صفحه اجتماعی

بازگشت به صفحه اصلی

سرگذشت نابغه ای به نام محمد

چندوقت پيش به طور اتفاقي كانالهاي تلوزيون را بالا و پايين مي كرديم تا شايد برنامه اي جالب براي گذروقت پيدا كنيم كه چهره اي آشنای همه ماو مهمانان خانه را تعجب زده كرد

.بله  چهره آقاي احمد خضري معلم قديم و سردبيرفعلي نشريه عصر اوزدر كانال 5(شبكه استان فارس) بود.دوستان ساكت شدندتا صداي ايشان را بشنويم وي دركنار كودكي با چشمان معصوم و هيكلي نحيف  ايستاده بود.خلاصه ماجرا از اين قرار بود  كه در شهراوز كودكي نابغه متولد شده است به نام "محمد" كه با حافظه اي بسيار قوي در 5/2سالگي خواندن و نوشتن مي داندو...

اين مطلب كه اولين بار در شماره79عصر اوز به تاريخ خرداد1386منتشر شده بود و بعد به تلوزيون و روزنامه هاي سراسري وپرتيراژ كشور نيز رسيده بود خبري خوب براي مردم بود كه منتظر درخشش اين كودك در سالهاي آينده باشند ولي حالا پس از گذشت حدود 3سال از  آن ماجرا و تبليغات هرچند كه "محمد زرنگار" پيشرفت كرده و شطرنج بازي و با كامپيوتر كار ميكند ولي شايد كسي فكرش را هم نمي كرد كه از سوي مسولين اينچنين رها شود و هيچ گونه كمكي دريافت نكرده باشد.چندروز قبل پدر محمد(رستم زرنگار) صحبت کردم وآنقدر دل پری داشت که حتی حاضر به صحبت کردن دراین مورد هم نبود فقط از محمد می گفت و از استعدادهایش از اینکه به هردری زده بسته بوده ومتاسفاته جوابی نگرفته ازاینکه مسولین ازوی که فقط درآژانس کار میکند پول های آنچنانی خواسته اند برای کمک به کسی که به درد آینده مملکت می خورد وهمه اینها در حالیست که پیشنهاد هائی از کشورهای همسایه مثل کویت و امارات داشته برای تحویل گرفتن او...

آیا آنهائیکه از فرامغزها صحبت میکنند این داستان غم انگیز را شنیده اند؟

آیا آنهمه تبلیغات و مصاحبه برای مسائلی غیراز پیشرفت این کودک بود؟

مطمئنا آینده ای درخشان در انتظار این کودک می باشد که حالا 5/5سال سن دارد ولی همچنین استعدادی باید با پرورش وآموزش ویژه به سوی آینده ای درخشان گام برداردکه این امر نیاز به همت مردم ومسولین ذیربط دارد که امیدواریم به جای 3ساعت سخنرانی خسته کنند ثانیه ای کار مضاعف انجام دهند. یاهو      با نهایت تشکر از اقای امین بحرانی 25.4.2010

از اولویت های بسیار مهم  در اوز ساخت یک هتل ابرومند در اوز است

توسعه وپیشرفت شهر اوز مطمئنا دغدغه بسیاری ازهمشهریان در داخل وخارج از کشور است توسعه با خود ارتباط ورفت وامد می اورد

داشتن بیمارستان ودانشگاه ومدرسه وساکن شدن افراد متفاوتی از دیگر نقاط کشور در اوز وامکان استفاده از تعطیلات برای مسلفرین عبوری  همراه با همشهریان که از دیگر شهر ها وحتی خارج از کشور به اوز می ایند ؛امدن بسیاری از اهالی روستاهای بخش اوز برای رفتن به دکتر وودید وبازدید ورفع ورجوع کردن کارهای اداری همه اینها احتیاج به مکان مناسبی دارند تا هم میهمانان وهم مسافرانی که از خود خانه ای ندارند در انجا برای یک روز تا چند روز بسر برند .

مسافرخانه ها ومیهمان خانه ها وهتل ها چنین جاهایی هستند که متاسفانه شهر اوز فاقد ان است واین برای شهری که ادعای شهرستان شدن دارد ومیخواهد بعنوان شهری فرهنگی شناخته شود جای بسی تاسف است .یکی از همشهریان که چندی پیش به اوز سفر کرده بود از این موضوع خیلی ناراحت بود میگفت من در اوز خانه ای از خودم ندارم وبیشتر خواهر وبرادرانم در خارج از اوز هستند ودوست هم نداشتم مزاحم کسی شوم از طرف دیگر خیلی هم دوست داشتم ده روز از نوروز درشهر زادگاهم اوز باشم واگر یک مهمان خانه خوب بود ویک هتل ابرومند داشتیم حتما انجا میماندم . وباز یکی از همشهریان که همین موضوع برایش خیلی مهم شده بود میگفت رفته بودم بیمارستان اوز انجا با یکی از دوستانم که بستکی  بود ودر خارج زندگی میکند دیدم ؛ ضمن احوال پرسی از او پرسیدم پس اینجا چکار میکنی گفت یکی از اشنا یان اینجاست والان چهار روز است که در بیمارستان اوز است اصرار کردم که ظهر به منزل بیاید نیامد گفتم پس چکار میکنی گفت میروم گراش فردا برمیگردم گفتم چرا گراش گفت چون انجا اطاق گرفته ام وبعد مفصل برایم توضیح داد که چه شد که یکی از اشنایانش درطی مسافرت در مسیر شیراز به یستک نرسیده به اوز مریض میشود والان در بیمارستان اوز بستری شد ه وگفت چگونه هرجا سراغ هتل ومسافرخانه گرفتیم جایی مناسب برای خود وخانواده پیدا نکردیم وبرای همین رفتیم گراش .واقعا از خجالت اب شدم ما که ادعای پیشرفت وفرهنگ داریم یعنی نمی توانیم یک هتل ابرومند که ده تا بیست اطاق داشته باشد بسازیم .

این دونمونه از حکایت افرادی است که همین امسال برایشان اتفاق افتاده .خدا میداند چند نفر از ادم های مریض ومسافران سرگردان روستاهای اطراف واز شهرهای مختلف کشور بوده وهستند که جایی برای استراحت پیدا نمی کنند من نمی گویم خیرین بیایند ومجانی برای مردم هتل بسازند اما میتوانند بعنوان یک اقدام خوب ومردم پسند وبا نام خود ویا با مشارکت مردم هتلی بسازند که هم برایشان سوداوری داشته باشد وهم ابرومندی شهرمان باشد تا همشهریان ومسافران سرگردان که از جاهای دیگر به اوز می ایند نگران جا ومکان مناسب نباشند .

این از اولویت های شهر اوز است که هم مسئولین شهری مانند شهرداری وشورای شهر باید به ان فکرکنند وتسهیلات لازم در اختیار علاقمندان به ساخت هتل  بگذرانند وهم دلسوزانی که توان وتوشه مالی برای ساخت چنین مکانی را دارند باید همت دوچندان کنند .امید است که هر چه زودتر چنین کنند .  فرهاد ابراهیم پور (محمودا ) 21.4.2010

 

   تجملات

باورت نمیشه خواهر بزرگم اگه بگم صدتا کیف داره بازم کم گفتم هر مارکی که دلت بخواد داره  چانل  کریستندیور شنل پردا لوئی وتان . خواهر کوچیکم عاشق رژلبه؛ لانکوم پلی بوی والوم شاین  تانکوم؛ زانکوم . دیروز رفته یه رژ خریده 550درهم یعنی برای شما که ایرون هستید میشه در حدود 150هزار تومان. باورت نمیشه هفته ای سی تا چهل تا رژ لب میخره ؛ همش مارکای خوب . تازه این که چیزی نیست داداشم فری رو میگم؛ بچه های زورا وزورو  مانگو  وو همه میشناسنش ؛ اگه بگم دو کمد پر فقط شلوار جین داره باورت نمیشه . همش اعلا وعالی از اون مارک دارای خوب وتوپ توپ . تا حالا تو عمرش بازار گاوی ندیده میگه اخ  اونجا هم جای ادمه که بره شلوار بخره .  ماشالله سلیکش خیلی خوبه؛ دست ودلش هم بازه میره سنتر  فقط سنتر  اونم بالا بالاهاش خوب دیگه دادشمه برگ شلغم وچغندر که نیست دارندگی برازندگی کور بشه اونی که نمیتونه ببینه .  تازه این که چیزی نیست ننه ام را نگفتم اخ ننه ام چی بگم از این ننه ؛ جون وایمونش کفشه مردم تو طاقچه خونشون گل وگلدون میزارن ننه من کفش پاریسی پشت چرمی 8سانتی پاشنه لوکی گذاشته توی تاقچه انگار برنده مسابقه کفش خری بوده که جایزه بهش دادن برداشته یه تابلو براش کشیدن از کفش پشت بندی زمان نامزدیش با بابام که اونو تو پذیرایی بغل عکس پدر بزرگ مرحومم نصب کردند  بعضی از ادما فقط علاقمند کفش هستند یا مارک پسند هستند ننه گرامی من شیفته عاشق جنون دار کفش است چهار سال پیش وقتی ننه ام رفته بود ولایت( البته خودش میگه سیتی ) بابام که با خروار ها کفش ننه جون کلافه شده بود در شبی تاریک یک کامیون خبر کرد وچند کارگر وهر چی بود ریخت توی کامیون وگفت ببرید فقط ببرید واز اینجا دورش کنید. هزار ها درهم میشد  البته پدر با این کارش مصیبتی دیگر برای خودش خرید ننه که برگشت وقتی دید کفشا نیست رو پله انباری از حال رفت ومدت 6روز در کما بود دکترا که فهمیده بودند چی شده که اینجوری شده  یک روز یک کفش ورنی عاج نشان گرفتند زیر دماغش بلافاصله بهوش امد . روزی که بهوش امد خیلی گرفته بود  گفت : کو کفشام ؛ مثل یک ادم معتاد که تو ترک باشه حرف میزد پدر هم که رگ سالیانش دستش بود گفت بی خیال اونا . به دادشم فری گفت اون چمدونو بیار ببیینم . باز که کرد پر از کفش اونهم از انواع واقسام ان بود .مادرم نه انگار که انهمه حالش بد شده بود بلافاصله تر وفرز یکی دوتاشو امتحان کرد از تخت اومد پائین وسوار ماشین شد  تا رسیدیم خونه همه کفشها امتحان شده بود . اینه دیگه ننه مه بادمجان بمه به نظرم اگه سکته هم بکنه با دو تا عکس کفش حالش خوب بشه .  این که چیزی نیست از بابام بگم کشته ومرده ساعته  از وستندواچ قدیمی بگیر تا رادو  سیکو  سیتی  زن سیتی مرد  لوتو وهزار نوع وبرند دیگر یک ساعت تو جیبی داره مال سویسه خودش میگه 30سال پیش خریده همیشه تو جیبشه هر از گاهی جلوی این واون در میاره . یک ساعت رادو الماس نشان هم تو دست راستشه چون میگه میخام موقع رانندگی نگاش کنم ساعت دیگه ای هم تو دست چپش هست  روی گره کمربندش هم یک ساعت چرمی گذاشته  توی دوتا مچ پاش هم ساعت داره انگار زنگوله رقاص های هندوستانه جون میده برای اینکه بدزدیش چون سرتا پاش بیش از صد هزار درهم فقط ساعته.  در هر حال ما اینیم .

