجاز پپسی کولا کوکا کولا  خیلی چیزها دارد اما وقتی دخلت به خرجت نمی رسد فقط میتونی نگاه کنی وقتی سرماه کسر می اری یادت میره کجا زندگی میکنی وان شهر چه چیزهایی داره

نتیجه اخلاقی این مطلب : سایت ستاره های اوز نه میتونه چیزی رو ارزون کنه نه گران اوزیها که شامل من هم میشود  و با این مشکل مواجه هستند اگر میتونند بمونند اگر نمی تونند بروند؛ چون خیال نکنم هیچ ارباب وصا حب کاری فردا اول صبح بیاید وبه شما بگوید همشهری عزیزم کارگر خوبم که خوبی وزیاد زحمت میکشی من میدانم همه چیز گران شده وبا مشکل زیادی روبرو هستی اما نگران نباش تا من هستم غصه هیچ چیز را نخور من ار فردا 50درصد به حقوقت اضافه میکنم تا دخلت به خرجت برسد........ کسی نمی داند شاید هم کرد

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی 14.7.2007

 

یکی ازهمشهریان و بینندگان سایت در رابطه با مطلب درامد کم هزینه بالا نکته نظرات خودشان را برای ما فرستادند که ضمن تشکر از ایشان ، توجه شما را بدان جلب می کنم

راجع به این موضوع دوست دارم مطلبی رو به عرض شما برسانم

راستش درسته که خیلی از صاحب کارهای شهر ما یعنی اوز خیلی برای این شهر زحمت کشیدند ولی کلا اگر حساب کنید بیشتر به فکر اسم بودند من صاحب کار سراغ دارم که یک عالمه ساخت و ساز برای شهر خودمون داشته ولی حاضر نیست حقوق سر ماه کارگر همشهری خودش رو بده و میگه اگر چیزی میخوای یه مقدار برداشت کن >

بهتر بگم بیتشر پولدارهای شهر ما فقط برای اسم کارها را انجام میدهند به نظر من بزرگترین اشتباه برای یک مرد اینه که به دور از خانواده زندگی کنه چون اون تاثیر پدری از خانواده رفع میشه و باعث مشکلات خیلی زیادی میشه که جبران کردن آن اصلا امکانپذیر نیست . به نظر من یه نفر اگه واقعا نمیتونه درامد داشته باشه بهتره که عمره خودشو تلف نکنه و برگرده اوز . فقط کافیه که فکرشو بکنید یه نفر سالی یک بار بره مسافرت به اوز اون هم یک ماه در سال میشه یک ماه در 10 سال میشه 10 ماه و در 60 سال که عمر متوسط یک نفر هست میشه 60 ماه یعنی 5 سال . نتیجه یک عمر زندگی 80 ساله چون کار رو از 20 سالگی شروع میکنی و توی این 60 سال کاری فقط 5 سال خانواده خودتو میبینی . به نظر من ادم بمیره بهتر از اینه که بخواهد دور از خانوادش باشه .

من مدام همه دوستامو که بدون خانواده هستند اینجا نصیحت میکنم و الان هم چند تا از این دوستان به حرفم گوش کردند و باور کنید باید شروع کرد کار کردن دبی دیگه جای کار نیست کاری کردن که اونی که در میاری رو باید بدی خرج کنی و هیچ چیز دستت نمی مونه برای مثال میگن دبی مثل اینه که یک مشت ماسه برداری و از هر طرفش از توی مشت ماسه میریزه و تا آخر هم چیزی نمی مونه .

چند وقتی توی این فکر بودم و یه فکر خوب به ذهنم رسید مگه ما 1000 تا تاجر اوزی نداریم توی این شهر ؟ خوب یه کار کنیم بگیم یه دوست میخواد یه کاری رو شروع کنه این 1000 تاجر نفری فقط 1000 درهم همکاری کنند یا بگیم 500 درهم میشه 500000 درهم که یه سرمایه خوب برای هر کسی هستند اون وقت طرفی که پول میگیره موظف هستش که بعد از یک سال شروع کنه یواش یواش پولها رو برگردوندن شاید بگید خوب چرا همه رو از 1 یا 10 نفر نگیره خوب اینجا میگیم که اول اینکه یک نفر یا 10 نفر حاضر نمیشن که پول زیادی رو بدن چون اگه 10 نفر باشند باید نفری 50000 بده و تازه اون شخص گیرنده هم یک دفه پول در میاره که یه جا بدهی خودشو بده ولی اگه نفری 1000 باشه یواش یواش این کارو میکنه و شاید در ماه جواب 20 تا از این تاجرها رو بده و بدهی خودشو صاف کنه >

خیلی از تبعه کشورهای دیگه این کار رو میکنند ولی به صورت کم و مثلا ماهی 100 درهم میزارند نه واسه شروع یک تجارت برای خودی و خوب هم استفاده میکنند .

به نظر من فکر کردن در این مورد خالی از لطف نیست و باید دید که آیا این تاجرها که به فکر شهر خود هستند آیا حاضر به انجام این کار خواهند شد یا نه چون اگر واقعی فکر کنیم اگه بچه های این شهر درست تربیت نشوند این شهر پیشرفت نخواهد داشت و کاری که میکنند هم واسه همشهریهای این شهر است پس چه فرق میکنه واسه شهر یا همشهرایهای این شهر >

فکر ء فکری خوبی هست فقط بیشتر باید دربارش بررسی و استعلام کرد .

با تشکر فراوان از زحماتی که در این سایت میکشید

مخلص شما سعید 16.7.2007

 

شماره چندح ؟

الو الو صدات نند ا

شماره چند ؟ بلاخره اخرش هم معلوم نشد که باید شماره چند بگیرد نه فکر کنید طرف زنگ زده وشماره تلفن کسی را میخواهد نه این بدترین نوع تصور در این رابطه است شماره کفش فرزاد رو میخاد تا براش یک کفش از بازار گاوی منال یا مرشد بگیرد این چندمین بار است که زنگ زده تا برای فرزاد یک کفش بگیرد تازه ارزش کفش به اندازه ای که سرکارخانم تلفن زده نیست یعنی 45درهم تلفن کرده تا یک کفش مثلا بیست درهمی از بازار بگیرد بساط رفتن ما ایرانیها به اوز ومسافرت ومثلا دید وبازدید ازطایفه واقوام سالیان درازی است به همین منوال است قبل از این که مدرسه ها تعطیل شود یا مرخصی در کار باشد خرید سوغات برای خانواده وفک وفامیل انچنان داغ وگرم استن که اگر شما میخواهید 10روز بری مرخصی بیست روز فقط باید در تدارک خرید باشی خانم ها که اصلا به انها توهین نشود ادم هایی بسیار با حوصله در خرید هستند واقایان که توهین نشه به انها که خیلی کم حوصله درخرید هستند جفتی پا میشن که برن خرید از ده درهمی گرفته تا صد درهمی این یکی میگه پس برای داداشم چی اون میگه برای بابام چی پس برای نازنین فرنوش وسهیلا چی برای عمه ام چی من که یک عمه بیشتر ندارم برای دایی اکبر چی برای عمو منصور برای زینب زن عمومنصور برای دوتا از بچه هاش بچه های نازنین برای دارا وسارا که خوشگل ونزن نظرت چیه یک عروسک برای سارا یک تی شرت عنکوبوتی هم برای دارا بخریم راستی مامانم زنگ زد گفت پشه وارروت وکستر هم یادت نره اخه تا ماه رمضون چیز دیگری نمونده  برای داداشت میخوای از پل جردن یک تی شرت خوب بخریم  کاشکی یک سری به جردانوهم میزدیم میگن تنزیلاته (منظور حراجی خودمون) همه جنساش مفته وخیلی هم جنسش خوبه اگه دوست نداری برای قاسم نمیگیریم میخوای یه جفت کفش تو بازار چینی دیدم ده درهمه میخوای انو واسش بخریم تازه زیادش هم هست مگه اندفه که از اوز اومدن برامون چی اوردن تفتون وکلوچه وچارتا تپ تپی اگه واسه ننه خاله هیچی نگیرم ناراحت میشه همیشه میگه ننه هر وقت میخای بیا فقط برام یک چدر یا بلی زری بیار  اخه چدر زری از کجا دنبالش بگردم کاشکی به جای ان یک پاکت چای شمشیری براش میبردیم نعلین بند انگشتی لیزه ترسدام پاش اچه بفته صبر کن بذار از فاطمه بپرسم اون پیرهنو شلوار از کجا خریده میگه خیلی خوبه الو  فاطمه سلام حالت چویه چکرداش پس کوهش / موتک بازارم خاد شوم اندستم خرید / مه کی چدای / یک خرده ای (خرده که چه عرض کنم بگو چند کارتن جنس ) خرید اموده هنوز معلوم نی ممد اگه بلیط گیر ننداح از بس مکسی چدات اوز هر چی خلداش باز دداش اوسی فلانی ات نخلدح  هه راست گتاش / خونمو پر از پلاستیک بدح شو که ابه خسته وکوفته چداش اخونه  اگام اگر مرو چدش سمت بازار مرشد ببن شلواری قد پسوم جعفر پیدا ناکنش دستت درد نکت پولش ته تام  نه بابا که نقل پول کرداح  قابلیش نی  دستت درد نکوت اگام مه پیراهن وشلواری که از بازار اتخلدستود از دکن کت خلی / ولا نانام  ولم مویاد نی  ادانش باراح سمت صبغه مکه هد یک دکونح پت فروشی چن تا جلوته دکو هه مه کایای امخلی اسمش مویاد نی مه بچ وبار وکر خونه فکر وذکر اسی ادم ادهرت

