گاوان و خران
باربردار به ز آدميان مردم
آزار
اندر باب خر- قسمت اول
میگن
وقتی کسی خیلی لذت میبره وکیف میکنه میگن خر کیفه یعنی اخر کیف ولذت
برای همین من برای اینکه به اندازه بنی بشری حق خودرا در برابر خر ادعا کرده
باشم وکیف شما هم بالا برده باشم مطلبی خری مینویسم که شما هم با این خر مطلبی که
من شروع میکنم همراه شوید و با این موجود خارق العاده که زیاد دیدید وازش کم شنیدید
بیشتر اشنا شوید خدا را چه دیدید شاید بهتر از ما از اب دراومدن ودر این موضوع هم
شک نکنید فکر نکید این وسط بابت این خر نویسی از جماعت خران چیزی نصیب ما میشود یا
میخواهیم برای خر تبلیغ کنیم و بابت وجنات وسکناتش کارهای تبلیغی انجام بدیم
نه به جان هر چه خر است اصلا چنین منظوری ندارم
فقط حس عجیبی در من ایجاد شده که احتمالا انسانی نیست ومیخواهد راجع به خر
بیشتر بنویسد تا دانش ما افزون گردد چون هر چه از ادم ها اموختیم جز دردسر چیزی
عایدمان نشد بگذار قدری راجع به خر وخرها وبساط خرها بنویسیم شاید فرجی حاصل شد .پس
با این مقدمه نه چندان دلچسپ بسراغ خر شناسی میرویم .
خر یا
همان مودبانه تر ان الاغ وعربی ان حمار وانگلیسی ان دانکی وفلپینی ان مالیت
ناکابایو وهندی ان گاداح وترکی ان
اشک همان درازگوشی است چهار پا که انسانها از ان بعنوان بارکش استفاده میکنند وبه
احمقی ونادانی محکومش میکنند .
خر از لحاظ جثه قدری کوچکتر از اسب است
و گوشهای درازی دارد. این حیوان بهدلیل درازگوشیاش از قدرت شنوایی بسیار بالایی
برخوردار است. خر که معمولاً خاکستریرنگ است، از گروه پستانداران سمداری است که
سم آنها بیشکاف است. دست و پای این حیوان نسبتاً باریک و بلند و سم آن کوچک است.
اما همین پاهای باریک دارای چنان قدرتی است که خر از آن بهعنوان وسیلۀ دفاعی
استفاده میکند.
خر دُمی باریک دارد و بر روی سرش نیز یک دسته مو قرار دارد. زانوان این حیوان
غالباً دارای خطوطی رنگی و باریک و مخطط است. قد این حیوان بر حسب آب و هوا و نژاد
فرق میکند و از
۰۱/۱
تا
۳۵/۱
متر متفاوت است. درازای آن نیز از بین دو گوش تا ابتدای دم معمولاً
۴۰/۱
تا
۴۵/۱
متر است. خر دارای سری بزرگ و پهن و سینهای کوچک است.
میانگین عمر خر بین سی تا چهل سال است. دندانهای این حیوان بسیار شبیه دندانهای
اسب است و مانند اسب خیلی راحت میتوان از روی دندانهای آن، سن حیوان را تشخیص
داد.
دورۀ بارداری خر ماده ۳۶۴ روز یعنی در حدود یک سال است و پس از این مدت خر ماده کُره خری بهدنیا میآورد. خر ماده گرچه از نظر قدرت ضعیفتر از خر نر است، ولی سختکوش است
و در واقع بهخاطر
شیری که میدهد و کُرهای که میزاید نفعی سرشار به صاحب خود میرساند. شیر خر ماده
از حیث کیفیت بسیار شبیه شیر آدمیزاد است.
اهلی کردن خر ظاهراً مدتها پیش از اهلی کردن اسب رواج داشته است. منشاء این حیوان به قاره آفریقا باز میگردد. خر وحشی آفریقایی در حوالی ۴۰۰۰ قبل از میلاد اهلی شد. مصریان این
حیوان را به کشور خود آوردند و بهدلیل قدرت جسمیاش از آن استفادههای فراوانی کردند. این حیوان برای مصریان از اهمیت بالایی برخوردار بود و در آثار قدیم مصریان تصاویر فراوانی از
خر دیده میشود. این حیوان حوالی ۱۸۰۰ قبل از میلاد به آسیای میانه آورده شد و رفته رفته از محبوبیت خاصی برخوردار گشت، بهطوری که به دمشق امروزی "شهر خرها" گفته میشد. خر
پس از آنکه در جنوب غربی
آسیا و مصر اهلی شد، به یونان و از آنجا به ایتالیا و اسپانیا راه یافت و کمکم
مورد استقبال کشورهای شمالی اروپا قرار گرفت و سرانجام به یُمن کریستفکلمب از طریق
اسپانیا به قاره آمریکا نیز راه یافت.