دیدم ولش کنم از عمه وخاله ومادر بزرگش وعمو ودایی وفک فامیلش هم برام میگه برای همین گفتم یه کم فرصت بده ما هم چار کلمه صحبت کنیم  ومن هم شروع کردم

تجملات . [ ت َ ج َم ْ م ُ ] (ع اِ) ج ِ تجمل . آنچه آراستن را بکار آید. وسایل زینت و آرایش . آنچه موجب نشان دادن شأن و شکوه و زیبایی باشد. وسایل خودآرایی و خودنمایی / از لغت نامه دهخدا

برای تشکیل یک زندگی مشترک احتیاج به حداقل امکاناتی است که با توجه به روزگار وزمان ان می باید طرفین سعی کنند تا انرا فراهم کنند یا تلاش کنند بمرور در زندگی مشترکشان در تهیه ان بکوشند  مسکن یعنی جایی که بتوانند زوجی در ان زندگی کنند اطاقی که در ان بخوابند اشپزخانه ای که دران غذا درست کردند چراغ گازی که غذا روی ان درست کنند  یخچالی که مواد غذایی در ان نگهداری شود حمام ودستشویی وظرف غذا خوری وبستری بر ان بخوابند والبته کاری که بتوان با ان حداقل مایحتاج یک زندگی را فراهم کند  من فکر میکنم اینها اساسی ترین لوازم وچیزهایی هستند که نبود انها زندگی را با دشواری مواجه میکند .  شاید شما بگوئید پس تلویزیون وضبط صوت پس ویدیو ودی وی دی چی پس لباسشویی  وجارو برقی و کامپیوتر چی پس مبلمان وپرده ومیز نهارخوری چی پس تختخواب وکمد لباسی چی پس دراور ومیز ارایشی چی و...... صدها چیز دیگر که شما ودیگران میتوانید به ان اضافه کنید از ضروریات حتمی نیست که نشود بدون انها زندگی کرد اینکه یک نفر سعی کند بمرور زمان ودر حد توان به این نیازها توجه کند وخیلی چیزهایی که اول زندگی ندارد بعدا فراهم کند نه تنها عیبی ندارد بلکه درست هم همین است که از امکانات رفاهی با توجه به توان خود بهره مند شود .اما وقتی که یک نفر یا یک خانواده پا را فراتر از این میگذارد وبا وجود داشتن خیلی از این وسایل به خاطر چشم وهم چشمی به خریدن چیزهای بیشتر وغیر ضرور می پردازد دقیقا به تجملگرایی کشانده شده وانوقت این احتیاج وضرورت نیست که باعث خریدهای انچنانی میشود بلکه حسادت وچشم وهمچشمی وورقابت ومنم منم است که زندگی انها را شکل میدهد تجملات وتجمل گرایی پدیده ای است که  بیشتردر خانواده های متمول وپولدار رخ می نماید چون این افراد هستند که بیش از نیازشان خرج میکنند بیش از نیازشان خرید میکنند برای انهایی که پول دارند واضافی هم دارند باید یک جایی خرج کنند اینگونه افراد یا حب وشوق وذوق مال اندوزی دارند وسرمایه واندوخته های خودرا در بانک ها نگهداری میکنند وبدلیل خساست و بغیلی حاضر به خرج ان نیستند یا انکه پول ودرامد خودرا خرج چیزهایی میکنند که نه تنها ضرور نیست بلکه خرجی زاید است این افراد که مازاد پول خودرا چه از راه حلال بدست اورده باشند چه از راه حرام چه پسندیده چه ناپسند بالاخره اضافه دارند واین اضافات باید بنوعی مجرایی برای خرج پیدا کنند .دنیای مدرن امروز پر از کالاهایی است که روزانه توسط بنگاههای تبلیغاتی ونشریات ومجلات ورادیو وتلویزیون ساعت ها برای ان تبلیغ میشود کالاهایی که گاه نه تنها ضرور نیستند بلکه در مواردی زیان بخش هم هستند شرکتهای تولیدی که این کالاها را عرضه بازار میکنند باید دنبال مشتری ان هم باشند وبهترین راه ان تبلیغ وجذب مشتری است انکس که پول ودرامدش به اندازه بخور نمیر زندگی است که خریدار این کالاها نیستند بلکه کسانی هستند که پول اضافه ودرامد زیادی دارند وبرای پر کردن اوقات فراغت وتفریح مدام بین این فروشگاهها در رفت وامد هستند .حدااقل چندین هزار شرکت تولیدی لوازم ووسایل ارایش در جهان وجود دارد که هر کدام ازانها چند صد نمونه لوازم ارایشی تولید میکنند وهر شرکتی هم در رقابت با شرکت دیگر تبلیغات ومسیری دارد که به جذب مشتری بیانجامد

اسراف وتجمل دو برادر خوانده وخواهر خوانده همدیگر هستند که از روی دست هم مشق خرج کردنشان را مینویسند .اسراف وتجمل گرایی بار مضاعفی بر دوش خانوادهایی است که توان خرید ندارند اما تحت تاثیر دیگر خانواده ها در فامیل یا بین اشنایان متمول خود میخواهند عرض اندام کنند غافل از اینکه این عرض اندام گاه به قیمت فروپاشی زندگی مشترکشان تمام میشود

دوست دارم با یکی دو حکایت شمارا با این بحث بیشتر اشنا کنم

دوستی میگفت زمانی که من بچه بودم ومدرسه میرفتم مداد زیادی نداشتم یک یا دومداد که انرا باید هم نگهداری میکردیم وهم تااخر مینوشتیم تا یکی دیگر برایمان بخرند .کیف کتاب نداشتیم با کش انها را یک جا جمع میکردیم وزیر بغل یا توی دستمان میگرفتیم  از پاکت سیمان بعنوان کاغذ اضافی نوشتن استفاده میکردیم  وبرای یک برگه کاغذ مجانی در مدرسه شرط بندی میکردیم  اما انزمان درس میخواندیم با کمترین امکانات اول صبح بیدار میشدیم وچابکتر وسرحالتر از جوان ها وبچه های این دوران بودیم  اکثرا متوسط یا فقیر بودیم  نتیجتا فخر فروشی وتکبری بین بچه ها نبود  اما با گذشت زمان وجمع شدن وسنگین شدن کفه ترازوی پولدارها یک عده روزبروز دارای موقعیت بهتری شدند وعده ای هم زیر دست وپا ماندند وحسرت نداشته هایشان را میخورند .میگفت  مگر الان این دانش اموزان که کفش بیست هزار تومانی وشیک میپوشند یا پیراهن وشلوار درست وحسابی تنشان میکنند یا پول توجیبی بهشان میدهند و با کیف باربی وماربی به مدسه میروند و... ایا همه اینها باعث شده است که درسشان بهتر شود وقبول شوند ؟ نه اصلا این دوره وزمونه به تنها چیزی که کمترین توجه میشود درس است  ایا انها که به خاطر چشم وهم چشمی بچه هایشان را به مدرسه خصوصی میبرند عاقل تر وفهمیتر شده اند یا اینکه خود بچه باید درسخون باشه وگرنه اینها فیس وافاده یک عده پولدار هست که یک مشت ادم بدبخت وبیچاره هم بدنبال خودشان میکشند


آري، فرزندي كه هرچه درخواست مي نمايد، برايش تهيه مي كنند و در اختيارش مي گذارند،
فرزندی که بدون تلاش از مواهب دیگران استفاده میکند ودر جریان سختی ومشقات زندگی قرار نمی گیرد  فرزندی که فقط از ما همه چیز خواسته وما از او چیزی نخواسته ایم در مسير رشد و زندگي، در مقابل مشكلات كوچك هم تاب مقاومت و ايستادگي ندارد; زيرا در زندگي روزمره، هميشه اتفاقات، مطابق خواست و ميل انسان روي نمي دهند. ما همیشه همراه انان نخواهیم بود صحیح نیست که با زیاده خواهی انان وزیاده خواهی خودمان اینده انان را پر از مخاطره کنیم
بدين ترتيب، فرزندي كه هيچ گاه طعم محروميت را نچشيده و هميشه در طول كودكي به خواسته هاي خويش رسيده است، در زندگي فردي و اجتماعي نيز بر همين قاعده پيش مي رود،وفکر میکند دیگران مدیون او هستند وباید همچون پدر ومادر به خواسته های او توجه کنند وحتی انرا براورده سازند
 ولي از آن جا كه در جريان واقعي زندگي، كارها مطابق با خواسته هاي شخصي رخ نمي دهد،اینگونه افراد  تحمل را از دست داده شكست مي خورند يا براي رسيدن به چيزهاي كه هميشه در اختيار داشته، راه انحراف را در پيش مي گيرند و از مسير درست خارج مي شوند.

انکس که گفت باید پر گذشت وخاضع ودرویش در راه حقیقت بود  بر انسانیت ما در این کره خاکی اصرار میورزید  
اگر ساده زيستي در زندگي و محيط خانواده حاكم باشد و فرزند از ابتداي رشد و شكوفايي خويش مفاهيم ديگري از قبيل گذشت، تلاش
  تحمل سختی و اخلاق و معنويات را درك نمايد و سعادت را برای خود ودیگران بخواهد  چنین فردی مطمئنا با ديدي باز و روشن پا به عرصه اجتماع مي گذارد و با واقعيات زندگي بهتر روبرو مي شود.استفاده از نعمات مادی وطبیعی این جهان حق همه ما موجودات است تجمل پرستی ریشه در خودخواهی های ما دارد هم مجبور میشویم از دیگران سبقت بگیریم وهم دیگران را وارد این رقابت نابهنجار میکنیم . ما میتوانیم به جای این تجمل پرستی کمک به همنوع خودرا برگزینیم کمکی که نه تنها از داشته هایتان واضافه مال ومنال خود  استفاده مطلوب میکنید بلکه نوید بخش نگاه ادم هایی خواهید بود که منتظر یاری شما هستند ولطفا این گشاده دستی را با اجناس دست دوم خود که راه براه میخرید وبه جای دور انداختن صدقه میدهید یکی نکنید

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی مارس 2010

 مصاحبه با مدیر وقایم مقام سایت ستاره های اوز اقای محمودا

اقای محمودا شما حتما خبر دارید که نرخ فقر 800هزار تومان اعلام شده است نظر شما چیست

کجا اعلام شده  من که جایی ندیدم تازه اگر شده باشد بازم ترفند سیاسیه میخوان کشور رو با مشکل نشون بدن

یعنی شما میگید این امار دروغه وغرض سیاسی پشتشه

نه تنها غرض پشتشه بلکه عده ای میخوان بگن  که ما فقیر زیاد داریم هندوستان خیلی ببشتر از ما فقیر داره برزیل هم بیشتر داره چرا اینا را نمیگید

هندوستان اقای محمودا یک ملیارد جمعیت داره

اینجور که معلومه شما طرفدار هن دوستانید

نه اخه اینهمه گرونی ومشکلات که می بینیم نمی تونید نادیده بگیرید

من نمی دونم کدام مشکلات میگید ما اصلا مشکل نداریم ما یک زمانی در اجیل فروشی کار میکردیم وکلی مشکل گشا داشتیم بهتر شماهم اگر مشکلی دارید به انجا مراجعه کنید

اقای محمودا شما از جواب دادن طفره میروید بالاخره قبول دارید که اجناس خیلی گران شده ومردم قدرت خرید ندارند