خاب خداحافظ  کریت نی دگه شوم ویستدح منتظرح موچم مچی بخلم

این حرف وصدها حرف دیگر حکایت خرید ما اوزیهاست که البته شامل دیگر مناطق لارستان وایران نیز میشود سوغات بری ودویدن برای خرید از دل مشغولیهای مسافرینی است که میخواهند به سفر بروند ویا حتی از سفر برمی گردند چون شما فقط از این طرف نیست که خرید میکنید بلکه از ان طرف هم باکوله باری به دبی بر می گردی در هر دو طرف کارتون وبسته بندهای متعدد ورنگارنگ است که روی ریل چرخ های گردون فرودگاه است .تلف کردن وقت - خرید های انچنانی بدون اینکه بدانیم ایا چیزی که میخریم بدرد طرف می خورد یا نه- اعصاب خردکنی که معمولا بین زن ومرد ها هنگام خرید پیدا میشود - حمالی واضافه بار وغیره همه وهمه محصول فرهنگی است که چه خوب بدانیم وچه بد با ان مردم خو گرفته اند وزمانی باید فکر اساسی برای ان کرد تا نه گله مندی ایجاد کند ونه توقع بی جا بوجود بیاوریم ودر این رابطه ما طی سالیان انچه در فرهنگ ورسوم خود کاشته ایم درو می کنیم تا در اینده چه بکاریم  زمان وشعور ما تعین کننده است .    فرهاد ابراهیم پور- محمودا دبی 1.7.2007

 

فصل ازدواج

با شروع تابستان جوانان اوز ومنطقه اوز قصلی را از سر می گذرانند که زندگی خیلی از انها در این فصل رقم میخورد من قبلا هم در این مورد نوشته بودم اما صحبت وتبادل نظر در این زمینه باز هم ضروری به نظر میرسد چرا که هر سال تعدادی جوان دیگر به این روابط گره میخورند که تجربه دیگران را متاسفانه همراه خود ندارند باید بپذیرم که بدلیل خود ویژگی جوان بودن وبرخورد احساسی که غالب بر نکته نظرات منطقی در امر ازدواج است انها را از برخورد های عقلانی دور میکند واین وظیفه والدین دوستان وکسانی است که این مراحل را از سر گذرانده اند ومیتوانند با انتقال تجربه به جوانان که میخواهند به جرگه زندگی مشترک وارد شوند کمک کنند. از یاد نبریم که جوانان همیشه اماده پذیرش نکته نظرات ما نیستند وبراحتی وبسادگی پذیرای منطق وعقلانیت امر ازدواج نمی شوند. بنابراین باید احساس انها را در نظر گرفت وبا زبان خود انها با انان صحبت کرد

اما انچه خود جوانان ووالدین باید توجه داشته باشند

1-فردی را برای زندگی مشترک انتخاب کنند که با معیارهای اخلاقی وفرهنگی وانسانی نزدیک باشد

2- هر کسی برای خود اندازه ای از زیبایی دارد ملاک زیبایی بیرونی وظاهری شرط پایداری یک زندگی خوب نیست .چه بسیار که با این نگرش بسراغ انتخاب همسر خود رفته اند اما بعد از مدتی دیده اند وباور کرده اند که ویژگیهای مهمتری در انتخاب همسر هست که نادیده گرفته اند .از انجا که زیبایی هم امری نسبی است پس در نظر هر کس یک شکل وشمایل خاصی بدلش می چسپد واز فردی خوشش می اید که امکان دارد من وشما اورا زیبا نمی بینیم .بفول اوزیها هردل یک نگاری اپسندح

3- والدین نقش مشاوره باید داشته باشند نه نقش تعین کننده وتحمیل کننده این مسئله در رابطه با دختران نقش بسیار حساسی ایفا میکند من وشما اگر پدر یا مادر یا خواهر وبرادر او هستیم حق این را نداریم که برای عمری زندگی یک جوان نقش تحمیل کننده بازی کنیم وبزور اورا به ازدواج کسی در بیاوریم که هیچ علاقه ای به او ندارد یا هیچ تناسب ودرکی از همدیگر ندارند

4- دختر وپسری که به قصد ازدواج پا پیش میگذارند  باید قبل ازازدواج ارتباط داشته وبا همدیگر در موارد اشتراکات وسلایق وعلاقمندیهایشان صحبت کنند در گذشته نامزدی یکی از این روش هایی بود که دو نفر قبل از ازدواج امکان ارتباط گیری داشتند

در حال حاضر جدا از وسایل ارتباطی همچون تلفن ونامه وموبایل امکانات بیرونی هم تا اندازه ای فراهم است هر چند این ارتباطات مشخص وروشن نیست. بجاست که والدین به جای برخوردهای سنتی وکج دار ومریض با فرزندان خود انها را در مسیری قرار دهند که ارتباط انها مشخص شود ارتباطی که پنهانی باشد متاسفانه اثرات خوبی به جا نمی گذارد وما نه مامور تفتیش هستیم ونه چنین امکانی در جامعه ای که روز بروز ارتباطات انسانها بیشتر میشود وجود دارد تا کا رکنترلی انجام دهیم ایا شما میتوانید دختر یا پسرتان را همیشه کنترل کنید. به نظر من بهترین کنترل اموزش واگاهی دادن به انهاست وباید روابط ما با فرزندان وجوانان بگونه ای باشد که انها راحت وبی دغدغه مشکلات ومسائل خود را با ما در میان بگذارند بخصوص در موارد حساسی چون ازدواج اما چون اینگونه روابط در بسیاری از خانواده های ما اوزیها نیست جوان به جای اینکه با پدر ومادر خودش مشورت کند به دوستان همسن وسال خود مراجعه میکند وچون انها هم تجربه زیادی ندارند فقط در حوزه حسی میتوانند مشوق انها باشند تازه اگر حسادت وکج بینی وسواستفاده از روایط دوستی انها صورت نگیرد شانس اورده اند

5- عشق تاثیر بسزایی در روابط پایدار دو زوج ایفا میکند اما بشرطی که عشق را با هوس اشتباه نگیریم عشق احساس گذشت وفداکاری نسبت به همنوع خود است مهر وعلاقه ودوست داشتن همدیگر در رنج وخوشی است عشق فقط در مژه های دختر وپسر وچشمان وابروان زیبا وقد وقواره ولوندی وخوش مزگی یار نیست بلکه عنصر والاتری به این مرحله احساسی هویت پایدار می بخشد که با خرد هم ارتباط دارد  بقول قدیمی ها اگر تو ملکه زیبایی جهان هم زنت شود فقط هفته اول ملکه است بعد مثل بسیاری از زنان دیگری میشود که دیده ای