این حیوان بر اثر درازی پشت و استقامت و بردباریاش در برابر شرایط دشوار در مناطق
کوهستانی و بیابانی وسیلۀ بسیار مناسبی برای حمل و نقل است. خر قادر است
۲۰
تا
۳۰
درصد بیشتر از وزن خود بار حمل کند. این در حالی است که مقدار غذایی که مصرف میکند
نصف غذای مصرفی اسب است. یکی دیگر از موارد استفاده از خر، در کشاورزی است.
کشاورزان از این حیوان برای حمل آب، شخم زدن، آسیاب کردن و دیگر کارهای کشاورزی
استفاده فراوانی میکنند.
18.10.2009
اندر باب خر – قسمت دوم
طی فاصله که بین این مطلب ومطلب قبلی که قسمت اول اندر باب خر بود اتفاق بسیار
نادری افتاد که واقعا شگفت انگیز بود
فردای همان روز همین که رفتم ماشین سوار شم وبیام سرکار دیدم پشت بر ف پاکن ماشین
کلی کاغذ جمع شده واقعا ترسیدم گفتم که این همه جریمه انهم در یک روز چه خبره
بعد دیدم اشتباه کردم اینها برگه های تشکری بود که خر های منطقه ودوروبر
برای چاپ مطلب خری در سایت برایم نوشته بودند میخواستم بلند بلند داد بزنم بگم اهای
خران متشکرم دیدم صدام به جایی نمی رسه انموقع واقعا دلم میخواست مثل یک خر رشید
بقول اوزیها هنگ مکه یعنی ار ار میکردم . واقعا اول صبح جز اشک شوق کار دیگری از
دستم بر نمی امد انهم از طرف خر نه ادم ها .
واقعا ذوق زده شده بودم نفهمیدم مسیر خانه تا شرکت را چگونه طی کردم همه اش
به ادامه مطلب خری فکر میکردم وبه این موضوع که چگونه خر ها به ادم ها انگیزه
میدهند واین بود که بیشتر مصمم شدم تا راجع به خرها بیشتر بنویسم
این قسمت را با ایمیلی شروع میکنم که یک خر که دستی در تاریخ خران دارد ودکترای خر
شناسی اش را از دانشگاه پالان گرفته
ضمن ارسال یک عکس توضیحاتی هم در باره ان داده است شما هم اگر میخواهید به این مطلب
توجه کنید لطفا به قسمت خری ان توجه کنید چون مطلب در همین رابطه است
ما خرها سابقه ای از نظر قدمت وتاریخ بیش از ادم ها داریم وزودتر از ادم ها در این جهان بوده ایم اما چه شد که روزگار ما به اینجا ختم شد که عده ای بر ما سوار شدند بر میگردد به حس عاطفی وخری ما که خیلی بیشتر از شماست چون ما فکر میکردیم باری از روی دوش دیگران برداشتن کار درست وجوانخرانه ای است برای همین وقتی می دیدیم انسانی در گل مانده به او کمک میکردیم اگر میدیم باری نمی تواند بردارد وبرای او سنگین است به او کمک میکردیم وروی پشت خود قرار میدادیم بارها وبارها دیدیم که همین ادم از جاهای سخت نمی تواند بالا برود بخصوص وقتی باری وبنه ای همراه داشت ما خر ها بلافاصله میزفتیم کمکش .