نه من قبول ندارم  این توطئه است میخواهند بگن کشور بد اداره شده مسئولین بفکر نیستند ایا شما منظورتون اینه  خب اگر منظورتون اینه که معلومه شما از چه جناح وحزبی هستید بعید نیست اصلاح طلب نرم طلب باشید   اگه اینجوریه من مصاحبه نمی کنم  شما خیلی نرم حرکت میکنید

منظور شما از این حرکت نرم چیه

شما وامثال شما با فرم های جدیدی حرکت میکنید که باب پسند فک وفامیلاتون (منظورم ارباباتون ) هست وانقدر مار صفت جلو میروید تا نیش خودرا بزنید اما کور خاندید ما هر چیز نرمی را به راحتی تشخیص میدیم وشما اصلا برای چی مدتیه  موهاتونو بلند کردید ؟

شما هنوز به سوال من جواب ندادید اقای محمودا

شما دلتون میخواد من به هرسوالی که میکنید جواب بدم  نه ..خ ...خودتی میخوای مچ گیری کنی بعدش بری تو روزنامه چاپ کنی که قایم مقام سایت ستاره ها چه گفته  بابا جون ما این پلتیک ها خوب میدونیم

اقای محمودا بالاخره فقر وجود داره یا نه

بله در خیلی از کشورهای دنیا فقر وجود داره کل اروپا وافریقا واسترالیا فقر بیداد میکند  همین امریکای پدر سوخته  س..پدر جهانخوار. شما برید چند تا فیلم امریکایی نگاه کنید ببینید چقدر توی جنوب شهرشون فقیر وجود داره البته اونا یک سیاستی دارن که واقعا ظالمانه است واون اینکه فقراشونو قایم میکنن تا ما نتونیم ببینیم تا مردم دنیا نفهمند چقدر در این کشورها فقیر وجود داره ما در کشور فقیر به معنی واقعی نداریم حالا اگه یک ده بیست نفری هم پیدا شدن این هم از وامانده های رزیم سابق هستند وگرنه من فکر نمی کنم در کشور ادم فقیر وجود داشته باشد

به نظر شما به چه ادمی فقیر میگن

فقیر از فقر میاد وفقر از نداری ونداری از بی چیزی وبی چیزی هم یعنی اینکه کسی هیچی نداشته باشه  واین یعنی فقیر

پس بنظر شما ما فقیر نداریم

نه که نداریم ایا ما کسی داریم که هیچی نداشته باشد بالاخره هرکسی در این مملکت یک چیزی دارد.  دیگی  دیگبری  قابلمه ای ماهیتابه ای  استکانی لیوانی و..  یکی نان دارد یکی برنج دارد یکی سبزی یکی گوشت ومرغ یکی لوبیا قوطی یکی باقالی پلو یکی نون خشکه یکی نمک وپیاز یکی ماست وکره بالاخره هرکسی یک چیزی دارند وخوشبختانه ما ادم بی چیز نداریم

پس این اماری که کارشناسان بیرون دادن ویکسری از مسئولین هم انرا قبول دارن از کجا اومده

ببینید روزی صدهزار تا امار بیرون میاد مگه ما مامور سرشماری هستیم که بخواهیم دنبال این امارها راه بیفتیم  من یک مثال ساده میزنم مگر نون مفید تر از برنج نیست مگه گوشت کولوسترول نمی اره مگه چربی اضافی برای بدن خوبه  خب معلومه که نون بهتره مردم پر توقع شدن صد سال پیش مگه همبرگر بود مگه سوسیس بود مگه روغن بود ما دنبه میخوردیم چاولی میخوردیم نون میخوردیم خیلی خوب بود مردم پر توقع شدن وگرنه فقر وجود نداره

حتما خبر دارید که طی چند هفته گذشته چند نفر در ملا عام ودرخیابان خودکشی کردند یعنی خودسوزی کردند

خب که چی

یکی از دلایل خودسوزی انها فقر ونداری بوده  وعدم رسیدگی به خواسیته هایشان

ما هرچه به شما میگیم شما بازم نمی فهمید اگه این ادم فقیر بوده پس پول بنزین ونفت از کجا اورده تازه میگن پیراهن وشلوار وکمربند هم داشته با بقیه دارایی هاش هم کاری ندارم اما شما چرا گول میخورید این بازی صددرصد سیاسی وفوق سیاسی است

اخه ادمی که خودسوزی میکنه چه نفعی میبره ادمی که مرد که دستش به جایی بند نیست

 اولا فک وفامیلاش هستن  دوما شما جونها درک استراتزیک وفوق لوژیک  وسیاستیک ندارید این ادم اولا خودسوزی نکرده بلکه نمایش داده این ادم ها در مراکز شیطان پرستی اموزش دیده اند . مثل خیلی از ادم هایی که ما در فیلم های سینمایی می بینیم اینها افراد بدل کار وماهری هستند که چندین دوره خود سوزی خود گ...   خود زخمی  خود ... دیده اند اینها معمولا در کشورهای بیگانه تعلیمات دیده اند وبرای مواقع خاص از انها استفاده میشود البته از یاد نبرید که دیوید کاپر فیلد هم کارهایی میکرد که همه میگفتن راسته  این خودسوزی ها برای اینجور ادم ها تجربه نمایشی است حالا بعضی وقت ها بنزین ونفتش خوبه کار از دستشون در میره ولی درکل نمایشه  

پس اینکه میگن معتاد بوده چی

بعید نیست در حال نئشگی دست به این عمل زده باشند

یعنی یکنفر که از بیرون از کشور امده یا بقول شما دست پروده مراکز شیطانی بوده با اغراض سیاسی دست به این کار زده

 فرض کنیم که حرف شما درست بازم سوال منو جواب ندادید که چطور یک نفر به خاطر منافع دیگری خودکشی میکند

من نمی دونم . مگه من میدونم شما ظهر چی خوردید . مگه ما فضول مردمیم . ما باید به عقاید وازادی افراد احترام بگذاریم ما اهل تفتیش عقاید نیستیم  هر کسی برای خودش نظری داره شاید یک نفر  دو نفر سه نفر ده نفر صد نفر میخوان خودکشی یا خودسوزی کنن  ما نباید مانع ازادی رفتار ادم ها باشیم تا انجا که من خبر دارم  خوشبختانه افراد خودسوز  به کسی یا چیزی صدمه نزده اند که مسئولین بخواهند دخالت کنند

شما فکر میکنید این خودسوزی ها ربطی به مشکلات مردم وفقر ونداری ندارد

نه این حرکت فرهنگی یک عده ای است که مال فرهنگ ما نیست وتحت تاثیر فر هنگ بیگانه است شما همین حالا پاشید برید سوپر مارکت محلتون یا همین بقالی اکبر اقا  همه چیز توش پیدا میشه از خون مرغ تا جون ادمیزاد از قند وشکر گرفته تا گوشت وبرنج و... ببینید حرف مفت نزنید پس این همه برای چیه

اخه اینکه همه چیز باشه که دردی از نداری مردم کم نمی کنه  با حقوق 300هزار تومان که نمی شود خورد وخوراک خانواده تامین کرد پول اب وبرق است پول مدرسه بچه هاست  پول پوشاک وهزار کوفت وزهر ماری دیگه هم هست  بازم سر ماه کم می اری اینها بدبختی نیست

مردم اهل حساب وکتاب نیستند ادم عاقل نباید بره نیم کیلو پنیر بخوره باید حساب کنه چند گرم برای بدن مفیده همین قدر بخره چون باقی انها از بدن دفع میشه نون وگوشت وغیره هم همینه  .پس باید مدارا کنن

ایا برای اونایی که روی پول خوابیدند وخروار خروار میخورند واز چاپیدن مردم روزبروز باعث بدبختی دیگران شدند هم همین توصیه میکنید

نه اصلا برای اونها توصیه نمی کنم بالاخره یک عده زیادی از مردم دارا هستن ودوست دارن خوب بخورن  خب بخورن ما ماتع خوردن کسی نمی شویم مگر ما  مسئول خوردن مردم هستیم شاید بعضی ها دوست دارند روزی سه وعده برنج وگوشت بخورن یا شیرینی ومیوه بخورند یا اجیل وتنقلات میل کنند نه ما اصلا برای مردم تعین تکلیف غذایی نمی کنیم

پس شما برای چه کسی تعین تکلیف میکنید

ما میگیم گول تبلیغات سیاسی نخورید گول ادم هایی که میگن فقیر زیاد داریم نخورید چون همه اینها مانور سیاسیه مواظب حرکتهای چست وچابکی باشید مواظب باشید گول گروهای خودسوز نخورید

من بعنوان یک گزارشگر وقتی رفتم پیش اقای محمودا تازه از خواب پا شده بود من نمی دانم این حرف هایی که زد از عالم حپروت بود یا در عالم بیداری ولی هر چی بود وبا هر زحمتی که بود این مصاحبه بپایان رسید

گزارشگر :ضعیف قلی

 

ایا شهردار اوز می داند؟

یکی از همشهریان که با مشکل جدیدی در رابطه با ملک خود روبرو شده بود مطالبی برای سایت بیان کرد که واقعا تعجب اور است که انتظار داریم مسئولین امر شهرداری وشورای شهر پاسخی مناسب بدان بدهند.  سندی که شهرداری هم داده اند پیوست میباشد

اقای عبدالرزاق برکتی فرزند عبدالعزیز از همشهریان ساکن دبی  مدعی است که در زمینی که مالک ان است توسط کس دیگری  ساخت وساز انجام گرفته است  ایشان میگویند چندی پیش که اوز بودم واز کنار ان زمینی که خریده بودم رد میشدم که متوجه شدم که دران کار میکنند  زمین های شماره 14 و15 و16 متعلق به من بوده است وسند ان وقباله ان که توسط شهرداری هم داده شده واقای محمد رسول صباغی شهردار وقت انرا امضا نموده اند  به اقای یوسف  امینی داده اند ومن سه قواره ان را از ایشان خریده ام   ودر مجموع شماره های 12 و13 متعلق به اقای محمود یزدانی واقای ابراهیم برکتی و 14و15و16 متعلق به من می باشد که من این سه قواره را حصار کشی کرده بودم  .در هر حال بعد از اطلاع از موضوع من طی نامه ای به شهرداری وشورای شهر  موضوع را در میان گذاشتم جالب است که شهرداری میگوید شما به جای شماره 14 که دران ساخت وساز شده است بیایید شماره 18 را از ما بگیرید تا مشکل حل شود کارشناس شهرداری هم که اقای عباسی باشد همین حرف را میزند وجالبتر اینکه شورای شهر هم همین روال را پیشنهاد میکند  ادم فکر میکند که همه انها قبلا با هم مشورت کرده اند وفقط مارا حساب نکرده اند مگر میشود زمین مردم که شالوده انهم ریخته شده باشد انرا بردارید وبه کسی دیگر بدهید که احتمالا اشنا یکی از شما باشد وبیائید به ما بگوئید برویم جای دیگر درست کنیم.  من چون دستم به جایی بند نبود و شهرداری وشورای شهر هم مشکل مرا نادیده گرفته اند  به شما روی اورده ام تا مشکل مرا به گوش انها ومردم برسانید تا دیگران حداقل مثل من  به این گرفتاری دچار نشوند ومواظب زمین هایشان باشند  البته من راه های دیگری هم جستجو میکنم واگر نشد به دادگاه شکایت میکنم بالاخره مملکت قانونی هم دارد. از اینکه به شما زحمت داده ام می بخشید . والسلام 