6- در قدیم مادران دختران خود را طوری تربیت میکردند که وظیفه خانه داری را محترم بشمارند اشپزی یاد میدادند دوخت ودوز به دختران خود می اموختند ونکات ظریف برخورد با شوهر به انها می گفتند وپدران به پسرها یاد میدادند که کار وتلاش جوهر مرد ومردانگی است واقعیت امر این است که بعضی از اموزه های گذشته ما واقعا مفید بود هر چند تحمیل در این گونه موارد نقش داشت اما امروز ما میتوانیم به ان قسمت مهم که برای زندگی هر زوجی ضروری است با شیوه ای نوین یاد اور شویم .فکر کنید شما زنی گرفتید خیلی خوشگل تحصیل کرده وخوش تیپ وخوش لباس وحرف های قشنگ هم خوب بلد است وروزی صد دفه به تو میگوید فدات شم اما بلد نیست یک غذا درست کند یاد نگرفته خانه را مرتب کند اشغال ها را از وسط اتاق جمع کند چنین زنی مطمئنا بدرد چند هفته نمی خورد یا باید عمری اورا تحمل کنی ووظیفه اورا خودت انجام دهی یا هفته ای چند بار جر وبحث داشته باشی این مسئله در رابطه با اقا یان هم صادق است مردی که از ان روزهای عشق وعاشقی میگفت تو عزیزم همه چیز منی ومن حاضرم برای تو هر کار بکنم تو فقط جان بخواه ؛اما بعد از ازدواج نه تنها همراه ویار ویاور همسرش نیست بلکه به فکر خرج ودخل خانه هم نیست وحاضر نیست درست وحسابی به کاری بچسپد ومرتب غر میزند این ادم در خیالات بسر میبرده وبرای یک زندگی با شرایط دشوار جهان امروز ساخته نشده است

6-پس مهمترین قسمت برای بنیان یک زندگی مشترک شناخت طرفین است این شناخت از ابتدا هیچ وقت کامل نیست اما باید به نکات مهمی توجه کرد باید سلیقه همدیگر را بشناسیم حتی اگر مثل هم نباشد باید نسبت به کار وزنده گی وبرنامه های اینده در حد امکان تبادل نظر کرد باید بیاد داشته باشیم زن یا شوهر من قسمت مهم زندگی من است اما این رن ومرد پدر ومادر دارد خواهر وبرادر دارد فامیل وطایفه دارد قرار نیست هیچ کدام از ما جای انها را بگیریم بلکه باید تناسب عقلانی واحساسی در این ارتباطات موجود باشد تا تنش ودرگیری خانواده طرفین  کم شود .

7- تفات سنی زیاد باعث دوری نگاه طرفین وفاصله گیری انها در ارتباطات مشترک میشود انهایی که فکر میکنند باید با  دختر ی جوان با فاصله های سنی 10سال به بالا ازدواج کند در اینده ای نه چندان دور متوجه میشوند که درک مشترک واحساس نزدیک به هم نسبت به بسیاری از امور ندارد البته مواردی هم پیدا شده که با چنین تفاوتهایی زندگی خوبی داشته اند اما این موارد بسیار کم است

8- اگر به خاطر پول طرف ازدواج میکنی بدان که یا خریده شدی یا در اینده ای نه چندان دور خریده خواهی شد چون مبنا در این گونه ازدواج داد وستد است نه زندگی انهایی که با وضع طبقاتی شدیدا ناهمگون ازدواج میکنند همیشه در زندگی خود این فاصله را حس خواهند کرد چه مرد باشد چه زن فرقی نمی کند وطعنه وکنایه از عواقب اینگونه ازدواج است من کسی نیستم که منع کننده چنین ازدواجی باشم اما دیده ام مردانی که از طبقه متوسط یا فقیری بودند چگونه بی حرف وگفت نتوانستند در زندگی مشترک خودشان باشند وبقولی داماد سرخونه بودند یا زنانی که از طبقه فقیر بوده اند چگونه از سوی خانواده مرد پولدار مورد سرزنش وتوهین قرار گرفته اند .این فاصله گاه چون زخمی سرباز میکند

9- شکاکیت یکی از امراض مهلک فکری واحساسی زوج های جوان بعد از ازدواج است که متاسفانه تاکنون وبر اساس بعضی از اطلاعاتی که خود بنده دارم واز دوستان ونزدیکان دیگر نیز شنیده ام تاثیر بسیار مخربی بر زندگی مشترک زوج های جوان داشته است که گاه به طلاق کشیده شده من فکر میکنم جو احساسی غالب در قبل از ازدواج راه بر شناخت طرفین در این زمینه می بندد وافکار سنتی وبخصوص مرد سالار که میخواهد مالکیت صد درصدی بر زن خود داشته باشد عامل مهمی است که رفتار همسز خود را مرتب زیر نظر داشته باشد این امر شاید ناشی از این مهم باشد که روابط قبل از ازدواج ما چون پنهانی وزیرکانه است تفکر شکاکیت نیز ادامه همان روند است که فکر میکند دیگری همچنان که با خود او بدور از چشم پدر ومادرش ارتباط داشته حالا نیز می تواند ادامه پیدا کند بخصوص این حساسیت ها زمانی زیاد میشود که زوجی قبل از ازدواج با کس یا کسان دیگری ارتباز داشته وبه ازدواج با او نیانجامیده این شکاکیت هم در زن وجود دارد وهم در مرد .بنابراین قبل از ازدواج دختر وپسری که میخواهند ازدواج کنند باید نسبت به اینگونه مسائل صحبت کنند باید راجع به کار بیرون از خانه صحبت کنند باید نسبت به زمان بچه دار شدنشان صحبت کنند باید راجع به پوشش وحضور در جمع دیگران صحبت کنند تا بیشتر وبهتر همدیگر را بشناسند از قول وقرار های بیجا خود داری کنند مشکل مسکن که یا اجاره ای باشد یا اگر در توان دارند صحبت کنند

اینکه فقط بگی دوستت دارم عاشقتم شب وروز بقکرتم بی تو خواب وخوراک ندارم دردی از زندگی مشترک دوا نمی کند اینکه عکسشو روی موبایلت بذاری وروزی 10ساعت بهش زنگ بزنی ودوست داشته باشی کنارت باشه ودلتگ دوری ونادیدنی اش میشی بد نیست اما باید عکسشو تو دلت بذاری بجای نشستن تو خونه بری به عشقش کار کنی وزحمت بکشی برای یک اینده نسبتا روشن چون بعدها انقدر وقت داری که میتونی روزی هزار دفعه بهش بگی دوستت دارم(بقول یکی از دوستام که میگفت زنم چندی پیش به من گفت میدونی چند سال است که نگفتی خیلی دوستت دارم گفتم نه گفت 8سالی میشه ) اره زندگی بعدها خود زندگی است نه شکل وشمایل وتصوراتش خود واقعیت است پس باید واقع بین بود بخصوص در امر مهمی مثل ازدواج       فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی 25خرداد 1386

 

با احتیاط رانندگی کنید

از زمانی که اتومبیل درست شده است تاکنون میلیونها نفر بر اثر تصادف ماشین هاوسرعت زیاد وواژگونی ماشینها به دره ها مرده اندو چند برابر این امار مجروح وزخمی شده اند مجروحینی که گاه تا اخر عمر یا از دست وپا محروم بوده اند یا دچار انچنان اسیب دیدگی شده اند که متاسفانه به زندگی عادی بر نگشته اند جدا از خسارات های جانی خسارت های مالی که در این حوادث ببار می اید اماری نجومی دارد واین امار متاسفانه همچنان در جهان رو بفزونی است شرکت های ماشین سازی در رقابتی نفس گیر با هم انواع واقسام ماشین در طرح ورنگهای متنوع درست می کنند تا انهایی که توانایی مالی خرید ماشین دارند را بخود جلب کنند هر چند امکانات ایمنی ماشینها زیاد شده است اما همچنان سرعت وقابلیت های سرعت بالا روزانه در تبلغات فروش ماشین ها نقش ایفا میکند وخیلی ها یکی از مزیت ها ی ماشین خوب قدرت ماشین وسرعت ان می دانند در حالی که بیشتر ماشینهای خریداری شده مصرف شهری ودرون شهری دارد وبیشترین ماشین ها در سطح شهر در رفت وامد هستند وخیال نکنم در داخل یک شهر وطی فاصله یک چراغ فرمز تا چراغ قرمز بعدی احتیاج به سرعت بالای 100کیلومتر داشته باشد اما شرکت های تولید کننده ماشین تا کنون نظر بر این ندارند که ماشینی تولید کنند که فقط مختص داخل شهر باشد شاید این روندی است که باید در فرهنگ مردم صورت بگیرد تا افرادخود راننده ماشین باشند نه اینکه ماشین انها را براند