واقعا چقدر خوش خیال بودیم وفکر میکردیم این یک رابط موجود پسندانه است وموجودات روی زمین از هر جنسی که هستند باید به همدیگر کمک کنند نفهمیدیم همین حس غریب وخری ما بالاخره بلای جانمان میشود وادم ها فرصت طلبانه بدون تمایل ما ما را به بردگی میکشانند .ما از زمانی که تمدن شروع شد با این موضوع ارتباط پیدا کردیم وموقعیت خری ما بدلیل برده داری خران تغئیر کرد ما هر چند گاهی به تمرد از کارها روی اوردیم اما انها ما را با زور ونگهداری شبانه روزی در طویله ها وزندان انفرادی با ما کاری کردند که عملا در خدمت انها باشیم . متاسفانه همیشه گفته اند که اهرام ثلاثه مصر وبناهای تاریخی فرعونیان بوسیله ادم ها ساخته شده واینرا از هنرها وپشتکار خود میدانند اما هیچ اسمی از ما برده نمیشود اگر ما نبودیم چه کسی این همه سنگ های سنگین را جابجا میکرد چه کسی اب واذوقه برای کارگران می اورد چه کسی خانواده ها را با بار واثاثیه انها از روستا به شهر می برد . متاسفانه یک بار هم در طول تاریخ بابت این همه سختی ونقشی که ما خران در ساخت بناهای تاریخی داشته ایم ازما یاد نکرده اند
بیشتر بناها وحتی راه ها بوسیله وبکمک ما خران ساخته شده است همین اب انبارهای قدیمی اوز هم با کمک ما ساخته شده سنگ وساروج کوبی وگچ بری انها بوسیله ما انجام گرفته فصل گندم وجو این ما بودیم که در صحراها ودشت ها کار میکردیم خر من کوبی جوال جوال گندم ما حمل کردیم اما اینهمه فداکاری ما برای ادم ها چه شد انها واقعا بی انصاف هستند یا بار انها را بردیم یا خود انها را بر پشت خویش سوار کردیم اما دریغ از یک جو غیرت که اسمی از ما ببرند هر وقت میخواهند اسم مارا ببرند با فحش وناسزا همراه هست مرتیکه خر خر خودتی و...هزاران کلمه دیگه که خرها شرمشون میاد انو بزبان بیارن .
ما ناراحت نیستیم که خر دنیا اومدیم وخر زندگی میکنیم وخر هم از دنیا خواهیم رفت ما برای بعضی از ادم ها متاسفیم که ادم بدنیا می ایند ومثل خر گنده وبزرگ میشوند ومثل انسان زندگی نمی کنند ومثل خر هم سقط میشوند .ببخشید که کمی تند صحبت کردم اخه این حرفها فقط حرف من نیست خود ادم ها هم اینو باور دارند ومرتب بین صحبت های روزانه اشان از این جملات استفاده میکنند وباید قبول کنید که خیلی ادم ها مثل ادم زندگی نمی کنند وخو وخصایل ادمی ندارند. اما تاسف من از این بابت است که چرا ندانم کاری ونادانی وحماقت خودرا به ما نسبت میدهند وراه براه میگویند احمق خر . ما اگه خریم به خریت خودمان افتخار میکنیم شما چرا بر انسانیت خودتان پایدار نیستید وهی پای ما را وسط میکشید.من بیش از این دل خربینتان را خسته نمی کنم وتوجه شما را به عکس زیر جلب میکنم این عکس مربوط به زمان فراعنه مصر باستان است ویکی از خرهای باستانی در حال حمل بار گندم است ودو ادم هم در تصویر دیده میشوند این یک خر ماده است که بیچاره 5ماهه حامله است اما حقوق خری در باره ان اجرا نشده ومدام کار طاقت فرسا وبارهای سنگین به او داده شده است تا جایی که زمان وضع حمل فقط دو ساعت ونیم به او مرخصی داده اند وبرای همین بچه اش ناقص الخلقه بدنیا امد ما این دردهای بزرگ تاریخی خودرا به که بگوئیم کجا این دردها را عرعر کنیم .جا دارد در پایان از سایت خرکی شما هم بابت این حسن توجه خری تشکر کنم

شما هم شنیدید که وقتی یکی بد اواز میخونه میگن در مایه خر درچمن میخونه یا داره
عرعر میکنه من بعنوان یک خر
که عمری با نمایش وموسیقی واین بند وبساط ها ارتباط دارم میخوام بگم سخت در
اشتباهید ما اصل صدا هستیم خود صدا هستیم اصلا ما اخر صدائیم
بلندترین صداها با اکوی بسیار خوب مال
ماست ما هم در سرازیری هم در سربالایی میتوانیم با صدای بلند بدون میکروفن وبلندگو
بخوانیم چه بار پشتمون باشه چه نباشه با
تمام قدرت میخونیم روز وشب هم برامون فرقی نداره ما میگیم هرجا خر خوشه دایم بهاره
. اینرا از عهد باستان از زمان خریت بر این کره خاکی خوانده ایم وبعد ها هر که امده