خرید وفروش در  دنیای تبلیغات

میگن در دنیای امروز تبلیغات حرف اول را می زند با تبلیغات میشه رئیس جمهور کشوری را از قدرت برکنار یا ادمی بی لیاقت را به مصدری نشاند کافیست تبلیغاتتون قوی باشه دوچیز در دنیای تبلیغاتی خیلی مهم است یکی مکان تبلیغات است ودیگری گستردگی تبلیغات .  شما یا هر فردی که توانایی مالی بالایی داشته باشد میتواند اشغالترین اجناس را به مردم بفروشد در دنیای تبلیغات نشانه روی  روی میزان فکر شماست انها میدانند که دنیای خیال وارزوهای ادم ها خیلی وسیع وگسترده است پس میشود در این دنیا  خیال وارزوی ادم ها براحتی مانور داد وهرانچه مورد هدف تبلیغاتچی است به پیش برد  وزمانی این تبلیغات کاربرد بیشتری پیدا میکند که سطح اطلاعات مفید ما کم هست یا اصلا در ان زمینه ها اطلاع نداریم  . یادم می اید 3سال پیش یک اقایی که رفته بود به یک فرو.شگاهی که خیلی در مطبوعات تبلیغ ان شده بود  میگفت  برای اولین بار است که به دبی امده ام وبه سفارش زنم که اینجا نیست رفتم از یک  مغازه یک کمربند لاغری خریده ام با قیمت 650درهم   ومیدانم که این جنس گران است وجای دیگری هم بلد نیستم گفتم میتوانی پسش دهی؛ گفت اره  . با هم رفتیم ان مغازه  گفتم نگو که این جنس گران است فقط بگو با پولش جنس دیگری میخرم چون پس گرفتن جنس از تو قبول نمی کنند .  طرف هم گفت باشه .بعد از اینکه ان جنس را پس دادیم ان هموطن را بردم پیش کسی که از همین جنس داشت اما قیمت ان کجا وقیمت این یکی کجا باورتان نمی شود 250درهم اختلاف قیمت فقط به خاطر این بود که خیلی از هموطنان جای دیگری نمی شناسند . گفتم شما از کجا فهمیدید که این مغازه کمربند لاغری دارد  گفت ؛خانمم از توی ماهواره دیده وادرس انجا را خانمم به من داده تا برم از اونجا براش کمربند بخرم  .گفتم دیدی تبلیغات چه بساطی داره گفت اره . فقط گفتم اگه خانمت پرسید که کمربند رو از کجا خریدی بگو از همون مغازه ای که ادرس داده بودی وبگو هم  650درهم خریدم وگرنه روزگارت  چندان خوش وخرم نخواهد بود.  طرف رفت وکلی هم بابت این موضوع تشکر کرد اما ادم هایی که روزانه گرفتار دام گسترده این بازار مکاره میشوند کم نیستند  یکی از این بازارهای پرسود که اعوان وانصار هم در ان هستند وفرق نمی کند ایرانی باشی یا از انسوی دنیا امده باشی بازار تجارت مسکن است که عین قارچ مشاورین املاک ریز ودرشت از بغل انها سبز شده  وبا وعده های انچنانی میخواهند هر طور شده شما را صاحب خانه کنند با وعده ویزای اقامت دائم ( من این موضوع که خیلی هم در ایران از من سوال شده بود توضیح بدهم که متاسفانه خیلی ها در ایران نمی دانند که این اقامت ان چیزی نیست که مثلا در امریکا هست این اقامت مثل  گرین کارت امریکا   اروپا یا استرالیات و.. نیست این ویزای اقامت است که میتواند برای ایرانی ها بصورت شریک لیسن باشد ومدت ان هم سه سال است  وهرسه سال یکبار تمدید میشود یعنی اینکه شما شهروند اماراتی محسوب نمی شوید شما فقط دارنده ویزای اقامت سه ساله هستید واز مزایای یک شهروند اماراتی برخوردار نیستید یعنی به شما پاسپورت اماراتی نمی دهند مثل کشور امریکا یا کانادا نیست که بعد از چندین سال به شما پاسپورت انجا را میدهند وشهروند ان کشور محسوب میشوید )   ووام بانکی طولانی مدت  . مطمئنا این همه ساخت وساز که در امارات صورت میگیرد باید خریدار هم داشته باشد وشرکت های سازنده در اینگونه موارد با مشاورین املاک که گاه خود هستند وگاه شرکت های دیگری در این زمره می باشند دارای ارتباطی تنگاتنگ هستند وبرای اینکه فضا را از رقیب بگیرند ومشتری بیشتری بخود جلب کنند به دستگاه تبلیغاتی که جلب کننده مشتریان هستن رجوع میکنند .مجله تمام رنگی ارتباط که عمده مطالبش را به تبلیغات اختصاص میدهد باز کنید وتعداد مشاورین املاک را فقط دران بشمارید سوای کانالهای ریز ودرشت تلویزیونی که به تلویزیونهای ماهواره ای مشهور هستند تا بدانید کارکرد تبلیغات تا چه اندازه است  میخواهم توجه شمارا به تبلیغات وشیوه کار این مشاورین املاک اشنا کنم

25طبقه مسکونی شرایط پرداخت اسان اقساط مالکیت صددرصد  چشم انداز دریا وپارک

ما امروز به فردای شما می اندیشیم  مشاورین املاک ...اخرین فرصت خرید  قبل از خرید با ما تماس بگیرید /  اوای خوش زندگی ارمغان ماست مشاورین املاک .... شمش طلا وویزا بلیط رفت وبرگشت . به ازای خرید هر واحد یک دستگاه تویوتا

بیائید به سبک پنج ستاره زندگی کنیم  تصور زندگی در خانه ای که دارای چشم انداز دریاچه بوده ودور تا دورش را فضای سبز احاطه کرده  و.. با ما تجربه کنید  مشاورین املاک ...

سرمایه گذاری مطمئن در سواحل زیبای .. ویلا اپارتمان  ویزای اقامت  با چشم انداز در یاچه ولابی فقط با پرداخت 4درصد پریمیوم   / ما بزگترین ومعتبرترین سازنده در ... می باشیم استفاده از 7درصد تخفیف در ماه مبارک رمضان  1خوابه 2خوابه استودیو استخر وجکوزی  سونای خشک وبخار ( بازهم دلتون اب بیفته )سالن بدنسازی  - 6طبقه پارکینگ

(وقتی قرار رقیب را از خونه بدر کرد )به جای خرید اپارتمان یک خوابه در ...  اپارتمان یک خوابه در ... خریداری نمائید

پروژه کاملا استثنایی  با شرایط ویزه  شاید غیر قابل باور باشد  دید کامل دریاچه وفضای سبز از 4طرف (جل الخالق )

دارای مجوز رسمی فروش از دایره ارضی املاک به شماره .... دارای مجوز رسمی دایره اقتصادی  دارای مجوز از گروه املاک دبی  (این یعنی چه ؟ یعنی اینکه امکان دارد بعضی ها بدون مجوز وغیرقانونی سرگرم خرید وبخصوص فروش املاک هستند )

توجه  توجه  فقط تعداد محدودی از ویلاها باقی مانده است   باور کردنی نیست با ما همین حالا تماس بگیرید مشاورین املاک ...  

پروژه ای بی نظیر  اخذ ویزای کار واقامت در کمتر از یک ماه پروژه زیبا در بهترین منطقه .... مشاورین املاک ...

80درصد وام بدون نیاز به مدارک بانکی برای اولین بار در دبی  فروش اقساطی اپارتمانهای مسکونی واداری اماده .مشاورین املاک ....

این نمونه هایی از صدها مشاورین املاک در اینجا هستند که تلویزیون مطبوعات ورسانه های خصوصی وهمگانی روزانه ده ها بار انرا تبلیغ میکنند تا نطر من وشما را بخود جلب کنند جذب پولهای راکد واضافه شما بخصوص برای کسانی که روی پول خوابیده اند از اهداف این تبلیغات است هرچند در این بین افرادی هم پیدا شوند که با قرض و وام بخواهند صاحب خانه شوند که انها هم درامدی دارند تا پاسخگوی این قروض باشند  .

انچه در این موضوع قابل بررسی بود تبلیغات است ونقش ان در خرید وجهت گیری مشتریان به سمت خرید وگرنه در عرصه های دیگر به غیر از مسکن هم همین روند ادامه دارد .

فرهاد ابراهیم پور (محمودا ) ئبی 29.9.2008

مردم ومسئولین فکری به حال برکه ها ومسیر اب اوز بکنند

همانگونه که همه مردم اوز ومنطقه لارستان میدانند برکه ها جزمنابع مهم تامین اب شرب مردم است واینرا نه از حالا که قرنهاست که مهمترین منبع اب مردم اوز از طریق همین اب انبارها تامین میشده وحتی حالا که اب بصورت موقت از سد سلمان می اید بیشترین اب قابل شرب مردم از برکه ها تامین میشود .در چند روزی که اوز بودم دو بار باران خوبی امد که بسیاری از برکه های اطراف اوز را پر کرد اما تعدادی هم بی نصیب از اب شدند . اینکه چرا مردم ومسئولین باید بفکر اب انبارها ومسیر ورودی اب انها باشند بنا به دلایلی است که برایتان میگویم  سه روز بعد از بارندگی  دوم به اب انبارهای اطراف سری زدم تا هم از اب تازه باران امده لبی تر کنم هم  سری به خاطراتی که در دلم هنوز از اب انبارها زنده است بزنم ..از اینکه مردم سخاوتمند شهرمان وخیرین با نام ونشان در اطراف اوز در هر کوی وبرزنی اب انباری احداث کرده اند به وجد می اید وبه انها افرین میگوید که اگر خود نیستند یا در دیار دیگری زندگی میکنند اما یادگار با ارزشی از خود بجا گذاشته اند وحدااقل بر مردمان شهر ومسئولین است که انها را پاک وپاکیزه نگه دارند تا ابی که از باران داخل این اب انبارها میشود قابل شرب باشد .وقتی دیدم که روی بسیاری از اب انبارها ظروف پلاستیکی قرار گرفته وسفره یک بار مصرف وپمپرز بچه ها روی اب غوطه وراست خیلی ناراحت شدم که مردم وانعده که به گردش وتفریح به اطراف شهر میروند چقدر تنبل وبی مسئولیت هستند که زباله های خودرا جمع نمی کنند تا با خود یا به شهر بیاورند ودر زباله دانی بریزند یا انجا بسوزانند تا دامن طبیعت به این اشغالها الوده نشود ابی که داخل اب انبارها بود از مسیری گذشته است که متاسفانه هم خرده ریز پلاستیک واب معدنی وسفره وپمپرز بچه وزنانه با خود داشت هم تپا له های گاو وگوسفند که در برخی اب انبارها بحدی تپاله گاو روی هم انباشته شده بود که از بوی ان سر درد میگرفتی  دیدن این صحنه ها مرا بران داشت تا به مسیر اب انبارها سری بزنم  واقعا جای بسی تاسف است شما هم با دیدن این عکس ها متوجه میشوید چرا وضع اب انبارها به این صورت است اولا در مسیر اغلب رودخانه ها که به برکه ها منتهی میشود از شیشه نوشابه گرفته تا بطری خالی اب وصدها نوشیدنی دیگر تا سفره پلاستیکی و ... انباشته شده است  دوما  در مسیر بعضی از رودخانه ها بخصوص رودخانه هایی که به برکه های جلو دانشگاه ختم میشود تلی از تپاله گاو وگوسفند ریخته شده است که اب باران با خود همه انها را به اب انبارها ریخته عکس ها خود گویای روشن این مطلب هستند  مسئله سوم در این رابطه خراب شدن مسیر اب برکه هاست که متاسفانه هم بوسیله خود مردم در بعضی جاها خراب شده ویا توسط اداره راه که مسیر ها را در بعضی جاها تغئیر داده اند اما بفکر اینکه مسیر اب را باز نگه دارند نبوده اند این مسله دقیقا در مورد برکه های پائین محوطه معلم کثیر کاملا صدق میکند  ودر همین رابطه یکی از همشهریان می گفت بعضی از صاحبان املاک که در کار خرید وفروش ملک هستند چون ملک مزبور در مسیر اب بوده امده اند ومسیر اب را عوض کرده اند وهمین موضوع باعث شده که اب به جای اینکه به اب انبارها سرازیر شود در دل بیابان هدر می رود .حالا این سوال پیش می اید که واقعا این وسط چه کسی مسئول این وضعیت است ایا مسئولین سهل انگاری کرده ومیکنند وبفکر نگهداری ونظافت مسیر اب انبارها نیستند یا مردم با دور ریختن اشغال وزباله های خود در دل بیابان باعث الودگی اب برکه ها شده اند ابی که به خورد خود همین مردم داده شده وباز هم میشود . عکسها را خوب ببینید