فصل تابستان در ایران به خاطر امکان تعطیلی مدارس خانواده ها هم وقت تعطیلات ومسافرت خودرا با این ایام تنظیم می کنند وبه مسافرت های دور ونزدیک میروند واوزیها هم که از این قاعده مستسنی نیستند با رفتن به بندر به شیراز به شمال کشور ودیگر نقاط دیدنی کشور راهی سفر میشوند حال عده ای با ماشین خود عده ای با هواپیما وعده ای هم که وسیله ای از خود ندارند با اتوبوس به مسافرت میروند تا حال وهوایی عوض کنند وخستگی وفشار چندین ماه کار از تن بدر کنند (نگفته نماند که با خرج ومخارج زیاد همچون کرایه هتل وخورد وخوراک بین راه وغیره قشر فقیر جامعه متاسفانه از چنین امکانی برخوردار نیست ) وبتوانند این چند روز مسافرت را به خوشی بگذرانند اما انچه که در بعضی موارد این مسافرت ها را به عزا وبدبختی تبدیل میکند عدم رعایت اصول راهنمایی ورانندگی است سرعت بالا وشتاب در زود رسیدن به جا ومقصد جلو زدن نا بجا از ماشین ها وسبقت غیر مجاز خواب الودگی در شب ونبود دید کافی در رانندگی های شبانه تداشتن لاستیک خوب وایمن در جاده ها ندیدن چاله های خیابانی وجاده ای نداشتن چراغ های عقب وجلو ماشین یا کار نکردن  یکی ازانها در شب. خوردن مشروبات الکلی واستفاده از مواد مخدر در هنگام رانندگی  تنگ بودن جاده ها  نبود علائم راهنما در بعضی جاده ها  خرابی خود جاده ها از جمله عوامل تصادف جاده ای در کشور ما هستند که با رعایت وشناخت این عوامل میتوان از پیش امد های ناگوار جلوگیری کرد امار وارقام نشان می دهد که کشور ما از نظر مرگ ومیر جاده ای از زمره کشورهای طراز اول جهان هستیم هر چند طی دوسال گذشته سعی نیروی انتظامی ومسئولین بر این بوده تا نکات ایمنی را بیشتر به رانندگان تذکر بدهند واز طریق مطبوعات ورسانه های گروهی گامی در این جهت بردارند اما همچنان ما در صدر تصادفات جاده ای هستیم واین امار کاهش پیدا نمی کند مگر اینکه ما چه به عنوان شهروند وراننده وچه بعنوان مسئول از نظر فرهنگی به ان اندازه از شعور ودرایت برسیم که برای جان خود ودیگری ارزش قائل باشیم اما تا ان هنگام که این امر نهادینه شود تا امار تلفات جاده ای کم شود چه میشود کرد

من فکر میکنم رعایت چند نکته میتواند از حوادث ناگوار وتصادفات جاده ای بکاهد

1-من به عنوان راننده وظیفه دارم نکات ایمنی وراهنمایی ورانندگی را رعایت کنم

2- کسی که همراه راننده مسافرت میکند از یک نفر تا چند نفر اگر مشاهده کردند که راننده خلاف اصول رانندگی میکند اول به او تذکر دهند واگر امکان نداشت با چنین ماشین وراننده ای مسافرت نکنند بخصوص رانندگان ماشین های مسافر کش همچون تاکسی ها واتوبوس ها چون بارها مشاهده شده که راننده اتوبوس در ظلمات شب با چنین سرعتی رانندگی میکند که فکر میکنی هواپیماست ومتاسفانه بیشتر ادم ها به جاب اینکه به او تذکر بدهند فقط در جای خود از ترس به خود پیچیده اند در اینگونه موارد که مسئله جان ادم ها مطرح است جای هیچگونه تعارف وگذشتی نیست  این مورد در رابطه با ماشین های شخصی هم صادق است حتی اگر شوهر یا برادر یا یکی از اشناها راننده ماشین هست هم باید به او تذکر بدهید خیلی ها میگویند اگه بهش بگیم طرف ناراحت میشود واوقات تلخی میکند ومارا ترسو خطاب میکند ایا سالم به مقصد برسی بهتر است یا اینکه عمری از سفر با چنین ادمی پشیمان شوی

3- بعضی ها برای پوشاندن عیب ونقص در رانندگی خود ایراد را متوجه دیگری یا جاده میکنند که این مورد هر چند هم درست باشد اما قابل توجیه نیست در گذشته وزمانی که ماشین نبود وجاده های مال رو بود وبا خر وقاطر واسب از ان مسیرها می گذشتند اگر در کوهی جای برای رد شدن یک خر وجود داشت فقط یک خر عبور میکرد نه اینکه در یک جای تنگ خرها از هم سبقت بگیرند لطفا عیب وایراد خودرا به حساب دیگران نگذاریم کدام ادمی است که نداند جاده های کشور ایراد ندارد ما که اتوبان دوطرفه در تمام مسیر کشور نداریم تمام مسیرها که در شب برای ما چراغانی نشده خوب هم میدانیم که به یک روز ودوروز مشکل جاده ای ما حل نمیشود وکار میبرد واتفاقا یکی از عوامل تصادف هم همین مورد است اما کسی که اطلاع دارد باید بیشتر مراقب باشد .پس با احتیاط رانندگی کنید  تا سفری خوش داشته باشید من هم ارزوی سفری خوش وپربار وبا نشاط برایتان دارم شادباشید وبا حوصله مسافرت کنید چون داشتن حوصله وصبوری در مسافرت خیلی خیلی خیلی مهم است      فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 21.6.200

 

شما ادم مشکوکی هستید

شما چرا به همه چیز مشکوک هستید .چرا به رفتار زنت شک داری  چرا به شوهرتان وقتی دیر به خانه می اید شک می کنید

 چرا به تلفن هایی که گاه اشتباهی زنگ می خورد به دیده شک وتردید می نگری فکر کردی اگر تلفن منزلت راکنترل کنی به چه یقینی میرسی اگرمرتب به منزل زنگ بزنی ببینی همسرت خانه است یا نه مشکل حل میشود چرا فکر میکنی اگر شوهرت با فلانی حرف میزند قصد ومنظور خاصی دارد واگر زنت رفته منزل خاله اش حتما خبری هست چرا وقتی از خانه بسر کار می روی در را تا ظهر روی همسرت می بندی . این شک وبد گمانی چند بار شما را به یقین رسانده است ایا این شک ها تا حالا باعث شده تا حدااقل یک بار مچ گیری کرده باشی .یا فقط شک می کنی وبر اساس همان شک محدودیت وفشار بر خانه وخانواده وارد میکنی . چرا به خاطر رفتار مثلا مشکوک زنت که هنوز به یقین ان پی نبرده ای هزار فحش وناسزا به او میدهی وبا مشت ولگد به جان او می افتی.می خواهی چه چیزی را ثابت کنی قدرتت یا فهم ودانایی ات .من فقط این را می گویم که هیچ تضمینی وجود ندارد که روش شکاکانه همیشه به نتیجه گیری درست منجر شود

چرا به دختر وپسرتان با سوظن نگاه می کنید چرا به همسایه روبروی اتان که فقط چهار روز بیشتر به محل شما نیامده با شک وتردید می نگری چرا به همکارتان دوستتان ونزدیکترین کسان شک دارید چرا همه زاویه دید شما از بی اعتمادی وشک وتردید است .چرا وقتی از شما می پرسند ایا می شود به کسی اعتماد کرد فورا میگویی نه من به هیچ کس اعتماد ندارم حتی به چشمام فقط اینگونه ادم ها تحمل یک چیز را ندارند وان وقتی است که شما به او بگوئید شما ادم مورد اعتمادی نیستی شما ادم مشکوکی هستید چون نگاه شما بر اطمینان وحقیقت استوار نیست بلکه بر تردید ودودلی می چرخد