ودیگر حیوانات بعد از ما تقلید کرده اند. درست که که ما نوار وسی دی وصفحه ای از
خود بجا نگذاشته ایم تا به شما ادم ها اثبات کنیم که ما از عهد قدیم
به خواندن مشغول بوده ایم اما همینکه خود
خران از صدای خود واقف هستند برای ما کافیست. ما بدنبال زرق وبرق وافاده وفیس واز
اینجور چیزا نیستیم ما خریم وخیلی هم خریم این چه بساطیه که هر روز یکی از شما میاد
توی روزنامه ومجلات برای خودش ادا در می اره وبرای معروف شدن یک روز موهاشو سیخ
میکنه یک روز زیر ابرو بر می داره یک روز با شورت میخونه یک روز با کورست یک روز هم
لخت لخت. واقعا که ما بعنوان یک خر از این بساط ادم ها چیزی سر در نیاوردیم
اگه صداتون خوبه واواز خوب دارید چه ربطی
به موهات ولبات ودور چشمت داره که هی رنگ و وارنگش میکنی
اگه اواز خوانی چرا موقع خوندن هی بالا
وپائین میری ومثل مارمولک ورجه وورجه میکنی ومیری
تو تلویزیون صد دست لباس تنت میکنی اگه صدات دلنشینه چه لزومی داره شورت وکرست راه
براه توی برنامه عوض میکنی مگه نماینده شورت وکرست وزیر پوش هستی من فکر میکنم خیلی
از شما ادم ها صاحب صدا واواز نیستید البته بعضی از شما ها هی کمی بگی نگی اوازکی
دارید اما بقیه فقط زور میزنید با بلندگو وصدتا چیز دیگه از خودتون صدا در بیارین
تا شاید کسی از شما خوششون بیاد وبقول خودتون خرش کنید در صورتی که شما خر نیستید
وخر هم نخواهید شد چون خریت هم برای خودش منزلتی دارد که ما بر ان واقف هستیم .
اینرا برای این گفتم که این بابایی که داره راجع به خر تو سایتش مطلب مینویسه
حواسشو جمع کنه ودر باره خر درست بنویسه البته همانگونه که از شمایل زیبای من
پیداست وشما هم در ان شکی ندارید من یک خر زیبا هستم که سند وسال زیادی هم ندارم
وباز همانگونه که متوجه شدید من با هنر وموسیقی
هم سروکار دارم و خودتون میدانید که انچه برای خرهای چون من رنج اوار است احساس
عجیب خری ماست واقعا پدر عشق بسوزد
عشق اصلش کلمه ای خری بوده وریشه ترکی دارد چون ترک ها به خر میگن اشک
( در این هنگام خر احساساتی میشود ومثل
تگرگ از چشمان چون پیاله اش اشک میریزد وچند دقیقه ای به همین منوال میگذرد تا به
حالت ارام قبلی بر میگردد ومن دوباره گوش
میدهم ) چه بگم از کجا بگم همه به من میگن تو خر رمانتیکی هستی یعنی خیلی احساساتی
وخیالی هستی یادش به خیر مادر خدا
بیامرزم هم همینجور بود بالاخره خر باید به یکی از این دو رفته باشه یا به پدرش یا
به مادرش از بد شانسی یا خوش شانسی ما ما از دو جهت صاحب فیض شدیم هم پدری رمانتیک
داشتیم هم مادری احساساتی خودتون حالا قضاوت کنید که چه کره خری پس انداختن .هی
یادش به خیر واقعا دوران کره خری خوبی داشتیم نه باری بود نه نهیب وتوهینی فقط شوخی
وجفتک وبازی بود البته گاه گاهی سه تا چهار تا چوب میخوردیم اما کرگی همه اینها را
از یاد خر میبره بگذریم ما زود بزرگ
شدیم وتوی سفر ی که با پدر ومادرم وبقیه
خر ها رفته بودیم بارکشی با یک جماعت
خری که انها هم بارشونو خالی کرده بودند وداشتند برمیگشتند طویله با یکی از این
نازنین خران اشنا شدم از کنارم که رد شد
چشکی زد که همه هوش وحواسم پرید نزدیک بود
با بار چپ کنم که بابام عر کوچکی کرد ومن متوجه شدم خیلی خراب کردم
واز همان روز بود که من اواره کوه و بیابان شدم
وبساط ساز واواز را پیشه کردم چون دیگه
هیچوقت از ان نازنین خر خبری نشد که نشد .ومن
ماندم ودنیای خیالات خری .تاکنون چندین ترانه واواز در مایه های مختلف به خاطر او
خوانده ام وهر چه بیشتر میخوانم اندوه این غم جانگداز خریم بیشتر میشود
وقلبم عین تلمبه بلک استون به تالاپ تالاپ می افتد تا کنون چندین کنسرت
وبرنامه زنده اجرا کرده ام که همگی به خاطر اشک خری مورد استقبال همه خران قرار
گرفته واین تشویق واین توجه خران
باعث شده بیشتر به خریت خودم افتخار کنم وبا تمام احساس قلبی ام اعلام کنم که
: خر باید خریتش را تا اخر نشان بدهد ومن
هم همین کار را میکنم .