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 4.9.2008

پشت نقاب اینتر نت

مطلب بالا از جمله مطالب مفید در باره انترنت واستفاده از فضای مجازی است که عزیز گرامی اقای محمد خواجه پور در سایت انترنتی صحبت نو گراش نوشته اند که لازم است عزیزانی که با این فضا اشنایی دارند سری به مطلب ایشان بزنند .اما چند نکته نگفته دران دیده ام که ضرور دانستم به نوعی مطلب ایشان را ادامه دهم تا ازاین فضای مجازی بهتر بتوانیم استفاده کنیم

شعر حافظ از این جهات هنوز زنده وماندگار است که به در د زمان ما هم بعد از 7قرن میخورد  ومیشود علاقه انترنتی ات هم به ان افزود وفال گرفت

بی همگان بسر شود  بی تو بسر نمی شود 

هر سایت ووبلاگ که کاربری انرا درست کرده یا از منابع خاصی استفاده نموده تا خود ومطالب خودرا به دیده بینندگان بگذارد دارای اهداف ومنظوری بوده تا گاه برای خود مخاطبانی جستجو کند یا اگر هم در پی مخاطب نباشد خواسته درد دل ودغدغه های خودرا جایی به نوشته دراورده وبار ذهنی خودرا از روی کله مبارکش بردارد  پس اینگونه نیست که همه افرادی که به نوشتن مطالبی روی می اورند الزاما خودرا مقید به اصول ومنش خاصی در نوشتن بدانند تعدادی از این سایت ها به جریانات سیاسی - اجتماعی - فرهنگی - علمی - ورزشی - دینی  وحوزه خاصی اختصاص دارند که تعدادی از انها با بودجه دولتی وارگانهای حکومتی راه اندازی شده اند واز ان منابع تامین وتعئین مسیر میشوند وتعدادی دیگر نیز در بخش خصوصی که شامل افراد حقیقی وحقوقی هستند ویا از سازمانها وگروههایی هستند که بوسیله سایت ووبلاگ نکته نظرات وایده های خودرا به دید بینندگان می رسانند  اما در این میان تعدا بسیار انبوهی از  سایت ها وبخصوص وبلاک نویسانی وجود دارند که نه دولتی هستند ونه بصورت سازمانها وگروههای خارج از حاکمیت ساماندهی میشوند بلکه افرادی هستند که با استفاده از این فضا نکته نظرات خود در موضوهای مورد علاقه خودرا در وبلگ وسایت به نمایش میگذارند  این افراد که بیشترین گروه کاربران انترنتی  در داخل کشور ما هستند هستند بسادگی میتوانند با درست کردن وبلاگ  از این صفحه با جهان پیرامونی خود ارتباط برقرار کنند   میتوانند برای دوستان دور ونزدیک خود از طریق همین وبلاگ پیام وپیغام خاص  بفرستند میتوانند ناراحتی وعشق وعلاقه خودرا در مورد هر چیزی روی صفحه وبلاگ بگذارند بدون اینکه به کسی بخواهد جواب پس بدهند . اینگونه نوشتن مرسوم بیشتر  نوجوانان وجوانهایی است که گاه بصورت شخصی .گاه بصورت گروهی ومحفلی به همدیگر نان قرص میدهند ودل وقلوه میگرند از پسران ودختران کم سن وسال گرفته تا دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی .برای بسیاری از نسل جوان ما که امکان دسترسی به منابع انترنتی دارند این فضا جایی است که با هم درد دل کنند وعلایق خودرا در موضوع های مختلف به نمایش بگذارند وهمانگونه که یکی از نظر دهندگان  مطلب اقای خواجه پور نوشته بودند جو حاکم بر وسایل ارتباط جمعی ما  وکمبود وگاه نبود یک ارتباط راحت ومناسب از عللی است که دارندگان وبلاگ میخواهند با استفاده از این وسیله هم حرف خودرا بزنند هم شنا سایی نشوند مروری بر وبلاک های موجود در بلاگفا اماری به دست میدهد که نشلندهنده اهمیت گرایش بیشتر جوانان ما به وبلاگ نویسی است طبق اخرین امار روز سه شنبه 12شهریور ماه 1387 تاکنون این وبلاگ ها در بلگفا به ثبت ریده است   اخبار ورسانه ها 4882 وبلاگ رایه وانترنت 14003 وبلاگ - تجارت واقتصاد 4635 - فوتو بلاگ 2010 وبلاگ - فرهنگ وتاریخ 1396- ورزش 4343- شخصی  34635 - سفر وتوریسم 687-هنر وادبیات 26088 - علم وفن اوری 12210- اندیشه ومذهب 8865 - وبلاگ نویسی 3247 - جامعه وسیاست 4371 - سرگرمی وطنز 9817- خانواده وزندگی 1870  فارسی زبان در دیگر کشورها 742  که جمع این وبلاگ ها در سامانه حمایتی بلاگفا 133828وبلاگ میشود که اگر بخواهیم امار دارندگان وبلاگ در پرشین بلاگ به ان اضافه کنیم بالغ بر 200هزار وبلاگ میشود این غیر از سایت هایی ست که دولتی وغیر دولتی هستند که به زبان فارسی مینویسند که اگر  تعداد جوانانی که به انترنت دسترسی دارند 10میلیون  نفر در کشور بدانیم یعنی از هر 50جوان ایرانی یک نفر وبلاگ نویس هستند که امار در خور توجه ای می باشد اما تا اینجا نه تنها  با ارزش است بلکه در نبود وکمبود مطبوعات غیر دولتی خود نعمتی است که نمی شود بسادگی از کنار ان گذشت ودغدغه ای که اقای خواجه پور در مطلب اشان به ان توجه کرده اند از همین جا شروع میشود که حالا که این فضا وجود دارد   چرا بهینه استفاده نشود وچرا عده ای که نه تنها حاضر به مغرفی خود نیستند اما اجازه به خود میدهند که دیگران را به چالشی بکشند که خود از ان گریزان هستند من بنوبه خود عیبی نمی بینم که افراد با اسم مستعار وبا نشانه های غیر واقعی بیایند وحرف ونوشته خودرا در انترنت قرار دهند ومردم هم انرا بخوانند بلکه من با این ایده  وروش مخالف هستم که افرادی که خود حضور روشنی در روشنگری مردم ندارند وهمواره یکی به نعل میزنند یکی به میخ  به خود اجازه هتاکی وتوهین به سایت ووبلاگ دیگران بدهند اما مشخص نشوند که چه کسانی گرداننده چنین سایت ها ووبلاگی هستند  چون اینگونه افراد بیشتر  به جنجال افرینی وهتک حرمت دگران توجه دارند وبه کرات هم دیده شده  که مناسبات انها نه بر پایه  به چالش کشاندن اهرم قدرت  بلکه  همسو با انها حرکت میکنند  . من فکر میکنم هر انکسی که  به تنگ کردن فضا مجازی پرداخته خوب میداند که تا انجا که  ما در را بروی خودمان ببیندیم  هم خرسند است وهم مروج روشی است که من وشما نتوانیم حرف دلمان را با هویت واقعی امان بزنیم  . ادم های بی نام ونشان اگر در مسیر روشنگری هستند نمی توان چشم روشن واقع بین مردم نباشند باید انقدر شفاف وروشن باشند تا توهم ودوریی انها را احاطه نکند  تعداد زیادی از دارندگان وبلاگ ووب سایت در کشور خودمان تا کنون هزینه داده اند وباز هم می پردازند اما از اینکار نه پشیمان شده اند نه خودرا پشت کلمات پنهان کرده اند اینکه افرادی در شرایط دشواری اجبار پیدا میکنند که یک مطلب بسیار مهم در سایت ووبلاگ خود بنویسند وبی نام ونشان باشد با ادم هایی که روزانه هزار اراجیف روانه این فضای مجازی میکنند  فرق دارد .  دست از تعداد زیادی که چند صباحی وبلاگی درست میکنند وچند نامه وعکس عاشقانه  وترانه ودانلود اهنگ میگذراند وکپی همدیگر هستند واز روی دست هم می نویسند  ومعمولا به یکی دوسال هم نمی رسد  برداریم  وحرف وسخنمان با ان عده باشد که میخواهند در این فضا به تعامل وگفتگو در موضوع های مهم  بپردازند .بخصوص اندسته از وبلاگ ووب سایت هایی که  فقط دغدغه نام ونشان ندارند وبه چیزی فراتر از  مسائل شخصی فکر میکنند (نه اینکه مسائل شخصی اهمیتی ندارند ) به انهایی که کشور ومردم ومشکلات انها برایشان مهم است . به انهایی بیشتر اهمیت دهیم که میخواهند با ارائه نظرات وایده های متنوع ومتفاوتشان به پیشرفت وابادنی شهر ودیار خود وسرزمین مان  وجهان پیرامونمان کمک کنند  لاری اوزی گراشی خنجی  شیرازی لامردی گله داری وبستکی وخوری و... همه ما ایراتیها باید با جدیت بیشتری به این فضای مجازی وامکانات ان توجه کنیم چرا که انسان امروزی وفردا جهان نمی تواند از این فضا استفاده نکند وبه ان بی توجه باشد  

چندین وبلاگ وسایت در منطقه لارستان به این امر مهم می پردازند که صحبت نو گراش یکی از انهاست برای این عزیزان ارزوی موفقیت دارم

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی 12شهریور 1387

درمانگاه شماره 2 اوز خیریه حاج حسنعلی دانشپور

این نوشته سر در مکانی است در بالای شهر اوز که نزدیک درواه کارکاه وچال گچی قدیمی سیفایی است که در سال 1371 بعنوان درمانگاه شماره 2 اوز مسئولین وقت افتتاح نمودند وتحویل دکتر معلم گردید .  در این درمانگاه جدا از امکانات خوب داخلی  دو دستگاه منزل مسکونی برای دکترها در نظر گرفته وساخته شده است  وحتی قسمت اورزانس 115ان هم در ست شده است.  زمین این مکان از طرف اقای سیفایی داده شده وتمام پروزه ساخت زیر نظر بهداری درست شده است .    تا اینجا باید هم به سازندگان ان افرین گفت وهم به دست اندرکاران  وخیر ی که در گوشه ای از شهر مان برای رفاه حال همشهریان اقدام به ساخت درمانگاه با این امکانات نموده اند . انچه ناراحت کننده است اینکه این مکان فاقد دکتر ثابت ومشخص است وبیشتر دانشجویان پاره وقت به انجا برای در مان میروند دانشجویانی که دوره کار اموزی می بینند  وبر اساس خبرها در گذشته این مکان اجازه درمان داشته است اما چندی است که اجازه درمان هم از ان گرفته شده است .به نظر شما اگر خیری ببیند که با نیت خیر میخواسته کاری برای مردم شهرش انجام دهد وکلی هزینه کرده اما ببیند به ان مکان اصلا توجهی نمی شود  چه احساسی به او دست میدهد . بنظرم مسئولین شهری  شورای شهر ومسئولین وزارت بهداشت ودرمان منطقه باید به این موضوع رسیدگی کنند.این حرف من فقط نیست این گلایه فردی است که پدرش حاج حسنعلی دانشپور بانی خیر بوده است واین عکس هم از در مانگاه شماره 2اوز جناب اقای عبدالرحیم دانشپور برای سایت فرستاده اند امیدواریم مسئولین امر به این امر توجه کافی بنمایند تا بانیان خیر تشویق شوند نه اینکه دلسرد به کاری که انجام داده اند نگاه کنند .