ایا شک کردن کار خوبی است یا بد

برای اینکه به این مورد پاسخ داده شود باید بگویم خود شک وتردید نتیجه عدم اطلاع درست ما از موضوعات وپیش امد ها ورخ دادها یی است که ما بطریقی نتوانستیم به واقعیت امر برسیم .برای بسیاری از کارشناسان جرم وجنایت یکی از راه های ورود به شناخت مجرمان ناشناخته شک بر دیگری وتردید در رفتار ادم هایی است که معمولی رفتار نمی کنند یا بر اساس بعضی نتیجه گیریها ما را به نقطه شک رهنمون می کنند .کاراگاهان برجسته دنیا وماموران پلیس جدا از فاکتورهای روشن وواضح جرم به نکات مورد تردید وشک نیز اشاره می کنند تا اطلاعات کاملتری در مورد ان حادثه یا رخداد بیابند .امر شک که ارتباط ناگسستنی با چیستی ما دارد همان عدم قطعیت است یعنی ما قاطعانه نمی توانیم بگوییم که فلان مورد درست یا صددرصد درست است چون اطلاعات ما روشنگر این امر نیست پس قطعیتی در کار نیست واین از ویزگیهای است که در امر فلسفه درحوزه معرفت شناسی انسانها مورد بررسی قرار می گیرد .بنابراین شک به نوبه خود چیز بد یا خوب نیست بلکه مسیر ی ذهنی است که ما با ان به طرح موضوعی می پردازیم که میخواهیم از ان استنتاج نزدیک به واقع پیدا کنیم من فکر می کنم کنجکاوی انسانها در موضوعات مختلف نوعی شک دلپذیر است که در کودکی پرسشگری بدنبال دارد ودر جوانی وبلوغ وبعد از ان پرسشگری وکاوشگری را وسعت می دهد .انسان اگر در طول تاریخ زندگی چندین هزار ساله اش با شک وتردید به حوادث اطراف واکنافش نمی نگریست بدون تردید به این حد از دانش واطلاعات نمی رسید شک رابطه بسیار نزدیکی با سوال دارد اما همین شک اگر خارج از حوزه منطق وخرد به راه خود ادامه دهد می تواند فاجعه بار باشد حوزه هایی که شک در ان همواره جاری بوده وموجب نابودی وهلاکت انسانها نیز شده است در جامعه بشری نه کم بوده ونه تمام شده است بیشتر موارد شک برانگیز که منتهی به اختلاف ودرگیری وحتی قتل وخونریزی شده است در حیطه احساسی شک است که متاسفانه در بسیاری از موارد با اموزه های فرهنگی وقومی و... ما ارتباط دارند

من نه پزشک هستم نه روانکاو ونه کارشناس امور تعلیم وتربیت ونه فیلسوف . نه با رنه دکارت واسپنوزا وهگل معاشرت داشته ام نه با با شکاکان قبل از میلاد چون افلاطون وسقراط هم زمان بوده ام من انسانی هستم که با چهار دهه از زندگی شخصی وقدری مطالعه سعی کرده ام از انچه در اطرافم میگذرد اگر شده به اندازه سرسوزنی اطلاع پیدا کنم ومطلبی که دارم به ادامه ان می پردازم حاصل اندیشه وتجربیات شخصی وگذر عمر من است من نمی خواهم در باره ان قسمت از شک صحبت کنم که گاه به هستی شناسی مربوط میشود که ان موضوع هرچند جالب است اما موضوع این مقاله نیست بلکه میخواهم راجع به ان شک ودودلی وسوظنی حرف بزنم که تاکنون باعث بی سرانجامی بسیاری از خانواده ها شده است سوظن هایی که حتی به قتل انجامیده است

چند مثال کوتاه وگذرا از روزنامه ها ومنابع خبری برایتان اینجا می اورم که مشت نمونه خروار است

-          پدری به خاطر شک به همسرش دو دختر بچه خودرا با ضربات چاقو بقتل رساند   خبرگزاری انتخاب خرداد86

-          پسر جوانی بدلیل شک به رابطه خواهرش با یک نفر اورا بقتل رساند  امل فروردین 86

-          در شهرستان دره شهر استان ایلام جوان 21ساله ای بدلیل رابطه مشکوک خواهرش با یک جوان انرا بقتل رساند

-          سمیه بر اثر کوبیده شدن سرش توسط همسرش که به او مشکوک شده بود می میرد

-          مریم 17ساله بر اثر شلیک گلوله همسرش که قاضی دادگستری نیز بوده به قتل می رسد .همسر او که قبلا 2بار نیز ازدواج کرده بوده نسبت به زنان خود همیشه مشکوک بوده نامه های بدست امده از مقتول ونقل قول های مادر مریم گواه براین است که همسرش زمانی که از خانه خارج می شده در را بروی همسرش می بسته تا بیرون نرود

اینها نمونه های بسیار اندکی از میان هزاران حوادثی است که اتفاق افتاده است . هر چند در اینجا به نمونه هایی از ضرب وجرح وشکاکیت اقایان اشاره شد اما این دلیل براین نیست که فقط مردها بدلیل شک وتردید به زنان دست به اینگونه اعمال می زنند اما از انجا که رفتار پدر سالار ومرد سالار هنوز در جامعه ما حرف غالب در روابط اجتماعی می زند شکاکیت مردان وعواقب این شکاکیت جنبه های ناهنجار تری بخود می گیرد وگرنه بقول یکی از دوستان مردان مشکوک تر از زنان هستند چون هم در روابط اجتماعی بیشتر حضور دارند وهم زنان ما کمتر جرات پرس وجو از انها را دارند  

انگونه از شکاکیت که شما فردی را بدون دلیل ومدرک کافی مورد سوظن قرار میدهید وحتی برای وجود شک خود بدنبال اطلاعات در حواشی ان نمی روید نه تنها بیمارگونه است بلکه نشان عدم اعتماد بنفس شما در پی گیری حوادث واتفاقات است وکسی که به بهانه های واهی به شکاکیت خود گستردگی می بخشد چه بخواهد وچه نخواهد کانون خانواده ودوستی را به هم میریزد ومدام در رنج بسر خواهد برد چون دلیل واقعی برای شک خود پیدا نمی کند همیشه در روابط داخل وخارج از خانواده سر درگم است  

من میگویم روابط مشکوک  ارتباطات شک برانگیز چه در موضوعات خانوادگی وچه بیرون از خانواده همواره وجود دارد وهم شامل مردان وزنان خانواده میشود وهم دوستان دور ونزدیک اما راه علاج در تنگنا قرار دادن نیست بلکه در یافتن وپرس وجو وتحقیق وتفحص ا ست که می تواند مورد شکاکیت مارا مشخص سازد

یکسال پیش یکی از کارگران شرکتی که من در ان کار میکنم پیش من امد وبا نگرانی وتشویش بسیار گفت که کیف پول من دزدیده شده وبدون اینکه منتظر سوال من شود ادامه داد که من میدانم که پول من را او برداشته است وانرا با چنان اطمینانی گفت که ما مجبور شدیم بلافاصله محل مورد نظر را بگردیم واز فرد مورد سوظن او بنوعی بازجویی کنیم البته نه در حضور جمع . طرف اصرار داشت که پول اورا این شخص دزدیده وکیف را دور انداخته وچون 500درهم در جیب طرف پیدا شد می گفت این 500درهم مال من است .قضیه انقدر بالا گرفت که چند تن از دوستان او طرف را تهدید کردند که اگر پول را پس ندهد با او برخورد دیگری می کنیم از انجا که طرفین هردو مسلمان بودن یکی از کارگر ها پیشنهاد داد که قران بیاوریم تا انها قسم بخورند اینجا قضیه که پیش امد عده ای گفتند باشد وعده ای که شک داشتند از این کار طفره رفتند .در این بین یکی از کارگران گفت از کجا که این ادم اصلا پولی همراه داشته شاید در محل خواب وسکونتش جا گذاشته طرف گفت کیف پولی اش در کشوی کاری گذاشته و همراه من بوده ومرتب تکرار میکرد که نه من پول همرام بوده ما تصمیم گرفتیم هر دو نفر با اتفاق دو نفر شاهد به محل سکونت طرف بروند که در انجا معلوم شد که کیف پولش زبر بالش  جاگذاشته وصبح که از خواب بیدار شده یادش رفته که بردارد ودر جیبش بگذارد

 .این نشان میدهد که از اینگونه حوادث که گاه شک ما بی مورد است وجود دارد هر چند موارد شک وشبهه هم هست که به واقعیت می رسد اما وظیفه هر کسی است که در هر موضوعی شک میکند تا به اثبات ان نرسد با تهمت وافترا موجب ازار واذیت کسی نشود.  بقول حافظ

چو پرده دار به شمشیر می زند همه را           کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 31.5.2007

 