چون این حکایت غم انگیز خر را شنیدم وبرای اینکه کامتان تلخ نشود شعری را چندی پیش
در باره ازدواج وخواستگاری دو خر جایی خوانده ام که برایتان مینویسم متاسفانه
نام شاعر ان ننوشته بود .امیدوارم این خر رمانتیک ما هم دست از این اشک
قدیمی اش برداره وبیش از این بر خریتش اصرار نکنه وبره دنبال یه خر دیگه
خری آمد بسوی
مادر خویش بگفت
مادر چرا رنجم دهی پیش
برو امشب برایم
خواستگاری اگر
تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا
ای پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
زبین این همه
خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست
مشکل
خرک از شادمانی
جفتکی زد کمی عرعر
نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به
قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را
عاشق شدم من
به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو
پالان به تن کن برو اکنون
بزرگان را خبر کن
به آداب و
رسومات زمانه
شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان
خریدند پای عقدش یه افسار
طلا با پول نقدش
خریداری نمودند
یک طویله
همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب
خود گشایید
وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم
آیا رضایی؟ به عقد
این خر خوش تیپ در آیی؟
یکی از حاضرین
گفتا به خنده عروس خانم بهر گل
چیدین برفته
برای بار سوم خر
بپرسید
خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان
شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین
نمودند
به امید خوشی و
شادمانی برای
این دو خر در زندگانی
اندر باب خر – قسمت چهارم
شما حتما کلمه اوش را شنیدید که مختص خود خر است وبرای ایستادن خرها بکار میرود
وخرها هم این مسئله را بارها چه در پندار چه در گفتار تائید کرده اند ومن وشما هم
جایی نخواندیم که غیر
خری ادعا کرده باشد این کلمه خری نیست اما راجع به کلمه اوباش که با به ان اضافه
شده تاکنون ثابت نشده که این کلمه خری باشد هرچند کلمه اراذل که نسبت برادری با
اوباش دارد همواره کنار هم بکار رفته اما این خری که ما میشناسیم بیشتر تاکید دارد
که من از اوباش بیشتر خوشم می اید تا اراذل چون اوباش پیوند لغوی وریشه ای با کلمه
اوش دارد که خرها از ان لذت میبرند وبعنوان نام ونشان وگاهی زست وقیافه هم استفاده
میکنند واین خری که اکنون در تصویر می بینید وعکس ان روی سایت ستاره های اوز هست هم
از این خرهای اوباش است که زیر عکسش هم نوشته خر اوباش مثل ما ادم ها که مثلا
مینویسیم حمید فداکار یا خسرو شجاع یا مینویسیم دختر شایسته
برای بعضی از خرها استفاده از کلمه اوباش حکم چنین تعابیری در فرهنگ خری
دارد ودر مجامع ومجالس ودید وبازدیدها خیلی خوشحال میشوند که انها را با این عنواین
صدا کنید ومثل ادم ها نیستند که فقط در جریده وروزنامه انهم بر علیه کسی بنویسند
وتازه فرد مورد نظر از این عنوان بدش بیاید .خرها به چیزی که به ان اعتقاد دارند با
عزمی راسخ از ان دفاع میکنند .
البته در لغت نامه مرحوم دهخدا اوباش بر ناکسان گفته میشود
وونیز به مردم عامی هیچ نفهمیده بی سروپا وجلف وسرخود وخودخواه
گفته میشد . در این رابطه هم شعرهای زیادی
سروده شده همچون
چون گشت بعالم این سخن فاش
/ افتاد ورق بدست اوباش
حرام از بهر آن کردند می را /
که
با اوباش میخوردند وی را.