    

 

 

 

 

 

 

قضیه گوشت بابا ونخود بچه ها

چهل پنجا سال پیش : گوشت مال بابا نخود وسیب زمینی برای بچه ها

حالا بعد از سالها : گوشت مال بچه  نخود وسیب زمینی مال بابا

این حکایت روز گار ماست که نه انموقع که بچه بودیم برایمان ارزش واحترام قائل بودند ونه حالا که بزرگ شدیم حرف ما را به حساب میگذراند  دوست عزیزی که این حرفها را از ته دل میزد حدود 50سالی از عمر ش میگذشت از انزمان میگفت که پدر ها حاکم بلامنازع خانه ومنزل بودند وحرف اول واخر پدر میزد وبچه باید منتظر میماند تا بزرگان اول بخورند  وبگویند وبیاشامند وبعد نوبت به به بچه ها وزنان میرسید  ومیگفت ببین چه زمانه ای شده است انموقع هر چیز خوب برای پدر بود وما بی بهره بودیم وجرات حرف زدن نداشتیم وبیش از بچه های امروزی کار میکردیم وحرف گوش کن بودیم اما بچه های امروز نه تنها حرف گوش کن نیستند که طلبکار هم هستند ودوره دوره فرزند سالاری شده است وکار به جایی رسیده که نه تنها برای کار وزحمت پدر ومادر ارزشی فائل نبستند بلکه به بی عاری وتن پروری هم عادت کرده اند  میگفت این تازه یک طرف قضیه است جالب اینجاست که والده بچه ها وخانم خانه هم دست کمی با بچه ها در این مشارکت ندارند کافی است چند کلمه حرف حساب به بچه بزنی یا بخواهی اورا از کار ناپسندی منع کنی یا بقول قدیمی ها بچه را  ادب کنی انوقت بزرگترین گناه کبیره مرتکب شده ای چون مادر مهربان حاضر نیست بپذیرد که کار شما درست است بلکه با اطمینان کامل از خواست ونیاز بچه حمایت میکند دیگر خبری از درک موقعیت پدر نیست بلکه انچه اهمیت دارد این بچه است که باید از اول هم تروخشکش کرد هم به خواسته های با جا وبی جایش توجه کرد واخر سر هم محکوم به عدم درک  نسل امروز میشوی یکی نیست بگوید ان چیزی که در این وسط تلف میشود روزگار ادمی است که فکر میکرده اگر صاحب فرزندی شد عصای دستش میشود نه اینکه اخر وعاقبتش باید در خانه سالمندان جستجو کند 

 تلخی غمی که بر چهره انسانی مینشیند باید در نگاه ادمی جستجو کرد که الفتی با این حکایت داشته باشد  کمی مکث کرد داشت فکر میکرد که ایا گفتن این حرف ها برای من یا او چه فایده ای دارد ایا مشکلش حل میشود یا این هم مثل بقیه مسائل این روزگار فقط برای درد دل کردن است وبس .

برای اینکه سکوت را بشکنم گفتم زمانه عوض شده واینرا باید به حساب فقط بچه ها نگذاشت

گفت اره زمانه خیلی هم عوض شده ولی چرا انموفع  که ما بچه بودیم وهم درس میخواندیم وهم کار میکردیم  هم به پدر ومادر احترام میگذاشتیم وهم قدرشناس انها بیش از جوانهای امروزی بودیم

درست میگی ما در انزمان این جرات وشجاعت نداشتیم که با پدر وبزرگتر خود حرف بزنیم یا حرفی خلاف نظر انها بگوییم یا به ان عمل کنیم فکر ما انزمان این بود که همیشه بزرگتر ها بیشتر از بچه ها میفهمند برای همین هم به حرف انها گوش میکردیم وجرات اعتراض هم نداشتیم اگر میبنی که بچه ها امروز جلو من وشما می ایستند وگا ه جدل میکنند به خاطر امکاناتی است که هم اجتماع وهم خانواده در اختیار بچه ها گذاشته  خیلی از این رفتارها ما اگاهانه یا نااگاهانه  به بچه ها میدهیم   ازادی عمل در گفتار وکردار؛ ما به بچه های امروز دادیم  ما به انها گفته ایم از حق خود دفاع کنند وانها را بدین سوی رانده ایم تا با ما متفاوت باشند ؛جامعه امروز ان جامعه 50سال پیش نیست که تصمیم گیرنده فقط یک نفردر خانه  بود در کلاس درسی امروز فقط پند واندرز یاد نمی دهند جبر ومثلثات وامار وفیزیک وجغرافی ادم ها بیش از گذشته نقش پیدا کرده است

مگر ما انزمان جبر وریاضی نداشتیم مگر ما کله سحر پا نمی شدیم .شما الان یک جوانی که صبح زود از خواب بلند یشه نمی بینید

بلند بشه که چکار کنه  انموفع خانواده ها گاوی گوسفندی داشتند یا باید سر کار یا مزرعه وچراگاه میرفتند حالا اگر یک بچه صبح زود پا شد باید چکار کند  بچه ای که ساعت 12 یا 2نیمه شب میخوابد نمی تواند صبح زود بیدار شود

من هم همین میگم جوان امروزی مثل قدیم جوهر ندارد وهمیشه خواب الوده است این جور جوانی نه بکار خودش می اید نه بدرد جامعه میخورد این جور جوانها فقط به خودشون فکر میکنند واصلا به فکر خانه وخانواده نیستند وپشتوانه من وشما نمی شوند.  فکر نکنی که اینها بعد از اینکه بزرگ شدند وبه جایی رسیدند مثل ادم های قدیم به پدر ومادر فکر میکنند وموقع پیری به من وشما سر میزنند

البته نمی شه گفت همه این جوانها اینجوری هستند شاید عده ای هم باشن که به خانواده اهمیت بدهند ولی در یک موضوع با شما موافقم وان اینکه ارتباط افراد خانواده روزبروز کمتر میشود  با شتاب روزمره زندگی وزندگی اپارتمانی که روز بروز تعداش بیشتر میشود واوزیها هم بدور از این جامعه نیستند  خیلی دشوار خواهد بود که فرزندان اینده بخصوص در جوامع شهری کنار پدر ومادر زندگی کنند یا انها را نزد خود ببرند

یعنی از الان یک جایی در خانه سالمندان دست وپا کنیم

برای خیلی از پدر ومادرها در ایران وخارج از ایران اتفاق افتاده شاید برای من وشما هم بیفتد ادم باید برای انروزها هم خودش را اماده کند

با حالت عصبا نیت گفت :بگو اخر بی وجدانی وپدر سوختگی

البته مادر سوختگی هم به ان اضافه کن چون در این مورد صددرصد بچه ها برابری ومساوات را رعایت میکنند

  اری همان مادراني كه زندگي خود را وقف فرزندان خود مي كردند و تمام تلاش زندگي شان اين بود كه به اشكال گوناگون به فرزند خود خدمت کنند  اری همین مادران هم بعید نیست به بی مهری فرزند دچار شوند 

 پس ما چه جور مرد وشوهری هستیم یا مادری هستندکه بچه هایمان اینطوری بزرگ میشوند

ديگر شوهر جايگاه سابق را در ذهن زن ايراني ندارد و به نوعي فرزند جاي شوهر را گرفته است. تمام هم و غم زنان اين شده که فرزندان خود را تر و خشك كنند و تمام فكر و ذكر شان اين شده كه فرزندان خود را به جائي برسانند. دنبال نمره اوردن ودکتر ومهندس شدن بچه ها هستند واین را همه میدانند که انقدر که بچه در خانه از مهر ومحبت مادر اکنده میشود شوهر کار زده خسته ول معطل است

دیدی حق با منه وتوی این مملکت یا کشورای دیگه مثل خودمون دوره دوره بچه سالاریه  میبینی بچه های این دوره چه جوری اول شیره جان ادمو میکشن بعد هم پرتت میکن یه گوشه ای

نه با این حرفت کاملا موافق نیستم چون همه مثل هم نیستند  ما ادمیم نه ببیشتر نه کمتر هر کس با فکرش زندگی میکند فکر ونظر جوانهای امروز با من ونسل من وشما اگر نگوئیم خیلی اما قدری فرق میکند چه خوب وچه بد انها براساس فکر من وشما تصمیم نمیگیرند اگر تو از لازانیا خوشت نمی اید دلیل نمی شود که پسرت از لازانیا یا پیتزا بدش بیاید بر عکس شاید خیلی هم خوشش بیاید  نون مهوه تکه وتفتون وکلوچه ورشتبای هوی در نظر من وشما واقعا فوق العاده وخوردنی است نسل امروز فقط با من وشما از نظر زمانی فاصله گذاری نمی کند بلکه از نظر علایق وسلایق خو.د نیز با ما متفاوت است البته میدانم که سخت است که کسی همراه علایق وسلایق نداشته باشد چرا که پذیرش اینکه با بچه خودت از نظر فکر وسلایق وعلایق متفاوتی وگاه متقابلی جالب نیست  اما بقول جبران خلیل جبران  ما میتوانیم فرزندانی داشته باشیم که مثل ما راه میروند مثل ما می خندند مثل ما نگاه میکنند وشکل وشمایل ما را دارند وحتی بعضی از خصوصیات رفتاری اشان نزدیک ماست وبخودمان بگوئیم که خیلی چیزها به انها داده ایم اما ما نمی توانیم به انها فکر خودمان بدهیم فکرهر کسی در درون ان است وبا ان زندگی میکند

ما را باش اومدیم با که درد دل کنیم فکر کردیم یکی بالاخره توی این دنیا پیدا میشه که سفره دلمون پیشش باز کنیم

دستت درد نکند از اینکه سفره نیمه کاره ات را پیش ما پهن کردی ممنون هستم واز اینکه باز منو لایق دونستی باز متشکرم اما خودت گفتی که اومدی درد دل کنی نیومدی که مشکلت رو من حل کنم من که حلال مشکلات تو نیستم من هم گاهگاهی مثل تو میگم :  بیا سوته دلان گرد هم ائیم