فقر ونداری یا زیر خط فقر ونداری

ایا اوزی فقیر وزیر خط فقر داریم ؟

بر اساس اعلام وزارت رفاه خط فقر در شهر تهران برای یک خانواده چهار نفری 400 هزار تومان و در شهرهای دیگر 300 هزار تومان تعیین شده است. این در حالی است که حداقل دستمزد یک کارگر غیرمتخصص حدود 180 هزار تومان در ماه است

وبر اساس امارها ی داده شده در حال حاضر 12میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند و2ملیون نفر نیز زیر خط فقر خشن هستند  .با توجه به اعلام وزارت رفاه که برای خط فقر 400هزار تومان در تهران وبرای شهرستانها 300هزار تومان اعلام کرده است بنابراین هر خانواده ای که مستمری انها کمتر از این مبلغ باشد قاعدتا زیر خط فقر هستند

طبق اخرین اماری که بر اساس قیمت اقلام غذایی در اوز در اردی بهشت ماه 1386 می باشد(ودر همین صفحه موجود است ) بدرستی میتوان به موجودیت فقر ونداری حتی برای همشهریانی که درامدی کمتر از 300هزار تومان دارند کاملا پی برد اگر مخارج یک خانواده 4نفره در اوز را بر اساس پاره ای از نیازهای انها براورد کنیم می بینیم که یک خانواده 4نفره با درامد 200هزار تومان در ماه از چه چیزهایی می تواند استفاده کند واز چه چیز هایی محروم است

نیم کیلو گوشت 2750- همبرگر یا سوسیس یا کالباس نیم کیلو 600- پنیر مربا کره برای صبحانه 4نفر 350- ماست 300 شیر با نرخ دولتی 200 روغن 500 تخم مرغ برای 4نفر 350 برنج 625 نخود وماش ولوبیا  400 پیاز وگوجه وسیب زمینی وبادمجان 500 نان 200 جمع این اقلام می شود 6775 تومان در روز به عبارت ماهی 203000تومان

اگر خوب دقت کنید با همین چند قلم جنس که مایحتاج اصلی است بیش از 200هزار تومان در ماه خرج است

این خانواده 4نفره با این وجود نمی توانند هیچ نوع میوه ای بخورند . نمی توانند دستمال کاغذی پوشک بچه حوله وملافه بخرند نمی توانند شکر وچای وقند مصرف کنند نمی توانند شامپو  وصابون وپودر رختشویی داشته باشند نمی توانن خمیر دندان وخمیر ریش ودیگر وسایل بهداشتی داشته باشند

این افراد نمی توانند پول اب وبرق وتلفن بپردازند . نمی توانند مثل بعضی از خانواده ها ترشی وسبزی ووانواع مخلفات بر سر سفره داشته باشند .  این افراد با درامد 200هزار تومان نمی توانند لباس وکفش برای خود وبچه هایشان بخرند  نمی توانند کسی را به خانه خود دعوت کنند چون امکان پذیرائی از انها راندارند  این افراد حتی نمی توانند یک مسافرت شهری کوتاه به اطراف بروند چون هزینه وپول کرایه ماشین وهتل وخرج توی راه ندارند  این قشر از جامعه ما نباید مریض بشوند چون هزینه دوا ودرمان نمی توانند بپردازند

واقعا این افراد زیر خط فقر بسر می برند واز این گونه افراد که در شهرهای مختلف کشور هستند در شهر اوز هم وجود دارد ونمی توان انکار کرد ونادیده گرفت که عده ای از همشهریان در چنین وضعیتی بسر می برند تازه این در وضعیتی است که اگر خانه از خود داشته باشند ووای مصیبتا اگر بخواهند اجاره خانه بدهند که در ان صورت دیگر هیچ امکانی برای حتی مایحتاج اولیه برایشان نمی ماند .شاید به نظر بعضی از همشهریان این موارد به چشم نیاید چون داراها کمتر خبر از نداری مردم دارند  

واقعیت این است که هنوز عده ای از همشهریان که در این سوی اب هستند به نوعی کمک حال ان افراد هستند بعضی با فرستادن لباس بچه وکفش ودو سه پاکت چای وزیر پیراهنی عده ای با فرستادن صابون وشامپو وخرده ریزی برای بچه ها وعده ای هم با کمک های مالی خود به این خانواده ها حدا اقل باری از دوش انها برمی دارند که کاری نیک وپسندیده است

هرچند مشکل اینچنینی جامعه ما وفقر ونداری با این شیوه نه قابل حل است ونه توجیه مناسبی بر رفع نیازهای اساسی خانواده های فقیر اما تا شرایط مساعدی برای این وضعیت پدیدار نشده وتا مشکلات بصورت اساسی حل نشده نمی توان نیازهای انها را نادیده گرفت حداقل در منطقه لارستان با وجود افراد خیر وپولداری که در دبی وحاشیه خلیج فارس هستند  انتظار می رود که هر کسی که توانایی مالی دارد به فکر همنوع وهمشهری خود باشد .متاسفانه عده ای برای نام ونشان حاضرند پول های کلان بدهند اما حاضر نیستند که به نزدیکترین کسان خود کمک کنند از من نخواهید امار وارقام بیاورم اما امار وارقام کارهای خیر وجود دارد کسانی هستند که براحتی می بینند که همسایه وحتی فامیل وطایفه خود در بدبختی بسر می برد اما پولش را برای امری در مثلا پاکستان یا بنگلادش خرج می کند  بعضی ها می دانند ومی بینند که فلانی بچه دانشگاهی است وفردی با استعداد است اما حاضر نیستند به او کمک کنند چون نمی شود جایی اسم ونامی از ان شخص کمک دهنده برد .(حساب ادم های درست  وپاک که  برای کار های انسانی دنبال نام ونشان نیستند از این جماعت جداست )

دوست عزیزی می گفت تو انتظار عجیب وغریبی از اینگونه ادم ها داری .مگه از مردم طلب داری. پول خودش هست هر جا که دوست دارد خرج می کند وبه هرکه دلش خواست می دهد به شما چه مربوط است . به نظر شما این دوست من واقعا درست می گفت  ؟؟؟

 فرهاد ابراهیم پور (محمودا) 13.5.2007

 

اب باستانی با طعم ساسانی

مردم منطقه لارستان مدتهاست که از اب اشامیدنی سالم بی بهره هستند وهرسال چشم به اسمان دوخته اند تا بارانی بیاید واب انبار ها پر شود تا در تابستان گرم اوز از ان برای اشامیدن استفاده کنند اما چندی است که چشم مردم بسوی سد سلمان فارسی چرخیده تا از انجا برای مناطق جنوب اب اورده شود ومردم بی صبرانه منتظر ورود این اب از سد سلمان به خانه هایشان هستند وگاه وبی گاه در خبرها هم امده که بزودی مردم منطقه لارستان از این اب بهره مند خواهد شد تا خبری که دیروز روی بسیاری از سایت ها بود کهمبنی بر اینکه سد سلمان فارسی اگر ابگیری شود یک شهر باستانی که متعلق به دوره ساسانی است از بین خواهد رفت وسد سلما ومسیر ان در جایی واقع شده که یکی از با ارزشترین اثار تاریخی از بین خواهد رفت خبرگزاری داخلی ایرنا وفارس با اعلام ابگیری سد سلمان خبر خوش دسترسی مردم به اب داده اند وخبرگزاری میراث فرهنگی از ویران شدن واز بین رفتن اثار به جا مانده از دوران سا سانی گفتند ما که هم طرفدار اثار تاریخی هستیم وهم به اب نیاز داریم باید چه کنیم

ما که دستمان به جایی بند نیست یاد ضرب المثل هم خدا می خواهد هم خرما افتادم اگر اب بیاید باید قید اثار فرهنگی وتاریخی را بزنیم اگر شهر تاریخی وباستانی ساسانی باید حفظ شود می باید هنوز هنوزها قید اب سد سلمان را بزنیم وبمانیم با همان اب انبارها اما اگر اب بما رسید که احتمال ان بیشتر از حقظ شهر تاریخی است ودر این خیالات رفتم که:چه ابی خواهد بود ابی با ستانی با طعم ساسانی انوقت کشاورزان ومردمی که در مسیر راه این اب گوجه وبادمجان می کارند وخیار سبز وکاهو وکلم می کارند می توانند براحتی ادعا کنند که گوجه ناب با مزه ساسانی داریم وبعید نیست شکل وشمایل خیار سبز (همان بالنگ خودمان) تغئیر کند وهندوانه هایی ببازار بیاید که پر از مزه ساسانی ست وکلم هایی روانه بازار شود که شکل تاج وتخت دارد شاید شکل وقیافه فرزندهایمان نیز باستانی شود انوقت من وشما حیرت زده از این اب می شویم ومردم سراسر دنیا برای این اب ونوشیدن ان سرودست می شکنند واحتمال دارد رونق توریسم وگردشگران داخلی وخارجی به اندازه ای زیاد شود که بیا وببین واب معدنی ان حتما با قیمت های بسیار بالا بفروش خواهد رسید تازه می توانیم مجسمه اب درست کنیم فرهنگسرای اب باستانی دانشکده اب ساسانی واقعا که هیجان انگیز می شود   فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی16.4.2007