مکن مستی میان بزم
اوباش
/ که مستی میکند اسرارها فاش
ناگفته نماند که خری که عکس ان اینجا مشاهده میکنید به هیچ وجه این موضوع را قبول
ندارد که ناکس ونفهم است وخودش معتقد است که بی سروپا وجلف کسانی هستند که به زندگی
ونوامیس وحریم زندگی افراد تجاوز میکنند وبی حرمتی وزورگویی از خصایص انهاست
اراذل واوباش کسانی هستند که به زیر دست خود وادم های مظلوم زور میگویند
در صورتیکه ما خران اوباش با این رویه میانه ای نداریم وروش اینگونه افراد از نظر
ما خلاف عادت خران است وشدیدا محکوم میکنیم
این خر اوباش همچنان اضافه میکند که نمی خواهیم موضوع را سیاسی اجتماعی کنیم
چون این کار ادم هاست که میخواهند موضوع انحرافی ایجاد کنند تا موضوع اصلی مطرح
نشود شاید انها دنبال منافع خاصی
هستند تا از کلمه ارذل واوباش استفاده گروهی وجریانی بکنند در صورتیکه ما خران
کاملا با این روش مخالفیم ودنیای اوباشی ما مرز روشنی با اینگونه سواستفاده های
سیاسی دارد خر اوباش اضافه میکند ما مثل ادم ها با چاقو وقمه وزنجیر تا کنون سد راه
هیچ کس نشدیم وحتی در طول تاریخ چند هزار ساله ما شما نمی توانید که یک مثال
بیاورید که خری خدای ناکرده با چاقو وزنجیر وقمه به جان خر بیگناهی یا ادم بی پناهی
افتاده باشد حتی شما نمی توانید یک مورد پیدا کنید که خری به خانواده یا زن ودختر
همسایه یا رهگذری متلک یا فحش ناموسی داده باشد ما
احتیاج به پلیس ونیروی انتظامی نداریم
نه بر خورد فیریکی داریم نه توی محله چاقو کشی وزورگویی وباجگیری میکنیم ما
عقل داریم وبرای بقیه خران هم احترام قائلیم نمی دانم شما ادم ها چه جور موجوداتی
هستید که اینهمه با هم مشکل دارید .ما خران اوباش بارها اعلام کرده ایم این اعمال
کار ما خران نیست ودر دادگاه کاهه هم شکایت کرده ایم که متاسفانه در این جهان بی در
وپیکر اعمال ورفتاری از ادم ها سر میزند که میخواهند به نام ما بنویسند .درست است
که ما صاحب روزنامه وجریده ای نیستیم تا نکنه نظرات خودرا پیرامون اینگونه مسایل
بروشنی بیان کنیم اما با این دوگوش بی نظیر خود بارها شنیده ایم که خر نفهم است
وچشم های هیزی دارد وبدنبال کارهای بی ناموسی می باشد . جا دارد من از همین فرصت
استفاده کنم واعلام نمایم معنا ومفهوم ناموس مال شما ادم هاست از نظر ما خر یا نر
است یا ماده یا بزرگ است یا کوچک یا سیر یا گرسنه است بقیه حرفها شما ادم ها برای
ما درست کرده اید ما ناموس وغیر ناموس نداریم ؛دختر عمو وپسردایی وخاله وعمه نداریم
ما جملگی خریم ونمی دانم شما ادم ها چرا این موضوع به این سادگی را نمی فهمید ومرتب
رفتار ناشایست وبی ادبانه خودرا به ما نسبت میدهید .البته چند تا از شما ادم ها
نسبت به این عکس من ایراد گرفته اند که این عکس هم نشان میدهد که خر جز ارذل واوباش
است ودارد به صورت هوسناکی برخورد ناشایست میکند من همینجا توضیح میدهم این دهن کجی
ما خرها به شما ادم هاست کاری که شما ادم ها اصلا نمی توانید از پس ان برائید این
نشان خر کیفی ماست که ابایی از نشان دادن ان نداریم .ما لات نیستیم اما گردن کلفت
هستیم واز گردن کلفتی خودمان جز در راه درست استفاده نمی کنیم شما هم خواهشن اگه
نمی خواهید مثل یک خر اوباش اهل عشق وحال وبا تربیت ونزاکت باشید لااقل بقول خودتون
ادم باشید .
اندر باب خر – قسمت پنجم
خر مشکوک
مطلبی که اینبار در مورد خر مینویسم اصلا با قصد ومنظور نیست وامیدوارم شما هم مثل من با شک به اندر باب خر این قسمت نگاه نکنید .
دیروز از طریق فیس بوک یک عکس برایم ارسال شده بود که خوب که دقت کردم دیدم ازیک
نفر است که خودش را معرفی نکرده فقط یک عکس خر فرستاده است که انرا در همین صفحه
ملاحظه میکنید من هر چه فکر کردم این عکس چه کسی فرستاده واز کجا امده نفهمیدم
اینرا از این بابت عرض میکنم که مطالبی هم در باره موضوعی نوشته بود که من اندر باب
خر در وب سایت نوشته بودم برای همین شکاکیتم زیاد شد واین مطلب که الان مینویسم به
نوعی جواب وگفگو با فرستاده این عکس ومطلب است .