ای ول دمت گرم  هی اتگت                 فرهاد ابراهیم پور (محمودا ) دبی خرداد 1387

چرا باید در حفظ ونگهداری اب انبار ها در اوز واطراف اوز بکوشیم

اول احترام به بانی وسازنده این اب انبارهاست که هر کدام در زمان ومکان خودش کار خیرخواهانه ای بوده است تا مردم تشنه لب از ان اب انبار ابی بیاشامند

دوم از این نظر که یادگار قرن ها  بی ابی وخشکسالی در این مناطق بوده اند سالهای زیادی این اب انبارها تنها منبع تامین اب اشامیدنی ما ورهگذران این منطقه بوده است واز یاد نبریم که این اب انبارها ما را از تشنگی وهلاکت نجات داده اند

وسوم بنای این برکه هاست  که در شکل واندازه های متنوع قسمتی از تاریخ وزندگی ما اوزیها هستند. چرا که در هیچ منطقه ای در دنیا به اندازه ومحدوده اوز برکه وجود ندارد واز این بابت بسیار جالب توجه است .رهگذرانی که اوزی نبوده اند واشنایی چندانی با منطقه لارستان نداشته اند واز انجا گذشته اند انرا با امامزاده ها اشتباه گرفته اند واین اب انبارها هر کدام در نوع خود اگر امام زاده نیستند مایه حیات وابادانی بوده اند وزندگی مردم منطقه جدا از انها نبوده است

اری بدین دلایل وده ها دلایل دیگر برکه ها برای مردم ما ومنطقه از اهمیت والایی برخوردارند وباید در حفظ ونگهداری انها تلاش کنیم. خشکسالی امسال وخشکسالی هایی که شاید  در اینده دور از انتظار نباشد وظیفه ما را در نگهداری وتمیز نگهداشتن انها را دو چندان میکند  هرچند از امسال خط لوله اب سد سلمان فارسی به اوز امده است ومردم میتوانند از ان اب استفاده کنند اما از یاد نبریم که ما در قسمتی از دنیا زندگی میکنیم که بارش باران در ان در کمترین حد ممکن است برکه ها میتوانند پشتیبان ما در زمانهای کم ابی باشند. پس مردم ومسئولین ونهادهای ذیربط باید دست بدست هم دهند هم در لایروبی انها کمک کنند هم مسیرهایی که اب در هنگام بارنگی به برکه ها میریزد پاکیزه نگه دارند تا اگر بارانی امد به هدر نرود  فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی

در توضیح مطلب منتشره در سایت ستاره های اوز در باره بیمارستان اوز

چندی پیش دو عکس از راهروهای   بیمارستان امیدوار اوز با    مطالبی کنار ان روی سایت ستاره های اوز امده بود که با عکس العمل هیئت امنا و رئس بیمارستان اوز مواجه گردید که باعث تعجب اینجانب شد بله واقیعت ها همیشه ناگوار میباشد  چرا که   حقیقت   انقدر تلخ و نا گوار است که هیچ کس حتی کسانی که از خیلی مسائل واقف هستند از ان گریزانند و انرا قبول ندارند بله این دو عکس واقعی  و  حقیقت است   بنده این عکسها را خودم  روز10/01/1387 ساعت بین ده ونیم تا یازده صبح از ان محل برداشته ام  بله این  عکسها از طرف  کسی که نه مغرض ونه منافعی در انجاها  دارد که شامل ضرر گردد این هم از روی  اتفاق  که گذرم به بیمارستان افتاده بود با ان روبرو شدم که از خود لازم دانستم بعنوان یک انتقاد سازنده باطلاع هئیت امنای محترم برسانم  شاید  مسئولین محترم تا بحال  در جریان این امر مهم قرار نگرفته باشند که این چنین عکس العملی از خود نشان دادند ولی واقعیتی است    که باید پذیرفت ونباید در مقابل انها چشمهای خود را ببندیم وارام از کنار ان بگذریم بله  قضیه از این قرار بود همان روز بنده همراه خواهرزاده ام که کودک شش ماهه اش بیمار بود روانه     بیمارستان شده و قبض دریافت نمودیم  در بخش اورژانس پزشک عمومی مشغول درمان بیماران که در نوبت بودند انجام وظیفه می کرد ما هم در نوبت بودیم و چون وقت داشتم از این موقعت    استفاده کرده و سری به داخل راهروهای بیمارستان زده که خوشبختانه با راهروی خالی از بیمار و متاسفانه با اتاقهای خالی از پزشک متخصص که فقط تابلوهای متخصص بالای درب انها نسب شده که در عکس نمایان میباشد مواجه شدم و این موضوع باعث حیرتم شد بیمارستانی که    می گفتند زمانی پر رونق ترین بیمارستان    منطقه است   چرا در یک روز   کاری تمام   مطبها خالی از پزشک میباشد و بر ان شدم که عکسی از انجا تهیه نمایم تا موضوع برایم روشن شود بعد از ان نزد بیمارمان که درنوبت نشسته بود برگشتم که در همین موقع شخصی نزد ما امد گفت  مطب دکتر متخصص اطفال   بیرون از بیمارستان هم هستد که ما   بلافاصله از انجا  بطرف مطب دکتر که خارج از بیمارستان بود   براه افتادیم   بعد از ورودمان وگرفتن  قبض خوشبختانه مطب ایشان خلوت بود و کار ما زود انجام  گرفت ( قبض همان دکتر  متخصص بپیوست میباشد ) در ضمن قبل ار اینکه ما از پزشک متخصص اطفال بیرون از  بیمارستان مطلع شویم  بیمار دیگری هم چون متوجه شده بود پزشکی که مشغول مداوای بیماران میباشد پزشک عمومی است  بهمین خاطر با حالی که قبض بیمارستان   هم گرفته بود از انجا خارج میشود ( ایشان هم کسی است که برای تعطیلات عید نوروز به اوز امده بود   حتما نام  بیمار ایشان در لیست بیماران همان روز بیمارستان ثبت شده است ) لذا سئوال بنده  از هئیت امنای محترم بیمارستان اوز این است : در یک روز کاری انهم شنبه صبح ساعت ده و نیم دکترهای متخصص بیمارستان کجا بودند که فقط اتاقهای خالی با تابلو های متخصص نمایان بود ؟  بنده بعنوان یک همشهری از هئیت امنای محترم وزحمتکش و خیرینی که با جان ودل برای این منطقه محروم   و  زادگاهشان زحمت  می کشند و با کمکهای بی دریغشان   برای  منطقه و زادگاهشان که زبانزد عام و خاص میباشد  وبانی خیر در منطقه هستند   میخواهم   که این موضوع را پیگیری نمایند.  خداوند یار ونگهدارتان باشد

                                                 عزیزالله روستا  28/05/2008/ دبی 00971504599361                         E-mail: roosta77@eim.ae

پیرو مطلبی در سایت ستاره های اوز مبنی بر خالی بودن بیمارستان در انروز که با عکس ان ومطلب امان از بی مریضی فغان از بی طبیبی  در سایت مطرح شده است این اطلاعات از بیمارستان اوز جهت درج واگاهی بینندگان فرستاده شده است و توسط اقای منصور فقیهی نژاد بدست ما رسیده است قضاوت این اطلاعیه وعکس مندرج در این صفحه به بینندگان سایت واگذار میکنیم  . 

امان از بی مریضی فغان از بی طبیبی

وقتی به این عکس ها خوب نگاه کنید می فهمید این عکس راهرو بیمارستان اوز است که در این راهرو چندین اطاق است وروی در یا کنار درها نوشته شده متخصص گوش وحلق وبینی - متخصص چشم - متخصص جراحی عمومی  داخلی   بعد تعجب میکنید که در یک روز کاری یعنی در روز 10فروردین 1387 ساعت 10صبح هیچ بیماری در این راهرو ها نیست البته جای بسی خوشبختی وسعادتمندی است که در شهرمان مریضی نداشته باشیم اما قضیه چیز دیگریست چون در هیچ مطبی که در این راهرو است هیچ دکتری یافت نمی شود پس وقتی دکتری نیست حتما مریضی هم مراجعه نمی کند واگر هم مراجعه کرد باید برگردد سر فلکه اوز وبا اولین ماشین راهی گراش یا لار شود  تا خدای نکرده تلف نشود کسی که این راگفت خوشبختانه سالم وحاضر است وبقولی پشت سر مرده دروغ نمی گوئیم وخودش از مراجعه کنندگان در همین روز به بیمارستان اوز بوده است واقعا مردم اوز بخصوص خیرین حق دارند که از مسئولین وهئیت امنا بیمارستان ودانشگاه بپرسند چرا چنین است . به نظر شما حرف بی جایی زدم؟