چرا شهرداری اوز وب سایت ندارد؟

بسیاری از شهر های کشور که در انجا شهرداری وجود دارد وشورای شهر هست بوسیله وب سایت کار ها  برنامه ها ومجموعه مسائل شهر را با مردم در میان می گذارند اما متاسفانه شهرداری وشورای شهر اوز فاقد یک وب سایت است تا مردم اوز از کارها ی شهرداری وپیشرفت شهر اطلاع پیدا کنند برای اینکه مردم اوز- مسئولان شهری وشورا وشهردار شهر با این وب سایت ها اشنا شوند چند وب سایت شهرداری منطقه رابه شما معرفی میکنم تا بیراه نگفته باشیم سایت شهرداری لار  وبندر خمیر از این جمله اند لطفا ملاحظه کنید.امیدواریم مسئولین شورا شهر وشهردار محترم به این امر توجه کنند   21.2.2007

برای شهرداران محترم

در این دنیا هر کسی یک بار بدنیا می اید یک بارهم از دنیا می رود اینکه در اینده با پیشرفت علم ژنتیک چه اتفاق بیفتد  حداقل من اطلاع کافی ندارم .بعضی از مقام ومنصب ها هم در بسیاری از کشورها -شهرها -بخش ها  شاید در عمر یک نفر یک بار بدست اید وتا اخر عمرش اصلا چنین فرصتی پیدا نکند .مثلا ریئس جمهور یک کشور شدن یا نخست وزیر شدن یا استاندار شدن فرماندار وبخشدار شدن یا شهردار شدن رئیس شورا شهر شدن مقام ومنصب هایی که خیلی ها برای رسیدن به ان هر چه در توان دارند انجام می دهند تا به ان برسند شغل هایی که حتی با زیر پا گذاشتن دیگران که سهل است حتی برای ان حاضرند از همه اصول اخلاقی (البته به ادم های خوب برنخورد ) ومردم پسند بگذرند تا رئیس شوند شهر ما که تاکنون در وضعیت بخش بسر می برد بخشدار وشهردار وجدیدا رئیس واعضا شورا شهر شدن نیز فرصتی است تا ایشان وانها در مدت تصدی بر اداره وامور مربوطه تلاش نمایند تا کاری در خور توجه برای مردم شهر انجام بدهند تا یادگاری از انها باقی بماند تا مردم وایندگان بیاد بیاورند که شهردار وبخشدار ورئیس شورایی بود که در زمان کارش فلان کار برای مردم انجام داد وفلان کار انجام شده مربوط به دوران شهرداری فلان کس است .هر چند در اوز ادم هایی بوده وهستند که بی پست ومنصب یادگاری از خود به جا گذاشته اند که هیچ گاه از یاد مردم نمی رود مدرسه بدری مدرسه بازرگانی دبیزستان هوشیار دبیرستان بهروزیان وده ها نمونه دیگر از این نوع یادگار ادم هایی است که پست ومقامی نداشتند اما از خود چیزی بیادگار گذاشتند که در تاریخ وذهن مردم اوز ثبت شده است .من اعتقاد راسخ وقلبی دارم که مردم برای ادم هایی که برای شهر شان زحمت می کشند ارزش قائل هستند بشرطی که انها بدانند مردم چه می خو.اهند بشرطی که روسای هرجا بودیم وشدیم به روزمرگی دچار نشویم بین نامه های اداری وجلسات شبیه هم گیر نکنیم وبا برنامه اساسی بسراغ کارهای مهم ودر خور توجه برویم .نوروز امسال با فرصت اندکی که داشتم در صبح یک روز تعطیل از سطح شهر اوز عکس هایی گرفتم که نشان میداد شهر قدری تغیر کرده وشهردار می خواهد در شکل ونما شهر تغئیری بدهد البته با امکانات موجود متاسفانه ادارات تعطیل بود وفرصت اینکه ایشان را ببینم هم پیش نیامد تا راجع به کارهایی که می خواهند برای شهر انجام بدهند اطلاعاتی کسب کنم اما سروروی شهر قدری تغئیر کرده بود واین مایه خوشحالی است در هر حال فرصت شهردار اوز بودن به ایشان رسیده منتظر کارهای بیشتر هستیم کارهایی بزرگ ودر خور توجه . چند عکس جدید از شهر اوز گرفته ام که با هم نگاه می کنیم

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)-دبی 15.4.2007

نوروز وامکانات شهری ومنطقه ای

اوزیها که از دیر باز به گردش وتفریح اهمیت می دهند وبخصوص در ایام بهار به مناطق سرسبز اطراف اوز می روند ضمن اینکه به بسیاری از انها خوش گذشته ونوروز خوب وخوشی را گذراندند اما خالی از مشکل هم نبود

در چند سال اخیر تعدا د افراد ی که به گردش می روند زیادتر شده وبا وجود وسیله نقلیه عمومی وخصوصی از دیگر نقاط اطراف اوز نیز به سمت اوز ومناطق اطراف ان می ایند در گذشته تعدادی از خیرین ومردم اوز که در ان مناطق چاهی درختی داشتند با ایجاد کلبه (خون ) واب انبار برای رفاه حال خود وهمشهریان این امکان وجود داشت که سرپناهی برای گردشگران باشد اما امروزه این امکان برای این جمعیت گردشگر بسیار کم است هر چند چادر های صحرایی در انواع واقسام ان به بازار امده ودرایام نوروز امسال بعضی از همشهریان وگردشگران از ان استفاده میکردند اما با وجود باد وباران جای مطمئنی برای خانواده ها نبود که جا دارد کسانی که بدنبال کار خیر هستند با ایجاد خون های بیشتر در دامنه وکناره های دشت ومکانهای مناسب گردش به این کار مبادرت ورزند چون در این ایام افرادی بودند که با دادن پول به بعضی از افاغنه وفرستادن انها به داخل خونها از چند روز پیش انجا را رزرو کرده بودند از دیگر مشکلاتی که در این ایام نوروز به چشم می خورد نبود وکمبود دستشویی توالت بود که بخصوص برای خانواده ها به یک مشکل اساسی تبدیل شده بود بخصوص برای خانم ها که می باید جای مناسب ومطمئنی باشد تا افراد مجبور نباشند به خاطر دستشویی سرگردان بمانند هر چند این کار نیز جز وظایف شهرداری هم محسوب میشود وتهیه امکانات رفاهی برای گردشگران در بیشتر شهر های کشور شهرداری عهده دار است اما وقتی کاری نشده یا معلوم نیست کی میشود  مردم یا انهایی که در توان دارند می توانند گوشه ای از این مشکلات را حل کنند .شهرداری اوز در این ایام می توانست با پخش کیسه های زباله از پخش وپلا شدن اشغال وریختن انها در دل سبز طبیعت جلوگیری کند البته نباید نادیده گرفت که هنوز بعضی از همشهریان ما متاسفانه نسبت  به  رعایت بهداشت ونگهداری سالم محیط زیست بی توجه هستند و دیده می شد که اشغال خودرا بعداز رفتن به امان خدا رها کرده اند افراد بی مبالاتی که فکر تمی کنند ریختن پلاستیک وپوشک بچه کاغذ پلاستیکی شکلات وپفک وشیشه های نوشابه ودبه های خالی ماست چه زیانی به طبیعت می زند .اگر ما اضافه برنج خود اضافه نان خود وخوردنی های دیگر وپوست سیب زمینی وگوجه وهر انچه خوردنی هست در جایی وکناری بریزیم حیوانات وپرندگان از ان استفاده می کنند وکار بدی هم نیست اما مواد زایدی که پلاستیکی یا شیشه ای هستند وموادی که شیمیایی بود ه ومضر به حال طبیعت است نه تنها جایز به این کار نیستیم بلکه باید به دیگران هم گوشزد کنیم که این کار را نکنند  