ایشان که نمی دانم کیست نوشته اند که منظور شما از اینکه تاکنون چهار بار در باب خر
نوشته اید چیست ؟ وچرا پای خرها وسط ادم ها می کشید یا شما نفع ومنفعتی از اینکار
می برید یا از ادمیت بلا نسبت ما بری شدید ؟ اصلا شما از کجا جز ادم هایی نباشید که
خرها را خر حساب نمی کنند؟
جناب ... فلان من چه با منظور نوشته باشم چه بی منظور؛ در اینکه در باب خر نوشته ام
شکی در ان نیست ودر باره اینکه چرا در باره خر نوشته ام حداقل مربوط به خران است
وتظلمی که به انها شده
است . شما شنیده اید که مثلا میگویند عناصری مشکوک در فلان اداره فلان کار میکردند
یا افرادی مشکوک به انفولانزای خوکی در فلان مدرسه شناسایی شدند چرا نمی گویند فلان
فرد مشکوکی که دل درد داشت معلوم شد یا چرا نمی گویند فلان نفرمشکوک
که دو تا دستش ارتروز گرفته دیروز در
بیمارستان .. پیدا شد .ببینید مشکوک بودن از شک وشکاکیت می اید شک یعنی تردید
وشکاکیت یعنی تردید یا شک بسیار ومشکوک
شدن یعنی گمان کردن در کار کسی یا بهتر است بگوئیم تردید داشتن در اعمال کسی
که البته میشود انرا به رفتار وگفتار وپدیده ها هم تعمیم داد .معمولا اکثر سوالهایی
که ما میکنیم وبیشتر در پی جواب ان هستیم بنوعی از تردید ما برخاسته است یا برای
زدودن ابهام ما بدان روی می اوریم. ایا ما
همه چیز را باور میکنیم ؟از بزرگترین شک های ادمیان در طول حیات چند هزار ساله
انهاست ایا شما به باور خودتان اعتقاد
دارید ؟ ایا جهان بدون ما قابل باور است ؟ ایا ما فقط یعنی انسانها ؟ ایا موجوداتی
در جهان هستند که بهتر از ما باشند ؟ چرا ارزش بهترین فقط با ادم ها در نظر گرفته
میشود ؟ مگر مالک همه این جهان ادم ها هستند ؟
وقتی داشتم این مطلب را مینوشتم یواش یواش به حالتی که در عکس این خر مشکوک بود
بیشتر پی بردم وتازه داشتم میفهمیدم که مشکوک اصلی در این ماجرا من یا ادم ها
نیبستیم بلکه این خر است که خیلی با حساسیت وبا تمام کنجکاوی به من وشما چشم دوخته
وانگار میخواهد حرفی بزند که تر جیح میدهد نزند .اینکه چرا نمی خواهد حرف بزند قدری
مشکوک میزند .مطلب به همین جا که رسید دیدم مثل فیلم های سینمایی که سنگ وچوب ودارو
درخت هم حرف میزنند این عکس هم شروع به حرف زدن کرد گفت ببین ما قبلا هم گفتیم الان
هم برای چندمین بار میگوئیم ما خریم خر مشکوک وپشکوک نداریم ما اهل تزویر وریا
ودروغ نیستنیم کار خلاف وپنهانی هم نمی کنیم زمانی
به چیزی میگن مشکوک که ان کار پنهانی انجام میشه یا در خفا ومعمولا هم خلاف تلقی
میشه . تا حالا خری دیدید که برود فلان کار غیر اخلاقی بکند بعدش هم ایدز بگیرد
وبگن فلان خر مشکوک به ایدز گرفته شد یا بگن خر فلانی با خر بستانی رابطه مشکوک
دارند نه خدا وکیلی تا حالا چنین چیزی شنیدید . چند تا خرو میشناسید که بصورت
مشکوکی مال واموال بیت المال را بالا کشیده باشه اصلا خر مال واموال داره ؟ تا کنون
خری دیدید که بره رئیس فلان اداره یا مدیر ورئیس و وکیل وزیر بشه وبه خاطر رفتار
مشکوک اخراجش کنند شما ادم ها راه براه به همدیگه شک میکنید بچه هه یکساعت دیر به
خونه می یاد بابا وننه اش شک میکنه که نکنه بازم رفته فلان جا
. زنه تو خونه داره با تلفن حرف میزنه مرده شک میکنه نکنه با ننه اش داره
بساط غیبت پهن میکنه مرده یه سفر
تجاری رفته چین زنه فکر میکنه الان داره اونجا ماسلاز ابگرم میگره با حوریان چشم
بادامی مرده رفته خونه خواهرش زنش
فکر میکنه یه خبرای هست خلاصه بساط
شک وشکاکیت ادم ها انقدر زیاد که تازه فلاسفه هم تربیت میکنند که شکشون بیشتر بشه ؟
خواهشمندیم ما را وارد این قیل وقال فلسفی که چه عرض کنم ملسفیتون نکنید من فقط به
یک چیز مشکوک هستم انهم به رفتار شما ادم هاست که تاکنون هیچ خری هم نتوانسته این
شک را از بین ببره .ضمنا شما نویسنده این مطالب خری بهتره زود قضاوت نکنید مشکوک
اصلی ما نیستیم بلکه شما ادم ها هستید .