28.4.2008  

مهم ارتفاع زندگیست

دیروز دکتر علی اضغر حسنی  نماینده مردم منطقه لارستان وخنج در مجلس شورای اسلامی در باشگاه ایرانیان دبی جشن همدلی برگزار کرده بودند که دست اندرکاران این جشن که از اعضای ستاد کاندیداتوری ومجمع فرهنگی خیرین گراش ومعتمدین بودند از مردم شهرهای  لارستان  همچون گراش واوز ولار وخنج دعوت بعمل اورده بودند تا ضمن خوش امد گویی به کانیدای مجلس برنامه های اقای حسنی به گوش واطلاع اهالی لارستان وخنج برسانند  برنامه ای که نشاندهنده توانایی مالی وتداراکاتی گروه همراه اقای حسنی در این جمع بود ومیتوان تصور کرد که چرا اقای حسنی جدا از محبوبیتشان بین مردم گراش توانستند به عنوان نفر اول از منطقه لارستان وخنج وارد مجلس شوند بدون تردید وهمانگونه که اقای نجفی زاده از مجمع خیرین گراش گفتند انها از دوسا ل ونیم پیش پیشنهاد خودرا به اقای حسنی برای کاندیداتوری داده بودند واز ان زمان در تدارک پیروزی در انتخابات هشتم بودند ومیشود گفت با یک برنامه ریزی بلند مدت وگام به گام از ان هنگام فعالیت خودرا شروع کرده بودند واین در حالی بود که دیگر رقبا فقط در ماههای مانده به انتخابات بوده که درصدد جمع اوری ارا بودند . تدارک جشن همدلی در باشگاه ایرانیان دبی به گونه ای ابرومند بود که میهمانان توانستند از این جلسه خوششان بیاید وبرای خیلی از اهالی منطقه لارستان بخصوص گراشیها دلپذیر بود که یک نماینده مجلس قبل از ورودش به مجلس وبرای احترام به مردمی که به او رای داده اند یک جشن برگزار کند تا اهالی منطقه در ان حضور یابند توانایی مالی اقای حسنی در برگزاری این امر پوشیده نیست تا جایی که مجری برنامه اقای شهریاری با گروه همراه ایشان از شبکه تلویزیونی کشور دعوت شده بود ونیز گروه موسیقی سنتی ودیگر عوامل این جشن همدلی ؛ هر چند که مجری برنامه در ابتدا راجع به منطقه لار وفرق بین لار ولارستان خوب تفهیم نشده بود ولار را در کنار دریا میدانست که حافظ در طول عمرش یک بار به انجا سفر کرده بود  وخیلی کم از گراش واوز میگفت اما درادامه برنامه با تذکر های گاه وبی گاه  همراهان ایشان مجری هم بر برنامه مسلط شد وتوانست این مراسم را به خوبی پیش ببرد. سالن سینما نسبتا پر بود وگراشیها ولاریها واوزیها وخنجی ها بیشترین افراد شرکت کننده در این جشن وهمدلی بودند هر چند از دیگر روستاههای اطراف منطقه چند نفری نیز حضور داشتند کسانی نیز در این جمع به ایراد مطالب وسخنرانی پرداختند که از ان جمله حجت الاسلام براتی نماینده مجلس  اقای جعفر رسولی نزاد  از پیشکسوتان فرهنگ وادب گراش  ودکتر محمد امین نجفی زاده عضو مجمع خیرین گراش  ااقای نجفی زاده بر دو امتیاز مهم اقای حسنی تاکیدکردند یکی فعالیت بیش از25 سال کار در امور خیرین وفرهنگی وبهداشتی گراش بود ودوم متمکن بودن اقای حسنی که ایشان اگر امده نماینده مجلس شود نیاز مالی ندارد وخودش وخانواده ایشان از خیرین هستند وا زایشان بعنوان فردی مستقل در انتخابات نام بردند .گروه تدارکات جشن همدلی برای اینکه در وقت صرفه جویی کنند قبلا برشوری تهیه دیده بودند که شامل برنامه های اقای حسنی در منطقه لارستان وخنج بود اقای حسنی اهداف خودرا در 7بند تشریح کرده بودند ایجاد شهرکهای جدید مسکونی ایجاد کارخانجات .کارگاههای زودبازده  توسعه شبکه بهداشت  توسعه وبهسازی راههای ارتباطی  احداث مجموعه فرهنگی ورزشی چند منظوره  احداث مجموعه تفریحی ورفاهی  واحداث وتوسعه مراکز دانشگاهی  اینها موارد خلاصه شده اهدافیست که اقای حسنی بعنوان نماینده مردم منطقه لارستان وخنج میخواهند طی 4سال نمایندگی خود به انها جامعه عمل بپوشانند ودراین راه پیش بروند  ایشان در سخنرانی خود در این جشن به همکاری وهمیاری مردم خیر ونیکوکار منطقه هم دلبستگی نشان دادند واز مردم منطقه خواستند در این راه اورا همراهی کنند  همراه بروشور یک دعوت نامه نیز بود که حاضرین نظرات خودرا بنویسند وامکان ارتباط برای نماینده مردم با خواسته ها مردم فراهم شود که در نوع خود جالب بود ومجری برنامه گفتند که جلسه بعدی وارتباط نماینده با مردم حدودا 40 روز دیگر خواهد بود واین فرصتی است تا نماینده با کار  وچگونگی برنامه ها در مجلس بیشتر اشنا شود تا بقول یکی از سخنرانان مجلس که زندگی را در طول وعرض ندانستند بلکه مهمترین قسمت زندگی هر فرد را ارتفاع زندگی او دانستند برای اقای حسنی ارزو میکنیم در قله مرتفع زندگی اشان بایستند که نماینده مجلس شدن و4 سال برای مردم خدمت کردن میتواند به این ارتفاع بیفزاید بشرطی که پایبند همه اهدافی باشیم که نیاز مردم منطقه لارستان وخنج است   

مردم منطقه امیدوارند که اقای حسنی بتواند به اهدافی که مد نظر دارد جامعه عمل بپوشاند تا منطقه لارستان وخنج  مردم اوز ولار وگراش وخنج وده ها روستای دیگر به پیشرفت وابادانی برسند

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی

آگاهی از قوانین و وظایف مربوط به شهرداری یکی از لزومات زندگی شهری برای همگان است

وظایف شهرداری

قانون وظایف شهرداری در سال 1334 تدوین شده و تا کنون تغییرات زیادی کرده است . بسیاری از وظایف مانند رسیدگی به نهرهای عمومی ، نصب اتیکت های قیمت روی اجناس ، ساخت بنگاههای خیریه ، تعیین عوارض صادرات و واردات کالا و صدور پروانه کسب دیگر بر عهده شهرداری نیست .

اگر شهرداری به وظایف خود عمل نکند مردم امکان پیگیری آن را از طریق قانونی دارند . امروزه خود شهرداری نیز با ایجاد بخش 137 بر کارمندان خود نظارت میکند و شکایت های مردم را بررسی می کند .

چه وظایفی بر عهده شهرداری است

شهرداری وظیفه احداث خیابانها ، کوچه ها ، میدانها و باغهای عمومی (پارک)، مجاری آب و توسعه معابر را دارد

 

شهرداری باید مکان مخصوصی برای تخلیه زباله ، نخاله های ساختمانی و مواد رسوبی فاضلاب ها تعیین کند و مکان آنها را به مردم اطلاع دهد

. در مورد سد معبر نیز شهرداری باید رسیدگی کند و این موانع را رفع کند .

  مراقبت در امور بهداشت ساکنان شهر و همکاری با موسسات بهداشتی از دیگر وظایف شهرداری است .

گدایی و تکدی گری نیز مسئله ای است که جلوگیری از آن وظیفه شهرداری است .

شهرداری موظف به تهیه آمار مربوط به شهر ، احداث گورستانها و غسالخانه ، و وسایل حمل و نقل اموات است

رفع مزاحمت شغل های  پر سر و صدا که بهداشت شهروارامش شهروندان را تهدید میکند بر عهده شهرداری است

.همچنین نامگذاری معبار و نصب تابلو اعلانات و پاک کردنن اگهی های مزاحم جهت زیبا سازی شهر از وظایف شهرداری است
ناگفته نماند که صدور پروانه ساختمانی  مسکونی - تجاری .صنعتی واخذ عوارض از مشاغل وواحدها در محدوده شهری نیز از وظایف شهرداریهاست

حال با توجه به شناخت شما همشهریان ازنکات مهم وظایف شهرداری میتوانید با شناخت بیشتری به پرسش ما در نظر سنجی راجع به فعالیت شهرداری اوزچطور است؟ شرکت کنید  

.منبع اطلاعات راجع به وظایف شهرداری از : قانون شهرداری و خدمات شهری & شهر همشهری 29/6/85

بیا بریم دبی

این حرفی است که یکی از همشهریان به یک همشهری دیگر در اوز زده بود وقرار بود چند روز مانده به عید فطر به دبی بیاید توصیه ایشان به این همشهری این بود که در ماه رمضان مردم وتجاردبی بیشتر کمک میکنند وروزهای اخر زکات هم میدهند وبه این همشهری با همه دلایل ثابت کرده بود که اگه هیچی گیرت نیاید یک ملیون تومان در می اوری وبهتر است از اینکه اینجا بنشینی ودلت به 200تا 300هزار تومان در این ماه  خوش کنی تازه هم دبی می بینی وکلی هم میتونی سوغات مجانی از این وان بگیری همشهری مورد نظر که تاکنون از این پول ها نخورده بود وتنها به نیروی بازو خود تکیه کرده بود وبا مشکلات ریزودرشت جنگیده بود ونمی خواست تن به این ذلت بدهد به خودش قبولانده که خدا خودش کریمه وروزی ماهم او میرساند وحاضر نشد همراه ان همشهری به دبی بیاید بالاخره ان همشهری به دبی میاید ویزا که یکی از اشناها براش جور کرده بود  محل سکونت هم یک جایی بین این همه همشهری در دبی پیدا شده بود مانده بود رو زدن وبسراغ این وان رفتن (یکی از بازاریهای همشهری نکته جالبی راجع به بعضی از این افراد برایم روشن کرد وان اینکه اینها مثل ادم های کاردان وویزیتورها لیست واسامی تجار وکسانی که در امر خیر کمک میکنند همراه خود دارند ) که تجربه چندین سال همراهش بود. اینهاکاملا میدانند که کی وچه زمانی پیش انها بروند ومشکلات خودرا چگونه بگویند که طرف مقابل دلش به رحم اید ودراین ماه رمضان به او کمک کنند البته دلایل بسیاری از این ادم ها برای اینکه شما به او کمک کنید از قبل چندین بار در ذهن مرور شده است   الهی خدا به شما خیر بده چند بچه دارم که نمی توانم خرج تحصیلش را بدهم  امید ما به شماست شما که دست خیرتان همیشه براه است  دخترم سبزه وار است رشته مهندسی می خواند    کلیه هام کار نمی کند  واریس هم دارم دکتر گفته باید عمل کنی هزینه دکتر که حتما خودتان میدانید چقدر زیاد است   سقف خانه امان خراب شده پسرم هم میخوام داماد کنم اما یکی دو ملیون کم اوردم پیش فلانی رفتم خدا پدرش را بیامرزد کمی کمک کرد اگه شما هم لطف کنید مشکلم حل میشه.

  یکی دوتا حکایت ناب ودست نخورده از این بابت دارم که براتون نقل میکنم .

دوستی که در یکی از مغازه های ابزار فروشی در دبی کار میکند میگفت چند سال پیش در ماه رمضان یکی از این طالبان کمک به مغازه ایشان میرود وبعد از سلام وعلیک وکلی از اوز گفتن واینکه اوزیها در کمک به همشهریان خود در دنیا نمونه هستند وما هرچه داریم از سر خیر وبرکت این همشهریان در دبی است به اصل مطلب بصورت نیمه باز وارد میشود واز مشکلاتی که دارد با این دوست ما به حرف مینشیند وانقدر میگوید تا اینکه موقع تعطیلی مغازه میرسد طرف از دوست ما میپرسد ببخشید جناب اقای .... پس من کی مزاحم شوم که دوست من میگوید ببخشید من اقای فلانی نیستم من ارباب نیستم ارباب رفته مسافرت والان دبی نیستند که با شنیدن این حرف طرف از کوره در می رود ومیگوید مرتکه تو اگه فلانی نیستی چرا وقت منو تلف میکنی من صد تا کار دارم دو ساعت خودمو پیش تو معطل کردم که چی. دوستم میگفت واقعا بعضی از ادم ها چه توقعات بیجایی از ادم دارند حداقل به خاطر چند تا چایی و ابمیوه که میتونست تشکر کنه اما چون ادم سن وسال داری بود هیچ نگفتم واز این ببعد یاد گرفتم که هر وقت چنین ادم هایی امدند که طلبکار وپرمدعا هستند از قبل به انها بگویم فلونی من ارباب نیستم 

اینکه بعضی از همشهریان با مشکلات عدیده ای روبرو هستند و درامد انها کفاف مخارج زندگی نمی دهد کاملا درست است واگر کسانی توان این را دارند که به انها کمک کنند جای دوری نمی رود اما کمک به انها صرفا از سر ترحم نباشد بلکه به گونه ای باشد که ابرو وحیثیت این افراد هم حفظ شود وحساب این ادم های پاک وشریف و محتاج کمک با افراد لاابال وبی کاره وبه قول ما اوزیها بی غیرت قاطی نشود چون در همین اوز وحتی در منطقه لارستان افرادی هستند که فقط چشمشان به خمس وزکات وکمک دیگران دوخته شده وحاضر نیستند زحمت کار کردن وشرافتمندانه زندگی کردن به خود بدهند ادم هایی هستند که به مفت خوری عادت کرده اند وجز کار شیک وپردرامد تن به کار دیگری نمی دهند باز درهمین رابطه دوست دیگری که برای شرکت در مراسم عروسی بیست روز پیش به اوز رفته بود ماجرای جالبی برایم تعریف کرد که انهم شنیدنی وگفتنی است واین ان متنی است که برایم فرستاده اند با هم بخوانیم

بایگانی مطالب اجتماعی  سال2006

بایگانی مطالب اجتماعی سال 2007