یکی از معیارهای فرهنگ نیک وپسندیده در جوامع پیشرفته رعایت اصول بهداشت محیط زیست است .ما اوزیها در این زمینه چقدر با فرهنگ هستیم ؟       به این چند تا عکس نگاه کنید        فرهاد ابراهیم پور (محمودا)12.4.2007

 

فال شما ؛ مال شما

بساط فال وفلگیری به اندازه تاریخ تمدن بشریت عمر واندازه دارد مطمئنا هر کسی ارزویی دارد ونیازی که می خواهد به واقعیت نزدیکش کند وانگاه که این نیاز وارزو در دسترس نیست وامکان ان هم معلوم نیست ومشخص نیست که کی ارزوی ونیاز شما براورده میشود بیشتر مردم به راه هایی می روند که با واقیعیت فاصله دارد ویکی از این راه ها مراجعه به فال وفالگیر هاست تا انچه برای ما معلوم نیست انها مشخص کنند وجالب اینجاست که اکثر فال گیر ها از ادم های فقیر وبیچاره ای هستند که نه خانه وکاشانه درست وحسابی دارند ونه موقعیت اجتماعی بالایی ونه دارای علم ودانش چندانی هستند بلکه این افراد بر اساس یک روانشانسی ساده اجتماعی وبر اساس درماندگی مردم در برابر مشکلاتشان ما را بسمت خویش می کشند وحرف ها وچیزهایی میگوند که به نیاز مردم نزدیک است واین روانشناسی ساده اجتماعی برای جذب بسیاری از ادم ها موثر بوده وهست .به شما می گو.ید دشمنی داری که خیلی به شما نزدیک است .کسی به شما حسادت می کند .یا یک مسافری در راه داری یا به سفر میروی یا کسی را دوست داشتی واو هم به شما نزدیک است .خبرهای خوشی طی ماه های اینده کسب میکنی در طالع شما نوری می بینم اما یک نفر جلوی ان نور را گرفته است و... خلاصه شما هم که به قصد وامید راه حلی برای مشکل خود میگردی سراپا گوش که فالگیر چه میگوید .این بساط فال گیری وپیدا کردن بخت وطالع شماهر چند به سبک وسیاق سنتی هنوز وجود دارد اما در سیستم مدرن امروزی قدری تغییر کرده وبا شیوه جدید وبا استفاده از مطبوعات صورت میگیرد به غیر روزنامه های پر تیراژدر بسیاری از هفته نامه ها ماهنامه ها چه در داخل کشور وچه در خارج کشور صفحه یا صفحاتی به فال شما در این ماه یا در این روز اختصاص میدهند وبه من وشما میگویند که در فلان ماه که شما متولد شدید چه میشود واگر متولد فروردین هستید در این هفته طالع وبخت شما کجاست وکسی هم از خودش نمی پرسد که مگر من فقط متولد فروردینم شاید میلیونها نفر در جهان هستند که متولد فروردینند. ایا میشود که همه متولدین فروردین در تمام دنیا وضعیت مشابه وطالع مشابه وبخت مساعد نصیبشان شود. ایا تاجری که در همین هفته به مسافرت اروپا میرود با انکه در همین هفته در جاده ای تصادف میکند فال یکسان دارند. ایا کسی که درایران ودر ماه فروردین بدنیا امده با انکسی که در گینه بی صاحب در فروردین بدنیا امده در این هفته فال یکسان دارند

فال این کوک در هیچ روزنامه ومجله وسایتی نوشته نشده چرا که این واقعیت تلخ است

 

 ایا کودک افریقایی که از فرط گرسنگی منتظر مرگ خویش است واتفاقا متولد فروردین است با منی که در دبی زندگی میکنم وخورد وخوراکم خوب ومناسب است یکی است

اگر در گذشته یکی دونمونه فال داشتیم امروزه همه جوره فال هست .فال ورق .فال حافظ .فال قهوه .فال تفاله چای فال گلبرگ .فال شیخ بهایی. فال هفته .فال امروز. فال ماه فال سال. فال نخود . فال ابجد فال اعداد  فال چوب.

 شما میتوانید فال های دیگری مثل فال اهن؛ فال درخت؛ فال ستاره؛ فال بلبل؛ فال پروانه؛ فال شب؛ فال روز؛ فال باران؛ فال کوچه؛ فال ذرت ؛فال عدس و...به ان اضافه کنید مطمئن باشید هیچ کس به شما اعتراض نمی کند نه کمیته پیگیری ضد فال هست ونه مقرراتی دارد ونه قانونی بران نظارت که شما نتوانید فالتان را به ثبت برسانید فقط یک مشت کلمه وراز ورمز گیچ کننده می خواهد ویک امیدواری که باید با میشود ونمیشود در متون فال خود بکار ببرید

وضع طالع بینی هم به همین منوال است طالع بینی هندی؛ طالع بینی چینی؛ طالع بینی مصری ؛طالع بینی شخصی طالع بینی ازدواج؛ طالع بینی نوین و...توی این نابسامان وبسامان بازار طالع بینی که هرکس وهر روزنامه ووبلاگ ووب سایتی برای خودش گذاشته شما هم میتوانید طالع بینی اوزی لاری گراشی بستکی فیشوری بندری تهرانی شیرازی وده ها طالع بینی دیگر به ان اضافه کنید چون هیچ کس مسئولیتی در برابر گفته هایش ندارد وتوی این گرمی بازار فال وطالع هیچ کس هم دنبال این نمی رود که فالش درست از اب درامد یانه.اما مشتریان انها بخصوص در طیف ادم های درمانده همیشه حضوردارند

یک خوبی که فال های قدیم مثل فال نخود نسبت به فال های امروزی داشت این بود که شما مستقیم وبی واسطه با فالگیر ارتباط داشتی کف دستتو میگرفت چند ورد خود ساخته می خواند وشما هم که مستعصل بودید برای چند دقیقه هم شده بود به درد دل با فالگیر می پرداختید از زن ونامزدتون می گفتید از پدر ومادرتون می گفتید از کار وبدبختییتون براش میگفتی از نداری وداریتون میگفتی از دشمنانتون واز حرص واز دوروبریاتون می گفتید خلاصه کلام؛ فال گیر بود وشما ورودررو اما حالا یا توی روزنامه ومجله نوشته یا توی سایت های انترنتی تعداشون هم انقدر زیاده که نمی دونی به کدومشون سر بزنی وقتی در انترنت دنبالیکی از اینها می گشتم دیدم 367000وبلاگ وسایت به نوعی در باره فال وطالع بینی مطلب دارن واحتمال زیاد مطلب من هم میرود جز همان 367000با این تفاوت که: میان ماه من تا ماه گردون    تفاوت از زمین تا اسمان است

فال شما :شما در این هفته وچند لحظه گذشته یک مطلبی خوانده اید در باره فال گیری هم خوشتان امد هم نه شما از اول فکر کردید که این بابا می خواهد چه بنویسد وقتی که در حال خواندن بودید اگر شب بوده هوس چایی کرده اید واگر روز بوده هوس قهوه یا دوروبرتان شلوغ بوده یا نه. یا در هنگام خواندن گرسنه بودید یا سیر. حالا راجع به این موضوع فکر میکنید یا اینکه مثل همیشه ازش میگذرید. خلاصه خبرهای خوشی دارم اوز امسال بهار خوبی شده شما یا میروید یا نه این هم ته فال ما برای شما به اینمونه فال میگن فال ضربدری

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)24.2.2007

مطالب قبلی

ایا فضای سبز در اوز مناسب است

چاپلوس بدشانس

خجالت بی معنا

منطقه مطینه

داد بزنیم یا نزنیم؟

برای کارگر میلیمتر برای صاحب کار کیلومتر

اقا   خانم  عصبانی هستید  بفرمائید اب یخ

 فدات شم  قربونت برم  نوکرتم  و.....

مسئله غیرت وقتلهای ناموسی

مشغول مشغول

میان انتخاب و انتصاب

ازداوج فاميلی ممنوع !

هم پدر مادرها بخوانند هم جوانان دم بخت

با یگانی مطالب اجتماعی در سال 1385