اندر باب خر – قسمت ششم
خر ما از کرگی دم نداشت
از انزمان که قسمت پنجم اندرباب خر نوشته شد تا کنون افرادی
بودند که میخواستند بحث خری ادامه پیدا کند ومن بدلایل مختلف متاسفانه نتوانستم
ادامه دهم. اما الان کمی وقت پیدا کردم تا
یک قسمت دیگر را به ان اضافه کنم؛ البته این قسمت که مربوط به حکایتی تاریخی است که
مردم کشورمان انرا بعنوان ضرب المثل بکار میبرند از جایی اورده ام .
تعدادی از ماها ان ضرب المثل وحکایت انرا میدانیم ؛ اما تعداد زیادی فقط خود
ضرب المثل را میدانند وحکایت انرا نمی دانند. من بی مناسبت نداستم که همشهریان
وبینندگان سایت با این حکایت اشنا شوند
این ضرب المثل زمانی بکار میرود که ادمی که حق با اوست بخواهد از حق خود
بگذرد وخودرا درگیر مسائل ان نکند
مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده. مساعدت را (
براي كمك كردن ) دست در دُم خر زده، قُوَت كرد( زور زد). دُم از جاي كنده آمد. فغان
ازصاحب خر برخاست كه « تاوان بده»!.
مرد به قصد فرار به كوچهاي دويد، بن بست يافت. خود را به خانهاي درافگند. زني
آنجا كنار حوض خانه چيزي ميشست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هياهو و آواز در
بترسيد، بار بگذاشت (سِقط كرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نيز با صاحب خر هم آواز شد.
مردِ گريزان بر بام خانه دويد. راهي نيافت، از بام به كوچهاي فروجست كه در آن
طبيبي خانه داشت. مگر جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايۀ ديوار خوابانده
بود؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد، چنان كه بيمار در جاي بمُرد. «پدر مُرده» نيز
به خانه خداي و صاحب خر پيوست!.
مَرد، همچنان گريزان، در سر پيچ كوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش
افگند.
پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش كرد. او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان
پيوست!.
مرد گريزان، به ستوه از اين همه، خود را به خانۀ قاضي افگند كه «دخيلم» (پناهم
ده)؛مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه خلوت كرده بود. چون رازش فاش ديد، چارۀ رسوايي
رادر جانبداري از او يافت: و چون از حال و حكايت او آگاه شد، مدعيان را به درون
خواند.
نخست از يهودي پرسيد. یهودی گفت: اين مسلمان يك چشم مرا نابينا كرده است. قصاص طلب
ميكنم.
قاضي گفت : دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست. بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا
كند تا بتوان از او يك چشم بركند! و چون يهودي سود خود را در انصراف از شكايت ديد،
به پنجاه دينار جريمه محكومش كرد!.
جوانِ پدر مرده را پيش خواند. جوان گفت: اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من
افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمدهام. قاضي گفت: پدرت بيمار بوده است، و
ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است. حكم عادلانه اين است كه پدر او را زير
همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي، چنان كه يك نيمهء جانش را بستاني!. و جوانك
را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود، به تأديۀ سي دينار جريمۀ شكايت بيمورد محكوم
كرد!.
چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت بار افكنده بود، گفت : قصاص شرعاً هنگامي
جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد. حالي ميتوان آن زن را به حلال در فراش
(عقد ازدواج) اين مرد كرد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند. طلاق را آماده باش!.
مردك فغان برآورد و با قاضي جدال ميكرد، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در
دويد.
قاضي آواز داد :هي! بايست كه اكنون نوبت توست!.
صاحب خر همچنان كه ميدوید فرياد كرد: مرا شكايتي نيست. محكم كاري را، به آوردن
مرداني ميروم كه شهادت دهند خر مرا از کرهگي دُم نبوده است!!!
ادامه دارد
پاورقی
